نمیدانم باید خوشحال بود یا غمگین که یک جورهایی ارتباطم ( به قیمت گزاف یک گیگا بایت ۴۵۰ هزار تومان) بطور موقت به اینترنت جهانی برقرار شده است، آن هم وقتی که شبکههای اجتماعی مانند صحرای برهوت شده که به سختی میتوان ارتباطی برقرار کرد. شبکه های اجتماعی عین بیابون برهوتی شده که کمتر کسی از داخل، در آن نیست. به مانند این است که در شبانگاه گذرت به کوچه خلوتی افتاده و در تاریکی و روشنایی، سایهای را میبینی و به طرف آن میروی به امید جنبندهای، همکلامی. سایهای که زاده توهم خود توست، نه حتی “واقعیت مجازی”.
خانم سخنگوی دولت پزشکیان فرمودند: مردم حق دارند از قطعی اینترنت عصبانی باشند! اما امنیت مهم است! امنیتی که بیش از هر کس و هر چیزی توسط حکومت اسلامی از ما مردم بهطور کامل سلب شده است.
نمونه آن سلب امنیت، بیش از دو ماه خاموشی اینترنت. نمونه دیگر، خبر هر روزه به قتل رساندن زندانیان سیاسی و غیر سیاسی توسط جمهوری اسلامی است؛ و با وقاحتی که از همین حکومت سراغ داریم یکی از همین روزها تمامی نیمی از صفحه یک روزنامه حکومتی همشهری، عنوانبندی و طراحی صفحه به دفاع از کشتار زندانیان با ردیف کردن اتهاماتی سخیف مانند “وطن فروشی”، “جاسوس همزمان برای سیا و موساد”، و… اختصاص یافته بود؛ امری که یادآور روزنامههای حکومتی در دهه ۶۰ بود که از کشتار وسیع زندانیان حکایت داشت.
سلب امنیت یعنی اینکه با پول دیروز نمیتوان برای امروز خرید کرد. این یعنی تعریف دیگری باید از خط فقر و بقا داد. به نظرم دیگر لازم نیست بیشتر از این گرانی گفت. و این همه نتیجه سیاستهای حکومتی است که یکی از اعضای بیشرم آن همین خانم مهاجرانی سخنگوی دولت پزشکیان است.
نمونه شاخص سلب امنیت، درگیر کردن زندگی ما مردم با جنگی است که همه اسباب شکل گرفتن آن جمهوری اسلامی بوده و هست. و ما چقدر بدبخت شدهایم که ترامپ و نتانیاهو از سوی رسانههای سلطنت طلبان “فرشته نجات” جا زده میشوند. آنچه که “ولیعهد سابق ایران”، “مداخله بشردوستانه” خواند با بمباران وسیع ایران، زمینه ای فراهم کرده که جمهوری اسلامی جریتر، هجوم وسیع تری و همه جانبهای را علیه تمامی زندگی ما مردم ایران سازمان دهد.
بر انبوه مصیبتهایی که جمهوری اسلامی بر سرمان آوار کرده، مصیبت حمله نظامی “امپریالیسم امریکا” هم افزوده شد. بهنظر میرسد برای برخی اما، تجربه هیجانانگیزی است که جمهوری اسلامی در مقابل “امپریالیسم جهانخوار” مقاومت میکند! بگذاریم و بگذریم…!
جنگی که با کشتن خامنهای آغاز شد، در ادامهاش هر لحظه به صورت “نقطه زنی” میرفت که تمامی “زیرساختهای لازم” برای زنده بودن را نابود کند. و این خطر بر طرف نشده است، تنها به عقب افتاده است.
صدای هواپیماهای جنگی که همراه با صدای انفجارهای قوی، در روز ۹ اسفند بر فضای شهر مسلط شد، وقتی برای تفکر باقی نگذاشت. به یکباره همه مراکز کار خاموش شد. خیابان ناامن ترین جای ممکن گشت.
اما شب هنگام، نزدیکهای نیمشب که خبر مرگ خامنهای تایید شد، یک ایران به شوق آمد. اما جنگ قرار نبود محدود به همین نقطه بماند. تصمیمسازان طبقه حاکم بیشتر قربانیانشان را از مردم بیدفاع انتخاب میکنند. در همان دقایق اول، یک دبستان همراه دانشآموزان و معلمان ناپدید شد. نمونهای از قساوت و بیرحمی جنگ میان دولتها که هیچ نشانی از بشریت با خود ندارند. جمهوری اسلامی که دو ماه پیشتر از شروع جنگ، در ادامه نزدیک به نیمقرن کودککشی، “نیمکتهای خالی” را با کشتن کودکان و نوجوانان در کف خیابان رقم زده بود، به بهانه کشتار دانشآموزان در میناب اشک تمساح میریزد و رذیلانه پشت این کشتار قایم شده است. و در عین حال در این مدت بیوقفه تا آنجا که در توانش بوده با موشکهایش، به اندازه خودش در جهت گسترش جو رعب و وحشت و کشتار غیرنظامیان، از کشورهای همسایه ایران گرفته تا اسراییل کوشیده است.
جنگهای مدرن جبهه ندارند. همه جا “هدف مشروع” این جنگها است. زمان ویژهای هم ندارد، وقت و بیوقت، صبح علیالطلوع تا نیمه روز، در گرگومیش غروب آفتاب یا نیمههای شب، صدای انفجار و هواپیمای جنگی و این وسط قاروقار پهپادها در هم می آمیخت؛ زمین زیر پایت به لرزه میافتاد. همگان با دلهره به هم یادآور میشدند:”زَد!” بعد از هم میپرسیدند: “کجا را زد؟”.
شبی که انبارهای نفت را زد، گویی ابرها در آسمان آتش گرفتند. نوری از کف زمین به آسمان وسعت یافت و چون آسمان پوشیده از ابر بود وسعت و شدت نور انفجار انبارهای نفت صد چندان شد و بعد…، حجم عظیمی از آتش به هوا برخاست. و حیران مانند اپنهایمر در فیلم اپنهایمر؛ که تازه متوجه شد انفجار اتمی یعنی چه و هیچ صدایی هم نمیآمد، و جز در هم پیچیدن آتش هیچ چیزی مشاهده نمیشد؛ به آتش برخاسته از انبارهای نفتی خیره ماندیم. برای لحظاتی گویی سکوت همه جا را گرفت. سکوت مطلق. سکوتی از جنس شوک. بعد، همه دلواپسی، یکجا در جانها نشست. همهمه برخاست، که حکایت از وحشت عظیمی داشت.
شبی دیگر در میان مه و باران ساعت ۳ نیمه شب، صدای جنگندهها خواب شهر را آشفته ساخت. خود را به پشت بام رساندیم. گویی وسط میدان جنگ گیر افتادهایم. دایرهوار، دورتادورمان بمباران شد. وحشت عظیم، از بیپناهی و بیارزشی در دلها نشست. و هیچ زمانی هراسناکتر از شب ۱۹ فروردین نبود که وعده محو یک تمدن و نابودی زندگی را با نابودی کامل نیروگاهها برق، راههای ارتباطی و پلها را داده بودند. و یکی از کسانی که مثلا “کار رسانهای” میکند از ترامپ خواست تجربه بمباران اتمی ژاپن در جنگ جهانی دوم را تکرار کند! چون خبر آتشبس منتشر شد، هر چقدر هم شکننده، نفسها که در سینه حبس شده بوده، آزاد شد. چه هولناک است بازی تصمیمسازان! تصمیمسازانی که تصمیماتشان از سر جنون تضمین ثبات و امنیت برای سرمایه است. و هزینه آن تنها محدود به هزینههای نظامی نیست، که همین هزینهها هم میتواند صرف رفاه مردمان شود، هزینه اصلی را توده مردمی میدهند که میان دعوای حاکمان سرمایه گرفتار شدهاند. بهوقت صلح و آتشبس به شکلی، و بهوقت جنگ به بدترین شکل ممکن.
کسانی وعده داده بودند: “عمو ترامپ و بی بی جون، اول سران حکومت را میزنند، بعد مراکز سرکوب و یکباره رژیم اسلامی از هم میپاشد!” و نهاتیش دو هفته طول میکشد. و این را باید مردم تحمل کنند!” و چون اینگونه نشد، آنکه در برنامه “سیاست”، تلویزیون ایران اینترنشنال خون عزیزان ما را که در دیماه بر کف خیابانها توسط جمهوری اسلامی جاری شد به نفع “میهن” و “شیرو خورشید” یعنی شاهزاده مصادره کرده، آنکه از سوی همکار سابقش به حق، به “خونسواری” متهم شده، بعد از یک ماه که از بمباران گذشته بود آمد گفت: “ناامید نشوید سرجمع دو هفته دیگر کار تمام است! چند تا سران رژیم ماندهاند آنها را هم میزنند، مراکز سرکوب که دارند میزنند حالا چند تا زیرساخت این وسط ویران میشود، اشکال ندارد دوباره بهترش را میسازیم!” و چون خبر آتشبس منتشر شد؛ درمانده و مستاصل چند روزی تکرار میکرد: “سیاست بالا و پایین دارد!” کسی که با شروع جنگ با افتخار در عین ریاکاری آمد گفت:” دیدید متاسفانه پیشبینی من درست بود که میگفتم جنگ میشود! اما این جنگ برای سرنگونی رژیم است!” اما “عمو ترامپ” مدعی است سه لایه از حکومتیان را ایضا به اضافه یک پل قشنگ را زده پس رژیمچنج صورت گرفته است! و عمو ترامپ در نزد ایشان شد: “احمق و کله زردی که معلوم نیست به نفع رژیم کار میکند یا مردم!”، ولیعهد سابق گفت: ناامید نشوید! و دوباره ما مردم موعظه میشویم که: “به تحمل ستم عادت نکنید!”، و ساز قدیمی مجدد کوک شد: “که از کوتاهی ماست که دیوار استبداد بلند است!”
نهتنها سیاست که زندگی بالا و پایین زیاد دارد. منتها مشکل آنجاست که تحت سیطره نظام طبقاتی سرمایهداری، همیشه پایین آن نصیب توده مردمی میشود که کار میکنند و تمدن امروزی را ساختهاند و پابرجا نگه داشتهاند، و بالای زندگی هم در تمام در انحصار بالا دستیها است. که هر وقت منافع شان تامین نمیشود، به خرج جان و زندگی پایین دستیها به وحشیانهترین شکل برای هم شاخوشانه میکشند.
از دیگر سو در تمام مدت بمباران هوایی و اکنون هم، زامبیهای حکومت اسلامی شبها به خیابانها میآیند، و هر چه در توان دارند نفرت مردم را از حکومت اسلامی شدت میبخشند. ابلهان فکر میکنند که حکومتشان برای همیشه پابرجا است چون تنگه هرمز را سپاه در دست دارد و خیابان را “تنگه احد” میخوانند، که هر آن بیم آنرا دارند مردم سر به شورش بگذارنند که این زامبیها قرار است از آن محافظت کنند! سالیانی بود که از ترس خود را به شکل مردم عادی درآورده بودند که شناسایی نشوند، اکنون با پرچم پلشت جمهوری اسلامی در خیابانها رژه میروند. اما خود میدانند که این وضعیت بسیار موقتی است. برای همین به هم نهیب میزنند که هر حرفی را به زبان نیاورند، وحدت شکنی نکنند، آن نماینده مجلس نگوید خانه را بر سر مسئولان خراب میکند، و آن نوحهخوان در جواب نگوید: اگر خفه نشوید، تو سرتان میزنیم!
جمهوری اسلامی به شدت در تلاش است خود را پیروز جنگ بخواند و وضعیت را برای خودش عالی نشان دهد. اما قطع اینترنت این حیاتیترین ابزار ارتباط تودههای مردم و سازماندهی مبارزاتشان، نشان از خوف عظیمی است که حکومتیان از سرنوشت خود دارند. تشبیه خیابان به تنگه احد بی دلیل نیست. چون به وقتی که سپاه محمد فکر میکرد پیروز میدان است، گرفتار هجوم سپاهان کفار شد که از تنگه احد وارد شدند. و اکنون از ترس بازگشت توده مردم به خیابان، شبها خیابانها را قُرق میکنند که دلهای پر از بیم و ترس خود را، قُرص و محکم کنند. همین تجمعات کرایهای را با سلاح جنگی محافظت میکنند و اینجا معلوم میشود کی از چی واهمه دارد.
در همین شرایط سخت و ناگوار، با وجود سقوط روزانه قدرت خرید مردم، با وجود خطر قحطی در آینده نزدیک، با وجود محاصره دریایی، تا این لحظه مشاهده نشده که مردم با هم درگیر شوند. بلکه همه بیتابی میکنند که “کی این وضعیت تمام میشود؟” و منظورشان از تمام شدن این وضعیت سقوط جمهوری اسلامی است. اکنون هم در این شرایط سخت باز این زنان هستند با بی حجابی پرچم مقاومت در مقابل جمهوری اسلامی را برافراشته نگه داشتهاند. یک عدد از امامان جمعه به خود اجازه داد که زنان را تهدید کند، و این خود جمهوری اسلامی بود به او نهیب زد: خفه شو! چون میدانند که آتش زیر خاکستر انقلاب زن زندگی آزادی هر آن میتواند دوباره شعلهور شود. سلطنتطلبان فاشیست خیلی زور میزنند که همه انقلاب زن زندگی آزادی را به برداشتن و گذاشتن یک “تکه پارچه” تقلیل دهند. اما هم ایشان و هم جمهوری اسلامی میدانند چه توان عظیمی این انقلاب برای زیر و کردن نظم کنونی دارد. برای همین یکی با کشتار و دیگر با لجنمال کردن و خونسواری سعی دارند انقلاب زن زندگی آزادی را سرکوب کنند.
جنگ ما مردم با جمهوری اسلامی به شدت و حدت خودش سرجایش هست. جنگ مردم با حاکمان، انقلاب نام دارد. چون تنها در انقلاب است که مردم به معنای واقعی کلمه خود و دیگران را بازمییابند و همسرنوشتی را با اتحاد و همبستگی خود برای ساختن دنیای بدون تصمیمسازان پلشت حاکم رقم خواهند زد. بازی هولناک تصمیمسازان را باید و میتوان بههم زد. این بازی را تنها مردم میتوانند بههم بزنند. مردمی که از ظلم و ستم بیحدوحصر جمهوری اسلامی به معنای واقعی کلمه جان بهلب شدهاند. جنگ کنونی تنها آنرا به عقب انداخته است. چرا که همه آن چیزهای که سبب شکل گرفتن انقلاب زن زندگی آزادی گشت نه تنها به قوت خود باقی است، بلکه بهواسطه جنگ شدت و عمق یافته است.
جنگهای مدرن که حاکمان سرمایه راه میاندازند تنها ابزار کشتارش قرن بیستویکمی است و گر نه اساسش بر کشتار و ویرانی وسیع شهرها و مراکز کاراست، که از اعماق تاریخ تا هماکنون حاکمان وحشی بارها و بارها آنرا تکرار کردهاند.
اما جنگی دیگر هست کاملا مدرن و انسانی که سلاح کشتار جمعی ندارد و لازم هم ندارد، چون بر اتحاد جمعی مردمان اتکا دارد. و علاوه بر آن همه زیبایهای زندگی را برای همه اهالی میخواهد. و ما تجریه کردیم انقلاب زن زندگی آزای را که چگونه همه آن چیزهایی که روی زیبای زندگی بشری را نشان میدهد به یکباره فوران کرد. از عشق و امید برای یک دنیای بهتر و بر این پایه، همبستگی انسانی میان آحاد مردم. و بر این پایه جهانشمول چگونه سراسر جهان را تحت تاثیر خود قرار داد. این جنگ هم جبهه ندارد، وسعت آن وسعت کره زمین است، هر جایی که انسانها زندگی میسازند.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران