انترناسیونال: پس از ۳۹ روز جنگ و یک آتشبس شکننده، روشن است که آمریکا و اسرائیل بهدنبال «تغییر رژیم» نیستند، بلکه در پی رام کردن جمهوری اسلامیاند. در عین حال، هم خطر توافق میان این دو طرف وجود دارد و هم خطر ازسرگیری جنگی سنگینتر.
سوال این است؛ آیا اساسا باید سرنوشت این وضعیت را در چارچوب کشمکش و توافق میان این دولتها جستجو کرد؟ یا این کل این چارچوب یک انحراف است و مساله اصلی جای دیگری است؟به بیان صریحتر؛:آیا توافق احتمالی میان آمریکا و جمهوری اسلامی به معنای تثبیت یک شکل دیگر از همین نظم جهنمی نیست؟ و آیا تشدید جنگ میان این دو، چیزی جز تداوم فاجعه برای مردم بههمراه دارد؟در این میان، نقش عامل واقعی کجاست؟آیا تعیین تکلیف این وضعیت در گرو تصمیمات واشنگتن و تهران است، یا در گرو دخالت مستقل مردم و پیشروی جنگ مردم علیه جمهوری اسلامی؟و بالاخره؛در برابر دو سناریوی “توافق از بالا” یا “جنگ بیشتر”، سیاست مستقل و انقلابی دقیقا چه مسیری را پیش میگذارد؟
مصطفی صابر: نقطه شروع برخورد به این جنگ برای ما، و فکر کنم برای مردم ایران، ضرورت و فوریت سرنگونی جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی منشأ و عامل بلافصل همه مصائب مردم ایران از جمله جنگ حاضر است. این جنگ در ادامه بحران بقاء جمهوری اسلامی درگرفت و تا وقتی که جمهوری اسلامی بر سر کار است همواره جنگ و خطر جنگ بالای سر مردم ایران و منطقه خواهد بود. در نتیجه راهحل ما در قبال این جنگ سرنگونی جمهوری اسلامی و پیروزی زن زندگی آزادی و برقراری قدرت مستقیم مردم متشکل در ایران است. این آرمان و آرزو نیست، بلکه واقعیترین راه پایان دادن به این جنگ است که اکنون به یک کلاف سردرگم خطرناک جهانی تبدیل شده است.
با این نقطه شروع، پاسخ من به سوال شما روشن است، هر سناریویی که در جهت تضعیف جمهوری اسلامی و تقویت مردم در مبارزه شان علیه جمهوری اسلامی نباشد، سناریوی مطلوبی نیست. ما نه خواهان جنگ و تشدید آن هستیم و نه فکر میکنیم مذاکره و توافق اینها الزاما به نفع مردم است. راه حل مطلوب از نظر ما این است که دنیا جمهوری اسلامی را بهعنوان حکومت ایران به رسمیت نشناسد؛ بهعنوان قاتل مردم از همه مراجع و مجامع بینالمللی بیرون انداخته شود؛ سران آن به جرم نسلکشی و جنایت علیه بشریت به دادگاه فراخوانده شوند؛ و مبارزه مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی مورد حمایت همهجانبه جهانی قرار گیرد.
اما در مورد عامل واقعی، طبعاً در لحظه حاضر و به طور بلافصل جمهوری اسلامی و دولت آمریکا دست بالا را دارند، اما به نظر نمیرسد که قادر به حل این بحران باشند. چرا که جمهوری اسلامی برای بقاء دست و پا میزند و چه ادامه جنگ و چه تسلیم شدن به شروط آمریکا هردو برایش نامطلوب است. در نتیجه جمهوری اسلامی به ریسمان الهی اعدام آویزان است و فعلآ روز به روز ادامه حیات میدهد. نفس بودن و سقوط نکردن برای جمهوری اسلامی پیروزی و حتی فلسفه حکومت محسوب میشود.
از آنسو آمریکا که تحت فشارهای داخلی و بینالمللی برای پایان جنگ قرار دارد، نمیتواند بدون به تسلیم کشاندن کامل جمهوری اسلامی این جنگ را پایان دهد. چرا که پایان جنگ بدون سقوط یا تسلیم کامل جمهوری اسلامی لطمه سنگینی بر اعتبار و موقعیت ترامپ خواهد بود. اما حتی اگر ترامپ طبق روش خاص خودش یک شبه اعلام پیروزی و پایان جنگ کند، نه آمریکا، نه منطقه و نه جهان نمیتواند با جمهوری اسلامی که مزه بستن تنگه هرمز و پا گذاشتن بر یک شاهرگ مهم اقتصاد جهان زیر دندانش رفته کنار بیاید. در نتیجه محتملترین حالت این است که اوضاع جنگ- مذاکره- جنگ همچنان ادامه پیدا کند. به عبارت دیگر در چهارچوبه تقابل آمریکا و جمهوری اسلامی ما با یک بنبست روبرو هستیم.
شکستن این بنبست به نظرم کار مردم است، چه در آمریکا، چه جهان و چه بهویژه در ایران. راه حل حزب ما که بالاتر اشاره کردم بر همین ارزیابی مبتنی است. بخصوص باید توجه کرد در بطن جامعه ایران یک انقلاب جریان دارد. همین چندی پیش و بعد از جنگ دوازده روزه جمهوری اسلامی فقط با یک قتلعام تمام عیار از مردم انقلابی توانست این انقلاب را موقتا عقب براند. اما دیدیم که چطور در مراسمهای چهلم نشانههای شورانگیز و باورنکردنی ادامه آن همه را مبهوت کرد. در طول همین جنگ حاضر نیز در شواهدی نظیر قطع اینترنت، اعدام های مکرر، رجزخوانی هرروزه مقامات و امام جمعهها، حشدالشعبیچرخانیهای شبانه و غیره و غیره میتوان نشانههای ادامه انقلاب را مشاهده کرد. به میدان آمدن تمام قد این انقلاب و حمایت جهانی از آن، پیروزی این انقلاب که مانیفست زن زندگی آزادیاش را قبلاً ارائه داده، راه حل واقعی پایان دادن به جمهوری اسلامی و جنگ و بنبست فعلی است.
۵مه ۲۰۲۶
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران