انترناسیونال: در ابتدا از شما خواهش میکنم تاحدامکان خلاصهای از آنچه از اولین روز اعتراضات تا لحظه پاسختان به این سؤال در شهرهای مختلف گذشته است را برای خوانندگان ما بیان کنید.
شهلا دانشفر: موج جدید خیزشهای مردمی، آغاز فاز جدیدی از انقلاب زن، زندگی، آزادی است. تحرکات گسترده در جنبش کارگری و از جمله تجمعات هزاران نفره کارگران ارکان ثالث، تجمعات هر روزه بازنشستگان بهویژه در کرمانشاه و به راهافتادن کارناوالی از همبستگی مردم با بوقزدنهای ممتد، و فریاد رسای زن، زندگی، آزادی از سوی دانشجویان در مناسبت شانزده آذر، مراسم گرامیداشت کارگر رزمنده و سوسیالیست منصور کریمی و بدرقه او با سرود انترناسیونال و نمونه درخشان آخر مستند ترانه علیدوستی که انقلاب زن، زندگی، آزادی را به تصویر کشید، روند حرکت اوضاع بهسوی شرایط امروز را به نمایش میگذارد و تعمیق طبقاتی اعتراضات مردمی برای آزادی و برابری و داشتن یک زندگی انسانی و فردایی شاد و انسانی را به نمایش میگذارد.
در این جامعه فقر و بیتامینی، اختلاس و دزدی، تبعیض و نابرابری، جنگافروزیهای حکومت و کشیدهشدن معیشت مردم به ورطه نابودی، حکومت با چپاول و غارت بیداد میکند و زندگی میلیونها نفر از مردم به ورطه نابودی کشیده شده است. در این جامعه مردم از بساط آپارتاید جنسی حاکم جانشان به لب رسیده و یک دستاورد مهم انقلاب زن، زندگی، آزادی بر زمینزدن حجاب، این پرچم خونین آپارتاید جنسی است.
در متن چنین شرایط متحولی در هفتم دیماه، بازاریان و کسبه علیه افزایش نجومی قیمت دلار و گرانیها و بحران اقتصادی حاکم وسیعاً به میدان آمدند و بزرگترین اعتصابات سراسری خود را رقم زدند. اما این اعتراضات به بازار محدود نماند و بلافاصله مردم که یک فریاد هر روزهشان به پیروزی رساندن انقلاب ناتمام زن، زندگی، آزادی بود، دوباره به میدان آمدند. فراخوان دانشجویان به اعتصاب در همبستگی با اعتصابات بازار و وارد صحنه شدن آنها با فریادهای “زن، زندگی، آزادی”، “مرگ بر دیکتاتور”، “آزادی، آزادی، آزادی” رنگ و فضای اعتراضات را تغییر داد و به دنبال آن خیزشهای مردمی سر بلند کردند و طی این هفته بیش از ۹۰ شهر در این اعتراضات شرکت کردهاند. خیزشی مردمی که “زندگی” را محور قرار داده است و با فریاد “آزادی، آزادی، آزادی”، “مرگ بر دیکتاتور”، “فقر فساد گرانی، میریم تا سرنگونی” خلاصی از جهنم جمهوری اسلامی و داشتن جامعهای شایسته انسان را فریاد میزند.
اعتراضات امروز به دنبال تجربیات انقلاب ۱۴۰۱ سازمانیافتهتر است و در این مدت برخی از محلات تهران از جمله نازیآباد و خیابانهای اطراف بازار، دانشگاهها و شهرهایی چون همدان، ایلام، مرودشت، کرج، کوهدشت، ایذه، یاسوج، کرج به کانونهای داغ اعتراضات تبدیل شدهاند. اعتراضات هر روزه از صبح با اعتصابات بازار آغاز میشود و در غروب به تظاهراتها و تحصن در مناطق مختلف شهر و اعتراضات شبانه و نیز درگیرشدن با نیروهای سرکوب در این شهر و آن شهر تبدیل میشود. یک وجه قابلتوجه اعتراضات مردمی مقابله شجاعانه با نیروهای سرکوب و فراریدادن آنها و بهآتشکشیدن نمادهای حکومتی در شهرهای مختلف است و یک نمونه جالبتوجه آن تجمع مردم در شهر محلات در مقابل کلانتری برای آزادی بازداشتشدگان بود که موفق به آزادی آنها شدند. نمونه دیگرش نشستن در مقابل نیروهای سرکوب در کف خیابان و بستن راه بر آنهاست.
انترناسیونال: پیش از شروع این دور از اعتراضات سراسری، جنبشهای مختلفی از جمله بازنشستگان و پرستاران و ارکان ثالث نفت مدام و هر هفته در خیابان و برای احقاق حقوقشان حضور داشتند. به نظر میرسد این جنبشهای اعتراضی آنطور که بایدوشاید به حمایت فعال از اعتراضات سراسری نپرداختهاند. اگر چنین است علت آن را چه میدانید؟
شهلا دانشفر: این جنبشهای که شما از آنها صحبت میکنید. در همین مدت نیز کار خودشان را کرده و چه بهصورت میدانی و چه در قالب بیانیههای حمایتی که گفتمانهای انقلاب را رقم میزند و بر آن شفافیت میبخشد با موج جدید خیزشهای مردمی همراه بودهاند.
نمونههای برجسته این اعتراضات عبارتاند از: تجمعات اعتراضی معلمان شاغل و بازنشسته در شیروان، یزد و بندرعباس، تجمعات کارکنان بهزیستی شهرهای بهبهان، شیراز و رشت، تجمع کارگران پیمانکاری پالایشگاه گاز فجر جم، اعتصاب کارگران پتروپالایش کنگان، بیانیه اخطاری کارگران رسمی جذبشدگان آزمون ۱۴۰۲ در نفت به تداوم گستردهتر اعتراضات خود، تجمع کارگران رسمی نفت در منطقه لاوان با فریاد وزیر بیکفایت استعفا، استعفا، اعتراضات کارگران قند خاورمیانه شوش که موفق به آزادی پنج همکار بازداشتی خود شدند، اعتراضات کارگران زره شورای تکاب، تجمع نانوایان در تهران همراه با اعتصاب بازار تهران در هفتم دیماه و راهپیمایی آنها تا سیلو، تجمعات کارگران تراورس که در مجموع هفت هزار کارگر را در بر میگیرد، تجمعات بازنشستگان مخابرات و تأمین اجتماعی با فریاد شعارهای “اتحاد، اتحاد، علیه فقر و فساد”، “همبستگی اتحاد، علیه ظلم و بیداد”، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” ، اعلام حمایت اتحادیه رانندگان کامیون از اعتصابات بازار و تأکید آنها بر درد مشترک و بالاخره فراخوان بخشهای مختلف بازنشستگان به تجمع مشترک برای شانزدهم دیماه.
نگاهی به این اتفاقات درجه حضور بخشهای مختلف کارگری در موج جدید خیزشهای مردم را نشان میدهد. اما اینکه آیا طبقه کارگر و بخشهای آن با تمام قدرت وارد میدان شدهاند، روشن است که چنین نیست. ولی نکته قابلتوجه این است که در کنار خیزشهای مردمی، ما شاهد اعتراضات بخشهای مختلف کارگری و اولتیماتوم دادنهایشان برای گسترش اعتراض از جمله در نفت و در میان هزاران کارگر تراورس و رانندگان کامیون و پرستاران هستیم.
بعلاوه بخش دیگری از همراهیها خود را در قالب بیانیههای حمایت و همبستگیها از سوی نهادها و شخصیتهای کارگری – اجتماعی بیان کرده و بر گفتمانهای خیزشهای مردمی عمق و شفافیت بخشیده است. یک نمونه برجسته آن بیانیه هشت تشکل کارگری – اجتماعی است که امضاکنندگان آن عبارتاند از: اتحاد بازنشستگان، انجمن برق و فلز کرمانشاه، اعدام نکنید، دادخواهان، شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت، شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیررسمی نفت (ارکان ثالث)، شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران و ندای زنان ایران هستند. یک تأکید مهم این تشکلها این است که اجازه نمیدهند که از بالای سر جامعه رهبرتراشی شود و خواست آنها پایاندادن به یک قرن استثمار و استبداد و ساختن جامعهای است که در آن یک اقلیت غارتگر از فراز سر مردم برای سرنوشتشان تصمیم نگیرد.
یک تأکید مهم امضاکنندگان این بیانیه بر اتحاد مبارزاتی و ایستادگی تا به پایان رساندن انقلاب ناتمام خود است و تأکیدات مهم دیگر آنها عبارتاند از: اتحاد در برابر سکوب و کشتار حکومتی در همراهی با خانوادههای جانباختگان دادخواه، آزادی تمامی بازداشتشدگان اعتراضات مردمی و همه زندانیان سیاسی و خواست ایرانی بدون اعدام، حمایت از اعتصابات سراسری و قدرتمندتر کردن اعتراضات خیابانی با اعتصابات سراسری و پیوستن به تجمعات در مراکز شهرها در همراهی با خانوادههای خود، متحد کردن صف خود در برابر تلاشهای تفرقهافکنانه با فریاد اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد و بر پوچی وعدههای حکومتی بر سر معیشت و تأکید بر قطع بودجههای نجومی نیروهای سرکوب، نیابتی و نهادهای مذهبی و بازگردانده شدن ثروتهای میلیارددلاری آیتاللهها و باندهای حکومتی به سفره مردم.
علاوه بر این هشت تشکل که اخیرترین بیانیه حمایتی مردمی است تشکلها، جمعها و نهادهای مردمی بسیاری اعلام حمایت کردهاند که عبارتاند از: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، تشکلهای مختلف معلمان از شهرهای مختلف، تشکلهای مختلفی از بازنشستگان، سندیکای شرکت واحد، چهار نهاد سندیکای نیشکر هفتتپه، کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکلهای کارگری، گروه اتحاد بازنشستگان و کارگران بازنشسته خوزستان، کانون نویسندگان ایران، سینماگران، نهادهایی از دانشجویان، جمعهایی از خانوادههای دادخواهان، جمعهایی از وکلای دادگستری، اتحادیه تشکلهای کامیونداران و رانندگان کامیون سراسر ایران، صد و پنج نفر از معلمان خوزستان.
در کنار این تشکلها بیانیههای چهرههای شناخته شدهای از فعالین کارگری، اجتماعی، هنرمندان و ورزشکاران را داریم. یک نکته محوری تمامی این بیانیهها بر انقلاب زن، زندگی، آزادی و خیزشهای مردمی در امتداد آن است. این بیانیهها همانطور که تأکید کردهایم قدمی مهم در شفافیت بخشیدن به مضمون اعتراضات مردمی برای به پیروزی رساندن انقلاب زن، زندگی، آزادی است.
انترناسیونال: به نظر شما مردم و خصوصاً بخشهای از پیش متشکل در جنبشهای مختلف اعتراضی چه کارهایی را باید در دستور قرار دهند تا شاهد هر چه وسیعتر شدن اعتراضات باشیم؟ فراخوان شما به این بخش از جامعه چیست؟
شهلا دانشفر: اولین تلاش ما دادن تبیین روشنی از مضمون این انقلاب، متحد کردن صف مردم حول خواستهای رادیکال و انسانی در برابر هر گونه تفرقهافکنی و تلاش برای به انحراف کشاندن اعتراضات مردمی است و شعارهایی چون نان کار آزادی، اداره شورایی، آزادی برابری، اداره شورایی، سوسیالیسم به پا خیز برای رفع تبعیض، زن زندگی، آزادی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، ایران بدون اعدام، مثالهایی از چنین شعارهایی است که در مقاطع مختلف از دل مبارزات مردمی بهپاخاستهاند. چنین شعارهایی بیان خیابانی همان تأکیدی است که بارها در بیانیههای کارگری -اجتماعی شاهدش بودیم که میگوید خواست ما پایاندادن به هر گوشه رهبرتراشی و اعمال قدرت از بالای سر مردم و استثمار و بردگی برای ساختن جامعهای شاد و انسانی است.
ازسویدیگر اعتراضات گسترده در صنعت نفت این مرکز کلیدی اقتصادی کشور، اعتراضات کارگران در محیطهای کارگری همزمان با اعتصابات بازار، در فضای انقلابی جامعه بر گفتمان اعتصابات سراسری بیش از بیش دامن زده و زمینه را فراهمتر کرده است. یک تأکید فوری ما بر پیوستن کارگران به اعتصابات بازار و شرکت وسیع در خیزشهای مردمی همراه با خانوادههایشان است.
ازسویدیگر در برابر گسترش خیزشهای مردمی حکومت بهشدت به تکاپو افتاده است و در روزهای آغاز خیزشهای مردمی در تلاش برای آرام نگاهداشتن فضا، اعتراضات علیه گرانیها را بر حق خواند و دعوت به مذاکره کرد. رئیس بانک مرکزی برکنار و لایحه بودجه رد شد. در چندروزه اول ادارات را ناگهانی به بهانه سرما تعطیل اعلام کردند و بعد هم پزشکیان لایحهای پنج مادهای در قالب نامه سرگشاده به قالیباف و وعده پرداخت یارانه مستقیم یک میلیون تومان بهازای هر نفر، برای هشتاد میلیون نفر از جمعیت ایران و افزایش ۴۳ درصدی دستمزد، را داد. اما با گسترش اعتراضات نزاعهایشان بیشتر بالا گرفت و بهتدریج لحن و بیان حکومت تندتر شد. اعلام کردند که اگر اعتراضات سیاسی شود برخورد میکنیم. سخن آخر اینکه خامنهای رهبر این جنایتکاران با فرمان سرکوب جلو آمد و در سخنرانیاش مردم معترض را “اغتشاشگر” خواند و گفت: “اغتشاشگر را باید جای خودش نشاند.”
بدین ترتیب حکومت بر سرکوب خود شدت بیشتری داد و شمار بسیاری از معترضین دستگیر شدند. اما مردم با تداوم اعتراضات خود در کف خیابان و با فریاد مرگ بر دیکتاتور، با مقابله شجاعانه با نیروهای سرکوب و فراریدادن آنها و با حمله به مزدوران حکومتی در خیابانها و به آتش کشاندن عکسهای سران این حکومت پاسخشان را میدهند. یک تأکید ما ایستادگی متحدانه و درسگیری از تجربه سال ۱۴۰۱ برای مقابله با سرکوبگریهای حکومت است. شرکت گستردهتر در تجمعات و پیوستن شهرهای بیشتر به اعتراض و اعتصابات سراسری گامی مهم در تقویت نیروی مردم است. درعینحال دستگیریها نیز گسترده است.
طبق گزارشات منتشر شده طی هشت روز اعتراضات سراسری تا کنون بیش از هزار نفر بازداشت شدهاند. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان از بازداشت هشتاد و یک نوجوان زیر ۱۸ سال خبر میدهد که ۷۰ تن از آنان به “کانون اصلاح و تربیت” این زندانهای حکومتی کودکان منتقل شدهاند. همچنین گزارشات از ۱۶ نفر جانباخته و بیش از تقریباً ۵۰ نفر مجروح خبر میدهد. این ارقام تقریبی و مبتنی بر گزارشات رسیده است. تعدادی زیادی از مجروحان به دلیل تهدید و خطر بازداشت به مراکز درمانی مراجعه نمیکنند. در برابر این سرکوبگریها باید متحدانه ایستاد. مثل مردم محلات و یزدانشهر و ایلام که با تحصن در مقابل کلانتری و بازداشتگاهها موفق با آزادی عزیزانشان شدند.
حکومت در وضعیت بسیار سردرگم و به هم ریختهای قرار گرفته است. به گفته یک مقام امنیتی بسیاری از نیروهای بسیج که در ۱۴۰۱ فعال بودند دیگر در پایگاهها حاضر نمیشوند و نیروهای سپاه و انتظامی بهشدت فرسودهاند. امروز باید بتوانیم وسیعاً در کنار خانوادهها با تجمع و تحصن در مقابل بازداشتگاهها، کلانتریها و زندانها تمامی دستگیرشدگان را آزاد کنیم و درب زندانها را بگشاییم. مبارزه برای آزادی بازداشتشدگان یک عرصه مهم اعتراضات ما مردم است و بازهم تأکید میکنیم که حکومت اسلامی باید بهخاطر تمام جنایاتش در سطح جهان بایکوت شود و سران جنایتکار این حکومت در دادگاههای بینالمللی به محاکمه کشیده شوند.
آخرین تأکید من بر اتحاد مبارزاتی رهبران و فعالین کارگری حول خواستهای رادیکال و انسانی، ایجاد شبکههای مبارزاتی تشکلها و نهادهای کارگری و اجتماعی و شکلدادن به کانونهای سازماندهی اعتراضات سراسری بر محور فراخوانهای اعتراضی سراسری است. زندهباد انقلاب.
به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۶۲
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران