خامنهای در دیداری که به مناسبت کشتهشدن امام هشتمشان با اوباشان سرسپرده خود ترتیب داده شده بود جدا از بر زبان آوردن اراجیف همیشگی، به باندهایی از اصلاحطلبان و اعتدالیها که تازگی بیانیه “آشتی ملی” برای نجات حکومت را امضا و منتشر کردهاند تاخت و صراحتاً به آنها “انگ” عوامل پیشبرنده دشمن برای ایجاد شکاف و اختلاف در کشور زد. او از همه خواست تا حامی مسئولان حکومتی بهویژه بهزعم خودش رئیسجمهور پر تلاش باشند و “سپر پولادین اتحاد مقدس و عظیم ملی را تقویت کنند”.
یک روز بعدازاین سخنرانی خامنهای، محسنی اژهای رئیس قوه قضائیه در نشست شورایعالی قضائی با اتکا به سخنان خامنهای دررابطهبا بیانیه اصلاحطلبان شمشیر را علیهشان از رو بست. اژهای ضمن آنکه از امضاکنندگان بیانیه جبهه اصلاحات موسوم به “آشتی ملی” خواست تا ابراز پشیمانی و اصلاح رویه کنند، بیپرده اعلام کرد که دادستان تهران به تکلیف قانونی خود عمل خواهد کرد. رئیس مجلس و تعدادی دیگر از چهرههای اصولگرا و همچنین شریعتمداری هم که طبق وظیفه معمول از حمله به مخالفان خامنهای و باند اصولگرایان غافل نمیماند، اتهامات مشابهی به جبهه اصلاحات زدند و خواهان برخوردهای تند با امضاکنندگان بیانیه شدند.
برخوردهای خصمانه باند اصولگرایان بعد از چراغسبز خامنهای نسبت به جبهه اصلاحات بهخاطر بیانیهای که با عنوان “آشتی ملی” انتشار داده بودند، قابلانتظار بود. جبهه اصلاحات هدف خود را از انتشار بیانیه همانطور که در خود بیانیه شرح دادهاند، نجات حکومت از طریق ایجاد رابطه با آمریکا، توقف غنیسازی و ایجاد یک سری اصلاحات در زمینههای امنیتی و حقوق اجتماعی تعریف کردهاند و فکر میکنند که با چنین رویکردی میتوانند بنبستهای اقتصادی، سیاسی و بینالمللی رژیم را رفع کنند و مهمتر از همه از نفرت عمومی مردم نسبت به حکومت و عدم مشروعیتی که رژیمشان در داخل با آن روبرو است، بکاهند تلاشی که کاملاً متوهمانه و خیالپردازانه است. از طرف دیگر اصلاحاتچیها که قبل از پذیرش کاندیداتوری پزشکیان برای ریاستجمهوری، انتخابات را تحریم کرده بودند و بعد از پذیرش پزشکیان یکشبه ۱۸۰ درجه تغییر موضع دادند و به یقهچاکان دفاع و شرکت در انتخابات با خیالبافیها و توهمپراکنیهای تبلیغاتی تبدیل شدند، امروز که سرشان بیکلاه مانده و دارند حیات سیاسیشان را هم از دست میدهند، برای اعادهحیثیت هم شده ناچار هستند که “خودی” نشان بدهند. اما خامنهای و باند اصولگرایان دچار توهمات نوع اصلاحطلبی برای نجات حکومتشان نیستند. اینها میدانند که تسلیمشدن در برابر آمریکا و اروپا نهتنها باعث نجات رژیمشان نخواهد شد، بلکه روند سرنگونی آن را تسریع خواهد کرد. خود خامنهای بارها اعلام کرده که مذاکره (تسلیمشدن) با آمریکا هیچ دردی را از حکومت درمان نخواهد کرد و هیچ دری را به رویش نخواهد گشود. این باند بهتر از باند اصلاحطلبان اوضاع را “تشخیص” میدهند. اینها برخلاف باند اصلاحطلبان که متوهمانه به تبعات تسلیمشدن رژیم به آمریکا و اروپا میاندیشند و معتقد هستند که چنین اتفاقی فضای آشتی میان حکومت و مردم ایجاد خواهد کرد و بهاینترتیب فعلاً سرنگونی را از دستور کار جامعه خارج خواهد کرد، به طور واقعی و به درست متوجه هستند که در هر قدم عقبنشینی، رژیم میدان جنگ را صدها گام به مردم خواهد باخت.
مردمی که ۴۶ سال است با جمهوری اسلامی میجنگند و در نتیجه آن را به چنین روز رقتباری انداختهاند که سرانش را از ترس سرنگونی به جان هم انداخته و امروز اختلافاتشان را به حد خصومت و دشمنی آشتیناپذیر کشانده، با باز کردن فضای امنیتی برای فعالیت باند اصلاحطلب، یا رفع حصر از موسوی و راهدادن مجدد آنها به مرکز قدرت در کنار اندک اصلاحات و گشایشهای اقتصادی و کاهش گرانی مثلاً پائین آوردن قیمت دلار از ۹۵ هزار تومان به ۸۵ هزار تومان، دست از سر حکومت بر نمیدارند و این را اصولگرایان و خامنهای بهتر از اصلاحطلبان میفهمند.
هر یک از مهرهها و چهرههای رژیم چه اصلاحطلب و چه اصولگرا و با هر روبان و رنگی چه سیاه، سبز و چه بنفش و غیره در جنایات ۴۶ساله جمهوری اسلامی علیه مردم نقش داشته و مجرمانی هستند که اگر شانس بیاورند و تا پس از سرنگونی رژیمشان زنده بمانند، باید در دادگاههای مردمی به محاکمه کشیده شوند. این پیام را مردم، سالها پیش که گرانی و مشقات معیشتی و کمبودهای آب و برق و غیره کمتر از یکسوم حالا بود به همه قاتلان، جانیان و دزدان و چپاولگران دادند.
این دشمنی عمیق مردم با کلیت جمهوری اسلامی و این پیام قاطع برای سرنگونی رژیم و از همه مهمتر شرایط سیاسی و اجتماعی و بستری که انقلاب زنانه ۱۴۰۱ برای پایاندادن به عمر حکومت فراهم کرده ظاهراً اصلاحطلبان را بهیقین رسیدن پایان راه نرسانده و هنوز فکر میکنند با شعبدهبازی میتوانند مانع انقلاب شوند؛ ولی اصولگرایان فهمیدهاند که دیگر هیچ شعبدهبازی و دوقطبیسازی دروغینی برای فریب مردم کارساز نیست و تنها راه تا آخرین لحظه حیاتشان سرکوب است.
وقتی که خامنهای در همین دیدار از همه باندها و اوباشان حکومتی در قوای سهگانه میخواهد با نیروهای مسلح ادامه همکاری دهند، تأکید بر سرکوب بهعنوان تنها راه حفظ نظام است (البته تا زمانی که توان سرکوب داشته باشند). همه چیز برای جمهوری اسلامی “ازدسترفته است” و نمیتواند هیچ روزنهای در تسلیمشدن به غرب و آمریکا برای خود بیابد. مهمترین دشمن این رژیم نیروی مردم جامعه است که میخواهند حکومت را سرنگون کنند و همین روزها فریادشان علیه بیبرقی و بیآبی در خیابانها و مقابل ادارات و فرمانداریها و استانداریها میپیچد.
به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۴۴
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران