جنگ و بحران موجودیت حکومت اسلامی- کاظم نیکخواه

سال تازه شمسی را در حالی آغاز میکنیم که جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی در روزهای اخیر وارد فاز تازه تر و حادتری شده است. در این هفته چند تن از سران و کاربدستان کلیدی حکومت اسلامی توسط اسرائیل به قتل رسیدند و جمهوری اسلامی در موقعیت بسیار ضعیف تری قرار گرفت. طی سه روزلاریجانی دبیر شورای امنیت حکومت، اسماعیل خطیب وزیر اطلاعات، غلامرضا سلیمانی فرمانده کل بسیج و علی محمد نائینی سخنگوی سپاه پاسداران به همراه شمار بسیار بیشتری از نیروهای حکومتتوسط اسرائیل به قتل رسیدند. حذف این افراد، بویژه لاریجانی که عملا در راس هرم قدرت قرار داشت، ضربه ای مهلک به پیکره حکومت اسلامی است که فی‌الحال خامنه‌ای و بسیاری دیگر از سران و دست اندرکارانش را از دست داده بود.

یک رویداد مهم و غیر منتظره در این جنگ بمباران مراکز نفتی در پاس جنوبی توسط اسرائیل بود که فضای جنگ را به سوی خطرناکتری سوق داده است. جمهوری اسلامی متقابلا به مراکز نفتی در عربستان و قطر حمله کرد و خسارات و آتش‌سوزی‌هایی را ایجاد نمود.

ترامپ و نتانیاهو در این جنگ به دنبال تسلیم جمهوری اسلامی یعنی کنار گذاشتن سیاست اتمی و موشکی، و دست کشیدن از سیاست ضد آمریکائی و ضد اسرائیلی و عدم حمایت از نیروهای نیابتی‌اش در کشورهای منطقه هستند. جمهوری اسلامی تن دادن به چنین سیاست‌هایی را به معنای تسلیم کامل می‌داند و تا زمانی که خطر سقوط را بطور جدی نزدیک نبیند به آن تن نخواهد 

پیش‌بینی چگونگی ادامه این جنگ و شرایط موجود هدف این نوشته نیست. بلکه آنچه قابل توجه است و آن‌را بارها تاکید کرده‌ایم این است که باعث و محرک این جنگ جمهوری اسلامی است. نه به این مفهوم که ترامپ و نتانیاهو به دنبال جنگ نیستند. بلکه به این مفهموم که این حکومت با پافشاری بر سیاست نابودی اسرائیل و مرگ بر آمریکا، به نیروهای جنگ‌طلب و ارتجاعی‌ای مثل نتانیاهو و ترامپ بهانه موجهی داده و می‌دهد که فضای جنگی را تشدید کنند و دست به حمله بزنند.

صف‌آرایی و رجزخوانی جنگی میان جمهوری اسلامی که خود را دشمن ایدئولوژیک اسرائیل و همچنین آمریکا تعریف میکند، با اسرائیل و آمریکا از همان ابتدای روی کار امدن حکومت اسلامی وسیعا به جریان افتاد. این تخاصم و دشمنی مدام حادتر و حادتر شد و با جنگ ۱۲ روزه در خرداد سال گذشته به فاز کیفیتا تازه‌ای وارد گشت که فاز جنگی است. عقب کشیدن از این درجه از تخاصم حاد و نظامی، حتی با آتش‌بس و آشتی در جنگ جاری، دیگر برای طرفین ممکن نیست. یک طرف باید کوتاه بیاید و به عبارت دیگر تسلیم شود و به طرف مقابل گردن بگذارد. با دست بالا داشتن اسرائیل و آمریکا در جنگ، روشن است که این جنگ فقط با تسلیم یا سرنگونی جمهوری اسلامی می‌تواند به پایان برسد.

اما تسلیم جمهوری اسلامی یا پذیرش شروط طرف مقابل، خیلی زود به سرنگونی جمهوری اسلامی منجر خواهد شد. چرا که جنگ کنونی در دل جنگ مردم با جمهوری اسلامی به جریان افتاده است و هر درجه از شکست و تضعیف حکومت، فضای سرنگونی طلبی و انقلاب علیه حکومت را تشدید خواهد کرد.

جمهوری اسلامی با آگاهی از این وضعیت، از یک سو علی‌رغم تحمل ضربات سهمگین و مهلک، به جنگ با اسرائیل و آمریکا ادامه میدهد، و از سوی دیگر با ادامه اعدام‌ها و دستگیری‌ها در داخل کشور، تلاش می‌کند فضای جامعه را به عقب بکشد و مردم را به تمکین و سکوت بکشاند.

این وضعیت یک نوع بن‌بست در اوضاع سیاسی را تداعی می‌کند. جمهوری اسلامی از اینکه سرنگون نشده خود را پیروز جنگ قلمداد می‌کند و آمریکا و اسرائیل نیز همچنان به وارد کردن ضربات به پیکر حکومت ادامه میدهند. میتوان انتظار داشت که این جنگ با نوعی آتش‌بس موقت و سازش اعلام نشده طرفین متوقف شود.

اما جمهوری اسلامی آچنان ضرباتی خورده، و آنچنان در نفرت اجتماعی محاصره شده است که با قطع جنگ نیز با معضلات و مشکلات و شکاف‌ها و مسائل بسیاری مواجه خواهد شد که راه برون‌رفتی از آن را در چشم‌انداز ندارد. حذف سریع چهره‌های رده بالای حکومت، فلج کامل و فروپاشی اقتصادی که از قبل از این جنگ نیز نشانه‌های آن اشکار بود، بدون تردید بحرانهای حادی را در صفوف رژیم دامن خواهد زد. می‌توان پیش‌بینی کرد که در فضای غیرجنگی این بحران سریع‌تر سرباز خواهد کرد و جنگ و جدال‌های درونی فوران بیشتری خواهد یافت و خیزش‌های سراسری مردم را به دنبال خواهد داشت.

جمهوری اسلامی بطور واقعی به ته خط رسیده است. ادامه عمر این حکومت در فاز به‌هم‌ریختگی و از هم گسستگی کل سیستم اقتصادی و سیاسی و ایدئولوژیک آن، شاید برای مردم باز هم هزینه‌های سنگینی داشته باشد. اما دوام حکومت اسلامی نه با جنگ و نه بدون جنگ، در میان مدت قابل تصور نیست. جمهوری اسلامی باید سرنگون شود و خیلی زود سرنگون خواهد شد. کم‌هزینه‌ترین راه سرنگونی آن، ادامه انقلاب زن زندگی آزادی است که می‌تواند آینده‌ای آزاد و مرفه را برای مردم این کشور به ارمغان بیاورد و کل منطقه و دنیا را از این جرثومه چپاول و تروریسم و جنایت و عقب‌گرد، خلاص نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *