با مذاکره، بی مذاکره سرنگونی- شهلا دانشفر

جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی به یک آتش‌بس رسید. آتش‌بس دو هفته‌ای. هر دو طرف در بن‌بست. از آن‌طرف جمهوری  اسلامی ضربات سیاسی-اقتصادی  سختی خورده. خامنه‌ای جلاد رهبر نظام و چند ده تن از بالاترین سران و سردارانش را یکی پس  از دیگری از دست داده است.  بر مراکز نظامی و لجستیکی حکومت ضربات  سنگینی وارد شده است و اقتصادش به نابودی رسیده است. از سوی دیگر آمریکا و اسراِئیل بعد از اینکه تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی بسته شد و بحران انرژی ای که به‌دنبال داشت، زیر فشار جهانی و  داخلی  قرار گرفتند. این وضعیت هر دو طرف جنگ را به طرف آتش‌بس کشاند.

اما همه می‌دانیم تا وقتی جمهوری اسلامی بر سر کار است جنگ هم بالا سر جامعه هست. ناامنی هست. جنایت و سرکوب هست و فقر و بی تامینی هست. در عین حال این جنگ موقعیت جمهوری اسلامی را در منطقه نیز بشدت تضعیف و شکننده کرده است. اکنون دولتهای منطقه هم منافع خود را در سرنگونی این حکومت می‌بینند. با ادامه حیات جمهوری اسلامی ناامنی را با تمام وجودشان احساس می‌کنند. و می‌دانند اگر این حکومت برود منطقه امنیت پیدا می‌کند. در جهان نیز همینطور است.  بدین ترتیب هر دو طرف به  پای آتش‌بس رفتند و الان هم رجزخوانی‌هایشان را می‌کنند. و هر کدام خود را برنده این جنگ می‌خوانند. جمهوری اسلامی علی‌رغم همه ضربات استراتژیکی که خورده است، نفس اینکه سرنگون نشده برایش پیروزی است. و به‌دنبال بسته شدن تنگه هرمز طرح ده ماده‌ای اش را مبنایی برای آتش بس‌قلمداد می‌کند. اما در همین فاصله کوتاهی که از این آتش‌بس می‌گذرد  ترامپ نشان می‌دهد که طرحی که اجازه غنی‌سازی اورانیوم به ایران بدهد را نمی‌پذیرد. از طرف دیگر جمهوری اسلامی از اینکه باید توقف حملات به لبنان و پرداخت خسارت به ایران در توافقات آورده شود صحبت می‌کند و قالیباف با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که سه مورد از ۱۰ بندی که ترامپ به عنوان مبنای قابل قبول برای مذاکرات پذیرفته بود نقض شده و در چنین شرایطی آتش‌بس و مذاکره بی‌معنی است.

در عین حال شکاف‌های درون حکومت اسلامی عمیق‌تر شده است. این نزاع‌ها را همیشه داشته‌اند. اما اکنون دعواها بر سر مسایل هویتی این حکومت است. پایان دادن به غنی‌سازی هسته‌ای، موشک‌های بالستیکی و جمع شدن نیروهای نیابتی‌اش در منطقه از جانب جناح‌هایی از حکومت لازمه بقا تلقی می‌شود. از آن طرف تن دادن به این‌ها برای جناح حاکم به معنای افتادن فوری به سراشیب سقوط تلقی می‌شود. این وضعیت نزاع‌ها را حاد‌تر کرده است. حتی ما شاهد تظاهرات بخشی از حکومتیان علیه بخش دیگری در کف خیابان علیه این آتش‌بس با فریاد اینکه سازش نمی‌پذیرند بودیم.  ضمن اینکه بیانیه دادند که برای روز شنبه یازدهم آپریل همه عازم اسلام آباد خواهند شد برای مذاکره و علی‌رغم کارشکنی‌های دشمنان . و ریاست هیات را هم قالیباف بر عهده دارد.  آمریکا هم زیر فشار داخلی و هزینه های هنگفتی که صرف این جنگ شده قرار دارد. و این داستان این آتش‌بس دو هفته‌ای است.

مردم چه میخواهند؟

در مقابل مردم حرف روشن خود را دارند. با مذاکره بی مذاکره سرنگونی. این حرف و سخن مردم است. مردم گفته‌اند که “جنگ ما با شما حکومتیان آتش‌بس ندارد”. این را در بیانیه‌ها به اشکال مختلفی بیان کرده‌اند. جمهوری اسلامی ضعف خود را می‌بیند و وحشت دارد از اینکه مردم دوباره به میدان بیایند. مردم می‌دانند چه خبر است. به ضرباتی که بر  حکومت در این  جنگ وارد شده واقفند. این حکومت منفور با ادامه سیاست‌های اتمی و جنگ‌افروزانه زندگی و  تمام زیرساخت‌های جامعه را در معرض نابودی قرار داده است. با نابودی بسیاری از زیرساخت‌ها، بیکاری چندین و چند برابر شده است. کشتار فجیع دیماه خونین نیزرابطه مردم با حکومت را کاملا خونین کرده است. نود میلیون مردم ایران دادخواهند. به همین دلیل مردم مترصد به خیابان آمدن و پایان دادن به بساط جهنمی جمهوری اسلامی و به پیروزی رساندن انقلاب ناتمام خود هستند. جمهوری اسلامی که خود را در خطر سرنگونی می‌بیند با سرکوب و زندان و اعدام می‌کوشد با این وضعیت مقابله کند. از جمله دیدیم که در سایه جنگ سرکوبگری‌های خود را بشدت جلو برد. دستگیری‌هایی گسترده به راه انداخت و اعدام‌ها هر روزه شد. بخاطر اینکه جمهوری اسلامی دشمن اصلی خود را مردم می‌داند. با آمریکا و یا اسرائیل می‌نشیند و مذاکراتش را می‌کند و قراردادهایشان را می‌بندند. اما مردم مذاکره‌ای با این حکومت ندارند. چرا که جنگ ما با جمهوری اسلامی آتش‌بس ندارد. مردم سرنگونی این حکومت را می‌خواهند.

 امروز بحث جامعه بر سر آلترناتیو فرداست. مردم دارند به آینده فکر می‌کنند. بیانیه‌هایشان را از قبل داده‌اند. منشور خواست‌های حداقلی بیست تشکل از قبل داده شده که می‌گوید ما مردم به هیچگونه اعمال قدرت از بالای سر خود تن نخواهیم داد و قدرت به‌دست خود ما مردم. قدرت به‌دست شوراها. در همین روزهای جنگ دیدیم که مردم خود سازماندهی کردند. و همبستگی‌ها شکل گرفت. در همین شرایط دیدیم که حکومت لشکر زینبیون و فاطمیون و حشد الشعبی‌اش را به خیابان آورد تا با  خیال خود رعب ایجاد کند. الان هم اوباش خود را به خیابان می‌آورد و رو به مردم رجزخوانی‌هایش را می‌کند. اما به‌شدت وحشت دارد.

بنابراین ما ضعف حکومت را می‌بینیم. باید برای پایان دادن به این جهنم  و برای به پیروزی رساندن انقلابمان دست به دست یکدیگر  داده و صف انقلابمان را بیش از بیش سازمان دهیم. شبکه‌های اعتراضی محله‌محور و در محیط‌های کار را گسترده‌تر و سراسری‌تر کنیم. جمهوری اسلامی در خاموشی اینترنتی جنایت می‌کند و بر اطلاع‌رسانی و سازماندهی اعتراضات ما مانع گذاشته است. اولین نکته تاکید ما بر پایان دادن به قطع اینترنتی، این خاموشی جنایتکارانه است.

مسبب این جنگ و جنگ‌افروزی ها جمهوری اسلامی است.  همانطور که بارها در کف خیابان فریاد زده‌ایم. یک تاکید استراتژی ما گردن گذاشتن جمهوری اسلامی بر پایان دادن به غنی سازی هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و پهباد پرانی و تحرکات نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه است.

بعلاوه در حالیکه مشکلات معیشتی یک موضوع مهم خیزش دی‌ماه به نابودی کشیدن شدن معیشت کل جامعه بود، اکنون وضعیت معیشت مردم نابود‌تر از هر وقت است.  در جاهایی مردم کار خود را از دست داده‌اند.  برای نمونه در عسلویه دو پالایشگاه از کار افتاد. باید جلوی مرکز منطقه ویژه اقتصادی تجمع کرد و طلب خسارت کرد. خواهان پرداخت دست‌مزدهای عقب افتاده شد. در پتروشیمی‌ها و صنایع فولاد همینطور. و باید در فکر سازماندهی چنین تجمعات و اعتراضاتی باشیم. از سوی دیگر صف قدرتمند و بزرگی از اعتراض علیه اعدام و زندان شکل دهیم.  اجازه ندهیم که حکومت با سرکوب ما را عقب بزند.  میدانیم جمهوری اسلامی در موقعیت ضعیفی قرار دارد. زیر فشار سنگین اقتصادی و بین المللی قرار دارد و همانطور که اشاره شد خامنه‌ای رهبرش را از دست داد و با از دست دادن دیگر سرانش اتوریته ای برای حفظ شیرازه درونی آن باقی نمانده است. ما می‌توانیم با این حکومت مقابله کنیم و عقبش بزنیم.

جنبش  ضد اعدام

همین الان بزرگترین کارزار جهانی علیه اعدام و زندان شکل گرفته است که تحت عنوان اقدام جهانی علیه اعدام، فراخوانی فوری به اعتراض برای روزهای ۱۱ و ۲۰ آوریل داده است و تا کنون ۱۲۴ تشکل و نهاد و گروه و احزاب به آن پیوسته‌اند. توقف فوری تمامی اعدام‌ها و لغو مجازات اعدام، آزادی فوری تمامی بازداشت‌شدگان و زندانیان سیاسی و دسترسی فوری مردم ایران به اینترنت آزاد اهداف فوری این کارزار است. وسیعا به آن بپیوندیم. این یکی از بزرگترین کارزارهای مبارزاتی جهانی از ایران و آینه جنبش دادخواهی میلیونی مردم است.

یک کارزار دیگر سه شنبه های نه به اعدام است که چه در روزهای جنگ و چه در روزهای رجزخوانی‌های سرکوبگرانه حکومت جریان داشته و دارد. با تمام قوا در تقویت این کارزارها بکوشیم و  مهم است که از ایران نیز تمام تشکل‌ها، نهادها و جمع‌ها اعلام کنند که با تمام قدرت به این کارزارها می‌پیونندند و صدای سه شنبه‌های نه به اعدام علیه زندان و اعدام هستند و با این قدرت به نجات جان زندانیان در بند بشتابند.  با چنین کارزاری گسترده و قدرتمند است که می‌توانیم در زندان‌ها را باز کنیم، اعدام ها را متوقف کنیم و انقلاب خود را به پیروزی برسانیم. زنده باد انقلاب زن زندگی آزادی.

جنبش دادخواهی

جنبش دادخواهی نیز اکنون در جنبش سرنگونی جای برجسته‌ای یافته است و میلیون‌ها نفر خود را متعلق به آن می‌دانند و قطعا گسترش بسیار گسترده تر و سریعی خواهد یافت. این جنبش بدون تردید جای بسیار مهمی در فضای سیاسی جامعه خواهد یافت و باید برای تقویت آن هرچه بیشتر تلاش کرد. مردم دادخواهند و دست از سر قاتلان عزیزانشان بر نمی‌دارند. کشتار دی‌ماه بی‌سابقه و عظیم و فاجعه‌بار بود. سران باقی مانده جمهوری اسلامی باید همگی در دادگاه‌های مردمی به محاکمه کشیده شوند. این خواست جوشان مردم است.

اگر این جنگ به آتش‌بسی درازمدت یا میان‌مدت برسد بدون تردید ما با جنبش دفاع از زندگی و معیشت در ابعاد وسیع‌تری مواجه خواهیم شد و مهم‌تر اینکه جنبش سرنگونی را در ابعادی گسترده‌تر شاهد خواهیم شد. این حکومت دیگر جایی در این جامعه ندارد و باید سرنگون شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *