یک سوال از شهلا دانشفر
انترناسیونال: قبل از جنگ ۳۹ روزه، تحرک واقعی در صفوف کارگران، بهویژه در نفت و پتروشیمی، دیده میشد. با شروع جنگ این تحرکات عقب نشست. سوال این است: این فقط یک وقفه تحمیلی بود یا جنگ توانست ضربهای واقعی به استقلال سیاسی طبقه کارگر بزند؟به بیان صریحترآیا جنگ طبقه کارگر را عقب زد — یا فقط بهطور موقت به زیر سطح برد و اکنون در آستانه بازگشت و تعرض دوباره است؟
شهلا دانشفر: واقعیت این است که جنگ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل معادلات سیاسی در ایران، و به تبع آن در اوضاع سیاسی جهانتحول بزرگی ایجاد کرده است. جنگ به آتشبس رسید. اما فضای جنگی همچنان باقی است. و بدون در نظر گرفتن این تحول مهم مقایسه اوضاع سیاسی جامعه در بعد از جنگ با شرایط قبل از آن پاسخ درستی نخواهد گرفت. اما قبل از هر توضیحی در پاسخ به سوال شما و اینکه آیا جنگ اعتراضات طبقه کارگر و یا جامعه را عقب زده است، با قاطعیت بگویم که به نظر من ابدا چنین نیست. و نه فقط طبقه کارگر بلکه کل جامعه عقب ننشسته است. اما برای مقایسه وضعیت اعتراضات در شرایط جنگی و قبل از آن لازم است به دیماه ۱۴۰۴ و قتلعامی که حکومت به راه انداخت برگردیم.
جامعه ایران خیزش دیماه ۱۴۰۴ را پشت سر گذاشته است. خیزشی که با اعتصاب بازار بر سر گرانی جرقه اش زده شد و بلافاصله با فریاد “مرگ بر دیکتاتور”، “فقر فساد گرونی میریم تا سرنگونی” به اعتراضات هزاران نفره ضدحکومتی در نزدیک به دویست شهر تبدیل شد.خیزشی که حقیقتا مرحله نوینی از انقلاب زن زندگی آزادی بر محوریت معیشت بود. تحرکات گسترده در جنبش کارگری – از جمله تجمعات هزاران نفره کارگران ارکان ثالث در پارس جنوبی و در تهران و اعتراضات سریالی کارگران رسمی نفت، تجمعات هر روزه بازنشستگان، اعتراضات گسترده پرستاران، اعتراضات وسیع در دانشگاه ها، مراسمهای گرامیداشت یاد جانباختگان در متن فضای یکپارچه خشم و اعتراض جامعه – تحول اوضاع بهسوی شرایطانقلابی دیماه ۱۴۰۴را رقم زد.
در آن مقطع حکومت که سقوط خود را حتمی میدید با به گلوله بستن صفوف مردم معترض، معترضین را درو کرد. سرکوب خونینی که دهها هزار کشته و هزاران بازداشتی داشت و بعد از آنهم کشتارها و سرکوبگریهای حکومت ادامه یافت. اما مردم عقب ننشستند و با مراسمهای هزاران نفره گرامیداشت یاد جانباختگان، با اعتراضات سراسری در دانشگاهها و سر بلند کردن اعتراضات در نفت و دیگر مراکز کارگری و در سطح جامعه پاسخ روشنی به حکومت دادند. از جمله در آن مقطع ما شاهد اعتصاب دو روزه کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری پالایشگاه دهم، کارگران مجتمع گاز پارس جنوبی و صدها کارگر پروژه ای شرکت عمران ساحل وکارگران ارکان ثالث و پیمانکاری شرکت بهرهبرداری نفت و گاز گچساران، کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری پالایشگاه دهم پارس جنوبی در بهمنماه آن سال بودیم. همچنین کارگران نفت در اعتراض به کشتار دیماه بیانیه دادند و اعلام کردند که دادخواهند و با هیچ درجه ای از کشتار به عقب بر نمیگردند.
در ادامه این روند و در حالیکه خشم جامعه ۹۰ میلیونی مردم دادخواه شعلهورتر شده و جامعه درگیر مبارزهای گسترده با حکومت برای به پیروزی رساندن انقلاب خود بود، در نهم اسفندماه ۱۴۰۴ جنگ جمهوری اسلامی با آمریکا و ااسرائیل آغاز و اوضاع وارد فاز جدیدی شد.
طبیعی است که اعتراضات در زیر پرتاب پهباد و موشک در شکل قبلی و بصورت تظاهراتهای خیابانی نمیتوانست ادامه پیدا کند. در این دوره ما شاهد خودسازماندهی مردمی در محلات و شکلگیری گروههای همیاری و همبستگی مردمی بودیم. از جمله در جایی مثل کرمان علیرغم خاموشی اینترنتی، از برگزاری مراسم یادبود جانباختگان و تشکیل گروه همیاری در همان مراسم خبر رسید. و این در حالی بود که سهشنبههای نه به اعدام و صدای اعتراض زندانیان با وجود فشار سنگین امنیتی همچنان تداوم داشت. بهاین ترتیب ما شاهد این بودیم که علیرغم فقر، ناامنی، نظامی شدن شهرها و در زیر انفجارهای مهیب جنگی مردم اجازه ندادند که شیرازه جامعه از هم بپاشد. مردم مرگ خامنهای و سران جنایتکار حکومت را جشن گرفتند و از هر فرصتی برای بیان اعتراض خود سود جستند.
بههرحال در نتیجه جنگافروزیهای حکومت بود که اوضاع بار دیگر وارد فضای جنگی شد و جنگ ۳۹ روزه را شاهد بودیم. قطعا تا این رژیم هست جنگ و ناامنی هم خواهد بود و علیه این وضعیت جهنمی امروز جامعه بشدت انفجاری است.
با آتشبس در جنگ هر چند هم موقت و با تداوم جنگافروزیهای حکومت و سایه سنگین ادامه جنگ بر سر جامعه ، پژواک فریاد اینکه جنگ ما با حکومت آتشبس ندارد، بلند شد.
نکته قابل توجه این است که در این جنگ، جمهوری اسلامی به لحاظ نظامی و سیاسی ضربات سختی را متحمل شده است. رهبرش خامنهای و ردههای مختلفی از بالاترین سران و فرماندهان نظامیش را از دست داده و با بحران اتوریته روبرو است . با کشیده شدن دامنه جنگافروزیهای حکومت به منطقه و به تنگه هرمز که بحران انرژی در جهان را همراه داشته، کشورهای مختلف در منطقه به مخالفین این حکومت تبدیل شده و جمهوری اسلامی در سطح جهانی نیز منزوی تر شده است. در عین حال شکاف در حکومت بیش از هر وقت است و کار به جایی رسیده است که نزاعای باندهای مافیایی حکومت به تظاهراتهای خیابانی علیهیکدیگر تبدیل شده است. این خود به جامعه معترض جرات و قدرت میبخشد.
بهعلاوه، اقتصاد جمهوری اسلامی که به مرز فروپاشی رسیده بود و با ابربحرانهای بزرگش زندگی و معیشت مردم را به نابودی کشانده و یک محور مهم خیزش دیماه بود، بیش از پیش بهدنبال جنگ به نابودی کشیده شده و جامعه تماما از حالت عادی خود خارج شده است. گرانی، فقر، بیتامینی، بساط سرکوب و کشتار حکومت، بیکاریهای میلیونی باروتی برای شعله ور شدن گستردهتر خشم و اعتراض مردم شده و جامعه انفجاری است و جنبش کارگری بهشدت در تلاطم است. محیطهای کارگری در نتیجه سیاستهای جنگافروزانه حکومت بهشدت آسیب دیده و تعطیل شدهاند. از جمله طبق اخبار برملا شده و گفتههای خود حکومتیان ایجاد شهرکهای موشکی زیرزمینی توسط حکومت و قطعی ادامهدار اینترنت به بخش بزرگی از زیرساختهای اقتصادی جامعه لطمه زده و بیکاریهای میلیونی در پی داشته است. از سوی دیگر در جریان حملات نظامی اسرائیل و آمریکا بزرگترین صنایع کشور مثل صنعت نفت، پتروشیمیها، صنایع فولاد، معادن، ساختمانسازی، و شهرکهای بزرگ صنعتی در جاهایی نظیر ساوه و اراک و نظنر و کارخانههای بزرگی چون داروگرو بلبرینگسازیو چرخشگر در تبریز صدمات جدی دیده و کار و معیشت کارگران آسیب دیده است و کارگران در این مراکز در التهاب شدید بهسر میبرند. قابل توجه این است که علیرغم همه سرکوبگریهای حکومتی و فضای نظامیای که حکومت ایجاد کرده اعتراضات دارد از سر گرفته میشود و صدایش هر روزه بلندتر میشود. از جمله در همین مدت ما شاهد اعتراضات کارگران پالایشگاه گاز ایلام، معدن فلورین طبس، رانندگان و مالباختگان شرکت حملونقل گلوبال، کادر درمان یزد، استادان و کارکنان دانشگاههای کشور، شهرک صنعتی صفا دشت، دانشجویان دانشگاه شریف، بازنشستگان تامین اجتماعی در شوش، بازنشستگان صنعت فولاد در اصفهان، معلمان کارنامهسبز، زندانیان سیاسی درارومیه و کلهزردها در تهران بودهایم. همچنین در همین مدت سهشنبههای نه به اعدام در ۵۶ زندان کشور جریان داشته است و محورهای اصلی همه این اعتراضات معیشت، اعتراض به سرکوب و کشتار حکومت و اعتراض به خاموشیهای اینترنتی بوده است. از جمله بیانیههایی علیه خاموشیهای اینترنتی از سوی بخشهای مختلفی مانند پرستاران، روزنامهنگاران، معلمان، وکلا داده شده است.
در همین رابطه انجمن تجارت الکترونیک تهران نیزتحت عنوان “قطع اینترنت، ما را به عصر حجر میبرد!” با اشاره به قطعی بیش از صد روز اینترنت و ضربه مهلکی که به پیکرهاقتصاد کشور وارد کرده است، اعتراض خود را به “اینترنت طبقاتی”اعلام داشت. در این بیانیه تأکید شده است که اینترنتیک حق بدیهی برای تمام شهروندان است و نباید”به هر بهانه و طبقهبندی” از عدهای سلب و به عدهای دیگر واگذار شود. و در همین راستا، موجی از اعتراض و همبستگی در میان اصناف و نهادهایمختلف اجتماعی شکل گرفته است.
در همین شرایط است که کارزار آوریل با حمایت قریب به ۱۷۵ حزب و تشکل سیاسی و اجتماعی از داخل و خارج کشور و برگزاری دهها آکسیون در کشورهای مختلف شکل گرفت. کارزاری که بر سه خواست مهم آزادی زندانیان سیاسی، توقف اعدامها و لغو مجازات اعدام و دسترسی آزاد همه مردم به اینترنت آزاد تاکید داشت و بازتاب جهانی بسیار پیدا کرد.
بدینگونه علیرغم سرکوبگریهای حکومت اعتراضات در میان کارگران وبخشهای مختلف جامعه در تناسب با شرایط امروز شکل گرفته و در حرکت است. این اعتراضات بهطور واقعی آتش زیر خاکستر است و به باور من با فوران عظیمی روبرو خواهیم بود.
جمهوری اسلامی هم متوجه این خطر هست و بهشدت وحشت دارد. از همین رو در سایه جنگ و خاموشی اینترنت حکومت بیرحمانه سرکوب و کشتار میکند. دستگیریها شهر به شهر جریان دارد و گسترده است. زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان معترض زیر شدید ترین فشارها و در وضعیت خطرناکی بهسر میبرند. هر روز احکام زندان و اعدام بیشتری صادر میشود. شهرها نیز حالت حکومت نظامی دارد و جمهوری اسلامی با حزباللهچرخانیهایش میکوشد به فضای ارعاب بیش از بیش دامن بزند. در مقابله با این سرکوبگریها جامعه و جنبش کارگری دارد سنگربندیهای خودش را میکند. صف اعتراضاتش را شکل میدهد و خود را برای نبردی بیامان آماده میکند. و این تصویر واقعی اوضاع سیاسی کنونی است. بنابراین سکونی که به آن اشاره کردهاید ، پوسته بیرونی قضیه است. زیر این پوسته خشم و اعتراض بیکرانی است که هر آن ممکن است از جایی شعله بکشد. به این اعتبار من این سکون نسبی را موقت میبینیم .
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران