دادخواهی در سایه جنگ- حسن صالحی

انترناسیونال: در دی‌ماه ۱۴۰۴، جمهوری اسلامی در پاسخ به خیزش انقلابی مردم، دست به یک قتل‌عام گسترده زد. ابعاد دقیق این جنایت هنوز روشن نیست؛ هم به‌دلیل سرکوب دولتی، قطع اینترنت و نبود دسترسی آزاد به منابع قابل اتکا، و هم به‌دلیل تلاشی آگاهانه برای پنهان کردن ابعاد واقعی کشتار. اما روشن است که در ۱۸ و ۱۹ دی، ده‌ها هزار نفر به‌دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.

با آغاز جنگ ۳۹ روزه میان آمریکا–اسرائیل و جمهوری اسلامی، و حاکم شدن فضای نظامی و جنگی، این قتل‌عام تا حدی تحت‌الشعاع قرار گرفت و جنبش دادخواهی با دشواری‌های بیشتری روبه‌رو شد؛ هرچند همچنان تلاش‌هایی برای زنده نگه داشتن یاد این جنایت و گسترش جنبش دادخواهی ادامه داشته است.

سوال این است: در شرایط کنونی، و در فضایی که هنوز سایه جنگ و آتش‌بس شکننده بر جامعه سنگینی می‌کند، چگونه می‌توان جنبش دادخواهی را از حالت تدافعی خارج کرد و به یک اهرم تعرض سیاسی علیه کل جمهوری اسلامی تبدیل نمود؟ و مهم‌تر از آن: چگونه می‌توان مانع شد که جنگ، فضای امنیتی و یا حتی توافق احتمالی میان دولت‌ها، این جنایت عظیم را به حاشیه براند و حافظه اجتماعی جامعه را خلع سلاح کند؟

به بیان صریح‌تر: جنبش دادخواهی چگونه می‌تواند، مستقل از مسیر جنگ و دیپلماسی دولت‌ها، به بخشی از جنبش سرنگونی‌طلبانه و سازمانیابی انقلابی جامعه تبدیل شود؟

حسن صالحی: این واقعیت دارد که جنگ میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی، جنبش دادخواهی را تا حدی به محاق برد. البته این وضعیت فقط محدود به جنبش دادخواهی نبود. همگان به خاطر دارند که تا پیش از آغاز جنگ و در چهل‌روزگی کشتار هولناک دی‌ماه، خانواده‌ها و بستگان جان‌باختگان با برگزاری مراسم یادبود، علیه این جنایت به میدان آمدند و صدای دادخواهی میلیون‌ها نفر از مردم ایران را بلند کردند.

در مراسم چهلم کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، هزاران نفر بر سر مزار جان‌باختگان این کشتار هولناک گرد هم آمدند و ضمن گرامی‌داشت یاد و خاطره آنان، علیه جمهوری اسلامی شعار دادند. این امر، به نوبه خود، نشان می‌داد که مردم، علی‌رغم آن سرکوب خونین و مرگبار، نه‌تنها مرعوب نشده‌اند، بلکه مصمم‌تر از گذشته به مبارزه خود برای محاکمه و مجازات عاملان این جنایت ــ یعنی تمامی سران و دست‌اندرکاران جمهوری اسلامی ــ ادامه خواهند داد و از پای نخواهند نشست.

جنگ اخیر وقفه‌ای در این جنبش دادخواهانه ایجاد کرد، اما نتوانست و نمی‌تواند آن را متوقف کند. هنگامی که حکومتی چنین علیه مردم خود دست به کشتار می‌زند، چگونه می‌توان انتظار داشت که مردم آن را فراموش کنند؟ چگونه می‌توان انتظار داشت که در حالی‌ که میان مردم و جمهوری جنایتکار اسلامی دریایی از خون جاری است، مردم به چیزی جز دادخواهی بیندیشند؟

در طول جنگ و فضای جنگی نیز صدای این جنبش خاموش نشد؛ بلکه در اعتراض‌های زندانیان در “سه‌شنبه‌های نه به اعدام”، در ابراز شادمانی‌های شبانه از حذف خامنه‌ای و دیگر سران این رژیم، و همچنین در صدها تجمع و اعتراض ایرانیان خارج از کشور به یاد جاویدنامان دی‌ماه، پژواک یافت.

زخم عمیقی که جمهوری اسلامی در دی‌ماه ۱۴۰۴ بر پیکر جامعه ایران وارد کرد، التیام نخواهد یافت مگر آن‌که مردم، آمران و عاملان این جنایت هولناک را به پای میز محاکمه و پاسخ‌گویی بکشانند. هدف، طبعاً انتقام و انتقام‌جویی نیست؛ هدف این است که، پیش از هر چیز، ابعاد و جزئیات این جنایت روشن شود و آمران و عاملان آن در دادگاه‌هایی مبتنی بر موازین انسانی و عادلانه پاسخ‌گو باشند. هدف این است که از تکرار چنین جنایت‌هایی، از سوی هر دولت دیگری در آینده ایران، جلوگیری شود. این، مضمون و محتوای اصلی جنبش دادخواهی در ایران است.

نه جنگ، نه فضای جنگی و نه حزب‌الله‌چرخانی‌های جمهوری اسلامی، هیچ‌کدام نمی‌توانند مانع ادامه دادخواهی مردم ایران برای کشته‌شدگان دی‌ماه ۱۴۰۴ و همه عزیزانی شوند که در طول ۴۸ سال گذشته به دست این رژیم به قتل رسیده‌اند. این جنبش بار دیگر به صحنه بازخواهد گشت. با توجه به ابعاد قتل‌عام ده‌هاهزارنفری دی‌ماه، اکنون میلیون‌ها نفر در ایران دادخواه‌اند. این جنبش، در کنار جنبش علیه اعدام، مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، و همچنین جنبش دفاع از معیشت مردم، از میدان‌های اصلی نبرد برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی خواهد بود.

با فروکش‌کردن جنگ و پایان فضای جنگی، همه این جنبش‌های اجتماعی بار دیگر اوج خواهند گرفت و جمهوری اسلامی را زیر فشار خردکننده خود قرار خواهند داد. از همین امروز نیز اعتراضات کارگری و بازنشستگان دوباره جان تازه‌ای گرفته است. جمهوری اسلامی نمی‌تواند تا ابد اینترنت را خاموش نگه دارد و به محض باز شدن اینترنت، بیش از پیش خواهیم دید که جامعه ایران چگونه از درون علیه حکومت جنایتکار اسلامی در حال غلیان است.

چندی پیش، مادر یکی از کشته‌شدگان دی‌ماه، علی‌رغم محدودیت‌های شدید اینترنتی در ایران، با رسانه‌ای تماس گرفت و گفت: “چرا نامی از پسرم در رسانه‌های جمعی برده نشده است؟” او مادر مهدی کبوک بود؛ جوانی که در ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، تنها سه روز پس از ازدواجش، با شلیک مستقیم گلوله مزدوران جمهوری اسلامی به قتل رسید.

این مادر داغدار می‌گوید نام فرزندش شنیده نشد؛ و چه بسیار نام‌هایی که هرگز شنیده نشدند. بازگویی درد و رنجی که این مادر متحمل شده است، در عین آن‌که اشک بر چشمان ما می‌آورد، یادآور این حقیقت نیز هست که باید پیش‌قدم شد و از کشتار دی‌ماه سخن گفت؛ کشتاری که متأسفانه جامعه جهانی توجه لازم را به آن نکرد. این ماییم که باید با صدایی رسا، دادخواهی خود را به گوش جهانیان برسانیم.

جمع‌آوری اسامی و مشخصات کشته‌شدگان دی‌ماه، که درباره تعداد آن‌ها آمارهای متفاوتی ارائه شده، و همچنین بازگویی روایت‌هایی که بر جان‌باختگان این جنایت هولناک گذشته است، در کنار ثبت و مستندسازی فشارها و تضییقات جمهوری اسلامی بر خانواده‌ها و بستگان آنان، از مهم‌ترین اقداماتی است که می‌تواند در مسیر پیگیری دادخواهی انجام شود.

آنچه مسلم است این است که نباید اجازه داد جنایت وحشتناک دی‌ماه فراموش شود یا تحت تأثیر رخدادهای دیگر به حاشیه رانده شود. پرداختن به این جنایت تا زمانی که همه ابعاد آن روشن نشده و عاملان و آمران آن شناسایی و در معرض پیگرد قرار نگرفته‌اند، نمی‌تواند از دستور کار جامعه ایران خارج شود. این موضوع، وظیفه‌ای اخلاقی و سیاسی در قبال جان‌باختگان آن دی‌ماه خونین است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *