سال میلادی ۲۰۲۵ به پایان رسید. این سال در خاطره عمومی با چه عنوانی به یاد آورده خواهد شد؟ علیرغم پیشرفتهای عظیم تکنولوژیک در زمینه تولید، ارتباطات، محیطزیست، پزشکی، و همه چیز، سال ۲۰۲۵ قطعاً بهعنوان سال فجایع اجتماعی و نگرانی عمومی در تاریخ ثبت خواهد شد. سال آوارگی دهها میلیونی و فجایع تکاندهنده پناهندگی، سال گسترش فجایع جنگ اوکراین، سال تداوم جنگ غزه، سال کشتارهای قومی و اتنیکی در آفریقا، سال عمیقتر شدن شکافهای طبقاتی و اجتماعی، سال روی کار آمدن ترامپ و سیاستهای فاشیستیاش، سال خامنهای و اعدامهای هر روزه، سال فقر کشنده، سال ترس، سال جلو آمدن فاشیسم و تروریسم و عقبگرد.
بهراستی اینهمه فاجعه و معضلات اجتماعی در عصر هوش مصنوعی و مدیای اجتماعی و انفجار تولید، و فوران آگاهی اجتماعی، از چه روست؟ در عصر پیشرفتهای انفجاری علم و آگاهی، چرا شاهد فعالتر شدن جریانات عقبمانده و ضدعلم و ضد انسان در اروپا و آمریکا هستیم؟ چرا شاهد ادامه سلطه جاهلترین و عقبماندهترین نیروهای تاریخ بر بسیاری از جوامع نظیر ایران و افغانستان و بسیاری دیگر از کشورها هستیم؟ چرا همچنان مغزهای کپکزده صحنهگردان سیاست هستند؟
اینها سؤالاتی است که همهجا میچرخد؛ اما پاسخ روشنی به آن داده نمیشود.
برای رسیدن به پاسخی روشن از خود بپرسیم که به طور واقعی جامعه بشری در چه عرصههایی پیشرفت داشته و در کجا درجا زده یا عقبگرد کرده است؟ وقتی به این سؤال فکر کنیم و در کل اوضاع متنوع کشورهای متفاوت جهان کمی تعمق کنیم متوجه خواهیم شد که پیشرفتهای دهه اخیر اساساً در عرصه تکنولوژِی، تولید، محیطزیست، کشاورزی، ارتباطات، علوم طبیعی، کهکشان و هوش مصنوعی و فیزیک و امثال اینهاست. تولید ناخالص جهانی طی ده سال گذشته حدوداً ۵۰ درصد و در برخی کشورها نزدیک به صددرصد رشد کرده است. این به زبان ساده بدان معناست که تنها با اضافهتولید این مقطع زمانی میتوان امکانات زندگی در حد رفاه را برای حداقل سه میلیارد انسان تأمین کرد. یعنی اضافهتولید این سالها میتواند مسکن و غذا و امکانات رفاهی در حد مناسب را برای سه میلیارد نفر تأمین کند. اما واقعیت دیگر این است که میزان فقر و گرسنگی طی این دهه نه فقط کاهش نیافته، بلکه افزایش نشان میدهد. بخش اعظم این اضافهتولید بهحساب اقلیتی سرازیر شده که در ثروت غلت میزند و در نتیجه آنچه اکنون شاهد هستیم این است که شکاف میان فقر و ثروت بیشازپیش افزایشیافته است. سال ۲۰۲۵ از این نظر یکی از سالهای بسیار شاخص بود که هم شاهد فجایع فقر و گرسنگی گستردهتر در سطح جهان بودیم و هم دامنه صاحبان ثروتهای نجومی کوچکتر و ثروتهای فردی عظیمتر و نجومیتر شد.
با همین محاسبه ساده میتوان جواب سؤالاتی را که طرح کردیم پیدا کنیم. چرا فاشیسم؟ چرا جلو آمدن جریانات فاشیستی و عقبمانده و دشمن امنیت و آرامش؟ چرا ترامپ؟ چرا خامنهای؟
حقیقت این است که بشریت جلوآمده، امکانات تولیدی و طبیعی و علمی و امثال اینها رشد کرده، اما بشر در عرصه سیاسی شاهد عقبگرد بوده است. شاید دقیقتر این باشد که بگوییم که علم و تکنولوژی و تولید رشد که کرده؛ اما سیستمهای حاکم سیاسی دقیقاً راه عکس را پیمودهاند. دولتها، پارلمانها، احزاب دولتی، جهت و سمتوسوی پسرفت را در پیش گرفتهاند. جلو کشیدن مذهب و خرافهپرستی، گسترش سایه جنگ و جنگافروزی، جلو کشیدن نیروهای سیاه و متعفنی نظیر طالبان و نازیستها و جریانات اسلامی.
دلیل این پسرفت دقیقاً مقابله با پیشرفتهایی است که اشاره کردیم. یعنی رشد تولید و امکانات زندگی توقع و انتظارات اجتماعی و توان مقابله با سیستم حاکم را بالا برده است و حاکمین برای حفظ موقعیت ممتاز و ثروتها و امکانات بیپایان خود به ابزارهای عقبمانده و عهدعتیقی متوسل میشوند. این بیان ساده یک واقعیت بسیار پیچیده در مناسبات اجتماعی است.
وقتی از این زاویه به روند روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران نیز رجوع کنیم همین واقعیت را متوجه خواهیم شد که این رشد اسلامیسم و خرافهپرستی در جامعه ایران نبود که خمینی و کپکزدهترین نیروهای تاریخ را بر تارک جامعه قرارداد. برعکس فضای انقلاب و چشمانداز سرنگونی دیکتاتوری پهلوی و دفن کردن ساواک و جاروکردن بساط خانواده هزار فامیل از این کشور بود که سیاستگذاران سرمایهداری جهانی را به صرافت بلندکردن پرچم سیاه خمینی انداخت.
آنچه با این اشاره کوتاه میخواهم نتیجه بگیرم این است که سیستم سرمایهداری به ته خط رسیده است. در برابر پیشرفتهای تولیدی و تکنولوژیک، امکان بقا ندارد و تنها راهی که برای ادامه حیات خود میبیند متوسلشدن به نیروهای تاریک و عقبمانده و کشتارگر تاریخ است. فاشیسم و ناسیونالیسم افراطی و اسلامیسم و تروریسم و جنگافروزی و ترامپیسم و امثال اینها ارتشهایی هستند که برای مقابله با دشمنان از گور بیرون کشیده شدهاند.
این نیز قابلتوجه جدی است که این ارتشها جرئت شلیک مستقیم به دشمنان واقعی نظام را ندارند. بلکه اساساً به ضعیفترین و آسیبپذیرترین بخش جمعیت یعنی پناهندگان و کولبران و سوختبران و معتادان شلیک میکنند. ترامپ انسانهای فراری از فقر و سرکوب را که بر قایقهایی سرهمبندی شده از تختهپارهها دل به دریا زدهاند مورد حمله و شلیک قرار میدهد، فاشیستهای اروپایی افتخارشان جنگ صلیبی با پناهندگان از همهجا رانده شده است و نماینده پارلمانیشان در انگلیس میگوید “همان دم مرز به آنها شلیک کنید”، در ایران لشکر خامنهای پناهندگان افغانی و خردهفروشان و کولبران و سوختبران را سلاخی میکند و چوبههای دارش معتادان و وازدگان بیپناه را بهعنوان قاچاقچیان مرگ بالا میکشند. “جنگهای نیابتی” با “دشمنان نیابتی” نظام قرار است دشمنان واقعی نظام بردگی مزدی سرمایه را مرعوب کند. زهی خیال باطل!
این سیستم و این طبقه با نفس زندگی مدرن اجتماعی و رشد انفجاری علم و تکنولوژی و تولید در تضاد و در تناقض است و آنها را با امتیازات مالی و طبقاتی خود در تضاد میبیند از همین رو هر روز فاجعه میآفریند. اعدامهای هر روزه در ایران، کشتار مردم محاصره شده غزه، جنگ اوکراین، پاکسازیهای قومی در آفریقا و یکهتازی نازیستها در اروپا و آمریکا در سال جاری، از این منظر قابلتوضیح است.
این روند تلخ و تاریک البته نمیتواند چندان دوام بیاورد. وقتی با سنجش و معیارهای تاریخی به عمر این جریانات فکر کنیم میتوان گفت اینها چند صباحی بیشتر دوام نخواهند آورد. جامعه بشری با اعدام و جنگافروزی و یکهتازی فاشیستها عقب نخواهد رفت؛ بلکه مسیر پیشرفت را ادامه خواهد داد و موانع سر راه خود را کنار خواهد زد. مناسبات موجود به مانعی بر سر راه رشد و پیشرفت نیروهای تولید تبدیل شدهاند و باید کنار زده شوند و کنار زده خواهند شد. فضای پر جنبوجوش و اعتراضی جامعه ایران علیه حکومت اسلامی و کل سیستمها و سیاستهای حاکم و تحولات و خیزشهایی که در مقابل دیکتاتوری خونآشام اسلامی در جریان است، همچنین تظاهرات و اعتراضات صدها هزارنفره در آمریکا و اروپا و دیگر کشورها علیه نظامهای حاکم، گواه روشنی بر این ادعاست. سال تازه بر همگان شاد و پر از پیروزی باد.
به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۶۱
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران