اعدام در ملأعام؛ نمایش نفرت‌انگیز مرگ- حسن صالحی

طی روزهای گذشته، جمهوری اسلامی در فاصله‌ تنها دو روز، دو مرد را در ملأعام اعدام کرد. هر دو، متهم به قتل بودند: یکی در شهر بیرم (لارستان فارس) که به گفته منابع حکومتی با انگیزه سرقت و با همکاری همسرش، مادر و سه فرزند یک خانواده را به قتل رسانده بود؛ و دیگری در شهر کردکوی (استان گلستان) که با سلاح شکاری جان سه نفر را گرفته بود.

اینها روایت‌هایی است که رسانه‌های حکومتی منتشر کرده‌اند و حقیقت ماجرا برای ما روشن نیست. اما حتی اگر این روایت‌ها درست باشد و هر دو نفر مرتکب این قتل‌های هولناک شده باشند، پرسش اساسی پابرجاست: چه مجازاتی؟

جمهوری اسلامی باتکیه‌بر خشم و احساسات جریحه‌دارشده مردم، این دو محکوم را با جرثقیل در برابر چشم گروهی از شهروندان به دار آویخت؛ یعنی صحنه‌ای از مرگ را در ملأعام به نمایش گذاشت.

طبق برخی گزارشات، جمهوری اسلامی با تبلیغات فراوان توانست شماری از شهروندان عادی (علاوه بر جمعیت کرایه‌ای خود) را به این مراسم وحشتناک ترویج خشونت بکشاند که در میان آنها کودکان و نوجوانان نیز دیده می‌شوند. روی سخن من با مردمی است که در این نمایش مرگ شرکت کردند.

جای هیچ شکی نیست که همۀ ما از قتل‌های فجیعی که در لارستان و گلستان رخ‌داده است، عمیقاً دردمندیم. خانواده‌های قربانیان حق دارند دادخواهی کنند و به شکایات آنان باید بر اساس قوانین انسانی و به‌دوراز هرگونه مجازات انتقام‌جویانه رسیدگی شود. علاوه بر این، همه ما حق داریم در جامعه‌ای زندگی کنیم که در خانه و خیابان، قربانی جنایت هیچ فرد یاارگان دولتی نشویم.

اما سؤال این است: آیا واقعاً باور دارید که قتل را باید با قتل پاسخ داد تا جامعه به امنیت برسد؟ آیا گمان می‌کنید نمایش انتقام، آن‌هم در برابر چشم همگان، می‌تواند مانع جنایت شود؟ اگر واقعاً چنین فکر می‌کنید، باید بگویم جمهوری اسلامی کلاه گشادی سر شما گذاشته است.

شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد ادعای رسیدن جامعه به آرامش با کشتن انسان‌ها، چیزی جز دروغی مزورانه و نخ‌نما از سوی دولت‌هایی نیست که نمی‌خواهند مسئولیت خود را در به فساد و تباهی کشاندن جامعه بپذیرند. حکومت‌ها وقتی نمی‌توانند عدالت، رفاه و امنیت واقعی ایجاد کنند، مرگ را به نمایش می‌گذارند تا وانمود کنند ریشه خشونت را خشکانده‌اند.

اما تجربه جهانی چیز دیگری می‌گوید. در بسیاری از کشورهای اروپایی که مجازات اعدام لغو شده است، میزان جرم و جنایت به‌مراتب کمتر از ایران است. دلیل روشن است: امنیت با طناب دار به دست نمی‌آید؛ امنیت محصول عدالت اجتماعی، ایجاد امکانات رفاهی در جامعه، ایجاد فرصت‌های برابر برای همه در جهت رشد و تعالی، برچیدن تبعیض و شکاف‌های طبقاتی و حفاظت از کرامت و حرمت انسانی است. اعدام با بی‌ارزش کردن جان انسان‌ها، زمینۀ پایمال شدن دیگر حقوق اساسی را نیز فراهم می‌کند. افزون بر این، مگر نمی‌دانید مسئول اصلی بی‌امنی امروز در ایران کسی جز جمهوری اسلامی نیست؟! رژیمی که نه تنها امنیت، بلکه آب، برق، غذا و حتی هوای سالم – یعنی ابتدایی‌ترین عناصر حیات – را از ما گرفته است. پس چرا باید در مراسم مرگی که این رژیم ضدبشری به نام «تأمین امنیت» در شهر به‌پا می‌کند، شرکت کنیم؟!

کاری که جمهوری اسلامی انجام داد، چیزی جز مهندسی احساسات شما در مسیری که خود می‌خواست نبود. نخست، با کشاندن شما به مراسم آدم‌کشی، شما را شریک جنایت خود ساخت. دوم، با این نمایش خونین، کوشید تمام تقصیرهایش در بدبختی‌های جامعه را از دوش خود بردارد و وانمود کند که با محو فیزیکی چند انسان – آن هم در برابر چشمانتان – ناجی مردم است.

یکی دیگر از پیام‌های این حکومت آن بود که طناب دارش را به رخ جامعه بکشد؛ تا به همه نشان دهد که این رژیم ضدبشری، جان و هستی مردم را با زور و قلدری در کنترل خود دارد و هر زمان بخواهد می‌تواند آن را بگیرد. این همان سیاستِ ترساندن و مطیع‌سازی است؛ سیاستی که امنیت نمی‌آورد، بلکه سایه‌ای سنگین از وحشت بر سر جامعه می‌گستراند و عجیب‌تر آن‌که شماری از مردم نیز در این نمایش هولناک و تحقیرآمیز به بازی گرفته شدند. برخی با اراده خود برای تماشای این صحنه‌های وحشیانه آمدند و گروهی دیگر، از جمله کودکان و رهگذران، ناخواسته شاهد جان‌دادن انسانی بر سر جرثقیل شدند؛ صحنه‌ای آزاردهنده که بر روان جامعه زخمی عمیق بر جای می‌گذارد.

اعدام در ملأعام شکلی از مجازات شنیع و ضدانسانی است که نه‌تنها امنیتی برای جامعه به همراه ندارد، بلکه خشونت رسمی و دولتی را به خیابان‌ها منتقل می‌کند؛ با این امید واهی که با نمایش مرگ، مردم مرعوب شوند و سکوت کنند. اعدام و اعدام‌های خیابانی باید با اعتراض قاطع جامعه روبه‌رو شود. اعتراضی که آن‌قدر نیرومند باشد تا جمهوری اسلامی ناگزیر شود بساط آدم‌کشی و حلق‌آویز کردن انسان‌ها در میدان‌های شهر را برچیند. هرجا که این رژیم مردم را به شرکت در نمایش مرگ دعوت می‌کند، باید با شهروندانی روبه‌رو شود که با صدای بلند از بیزاری و نفرت خود نسبت به اعدام سخن می‌گویند. مردم می‌توانند با عدم حضور در این برنامه‌های وحشیانه، و یا با حضور خود و فریاد اعتراض، پیامی روشن بدهند: نه به اعدام، نه به نمایش مرگ.

جمهوری اسلامی با بازگرداندن طناب دار به خیابان‌ها می‌خواهد جامعه را به دورانی برگرداند که در آن مخالفان سیاسی، شورشیان یا مجرمان را در میدان‌های اصلی شهر – مانند میدان نقش جهان اصفهان یا میدان توپخانه تهران – به دار می‌کشیدند یا گردن می‌زدند. هدف نیز همان است که همۀ حکومت‌های مستبد در طول تاریخ دنبال می‌کردند: ایجاد ترس و وحشت در جامعه، تحقیر مردم و واداشتن آنان به اطاعت از حاکمان ظالم.

تلاش جمهوری اسلامی برای آن‌که با برپاکردن چوبه دار در میادین و کشاندن مردم به این نمایش‌های خونین، وحشت‌پراکنی در جامعه را «مشروع» جلوه دهد، باید با اراده و اعتراض همگانی با شکست روبه‌رو شود.

از نگاه ما، اعدام چه در پشت درهای بسته و چه در میادین شهر، در هر دو حالت ضدانسانی است و باید به طور کامل لغو شود. بیایید با هم‌صدایی و اتحاد، در برابر این‌همه توحش و خشونت و جنایات سازمان‌یافته حکومتی به اعتراض برخیزیم.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۴۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *