جنگ میان آمریکا و اسرائیل از یک سو، و جمهوری اسلامی از سوی دیگر در هفته چهارم همچنان جریان دارد. پس از آنکه دو طرف تهدید کردند که زیرساختهای برق و آب را در هر دو سوی این جنگ نابود خواهند کرد،اکنون باب مذاکره داغ شده است. تهدیدات فوق در صورت اجرا میتوانست به فجایع انسانی، زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی هولناکی منجر شود و حتی نفس این تهدیدات نیز جنایتکارانه و خطرناک است. طبعا ما نمیدانیم دقیقاً پشت پرده چه میگذرد و طرفین تاکنون در این مورد نیزادعاهای ضدونقیضی مطرح کرده اند.
برای نیروهای سلطنتطلب که استراتژی خود را بر جنگ دولتهای آمریکا و اسرائیل برای سرنگونی جمهوری اسلامی استوار کرده بودند و پیوسته از اسرائیل و آمریکا التماس حمله میکردند، اخبار مربوط به مذاکرات و بهرسمیت شناختن جناحهایی از حکومت اسلامی از سوی ترامپطبعا بسیار ناامیدکننده است و باید انتظار داشت که بحران، صفوف این جریان را فرا گیرد و سیر افول آنها سرعت بیشتری بگیرد.
سؤالی که اکنون مطرح است این است که اوضاع پس از پایان احتمالی جنگ چه خواهد شد؟
حزب کمونیست کارگری ایران از همان آغاز، حملات به مراکز نظامی جمهوری اسلامی و حذف سران و فرماندهان نظامی رژیم در این جنگ را محکوم نکرد، اما در مواردی که به مناطق مسکونی، مدارس، بیمارستانها، مراکز کاری و زیرساختهای تأمین انرژی و آب آسیب زده شد، آنرا از هر دو سوی این جنگ قویاً محکوم کرده است.
آنچه که محور سیاست ما تحت هر شرایطی بوده است، سرنگونی جمهوری اسلامی بهعنوان مسبب جنگافروزی، سیاهبختی مردم ایران و عامل کشتار دهها هزار شهروند معترض و مخالف است.
ما بارها اعلام کردهایم که ناجی مردم ایران تنها و تنها خود مردم ایران هستند و تنها کمکی که از جامعه جهانی طلب کردهایم این بوده است که از این رژیم حمایت نکنند و جنایتکاران حاکم در ایران را مورد بایکوت جهانی قرار دهند.
در صورت پایان این جنگ، بدون آنکه جمهوری اسلامی سرنگون یا تسلیم شود، آنگاه دیگر نه بمبها و نه موشکها، بلکه مردم عاملیت بیشتری خواهند یافت.مردم در مقابل رژیمی قرار خواهند گرفت که بهشدت، بهدلیل حذف خامنهای و دیگر رهبران این رژیم جنایتکار، دچار آشفتگی شده است.
رژیم، علیرغم کشتار وحشیانه مردم در دیماه، نتوانست آنان را به سکوت بکشاند. اعتراضات مردم در قالب دادخواهی و گرامیداشت یاد عزیزان جانباخته ادامه یافت و سپس در اعتراضات دانشجویان و شعارگوییهای شبانه تداوم پیدا کرد. حتی در جریان جنگ نیز شاهد مواردی از ایستادگی مردم در قبال تحمیلهای جنگی رژیم بودهایم.
با پایان جنگ، در حالی که مشکلات دیرینه مردم همچنان پابرجاست و حتی تشدید شده است و مصائب ناشی از این جنگ نیز بر آن افزوده شده است، جامعه در برابر حکومتی قرار خواهد گرفت که پاسخی برای دردهای بیشمار مردم ندارد و بیش از پیش ناتوانی خود را در برابر حقخواهی آنان آشکار خواهد کرد.
با شکست افق راست، که متأسفانه برای مدتی اعتراضات مردمی را به کجراه برد و بر آنها ضربه زد، زمینه برای رشد و فراگیر شدن یک افق انسانی و انقلابی، با محوریت تکیه بر اعتراضات و جنبشهای اجتماعی، بار دیگر فراهم خواهد شد.
سرمایه ما در این مسیر، انقلاب «زن، زندگی، آزادی»، دستاوردها، تجربیات متحدکننده و منشورهای این خیزش انقلابی است.بخشهایی از شبکههایی که تحت عنوان این جنبش فعالیت میکردند، اکنون خوشبختانه زیر یک چتر سازمانی به نام «شورای هماهنگی و رهبری» و در قالب آلترناتیوی برای آینده ایران گرد هم آمدهاند.امید آن است که این روند گسترش یابد و بتواند نقش مهمی در نمایندگی این جنبش ایفا کند.
به لحاظ اشکال مبارزه علیه جمهوری اسلامی، تجربه به ما نشان داده است که اعتراضات خیابانی بهخودیخود نمیتواند به سرنگونی جمهوری اسلامی بیانجامد.
یکی از عوامل موفقیت مردم برای رسیدن به پیروزی این است که در کنار همه اشکال مبارزه، کارگران و مردم به سلاحی متوسل شوند که جمهوری اسلامی را در مقابله با آن ها با دشواریهای جدی روبهرو سازد. این سلاح، توقف و تعطیلی چرخهای کار و تولید است.
لازم است راهکارهایی بهدور از هیجانهای زودگذر و با چشمانداز پیروزی در دستور کار قرار گیرد. بهکارگیری اعتصاب و خواباندن چرخهای کار و تولید در جامعه، یکی از مهمترین این راهکارهاست.
میتوان و باید امیدوار بود که با برافراشتن دوباره پرچم «زن، زندگی، آزادی» و ایجاد انجمنهایی تحت همین نام، گامهای بزرگی برای دستیابی به پیروزی قطعی علیه جمهوری اسلامی برداریم.
حزب کمونیست کارگری ایران با انتشار منشور زن، زندگی، آزادی برای دوره گذار و حکومت آتی (به تاریخ ۱۳اسفند ۱۴۰۴)، تمام تلاش خود را برای ایجاد هماهنگی لازم میان تشکلها، شبکههای مبارزاتی، احزاب و کنشگران فعال در این جنبش بهکار میگیرد.هدف از این تلاشها، کسب آمادگی برای ایفای نقش بهعنوان یک نیروی اجتماعی تعیینکننده در روند سرنگونی حکومت، در دوره گذار و نیز در تعیین نظام آتی است.
در این مسیر، تعین بخشی سازمانی به جنبش «زن، زندگی، آزادی» در همه سطوح اهمیت زیادی دارد. از همین رو، ایجاد انجمنهای «زن، زندگی، آزادی» در همهجا، از جمله در محل کار و محلات، میتواند گامی مهم باشد.این انجمنها میتوانند با همکاری و مشارکت افرادی که یکدیگر را میشناسند و به هم اعتماد دارند شکل بگیرند و حتی، همانند گروههای جوانان محلات، اعلام موجودیت کنند.این انجمنها میتوانند وظایف چندگانهای داشته باشند: از سازماندهی اعتراض و مبارزه گرفته تا فعالیتهای یاریرسانی به یکدیگر در شرایط سخت، که نیازمند همبستگی هستیم. همچنین میتوانند در برگزاری شعاردهیهای شبانه، شعارنویسی بر در و دیوار شهر و زمینهسازی برای اعتراضات خیابانی و اعتصاب عمومی نقش ایفا کنند.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» با شعارهای انسانی خود، دفاع از ارزشهای مترقی و مدرن، و با شکلدهی به دهها شبکه، تشکل و نهاد از پایین برای اعمال قدرت مردمی، از ظرفیت بسیار مساعدی برای پیشروی و مقابله با جریانات ارتجاعیِ سلطنت طلب و امثالهم برخوردار است.
جریاناتی که با توسل به لمپنیسم، فحاشی، تهدید و ارعاب مخالفان خود، و دفاع از ارزشهای زنستیز و فاشیستی، نشان دادهاند که بهعنوان عاملی بازدارنده در برابر انقلاب مردم ایران عمل کردهاند.
در شرایط کنونی، تقویت و گسترش جنبش «زن، زندگی، آزادی» و گرد آمدن حول این جنبش، یکی از مهمترین وظایفی است که باید در دستور کار همه دوستداران انقلاب و تلاشگران آزادی و نجات جامعه ایران قرار گیرد.
۲۶ مارس ۲۰۲۶
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران