بیست و پنجم نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان را در شرایطی برگزار میکنیم که علیرغم پیشرفتها و دستاوردهای زنان در احقاق حقوق انسانی خود جامعه بشری متأسفانه از ستم و تبعیض و خشونت علیه زنان رنج میبرد. زنان در بیحقوقی رسمی و عمومی در گوشهوکنار دنیا بیحقوقترین کساناند. اما مسئله تنها محرومیت از حقوق نیست؛ تبعیض سازمانیافته و غیرانسانی علیه زنان، هر روزه به جنایت، قتل و پیامدهایی هولناک منجر میشود؛ تا جایی که میتوان آن را به جنگی تمامعیار علیه نیمی از جمعیت جهان تشبیه کرد.
نمونهها فراواناند: از دخترانی که به دلیل زن بودن هرگز فرصت تولد نیافتهاند، تا زنانی که بدن و بکارتشان به کالایی برای سودجویان صنعت سکس تبدیل شده است. از دخترانی که از حق تحصیل محروم میشوند، تا زنانی که در جنگها برای تحقیر دشمن مورد تجاوز قرار میگیرند. از زنکشی در گوشهوکنار جهان به جرم زن بودن، تا قتلهایی که با عنوان “ناموس” توجیه میشوند. و این لیست بلند و طولانی است.
وضعیت زنان در کشورهای اسلامزدهای نظیر جمهوری اسلامی بر کسی پوشیده نیست. در اسلام زن انسان ناکامل است و بهعنوان جنس فرودست تعریف شده است. بهاینترتیب مهر فرودستی از بدو تولد بر زنان نقش میبندد و زنان از سنین کودکی در معرض تحقیر قرار میگیرند. زنان همه عمر تحت قیمومیت مردان قرار دارند. از حق طلاق بیبهره هستند. ازدواجشان در گرو اجازه قیم است. حق سرپرستی کودکان از آنها دریغ میشود. گذرانشان به “نفقه” و “صدقه” مردان واگذار شده است. وظیفه آنها این تعیین شده است که کنیزی مرد را بکنند و امر زادوولد را انجام دهند. زنان در این کشورها دقیقاً به دلیل حاکمیت اسلام سیاسی از هر گونه حقوق و امکانات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برای زیستن بهعنوان یک انسان مستقل و برابر با مردان محروم هستند. در جمهوری اسلامی ما با یک آپارتاید جنستی تمامعیار روبرو هستیم. آپارتایدی که حجاب اجباری اسلامی و جداسازی جنسیتی از بروزات نفرتانگیز آن است. در جمهوری اسلامی خشونت علیه زنان قانونی، ساختاری و رسمی شده است.
زنان ایران با شرکت فعال و گسترده در انقلاب زن، زندگی، آزادی یعنی اولین انقلاب زنانه در جهان نظام زنستیز جمهوری اسلامی را هدف گرفتند. این خیزش انقلابی توانست در تداوم خود سنگر حجاب اجباری را فتح کند و در این جبهه از نبرد، شکست سنگینی بر جمهوری اسلامی تحمیل کند. این جنبش میتواند و باید در ادامهٔ مسیر خود، به هرگونه نمود ستمکشی زنان و هر شکل از خشونت رسمی و غیررسمی علیه زنان در ایران پایان دهد و به الگویی الهامبخش برای زنان سراسر جهان در مبارزه با زنستیزی تبدیل شود.
ما نهتنها میتوانیم به تبعیضِ ضدانسانی و خشونتِ افسارگسیخته علیه زنان پایان دهیم، بلکه وظیفه داریم هرچه سریعتر در برابر آن قد علم کنیم و مانع قربانی شدن روزانهٔ زنان در گوشهوکنار جهان شویم. هیچ شکل از ستم و خشونت علیه زنان قابلتوجیه نیست و نباید پذیرفته شود.
اعتراض به جنایت علیه زنان در سراسر جهان جریان دارد و این خود نویدبخش روزی است که این لکهٔ ننگ از دامان جامعهٔ بشری برای همیشه پاک شود. این موج جهانی اعتراض، امید به ساختن جهانی برابر، امن و انسانیتر را زنده نگه میدارد؛ جهانی که در آن هیچ زنی تنها بهخاطر جنسیتش با خشونت، تبعیض یا حذف مواجه نشود.
باید علیه سلطهٔ دولتهای زنستیز و هر نوع تبعیض و خشونت علیه زنان در جهان برخیزیم و در برابر هرگونه جهل، خرافه و دگماتیسمی که ستمکشی زنان و اعمال خشونت علیه آنان را توجیه میکند، قاطعانه بایستیم. اعمال تبعیض علیه زنان با تکیه بر دستگاه مذهب یکی از ویژگیهای اساسی وضعیت زنان در بسیاری از جوامع است و باید دست مذهب را از زندگی مردم کوتاه کرد و در همهجا خواهان جدایی کامل دین از دولت شد.
برای رهایی زنان، باید سلطه و فشار مذهب و سنتهای کهنه بر نظام سیاسی، اداری و فرهنگی جامعه فوراً و بدون تأخیر پایان یابد. این وظیفهای است که بر دوش هر انسان آزادیخواه و هر نیروی مترقی در جهان قرار دارد.
به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۵۶
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران