حسن صالحی: با نزدیک شدن بازیهای جام جهانی فوتبال حضور جمهوری اسلامی در این بازیها به موضوع بحث و ابراز نظرات متفاوتی تبدیل شده. برخی معتقدند که جمهوری اسلامی باید تحریم بشود و برخی با این امر مخالف هستند و خواهان شرکت تیم ایران در این بازیها هستند. در این میان حزب کمونیست کارگری موافق تحریم و اخراج جمهوری اسلامی از جام جهانی است. علیه تحریم استدلالاتی مطرح میشود که به برخی اشاره میکنم و نظر شما را جویا میشوم. یک استدلال اینست که فوتبال را نباید سیاسی کرد. میگویند فوتبال سیاسی نیست. پاسخ شما چیست؟
حمید تقوائی: این ما نیستیم که فوتبال را سیاسی میکنیم، جمهوری اسلامی فی الحال این کار را کرده است. جمهوری اسلامی نه فقط فوتبال بلکه کل ورزش را سیاسی کرده است. اینکه تیمهای ایران هیچگاه در بازیهای جهانی با اسرائیل روبرو نمی شوند، اینکه زنان را به استادیومهای فوتبال راه نمیدهند، یا ورزشکاران را مجبور میکنند که سرود رژیم را بخوانند — آنطور که در استرالیا اتفاق افتاد — اینکه خانواده های ورزشکارانی که به مسابقات جهانی می روند را گرو میگیرند تا از پناهنده شدنشان به کشورهای دیگر جلوگیری کنند، اینها همه دلایل ایدئولوژیک سیاسی دارد؛ سیاست و ایدئولوژی پوسیده اسلامی. همه اینها یعنی مسخ و مصادره کردن ورزش و از جمله فوتبال به ابزاری در خدمت رژیم. بحث بر سر این نیست که فوتبال را سیاسی بکنیم یا نکنیم، بحث بر سر اینست که خواست مردم و هدف مردم و تلاشهای مردم در زمینه ورزش نیز، مانند همه عرصه های دیگر، کاملا نقطه مقابل سیاستها و عملکرد جمهوری اسلامی است.
اگر میخواهید ورزش سیاسی نشود باید نفوذ و سلطه جمهوری اسلامی بر ورزش را کنار بزنید و دستش را از فوتبال و دیگر رشته های ورزشی کوتاه کنید تا ورزش تبدیل بشود به امری که مردم ایران از آن حمایت کنند و از آن لذت ببرند.
وقتی جمهوری اسلامی ورزش را تبدیل کرده است به ابزاری برای پیشبرد سیاستهای ارتجاعی خودش، طبعا مردم باید در برابرش بایستند. این اساس کارزار ما برای اخراج جمهوری اسلامی از جام جهانی است.
حسن صالحی: برخی معتقدند تیم فوتبال ایران تیم ملی یا تیم مردم است و نه تیم رژیم. در مقابل نیروهای موافق تحریم معتقدند این تیم حکومتی است و جای زیادی در میان مردم ندارد. شما در این مورد نظرتان چیست؟
حمید تقوائی: من موافق کسانی هستم که میگویند این تیم حکومتی است و نه تیم مردم. نشان دادن این واقعیت به بحث و تحلیل و تعمق چندانی نیاز ندارد. کافی است جام جهانی قبلی را بیاد بیاورید که وقتی تیم جمهوری اسلامی از آمریکا شکست خورد و حذف شد مردم خوشحال شدند. اتومبیلها بوق زدند و مردم در خیابانها شادی کردند!
حسن صالحی: در ده ها شهر ..
حمید تقوائی: بله در ده ها شهر مردم شادی کردند و با تعرض نیروهای سرکوب مواجه شدند. اگر بیاد داشته باشید نیروهای رژیم در بندر انزلی به فردی به اسم مهران سماک، به خاطر بوق زدن در شادی شکست تیم فوتبال جمهوری اسلامی، شلیک کردند و او را کشتند.
ببینید در تمام دنیا بازیهای ورزشی، بخصوص فوتبال، چنان با علاقه و انس و حتی تعصب مردم گره خورده است که در رقابتهای جهانی مردم تماما حامی تیمشان هستند، باهر بردش شاد میشوند و جشن می گیرند و از هر باختش غمگین و ناراحت میشوند. در ایران جمهوری اسلامی قضیه برعکس است. چرا اینطور است؟ آیا مردم ایران فوتبال دوست ندارند؟ آیا مردم نمیخواهند تیم کشورشان در بازیهای جهانی پیروز بشود؟ مسلما میخواهند. اگر ایران در این مورد استثنا است به این خاطر است که “تیم ملی” فوتبال تیم مردم نیست، آنان را نمایندگی نمیکند بلکه رژیمی را نمایندگی میکند که مورد نفرت اکثریت قریب باتفاق مردم است.
البته باید حساب بازیکنان را که بسیاری از آنها دلشان با مردم است از رژیم جدا کرد. بازیکنانی نظیر علی دایی و وریا غفوری که علنا به مخالفت با جمهوری اسلامی برخاسته اند، و یا سعید پیرامون بازیکن تیم فوتبال ساحلی که در ١٤۰١ با حرکت نمادین قیچی کردن مو در زمین بازی از جنبش مهسا حمایت کرد، و یا بازیکنان تیم فوتبال زنان که همین چند ماه قبل از خواندن سرود رژیم خودداری کردند، همه تلاش کردند از مسابقات فوتبال ابزاری برای اعتراض بسازند و البته همه با محرومیت و انواع فشارها از جانب حکومت مواجه شدند. از محرومیت از بازی و اخراج از تیم تا زندان و گروگان گیری خانواده ها ( برای مجبور کردن بازگشت تیم فوتبال زنان به ایران) و انواع فشارها و محرومیتهای دیگر.
همین اعمال فشار رژیم بر بازیکنان مردمی نیز نشانه دیگری از مسخ حکومتی ورزش فوتبال و کنترل شدید حکومت بر تیمهای فوتبال است. مساله اینست که کل باصطلاح “تیم ملی” بوسیله جمهوری اسلامی کنترل میشود و در خدمت حکومت بکار گرفته میشود. این تیم مردم نیست، تیم رژیم است.
همه این واقعیات ما را ملزم میکند تا از فیفا بخواهیم که تیم جمهوری اسلامی را از جام جهانی اخراج کند. این تیم فوتبال یک رژیم آدمکش است که قتل عام دیماه را در کارنامه سیاه خود دارد و از شرکت در جام جهانی برای مشروعیت بخشیدن به خود به عنوان یک رژیم متعارف سوء استفاده میکند. مردمی که چهار سال قبل از شکست تیم ملی شان خوشحال شدند مسلما امسال از اخراج این تیم از جام جهانی بیش از پیش خوشحال خواهند شد.
حسن صالحی: به هر حال عده ای از مردم ورزش و فوتبال را دوست دارند. مشتاقند که بازی تیم کشورشان را در مسابقات جام جهانی تماشا کنند. من تعداد و درصد این بخش را نمیدانم. ممکن است زیاد و یا کم باشد. شما چطور این عده را قانع میکنید که سیاست تحریم را قبول کنند.
حمید تقوائی: خیلی از حرکتهای اعتراضی موافقت صددرصد مردم را با خود ندارند. ولی باید دید توده مردم، بخصوص مردم فعال و معترض، مردمی که عزیزانشان را در مبارزه با جمهوری اسلامی از دست داده اند، دادخواهان و خانواده های زندانیان سیاسی، زنانی که تحمیل بی حجابی به رژیم را در کارنامه مبارزاتیشان دارند، داغداران دیماه، دانشجویان و کارگران و بازاریان و مردم کردستان که بارها دست به اعتصاب زدند، و غیره غیره، اینها چه میگویند؟ البته ما نه میتوانیم نظر پرسی کنیم و نه حتی به اینترنت و مدیای اجتماعی که رژیم بروی مردم بسته است رجوع کنیم، اما تحلیلا میتوانیم ارزیابی واقع بینانه ای از خواست و نظر اقشار مختلف مردم داشته باشیم.
نکته دیگر اینکه درصد مخالف و موافق در جامعه هر چه باشد، این وظیفه نیروهای اپوزیسیون آزادیخواه است که جلو بیفتند و یک خواست و هدف پیشرو و برحق را به یک حرکت مبارزاتی تبدیل کنند. بحث بر سر اینست.
حتما بخشی از مردم موافق شرکت تیم ملی فوتبال در جام جهانی هستند، در دوره قبل هم لابد برخی از مردم همین موضع را داشتند. اما حتی اگر اکثریت مردم این نظر را داشته باشند — که البته چنین نیست — باید بر بخش پیشرو جامعه و بر ویژگی شرایط سیاسی ایران و بر نفرت عمومی از رژیم کشتار و قتل عام متکی شد. صرف شادی خیابانی مردم از شکست تیم فوتبال ایران در جام جهانی ١٤۰١، آن هم زیر تیغ یک حکومت آدمکش، کافیست تا نشان بدهد که اپوزیسیون آزادیخواه باید در این جهت حرکت کند. امروز حتی تیمهای سایر کشورها از بازی تدارکاتی و مقدماتی با تیم فوتبال ایران سر باز میزنند و این یعنی همه فهمیده اند که با تیم جمهوری اسلامی طرفند و نه با تیم مردم ایران.
همانطور که این رژیم رژیم مردم نیست، تیم فوتبالش هم تیم مردم نیست. لابد بخشی از جامعه خواهان شرکت در جام جهانی هستند ولی بخش پیشرو و فعال جامعه و من فکر میکنم اکثریت جامعه نمیخواهند اسم و پرچم جمهوری اسلامی در مسابقات جهانی ظاهر شود.
رژیم با شرکت در بازیهای جهانی تلاش میکند اینطور جلوه میدهد که گویی یک حکومت متعارف است با فعالیتهای ورزشی نظیر هر جامعه دیگر. این تصویر واقعی نیست. مردم ایران میدانند که این حکومت جهنمی را در ایران برپا کرده است و هیچ چیزش متعارف نیست. نباید اجازه داد که حکومت جانیان در عرصه های ورزشی حضور داشته باشد و به این ترتیب یک نوع سفید شوئی و برای خود کسب وجهه کند. بخش اعظم جامعه از رژیم متنفر است و این بخش خواهان این نیست که رژیم با شرکت در بازیهای جهانی از خودش تصویر یک حکومت متعارف را بدست بدهد.
حسن صالحی: بعضی از نیروهای مخالف تحریم استدلالشان اینست که تلاش برای اخراج رژیم از جام جهانی بجائی نمی رسد و فایده ای ندارد. میگویند فیفا به چنین خواستی گردن نمی گذارد و این کارزار تحریم نتیجه بخش نخواهد بود. پاسخ شما چیست؟
حمید تقوائی: این حرکت نیز مثل هر کارزار دیگری ممکن است به نتیجه برسد و یا نرسد. اما ما به شرط چاقو مبارزه نمیکنیم. در خیلی از عرصه های دیگر هم نتیجه مبارزه معلوم نیست و حتی احتمال غالب اینست که به هدف مطلوب نرسیم. اما این باعث نمیشود دست روی دست بگذاریم و اعتراض و مبارزه نکنیم. بعنوان مثال علیه اعدام امروز جنبش گسترده ای شکل گرفته است. در همین ماه آوریل حرکت گسترده ای علیه اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی و آزادی اینترنت آغاز شد که بیش از ١٧۰ حزب و نهاد و فعال مبارزاتی به این حرکت پیوستند. اما کسی تصور نمیکند این کارزار میتواند به ممنوعیت اعدام در ایران منجر بشود. حتی تعداد اعدامها کاهش نیافته و بعد از توقف جنگ تعداد اعدام زندانیان سیاسی بیشتر هم شده است. اما نباید از این واقعیت نتیجه گرفت که مبارزه علیه اعدام فایده ای ندارد و باید از سازماندهی اعتراض علیه اعدام دست کشید. هیچ نیروی مبارزی اینطور فکر نمیکند. در یک مقیاس اجتماعی نفس هر کارزار و مبارزه ای علیه رژیم ضربه ای به حکومت است.
در مورد کارزار اخراج جمهوری اسلامی از جام جهانی هم همینطور است. ما با کارزار بایکوت جمهوری اسلامی از جام جهانی حقایق و فاکتهائی را در معرض دید جهانیان قرار میدهیم. حقایقی مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی حتی در حیطه ورزش چه جنایتهائی مرتکب شده است. اعدام نوید افکاری ها را فراموش نکرده ایم.
در کنار زندان و اعدام، تبعیض و محرومیت نیز در جامعه ورزشی بیداد میکند. اینکه بهائی ها در ورزش اصلا جائی ندارند؛ اینکه در ورزش نیز مثل هر عرصه دیگر شایستگی جای خود را به رانت و وابستگی به حکومت داده است؛ اینکه زنان حتی نمیتوانند تماشاچی مسابقات فوتبال باشند؛ همه اینها را باید مطرح کرد و توجه جهانیان را به آن جلب نمود.
جام جهانی فرصتی است تا جنایتهای جمهوری اسلامی را در قلمرو ورزش و علیه ورزشکاران زن و مرد وسیعا افشا کنیم : از دختر آبی تا نوید افکاری و دستگیری و اعدام ورزشکاران تا گرو گرفتن خانواده های تیم ملی فوتبال زنان که میخواستند به استرالیا پناهنده بشوند و کلا اعمال انواع فشارها بر ورزشکاران حتی ملی پوش ایران. باید مردم دنیا بدانند که تنها در ١۸ و ١۹ دیماه بیش از ٤۰ ورزشکار در خیابانهای شهرهای ایران کشته شدند. همه اینها حقایقی است که باید موضوع کار کمپین بایکوت ورزشی جمهوری اسلامی قرار بگیرد. مستقل از اینکه این کارزار به چه نتیجه ای برسد نفس این افشاگری و آگاهگری گام مهمی علیه تلاشهای جمهوری اسلامی برای مشروعیت و مقبولیت بخشیدن به خود خواهد بود.
میگویند فیفا وارد سیاست نمیشود. ما هم چنین انتظاری نداریم. ولی تحریم ورزشی جمهوری اسلامی اساسا به خاطر سیاستهای ضدانسانی رژیم در قلمرو ورزش و مشخصا در رابطه با فوتبال است. این مستقیما به فیفا مربوط میشود. همچنانکه محرومیت زنان از حضور از استادیومها بدرست مورد اعتراض فیفا قرار گرفت. فیفا باید بداند که سیاستها و عملکرد ضد انسانی جمهوری مساله در رابطه با فوتبال بسیار از محروم کردن زنان فراتر میرود. باید بداند که چند فوتبالیست قربانی اعدامها و کشتارهای جمهوری اسلامی و بازداشت و زندان و انواع محرومیتها و فشارها شدند و بویژه باید بداند که آنچه “تیم ملی فوتبال ایران” نامیده میشود تیم مردم نیست، تیم جمهوری اسلامی است. همانطور که فدراسیون فوتبال ایران هم مستقل نیست و زائده رژیم است. حتی سپاه پاسداران در این ارگانهای ورزشی نفوذ زیادی دارد.
ببینید دولت کانادا مربی و همراهان تیم فوتبال را به خاطر سابقه شان در سپاه به آن کشور راه نداد. در واقع ورزش در ایران به امری امنیتی- نظامی تبدیل شده است. از سرپرستان تا بسیاری از همراهان تیم فوتبال وظیفه اصلی شان ورزشی نیست بلکه امنیتی است. مراقب هستند که افراد تیم به کشورهای دیگر پناهنده نشوند. حتی از پیش خانواده آنها را تحت فشار قرار میدهند و عملا به نوعی گروگان میگیرند تا مطمئن شوند بازیکنان به ایران برمیگردند. خب تیمی که چنین شرایط و همراهانی دارد دیگر یک نهاد ورزشی نیست و نباید به مسابقات جهانی راه پیدا کند. باید از ورود نه تنها همراهان بلکه کل تیم به رقابتهای جهانی ممانعت کرد. ممکن است خود بازیکنان سابقه سپاهی نداشته باشند و حتی مخالف رژیم باشند ولی شرکت این تیم در بازیهای جهانی با چنین تمهیدات پلیسی-امنیتی دیگر امری ورزشی نیست بلکه حرکتی سیاسی و در خدمت مشروعیت بخشیدن جهانی به جانیان حاکم بر ایران است.
هم اکنون رژیم اعلام کرده است که نباید هیچ پرچمی به غیر از پرچم جمهوری اسلامی در استادیومها برافراشته بشود و نباید به سپاه توهین بشود و غیره. پاسخ چنین شرط و شروطهائی تنها میتواند بایکوت جمهوری اسلامی از جام جهانی باشد.
بنابرین این سئوال که چقدر اخراج جمهوری اسلامی عملی میشود و یا نمیشود نباید و نمیتواند معیار ما باشد. البته باید تمام توان خود را بکار ببریم تا این امر عملی شود ولی حتی اگر چنین نشد نفس این کارزار اقدام مبارزاتی مهمی علیه جمهوری اسلامی در سطح جهانی خواهد بود. همانطور که از اینکه مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی، علیرغم نقطه اوجهای متعددی که داشته، هنوز به نتیجه نرسیده کسی به این نتیجه نمیرسد که مبارزه علیه جمهوری اسلامی باید دست شست، در زمینه بایکوت ورزشی جمهوری اسلامی و کلا طرد جهانی رژیم نیز باید پیگیرانه مبارزه کرد. ما رویداد جام جهانی را فرصتی میدانیم تا یک کارزار جهانی علیه جنایتهای جمهوری اسلامی مشخصا در حیطه ورزش سازمان بدهیم و اجازه ندهیم رژیم در این عرصه برای خود مشروعیت بخرد و ظاهر یک حکومت متعارف را به خود بگیرد. این هدف ما است. حتی اگر این کارزار به اخراج جمهوری اسلامی از جام جهانی منجر نشود در شرایطی که مسابقات جام جهانی توجه جهانیان را به خود جلب کرده است نفس آگاه گری افکار عمومی جهانی از جنایت رژیم در ورزشگاهها، در مسابقات، در فضای عمومی کشورها و به زبانهای مختلف گام مهمی در تضعیف موقعیت جانیان حاکم بر ایران خواهد بود.
بایکوت سیاسی- ورزشی-هنری جمهوری اسلامی میتواند تعرض موثری در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی باشد.
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ ، ١۳ مه ۲۰۲۶
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران