راهپیمایی گروههایی از سلطنتطلبان و طرفداران پهلوی در هفتههای اخیر با نمادها و تصاویر مربوط به ساواک در شهر رگنسبورگ آلمان، مارششبهنظامی و با شعارها و علائم فاشیستی در دانمارک، فحاشی و تعرض به مخالفان حکومت اسلامی، برافروختگی علیه نمادهای انقلاب زن زندگی آزادی، و بسیاری از اقدامات لمپنی و کثیف و خارج از نزاکت سیاسی توسط طرفداران رضا پهلوی، ماهیت ضد مردمی و انزجارآور این جریان را بیش از پیش بر همگان آشکار کرد. جریانی که زیر فشار فضای پیشرو و آزادیخواهانه جامعه،بارها تلاش کرده بود خود را مدافع “دموکراسی” و جمهوریخواهی و”آزادی” معرفی کند،اکنون آشکارتر از همیشه با نمادهای فاشیستی رژه میرود و از یکی از منفورترین دستگاههای سرکوب و شکنجه و اعدام در تاریخ معاصر ایران یعنی ساواک رسما و علنا دفاع میکند و آنرا برای آینده ایران نیز تبلیغ میکند و از همین الان مخالفانش را به اعدامهای دستهجمعی تهدید میکند.
دفاع از ساواک و رونمایی از ثابتی “مقام امنیتی” دوران پهلوی، و کلا حرکتهای فاشیستی، عربدهکشی و تعرض فیزیکی و لفظی به تجمعات مخالف جمهوری اسلامی در خارج کشور، حمله سازمانیافته به فعالان جنبش “زن، زندگی، آزادی”، فحاشیهای کثیف ضد زن و عقبمانده و موج تخریب و پروندهسازی علیه هر منتقد و مخالف سیاسی به بخشی ثابت از عملکرد این جریان تبدیل شده است. هر فرد یا جریانی که از آزادی، برابری و نفی هر نوع دیکتاتوری سخن بگوید، بلافاصله هدف کارزارهای توهین، تهدید و تخریب این جریان قرار میگیرد.
علت این رفتارهای خلاف کل جریان اجتماعی در ایران را باید در واقعیتی روشن جستجو کرد و آن هم وحشت از آینده است.طبعا خصلت جریان سلطنتطلب و وابسته به پهلوی از اساس و پایه با ساواک و سرکوب و اعدام عجین است. این جریان با چنین سیاست و نیروهایی ۵۰ سال در ایران حکومت کرده و گورستان آریامهری را برپا کرده بود و بازماندگانش نیز به درجات مختلف از همین نهادها و نمادها دفاع کردهاند. زیر فشار فضای پیشرو جامعه این جریان و مشخصا رضا پهلوی تلاش کرده بود بهدرجهای ماهیت ضد آزادی و انحصار طلبانه سیاستهای خود و کلا سلطنت طلبان را مخفی کند یا با شرمزدگی حاشیهای نماید. حتی در مواردی خود را مخالف سلطنت و طرفدار جمهوری معرفی کرد! اما خیلی زود به اصل خود بازگشت نمود و شعار مرگ بر سه فاسد از خانهاش شنیده شد. از اعدام مخالفین در رژیم پدرش حمایت کرد. و نشان داد که او و کلا جریان سلطنتطلبی مرتجعتر از آن است که بتواند چهره یک جریان دمکرات را از خود نشان بدهد. تبلیغات رسانههایی مثل ایران اینترناشینال و من و تو و بی بی سی نیز کمکی برای تطهیر چهره این جریان نکرده و نمیکند.
این جریان از اساس و ماهیت خود متعلق به سنتهای عقبمانده دوران گذشته و اشرافیت و فئودالیسم است و در جامعهای مثل ایران که تجربه ۴۷ سال مبارزه با حکومت اسلامی را پشت سر گذاشته است، و یک بار حکومت سلطنتی را سرنگون کرده، آیندهای ندارد. مردم در ایران بارها و بارها نشان دادهاند که مخالف دیکتاتوری و حکومتهای بالای سر مردم، خواهان پایان اعدام، پایان زندانهای سیاسی، طرفدار جدی آزادی بیان و اعتصاب و تشکل و تحزب، و برابری کامل اجتماعی هستند. این خواستهها که در تجمعات وخیزشها و بیانیههای بسیاری بازتاب یافته، صد و هشتاد درجه با ماهیت سلطنت، که بر پایهقدرت اشرافیت و وراثت قدرت و تمرکز اقتدار بنا شده، در تضاد قرار دارد. به همین جهت این جریان و فعالان و چهرههایش به اشکال مختلف دشمنی خود را با همه جنبشهای اجتماعی پیشرو و بهویژه با انقلاب”زن، زندگی، آزادی”مخفی نمیکنند و علنا علیه این زن زندگی آزادی شمشیر میزنند. و این میخی بر تابوت سلطنت طلبی در ایران است.
فحاشی و تهدید علیه نیروهای چپ و کمونیست و علیه هر کس که از زن زندگی آزادی، از آزادیهای سیاسی دفاع و علیه اعدام و نابرابری فعالیت میکند، و حمله به تجمعاتی که رنگ و بوی سلطنتطلبی ندارد، همسویی آشکار با سایبریهای جمهوری اسلامی است و با این رفتارها این جریان عملا راه را بر عوامل جمهوری اسلامی بازتر کرده است. در بسیاری موارد، نیروهای وابسته به حکومت یا خود را سلطنتطلب معرفی کردهاند یا در کنار این جریان قرار گرفتهاند تا اپوزیسیون آزادیخواه و سرنگونیطلب را تخریب کنند. ایجاد دوگانه جعلی “جمهوری اسلامی یا سلطنت” دقیقاً در خدمت بقای وضع موجود است؛ زیرا تلاش میکند هر آلترناتیو آزادیخواه، برابریطلب و مردمی را حذف کند.
نمایش پرچم ساواک و رژههای فاشیستی با لباس نظامی و علائم فاشیستی،نه تنها کمکی به سلطنتطلبان نکرد، بلکه موج تازه و وسیعی از ابراز انزجار عمومی نسبت به این جریان را کلید زد. حتی بخشی از حامیان سابق آنان نیز از این اقدامات فاصله گرفتند و اختلافات داخلی در میان سلطنتطلبان تشدید شد. بسیاری این صحنهها را “آخرین میخ بر تابوت پروژه رضا پهلوی” توصیف کردند.
در مقابل این فضای مسموم، و ضد آزادیخواهی باید قاطعانه ایستاد. مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی، و دفاع از آزادی و برابری و جنبش زن زندگی آزادی را باید هرچه فعالتر گسترش داد. نباید اجازه دهیم که فاشیسم دست راستی به سادگی در خیابانهای کشورهای غربی عرض اندام کند. سرنگونی محتوم جمهوری اسلامی باید بهآزادی همه مردم از سرکوب و دیکتاتوری و پایان سلطه اقلیتهای انحصارگرا و سلطهطلب و چپاولگر منجر گردد.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران