متن سخنرانی حمید تقوائی در کنگره آزادی ایران، ٢٨ مارس ٢٠٢٦
با سلام و درود به همه حاضرین در این کنگره و همینطور همه کسانی که در مدیای اجتماعی این کنگره را دنبال میکنند.
تا اینجا اساس صحبت ها تکثرگرایی بود. من فکر می کنم باید در مورد آزادی صحبت کنیم. اسم این کنگره کنگره آزادی ایران است ولی بحثها از چارچوب تکثر گرایی فراتر نرفته است؛ البته اساسا تا اینجا، امیدوارم بعدا بحثها روال دیگری پیدا کند.
اجازه بدهید برای رفع هر نوع سوء تفاهمی اول این را روشن کنم که من طرفدار کاملا پیگیر و جامع و مانع رفع هر نوع تبعیض ملی هستم. رفع تبعیض زبانی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی که در حق مردم در کردستان و آذربایجان و غیره روا شده است. صد سال است- در تاریخ جدید ایران، تاریخ قدیم بحث دیگری است- مردم در این مناطق و کل مناطقی که اتنیکی قومی ملی محسوب میشوند و معمولا استانهای مرزی هستند از نظر دولت مرکزی همیشه یا مرزبان غیور بوده اند و یا تجزیه طلب منفور! بعنوان انسان برابر متساوی الحقوق و به عنوان شهروند، و حتی فراتر از آن انسان ساکن جغرافیای سیاسی ایران، هیچگاه برسمیت شناخته نشده اند. این چیزی که ما سعی میکنیم با تکثر گرائی حل کنیم کلید اش این نیست. باید با رفع هرگونه تبعیض ملی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، علیه این مردم مساله حل بشود. همانطور که انقلاب زن زندگی آزادی گفت “کرد بلوچ آذری آزادی و برابری” نگفت کرد بلوچ آذری تکثرگرائی تکثرگرائی!
آزادی و برابری! کلید اینجاست. اگر کسی که در اصفهان، شیراز، تهران، متولد می شود می تواند به زبان مادری تحصیل کند مردم سنندج و تبریز و زاهدان هم میتوانند. میتوانند به زبان مادری تحصیل کنند و نه اینکه صرفا زبان مادری را آموزش ببینند. چون دو چیز است. بحث بر سر تحصیل به زبان مادری است چون طفلی که در آذربایجان یا کردستان یا بلوچستان وارد مدرسه می شود فی الحال زبان مادریش را بلد است، لازم نیست به او یاد بدهید. باید خواندن نوشتن به زبان مادری به او بیاموزید، سواد آموزی کنید ولی این یک بخش قضیه است. او حق دارد به زبان مادری تحصیل کند.
یا وقتی کسی به ستم ملی اعتراض میکند به او میگویند “تجزیه طلب”؛ که اسم منفی جدایی طلبی است. خیلی از نیروها و احزاب به اصطلاح ملی قومی این طور از خودشان دفاع میکنند که ما جدایی طلب نیستیم. یا تجزیه طلب نیستیم. من میگویم مگر جرم است؟ جدایی طلبی جرم نیست. مگر در همین کشورهای متمدن دنیا که ما میخواهیم دموکراسی از آنها یاد بگیریم احزاب جدایی طلب وجود ندارند. احزابی که احترامشان سر جاست، پلاتفرم دارند، برنامه دارند در پارلمانها شرکت دارند و بعضا در دولت هستند. مثلا ایالت کبک در کانادا حزب جدائی طلب دارد که در کنگره هم هست. در ایرلند و در بریتانیای کبیر هم چنین احزابی وجود دارند. چطور در ایران جدایی طلبی جرم شده؟ از کی تا حالا جرم شده؟
اگر می خواهید مسئله ملی حل شود تا آخر بروید دوستان. دوستانی که به خودتان میگوئید احزاب ملی یا ملیتی یا قومی یا اتنیکی بگویید ما خواهان جدایی نیستیم ولی جدائی طلبی جرم نیست. ما در ایران جدائی طلب نداریم ولی اگر هم داشتیم جرم نبود. حق دارد کسی خودش را جدایی طلب بداند و در پارلمان هم شرکت کند و عضوگیری هم بکند. و هر وقت امکان داشت و لازم دید رفراندوم بکند. ما همه طرفدار ایران هر چه جامع تر و بزرگتر و فراگیرتر هستیم ولی داوطلبانه. با زور اگر بخواهید کسی را نگهدارید یا باید مرزبان غیور باشد یعنی مرز فارس ها را نگه دارد و یا اگر معترض بود به او لشکر میکشید. کشیده اند. و الان در اپوزیسیون دارند این ساز را میزنند. به من چپی فحش میدهند و به شمای تجزیه طلب هم فحش میدهند. اتحاد ما در اینجا هم لازم است. در برابر آن کسانی که هنوز بقدرت نرسیده شمشیر کشیده اند علیه “تجزیه طلبان”. کافی است کسی لهجه اش کردی باشد تا به تجزیه طلبی متهم بشود. کافی است کسی حزبش را در بلوچستان تشکیل داده باشد تا انگ تجزیه طلبی بخورد. دفاع من این است که خب باشد، چه اشکالی دارد؟ چرا نمیتواند مثل حزب جدایی طلب “پارتی کبکوا” باشد؟ مگر از دموکراسی صحبت نمیکنید؟
دوستان تکثرگرایی کلید این قفل نیست. آزادی و برابری کلید این قفل است. صحبت بر سر همه شهروندان ساکن ایران است. و من از شهروند هم فراتر میروم- هر که در آن جغرافیای سیاسی زندگی میکند، میلیونها افغانی داریم که خیلی شان شهروند نیستند، حقوق اینها چه میشود؟ اگر از جامعه مدنی که به شهروندی متکی است فراتر برویم به جامعه انسانی که به انسانهای یک جامعه متکی است، آنوقت حرف دقیقتری میزنیم. چرا باید افغانی که سخت ترین کارها را میکند و بیشترین توهینها را تحمل میکند چون شهروند نیست از بحث ما جدا بیفتد. از برنامه سیاسی ما جدا بیفتد. حقوق برابر و انسانی تمام سکنه ایران، افغانی باشد، عرب باشد، در ایران به دنیا آمده باشد یا در کشور همسایه – که بخاطر ظلم و بدبختی در کشورش به ایران پناه آورده است- باید به رسمیت شناخته شود. برخلاف چیزی که آقای ترامپ می گوید. ما نمی خواهیم با افغان ها همان کاری را بکنیم که آقای ترامپ با مکزیکی ها در آمریکا کرد.
بنابرین اگر میخواهید به آزادی برسید لطفا از جوامع غربی فراتر بروید. ما ناسیونالیسم لیبرال در ایران داشتیم مثل جبهه ملی که هنوز هم مواضع لیبرالی دارد، ولی ناسیونالیسم فاشیست هم داشته ایم. پان ایرانیست ها یک بخش از اینها بودند و امروز جریان آقای پهلوی این نقش را دارد. الهام بخش آنها دیدرو و ولتر و حتی میتران و ویلی برانت نیستند. بت آنها، معبود آنها، ترامپ است. ترامپ که در خود آمریکا دموکراسی را قبول ندارد، و ظاهرا دارد با بمب دموکراسی را می آورد به ایران! در خود آمریکا ایشان دموکراسی را زیر پا گذاشته. اگر شما میخواهید فراتر بروید برگردید لطفا به متفکرین انقلاب کبیر فرانسه لااقل. به آزادی برابری. شعار آنها آزادی برابری برادری بود ما برادری را میگذاریم کنار چون میگوئیم زن زندگی آزادی. برادری نداریم، خواهری و برادری داریم و اول هم خواهری را داریم. و بعد زندگی آزادی. تعجب میکنم که در این استیج هیچ نشانه ای از زن زندگی آزادی نیست.
بحث آخر من اینست دوستان که برای آنچه شما تکثر گرایی مینامید، برای اتحاد، برای اینکه توده مردم متحد شوند و جمهوری اسلامی را بیندازند، مردم فی الحال سرمایه مبارزاتی دارند. انواع شبکه ها، نهاد ها، سندیکاها، کانون ها، کمیته ها، شوراهای اعتراضی وجود دارد؛ شورای معلمان، شورای بازنشستگان، شورای کارگران نفت، شورای پرستاران و انواع سندیکاها و کمیته ها. اینها نه تنها در سرنگون کردن جمهوری اسلامی نقش اساسی دارند بلکه در دوره گذار و تعیین آینده ایران هم باید نقش اساسی داشته باشند. احزاب همانقدر در سیاست نقش ایفا میکنند که در این تشکل های واقعی میدانی ریشه دوانده و در آنها حضور دارند. چیزی که به انگلیسی “grass root” نامیده میشود. حزب بدون این ریشه اجتماعی حزب فقط سمینارها و کنگره ها است. حزب واقعی که بتواند نیرو جابجا کند، حزبی که در این نهادها و شبکه ها فعال باشد، یک نیروی سیاسی-اجتماعی واقعی است. این را هم بگویم که بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی تعداد این تشکلها ده ها و صدها برابر خواهد شد. اینها صاحبان ایرانند، اینها باید تصمیم بگیرند، اگر مجلس موسسان هست، اگر دوره گذار هست این نیروها باید به رسمیت شناخته شوند و احزاب از طریق نفوذ و حضوری که در این تشکلها دارند در سیاست حضور بهم میرسانند. خیلی متشکرم.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران