طی سه روز گذشته، سه سیمبان اداره برق قوچان و یزد به نامهای حسین خضری، امید رفیعی و حامد محمدی بر اثر دو حادثه کار جان باختند. حسین خضری حین کار تعمیرات در ارتفاع تیرک دچار برقگرفتگی شده و امید رفیعی و حامد محمدی به علت حادثه رانندگی حین ماموریت در جاده چادرملو جان باختهاند. در یک ماه گذشته نیز، تعداد دیگری از کارگران سیمبان: حمید حسین پناهی از سنندج، مهرداد کریمی از رفسنجان و ذبیحالله صابری از قزوین، بر اثر حادثه برقگرفتگی و سقوط از تیرک برق جان خود را از دست دادهاند که مرگ این کارگران اطلاعرسانی نشده است. همکاران این کارگران میگویند: “این همکاران همانند اکثر سیمبانان جانباخته در حادثه کار بر اثر افزایش تعداد شیفتهای کاری و افزایش مأموریتها و خستگی زیاد (که موجب پایین آمدن ایمنی و دقت در انجام کار سیمبانان میشود) دچار حادثه کار شدهاند” منبع: ایلنا.
جان کارگران برای کارفرما و حکومت چه ارزشی دارد؟ حتی اسامی کارگران جانباخته به ندرت اعلام میشود. عکسی از آنها در رسانههای حکومتی درج نمیشود. سرنوشت خانوادههای آنها نیز اهمیتی برای این نظام ندارد.
اگر کارگر حق تشکل داشت میتوانست در مقابل فشار کار، دستمزدهای ناچیز، ناامنی محیط کار، اخراج و أنواع زورگوییها و بیحقوقیها با قدرت بایستد و کارفرما و حکومت را وادار کند به خواستهایش توجه کنند و در این صورت شاهد اینهمه حوادث کار نبودیم. اگر کارگر حق داشت در حزب سیاسی خود و در أنواع و اقسام سازمانهای صنفی و سیاسی خود متشکل شود این اتفاقات نمیافتاد و یا به ندرت اتفاق میافتاد. اگر هزینههایی که صرف نیروهای سرکوب و دستگاه کثیف مذهب، صرف موشکی و هستهای و تروریستهای نیابتی و دزدیهای مقامات و آیتاللهها و آقازادهها میشود، صرف ایمنی محیطهای کار، آموزشهای دائم مربوط به ایمنی، افزایش دستمزدها، کاهش ساعات کار و غیره میشد اینهمه کارگر جان خود را از دست نمیدادند. اگر کارگر ارزشی در این نظام داشت هر مورد مرگ کارگر در اثر ناامنی محیط کار چنان رسانهای میشد و چنان فضایی ایجاد میکرد که مستقیما بر بهبود همه محیطهای کار تاثیر میگذاشت.
آیا اغراق است گفته شود جمهوری اسلامی عامل مستقیم این قتلهای محیط کار است؟ آنها به اتهام اعتراض اعدام نشدهاند اما بدلیل فشار کار زیاد و ناامنی محیطهای کار جانشان را از دست دادهاند و این گوشه بسیار کوچکی از آمار جانباختن هزاران هزار کارگر و همینطور کادر درمان در مراکز کار است.
باید با صدای بلند اعلام کرد که حکومت عامل قتل این سیمبانان است. باید کارفرماها و در راس آن حکومت و سپاه که بزرگترین کارفرمایان هستند و لاقیدی آنها به ناامنی شرایط کار و بیتوجهی به اعتراضات مکرر کارگران را با جزئیات و سند و مدرک افشا کرد و این بهویژه کار خود همکاران این عزیزان است. باید به خانوادههای این کارگران کمک کرد تا غرامت دریافت کنند. باید مراسمهای بزرگ و باشکوهی برای این عزیزان ترتیب داد و یاد آنها را گرامی داشت و با چنین اقدامی قدر و منزلت آنها را در جامعه بالا برد. خیلی اقدامات میتوان کرد. نباید از کنار این حوادث! به سادگی گذشت. باید روزنامهها و صدا و سیمای حکومت را وادار کرد در مورد این کارگران، سرگذشت آنها، خانوادههای آنها و ناامنی شرایط کار آنها حرف بزنند. این کارها شدنی است.
یاد کارگران سیمبان حسین خضری، امید رفیعی، حامد محمدی، حمید حسین پناهی مهرداد کریمی و ذبیحالله صابری را گرامی بداریم.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران