سخنرانی در کنفرانس به مناسبت ۱۰ دسامبر روز جهانی حقوق بشر- شهلا دانشفر

روز یکشنبه هفتم دسامبر کنفرانسی آنلاینی به مناسبت ده دسامبر روز جهانی حقوق بشر برگزار شد. این کنفرانس توسط “کمیته برگزاری کننده روز جهانی حقوق بشر” (متشکل از نمایندگان ۳۰ نهاد حقوق بشری) برگزار شد. در این کنفرانس شهلا دانشفر سخنگوی “کمپین برای آزادی کارگران زندانی (Free Them Now)” یکی از سخنرانان در مبحث (زندگی) بود که تحت عنوان “مسئله معیشت؛ کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان” صحبت کوتاهی داشت. متن سخنان او در این شماره نشریه به چاپ می‌رسد.

من یک فعال سیاسی سوسیالیست و طرف‌دار حقوق کارگر هستم و در مورد نقض حقوق بشر در عرصه معیشت صحبت می‌کنم. و بحثم را با مثال‌هایی آغاز می‌کنم.

نقض حقوق بشر در ایران صرفاً محدود به نقض حقوق آن نیست، بلکه بحث بر سر له کردن خود بشر در زیر چکمه فقر و استثمار و جنایت علیه بشریت است. چند مثال می‌زنم.

-حداقل مزد نهایتاً ۱۷ میلیون است و همان هم پرداخت نمی‌شود، اما سبد معیشتی بیش از ۷۰ میلیون است و مردم در سطح جامعه محروم از دارو و درمان و هرگونه تأمینی هستند. بنا بر گزارشات حکومتی در سال ۱۴۰۳ تا اوایل سال جاری حداقل ۳۶ درصد جمعیت در “فقر مطلق” هستند. یعنی تقریباً “یک نفر از هر سه نفر” در تأمین معاش خود درمانده است. نتیجه این ابعاد از فقر و بی‌تأمینی کودکان کار بیشتر، تن‌فروشی بیشتر، بیکاری، بی‌خانمانی و بی‌تأمینی بیشتر و نابودی معیشتی مردم است. با گران‌تر شدن بنزین سونامی گرانی‌های بیشتر نیز در راه است.

در کنار اینها ابربحران‌های آب، برق، انرژِی، هوا و فاجعه زیست‌محیطی زندگی و معیشت کل جامعه را به نابودی کشانده است.

سرکوب‌ها شدت یافته تا مبادا خشم مردم شعله‌ور شود. هم اکنون شماری از کارگران و معلمان، بازنشستگان و فعالین انقلاب زن، زندگی، آزادی در زندان‌اند. عباس دریس شاهد کشتار حکومت در نیزارهای ماهشهر حکم اعدام داشت و الان در زندان است.

– قتل احمد بالدی جوان عرب اهوازی که از شدت خشم و نفرت خود در اعتراض به تعرض وحشیانه مأموران شهرداری اهواز به دکه اغذیه‌فروشی پدرش که تنها امکان معاش خانواده بود، دست به خودسوزی زد و جان باخت. او وقتی گفت خودم را می‌سوزانم جنایت‌کاران گفتند بسوزان تا ببینیم.

– مرگ منصور کریمی کارگر رزمنده سوسیالیست و محبوب مردمی در سنندج که به‌خاطر محرومیت از درمان به‌موقع و باکیفیت دچار ایست قلبی شد و این داستان مرگ خاموش بسیاری از زندانیان محروم از درمان است.

– کولبران و سوختبران که دنبال لقمه نانی هستند، به قتل می‌رسند.

– کارگر عسلویه در گرمای ۶۰ درجه جهنم تابستانی ناگزیر به کار بود و قلبش از کار ایستاد.

– طی یک‌ساله اخیر حداقل ۲٬۰۸۱ کارگر در محیط کار قربانی سودجویی سرمایه‌داران جنایت‌کار شده‌اند.

– انفجار در معدن طبس ۵۳ کشته به جا گذاشت. علی‌رغم ناامنی معدن با تهدید به اخراج، کارگران راهی اعماق معدن شده بودند.

-در انفجار بندر رجایی در بندرعباس ده‌ها نفر جان باختند و مصائب آن همچنان جاری است.

– در زندان به‌خاطر محرومیت از درمان شاهد قتل خاموش زندانیان هستیم. محمد جراحی و شاهرخ زمانی را کشتند.

– وزارت بهداشت از مرگ دست‌کم ۵۸٬۹۷۵ نفر طی سال اخیر بر اثر آلودگی هوا خبر می‌دهد. یعنی به طور میانگین ۱۶۱ مرگ در روز یا ۷ مرگ در هر ساعت. وزیر بهداشت حکومت نیز اخیراً از مرگ سالانه حدود ۵۰ هزار کودک به همین دلیل خبر داد. این آمارها گواهی آشکار بر یک فاجعه انسانی در ایران است. و اکنون مازوت‌سوزی در ۱۵ نیروگاه و مصرف گازوئیل سولفوردار فرمان قتل مردم است.

جاده‌های ناامن هر روز قربانی می‌گیرد.

این لیست گوشه کوچکی از دریای بیکران جنایات حکومت در قبال زندگی و معیشت مردم است.

۴۷ سال است چنین است و جمهوری اسلامی در پرتو مذهب و آپارتاید جنسی از وحشی‌ترین سرمایه‌داری‌ها در جهان است.

اکنون در نتیجه بساط مافیایی حاکم و سیاست‌های جنگ‌افروزانه حکومت و گسترش تحریم‌ها، اقتصاد جمهوری اسلامی فلج کامل شده و زندگی کل جامعه به لبه پرتگاه کشیده شده است.

این‌گونه است که در ایران بحث از نقض حقوق بشر فراتر است. بحث جنایت علیه بشریت است و ما دادخواهیم.

در مقابل این ابعاد از تخریب معیشتی و له‌شدن هر روز حقوق پایه‌ای انسان‌ها در ایران، جنبش بر سر معیشت جنبشی قدرتمند، گسترده و اجتماعی است. بخش‌های مختلف طبقه کارگر یعنی کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان در کشیده‌شدن اوضاع به انقلاب زن، زندگی، آزادی نقش‌آفرین بوده و امروز اعتراضاتشان علیه وضعیت به‌غایت فلاکت‌بار موجود موجب پرتحرک‌ترین اعتراضات خیابانی است و فضای انقلاب زن، زندگی، آزادی را زنده نگاه‌داشته است. نفت در تلاطم است. هزاران کارگر پیمانی نفت به میدان آمده و کارگران شرکتی در سراسر کشور را به تجمع ۱۹ آذر فراخوانده‌اند. فراخوان ۱۸ آذر همین کارگران در پارس جنوبی را داریم که خودشان از توفان اعتراضی سومشان در این روز صحبت می‌کنند و خانواده‌ها برای شرکت در آن دارند ثبت‌نام می‌کنند.

بازنشستگان حماسه می‌آفرینند و صدای اعتراض کل جامعه‌اند. پرستاران گسترده‌تر به میدان می‌آیند. با زنجیره‌ای از اعتراضات در بخش‌های مختلف کارگری و مردمی روبروییم. چشم‌انداز اعتراضات سراسری در نفت و در سطح سراسری نزدیک‌تر شده است.

جنبش بر سر معیشت به‌عنوان رکن مهم انقلاب زن، زندگی، آزادی دست به ریشه برده و کل بساط فقر و تبعیض و نابرابری و اختلاس و سرکوبگری حاکم را به چالش می‌کشد. بازنشسته می‌گوید اعتراض ما فقط برای مطالبات معیشتی نیست. رفاه، شادی و آزادی حق مسلم ماست. غنی‌سازی زندگی حق مسلم ماست. حق ما بالاترین خواست‌های بشر قرن ۲۱ است. می‌گوید “نه جنگ میخوایم نه کشتار، رفاه میخوایم ماندگار”. آموزش طبقاتی، درمان طبقاتی باید از بین برود. خواهان تحصیل رایگان، درمان رایگان، ایران بدون اعدام، آزادی بیان و عقیده و آزادی همه زندانیان سیاسی است. عملاً سوسیالیسم را فریاد می‌زند و قانون اساسی جامعه بعد از سرنگونی دارد در کف خیابان نوشته می‌شود. همان‌طور که تشکل‌های کارگری – اجتماعی یک‌پایه منشور بیست تشکل بودند که می‌گوید می‌خواهیم به صدسال استثمار و حاکمیت از بالای سر جامعه پایان دهیم. این اتفاقات از جنگی بی‌امان بر سر معیشت سخن می‌گوید.

به باور من انقلاب زن، زندگی، آزادی و عمق مبارزات مردم در ایران گفتمان حقوق بشر در سطح جهانی را متحول کرده است. از جمله در بیانیه جهانی حقوق بشر سخنی علیه اعدام، علیه آپارتاید جنسی و علیه استثمار و فقر و بردگی که ریشه نقض حقوق بشر است، نیست. اما اکنون در گفتمان‌های جهانی آپارتاید جنسی، جنایت علیه بشریت خوانده می‌شود. کمیته سوم مجمع‌عمومی سازمان ملل نیز در قطعنامه‌اش نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی و از جمله افزایش گسترده اعدام‌ها و اعتراف‌گیری‌های اجباری را شدیداً محکوم کرده و خواستار توقف اعدام‌ها در ایران شده است.

این گزارشات بیانگر قدرت مبارزات مردم است و نشان می‌دهد که با زور مبارزه می‌شود قوانین بین‌المللی را عوض کرد. با مبارزه می‌شود گفتمان حقوق بشر را به‌روز و نوین کرد.

سخن آخر اینکه جمهوری اسلامی مثل حکومت آپارتاید نژادی آفریقای جنوبی به‌خاطر همه جنایاتش باید در سطح جهانی بایکوت و از تمام نهادهای بین‌المللی از جمله سازمان جهانی کار اخراج شود. همانطور که هیئت آلمان هیتلری اخراج شد. خواست مردم محاکمه سران این حکومت به‌خاطر تمامی جنایاتشان است.

زن، زندگی، آزادی.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۵۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *