در مورد مراسم و تجمعات یادبود جانباختگان دی‌ماه خونین گفتگو با شهلا دانشفر

انترناسیونال: ارزیابی شما از تجمعات و مراسم جان‌باختگان دی‌ماه خونین چیست؟ آیا انتظار داشتید که پس از این قتل‌عام و جنایات بی‌رحمانه حکومت، مردم بلافاصله دست به تجمع و شعار دادن بزنند؟

شهلا دانشفر: آنچه در چهلمین روز کشتار مردم معترض در دی‌ماه رخ داد، به نظر من یک نقطه عطف بود. ابعاد اعتراضاتی که در این روزها شکل گرفت، می‌تواند نشانه‌ای از عروج دوباره خیزش‌های مردمی باشد. به این مناسبت فراخوان‌های متعددی منتشر شد. حزب کمونیست کارگری ایران و حزب کمونیست ایران برای۲۸ و ۲۹ بهمن فراخوان توقف کار و حضور گسترده در مراسم‌های گرامی‌داشتیاد جان‌باختگان را دادند. شبکه «زن، زندگی، آزادی» و دانشگاه‌ها نیز در سطح سراسری فراخوان‌هایی مشابه منتشر کردند. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان هم در اقدامی کم‌سابقه، تعطیلی مدارس را برای گرامی‌داشتیاد دانش‌آموزان جان‌باخته و دیگر جان‌باختگان دی‌ماه اعلام کرد.

این فراخوان‌ها به قلب مردم دادخواه نشست و این فراخوان‌ها، علیرغم تهدیدات امنیتی و بازداشت‌های گسترده، با استقبال روبه‌رو شد..  حکومت که سقوط خود را حتمی میدید از سر استیصال دست به این کشتار زد.  اما   نتیجه آن، گسترش فضای دادخواهی در سراسر جامعه بود. آنچه در روزهای۲۸ و ۲۹ بهمن و در جریان گرامی‌داشت چهلم جان‌باختگان رخ داد، بیانگر عصیانانقلابی مردم در برابر این حکومت جنایت و اعدام است. روندی رادیکال، تعرضی و انسانی که به انقلاب «زن، زندگی، آزادی» پیوند مستقیمی با دارد.

در پاسخ به این فراخوان‌ها، در بسیاری از شهرها کار و کسب، مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل شد و هزاران نفر در مراسم‌هاییادبود شرکت کردند و فریاد دادخواهی سر دادند. این مراسم‌ها امروز به کانون فوران خشم و اعتراض بدل شده‌اند و پیام روشنی دارند: جامعه در برابر سرکوب سکوت نمی‌کند. .بازتاب آنرا  در بیانیه های اعتراضی مردمی  و اعلام اینکه به هیچ شکل از دیکتاتوری و اعمال قدرت از بالای سر خود تن نخواهند داد و میخواهند به صد سال حاکمیت ستم و استثمار و به این چرخه خشونت  و کشتار پایان دهند، شاهد بوده ایم.

برگزاری مراسم ها در ابعاد گسترده ای که در این روزها شاهدش بودیم  و مراسمهایی که به محل اعتراضات هر روزه مردم تبدیل شده و  میرود تمام شهرها را در بر بگیرد   و این  یک اتفاق سیاسی مهم و یک پاسخ کوبنده به حکومت اعدام و کشتار از سوی جامعه است. 

در این مناسبت اعلام اعتصاب کسبه در برخی شهرها و استقبال از فراخوان تاریخیشورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان برای تعطیلی مدارس در گرامیداشت یاد دانش آموزان جانباخته و جانباختگان دیماه ، نشان‌دهنده ورود جامعه به عرصه اعتصاب به‌عنوان ابزار اعتراض بود. و این نیز یک تحول مهم سیاسی است.

 به این اعتبار، روزهای۲۸ و ۲۹ بهمن نوعی تعرض خشم جامعه و  روزهایی تاریخی در مسیر پیشروی جنبش اعتراضیمردم است.

انترناسیونال: آیا این سطح از اعتراض در چهلم کشتار قابل انتظار بود؟

شهلا دانشفر: به نظر من، بله. اگر به روند تحولات پس از کشتار ددمنشانه حکومت نگاه کنیم، می‌بینیم جامعه‌ای که چنین ضربه سنگینی خورده، مرعوب نشد. برعکس، اعتراضات  جوانه زد و گسترش یافت. مردم در  همان روزهای نخست، در بیانیه‌های اعتراضی خود با صراحت اعلام کردند که با هیچ درجه‌ای از سرکوب عقب نخواهند نشست و در خیابان‌ها نیز همین پیام را فریاد زدند.

برای نمونه، در ۲۶ دی در زاهدان، شمار زیادی از مردم به خیابان آمدند و شعارهای اعتراضی سر دادند. در ۲۷ دی نیز در نقاط مختلف تهران، کرج و شهرهای دیگر، شعارهای شبانه علیه حکومت شنیده شد. بلافاصله پس از آن، مراسم‌های گرامی‌داشت جان‌باختگان با حضور قابل توجه مردم آغاز شد؛ مراسم‌هایی که در آن‌ها کف‌زدن، رقص و سر دادن شعار، به بیان خشم و اعتراض تبدیل شد.

در ادامه، تشکل‌های کارگری، دانشجویی و اجتماعی بیانیه‌هایی در محکومیت کشتار و در حمایت از تداوم مبارزه منتشر کردند. سازماندهی در محلات گسترش یافت و شبکه‌های همیاری برای حمایت از مجروحان و خانواده‌های بازداشت‌شدگان شکل گرفت.

دانشگاه‌ها به کانون داغ اعتراضات مردم و دادخواهی یک جامعه ۹۰ میلیونی و به عنوان یک سنگر مهم انقلاب نقش آفرین شدند و  نهادها و جمع‌های دانشجویان فراخوان دهنده تعطیلی کار و مراسم‌های گرامیداشت یاد جانباختگان دی‌ماه بودند و از دانشگاه‌های مختلف به مناسبت گرامیداشت یاد جانباختگان دی‌ماه  بیانیه تعطیلی کلاس های درس داده شد.

بازنشستگان تجمعات هفتگی خود را از سر گرفتند.  آخرین نمونه آن تجمع بازنشستگان در کرمانشاه است که با فریاد شعارهای “”قتل‌عام معترض محکوم است محکوم است”،”نان می‌خواستیم و منزلت؛ رگبار بستند به ملت” صدای اعتراض عمیق جامعه را نمایندگی کردند.

 به‌علاوه  اعتراضات در میان دیگر بخش‌های کارگری در ذوب آهن اصفهان، گروه ملی و مراکز نفتی پالایشگاه شماره ده عسلویه در مجموعه پارس جنوبی و اعتصاب آنان در روزهای۱۵ و ۱۶بهمن در مجموعه پارس جنوبی و در شرکت نفت و گاز گچسارانرا شاهد بودیم.  

در متن این شرایط کارزارهای مبارزاتی علیه اعدام از جمله کارزار سه شنبه های نه به اعدام که آوازه اش جهانی شده ادامه یافت. 

این روند نشانگر فضای انقلابی و پر التهاب جامعه است که روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن‌ماه را به روزهایی تاریخی تبدیل کرد.  روندی که  بیش از بیش نشانگر عزم جزم جامعه برای پایان دادن به جهنم جمهوری اسلامی است.

انترناسیونال: شما از یک نقطه عطف در جنبش اعتراضی صحبت کردید. این روند چه تأثیری بر توازن قوا میان مردم و حکومت گذاشته است؟

شهلا دانشفر:گسترش اعتراضات در چهلم جان‌باختگان، انرژی تازه‌ای به فضای انقلابی جامعه داد و توازن قوا را تا حدی به سود مبارزات مردم تغییر داد. البته حکومت همچنان به سرکوب، بازداشت و تشدید مجازات‌ها ادامه می‌دهد تا از گسترش اعتراضات جلوگیری کند.  اما جنگی بی امان بین مردم با این حکومت در جریان است.  جنگی که بازنده آن جمهوری اسلامی است.

در جریان کشتاری که در دی‌ماه صورت گرفت جناحهای مختلف حکومت که صدایشان بر روی خامنه ای بلند شده بود و بر سر ثروت و  مقام خود حاضر به بریدن سر یکدیگر بوده  و هستند، وقتی که بقای خود و ادمه جنایات و چپاولگری هایشان را در خطر دیدند دستبوس خامنه ای شدند. اما شکافهایشان  همچنان بر سر جای خود باقی است.

از سوی دیگر، بازتاب بین‌المللی کشتار دی‌ماه، فشار افکار عمومی جهانی را افزایش داد. محکومیت‌های رسمی، قطعنامه‌ها و افزایش توجه رسانه‌های بین‌المللی، هزینه‌های سیاسی حکومت را بالا برده است.

از طرف دیگر به جبهه مردم نگاه کنیم. حکومت یک نسل‌کشی بیسابقه به راه انداخت. بعد از آن در شهرهای مختلف حکومت نظامی بر پا کرد. اینترنت را قطره چکانی به راه انداخت و  هنوز هم  کشتار معترضین ادامه دارد و جان بازداشت شدگان در خطر است. در عین حال اقتصاد و معیشت مردم داغان‌تر از هر وقت است. این اتفاقات در هر کجای دیگر روی می‌داد مردم نمیتوانستند کمر راست کنند. اما شرایط ایران ویژه است چون جامعه در کوران یک انقلاب چنین به رگبار بسته شد. بویژه اینکه ما انقلاب زن زندگی آزادی را پشت سر گذاشتیم که  اولین انقلاب زنانه جهان نام گرفت. انقلابی عظیم که آوازه اش جهانی شد و حمایت های وسیع بین المللی را همراه داشت. تلاش‌های زیادی شد و هنوز هم می‌شود که این جنبش را به جاوید شاه تبدیل کنند . اما بعد از کشتارهای دی‌ماه این هم رنگ باخت  و در همین مناسبت چهلم جانباختگان انقلاب دیدیم که چنین تقلاهایی جایی نداشت.

خلاصه کلام اینکه کشتارها  اگر چه جامعه را داغدار و شوکه کرد. اما همزمان شخم عزم اعتراض را نیز تقویت کرد و سربلند کردن دوباره اعتراضات مردمی بی ثمر بودن ادامه سرکوب و کشتار توسط حکومت را نشان میدهد.

این جامعه دیگر به عقب و شرایط عادی بر نمی‌گردد. از جمله دانشجویان در بیانیه‌هایشان از  تحریم امتحانات آخر سال بعنوان کنشی اعتراضی علیه جریان سازمانیافته عادی‌سازی از سوی حکومت سخن گفته و بیش از سی دانشگاه در این حرکت اعتراضی و اعتراض به کشتار دی‌ماه به آن پیوستند. توازن قوای فعلی میان مردم و حکومت را باید در دل این نبرد سخت دید.

انترناسیونال: فکر میکنید در اداه فضای موجود جامعه چه باید رد و چگونه باید پیش رفت؟جنبش سرنگونی بعد از این در چه فضایی ادامه خواهد یافت؟

شهلا دانشفر: شرایط به لحاظ سیاسی پیچیده  و متحول است. اما روشن است که حاکمیت  جمهوری اسلامی  قابل دوام نیست و خود حکومت نیز بر آن واقف است. مردم هم ایستاده‌اند. و با هیچ درجه از کشتار عقب نمی‌روند.

در این شرایط یک بحث داغ بر سر احتمال وقوع جنگ است. هر روز صحبت های ضد و نقیضی از سوی هر دو طرف این مناقشه شنیده می‌شود. 

هدف آمریکا به تسلیم در آورد ن و تسلیم جمهوری اسلامی است. در جریان همین اعتراضات دی‌ماه دیدیم که ترامپ از اینکه کمک در راه است صحبت کرد. اما بدنبال کشتار دی‌ماه  فورا پای مذاکره با این  حکومتی که حمام خون به راه انداخت نشستند. آمریکا و اسرائیل و یا غرب اهداف خودشان را دنبال می‌کنند. آمریکا فکر می‌کند که  جمهوری اسلامی بعد از کشتار معترضین  و فضای پر التهاب انقلابی جامعه که مردم روی پنجه ایستاده‌اند تا حکومت را کنار زنند، ضعیف‌تر شده و می‌توانند امتیازات بیشتری بگیرند.  آنها نگران نقض حقوق بشر در ایران نیستند.  برای همین هم مذاکراتشان  را آغاز کردند. اگر همین الان جمهوری اسلامی بیاید و سر همان شرایط غنی سازی و موشک‌های بالستیک و دیگر شروطی که آمریکا گذاشته شده  کوتاه بیاید و تسلیم شود، آنها دیگر مساله‌ای نخواهند داشت. ضمن اینکه آمریکا مشکلی ندارد که جمهوری اسلامی بماند و شاید هم  بخاطر فضای اعتراضی جامعه مناسب تر بداند  که به روی کار آمدن مهره‌های میانه‌رو‌تری از خود حکومت رضایت دهد. در این صورت نیز جامعه ساکت نخواهد بود و  اعتراضات مردمی شعله ور تر خواهد شد. اما  اگر جمهوری اسلامی تسلیم شروط آمریکا نشود احتمال حمله هست. در این صورت اگر  حمله متوجه خامنه‌ای و سران حکومت و تاسیسات نظامی جمهوری اسلامی باشد، طبعا مردم  از فرصت استفاده کرده و علیه این حکومت کشتار و جنایت و جنگ افروزی‌هایش متعرض‌تر به خیابان خواهند ریخت. ضمن اینکه اوضاع ابدا  مثل شرایط جنگ دوازده روزه نیست . جمهوری اسلامی  در موقعیت بسیار ضعیف‌تری قرار دارد و به‌راحتی نخواهد توانست به بهانه جنگ دست به سرکوب بیشتری بزند.  اما اگر  جنگ طولانی مدت شود طبعا مردم قربانی می‌شوند. بنابراین برای هیچکس  قابل پیش‌بینی نیست که چه خواهد شد. اما برای ما این روشن است که فاکتور تعیین کننده در سیر تحولات سیاسی جامعه و اتفاقات پیش رو خود مردم هستند. تنها راه نجات جامعه از فقر و گرسنگی و کشتار و سرکوب و جنگ و نا امنی سرنگونی این حکومت است.  و این راهی است که پیش روی ما مردم قرار دارد.

و همین امروز تاکید فوری ما بر ای مقابله با کشتار و جنایات رژیم، برای نجات جان بازداشت شدگان و برای نجات جامعه از خطراتی که زندگی و معیشت کل جامعه را به خطر انداخته بر سازمانیابی و اتحاد مبارزاتی سراسری مردمی حول خواستهای رادیکال است.  تاکید ما بر گسترش شبکه‌های اعتراضی و گروه‌های همیاری در تمام محلات در سطح سراسری است.   تاکید ما بر متشکل شدن بخش‌های مختلف جامعه با درس‌گیری از تجربه‌های موفقی چون شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان است. تاکید ما بر اتحاد مبارزاتی تشکل‌ها و نهادهای مختلف کارگری و اجتماعی برای آمادگی بیشتر جهت حرکت بسوی فراخوان‌های مشترک مبارزاتی و از حرکت انداختن کامل اقتصاد حکومت و کنترلش بر اداره جامعه از طریق  اعلام توقف کار در مراکز مختلف کاری و در سطح جامعه است. و به عنوان یک قدم فوری و اضراری تاکید ما بر شکل دادن به اعتراضی سراسری برای نجات جان بازداشت شدگان زندانی و عقب زدن حکومت از اعدام و سرکوب است. یک حلقه کلیدی برای تحقق همه این‌ها  اتحاد سراسری اکتیویست‌ها ، فعالین و رهبران جنبش کارگری و جنبش های اجتماعی و فعالین انقلاب زن زندگی آزادی است.

همانطور که جلوتر نیز اشاره کردم به مناسبت چهلمین روز قتل هزاران معترض انقلابی در دیماه و گرامیداشت یاد آنان  احزاب، تشکل‌های کارگری، دانشجویی، سازمان‌های مدنی و شبکه‌های اجتماعی  همه و همه فراخوان دادند و نقش آفرین بودند. این فراخوان‌ها درجه‌ای از هماهنگی و همگرایی سراسری میان نیروهای مخالف حکومت را نشان می‌دهد.  همچنین یک دستاورد مهم انقلاب زن زندگی آزادی سازمانیابی جنبش سرنگونی است.  به این معنا که جنبش‌های اجتماعی با همه نهاد و گروه‌هایشان شاخه های میدانی این جنبش هستند که در تعمیق گفتمان‌های انقلابی جامعه نقش آفرین بوده‌اند. کنار هم قرار گرفتن همه این‌ها  در شرایط خطیر کنونی هم ممکن،  هم ضروری و حیاتی است. ما بر اتحاد مبارزاتی همه این‌ها حول خواست‌های رادیکال و حول دادخواهی و به محاکمه کشاندن حکومت جنایتکار اسلامی تاکید داریم.

 در خارج کشور نیز  تاکید ما بر یک اتحاد مبارزاتی میان نیروهای سرنگونی‌طلب آزادی‌خواه حول پیشبرد چنین اهدامی و تلاش برای کشاندن حکومت اسلامی پای میز محاکمه و بایکوت بین المللی آن است. حکومت اسلامی به‌خاطر نسل کشی‌ای که به راه انداخت و همه جنایتش باید در سطح جهان بایکوت همه جانبه شود.

به باور من، سرمایه اصلی این جنبش، شبکه‌ها، شوراها و تشکل‌هایی هستند که در بطن جامعه شکل گرفته‌اند. هر نیرویی که ریشه در این بستر اجتماعی داشته باشد، در تحولات آینده نیز نقش‌آفرین خواهد بود. آینده تحولات، به میزان سازمان‌یافتگی، همبستگی و استمرار مطالبات آزادی‌خواهانه در داخل و خارج کشور بستگی دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *