پاسخ مردمی به جنگ سرنگونی جمهوری اسلامی است- حمید تقوائی

آخرین اخبار اینست که پیشنهاد آتش بس ٤٥ روزه کشورهای میانجی از جانب ترامپ و جمهوری اسلامی هر دو رد شده است. از سوی دیگر ترامپ اعلام کرده است که ضرب الاجل او برای “زدن پلها و نیروگاهها” در ایران دیگر تمدید نمیشود و آخرین مهلت سه شنبه ساعت ٨ شب بوقت واشنگتن است.

این وضعیت نیروهای ضد جنگ را به تکاپو تازه ای واداشته است و از محکومیت بمباران پلها و نیروگاهها تا ضرورت آتش بس بی قید و شرط و تا ابراز مخالفت با زدن زیرساختها از جانب مردم به مرکز گفتگوها بدل شده است.

در رابطه با این شرایط باید بر این نکات تاکید کرد:

١- تا آنجا که به “نظر و خواست مردم ” مربوط میشود اولا آمار درستی از نظر مردم در دست نیست. نظر کسی که از قول مردم صحبت میکند را باید در خود ارزیابی و یا نقد و تائید کرد. ثانیا در شرایط قطع اینترنت نظر مردم را با این یا آن تماس و پیام شخصی نمیتوان دریافت. برای دریافت اینکه مردم چه نظری دارند ( و نه لزوما چه نظری درست است) باید اینترنت آزاد شود. نفس قطع اینترنت از جانب حکومت دلیلی بر اینست که مردم بیشتر علیه حکومت هستند و نه علیه جنگ و در صورت آزادی اینترنت فضای مجازی اساسا ضد رژیمی خواهد بود و نه ضد آمریکائی-اسرائیلی. رژیم باید بسیار احمق باشد که اینترنت را به روی مردم صدمه دیده از جنگ و مخالف تهاجم نظامی به ایران ببندد. اما حکومت احمق نیست؛ اینترنت را قطع کرده است چون بخوبی میداند که فضای اینترنت آزاد فضای “دشمن ما همینجاست” خواهد بود.

٢- بخش بالایی از مردم بدرست نگران پایان جنگ و در قدرت ماندن جمهوری اسلامی هستند. قتل عام و فضای آخرالزمانی دیماه، بالاگرفتن اعدامها و بازداشتها در شرایط جنگی، برپا شدن گشتها و ایستگاههای بازرسی خیابانی، و مانور اوباش حشد الشعبی و فاطمیون و زینبیون در خیابانها همه نشانه تدارک هجوم گسترده به مردم معترض در شرایط جنگی و در شرایط پس از جنگ است. بر این مبنا است که مردم نگران بقای حکومت هستند و نه بقای زیر ساختها. مردم خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند و روند و تحولات جنگ را با معیار نزدیک شدن رژیم به سقوط می سنجند و نه با معیار ضربه نخوردن زیرساختها و یا هیچ معیار دیگری. و این تشخیص کاملا درستی است.

٣- نباید فراموش کرد که جنگ حاضر، مانند جنگ ١٢ روزه، در ادامه سیاستهای غربستیزانه و ضد اسرائیلی حکومت رخ داد (مشخصا پروژه هسته ای، حمایت از نیروهای نیابتی، و ساخت موشکهای دوربرد). درک این نکته به تحلیل و تعمق چندانی نیاز ندارد که اگر جمهوری اسلامی به شرایط آمریکا مبنی بر دست شستن از این سیاستها – که مردم ایران هم با آن مخالفند- تن میداد نه جنگ ١٢ روزه برپا میشد و نه جنگ جاری. و برعکس، در صورتی که رژیم به این سیاستها ادامه دهد حتی اگر جنگ حاضر پایان یابد فضای پرتنش جنگی و احتمال و زمینه شروع حملات و جنگهای دیگر همچنان وجود خواهد داشت.

٤- علاوه بر استراتژی جنگ افروزانه رژیم مشخصا در شرایط حاضر نیز عامل ادامه جنگ جمهوری اسلامی است. از آزاد سازی تنگه هرمز خودداری میکند، برای پیشنهادهای آتش بس شانه بالا میاندازد و حتی به طرح هائی نظیر طرح ظریف که به نوعی مبتنی بر تجدید نظر در سیاستهای ضدغربی است می تازد. جمهوری اسلامی هم بطور استراتژیک عامل و علت شکل گیری این جنگ است و هم بطور مشخص و تاکتیکی عامل تداوم آن.

٥- جنگ حاضر در دل جنگ پایه ای تری میان مردم و جانیان حاکم رخ میدهد. نیروهای انقلابی درگیر این جنگ دوم نباید هدف اصلی سرنگونی رژیم را فرموش کنند و حتی تحت الشعاع جنگ بالائی ها قرار دهند. مساله حتی پنجاه پنجاه نیست. با ختم جنگ جمهوری اسلامی سرنگون نمیشود ولی با سرنگونی رژیم نه تنها جنگ جاری قطع خواهد شد بلکه مبنا و زمینه جنگهای آتی نیز از میان بر خواهد خواست. هر صلح طلبی باید سرنگونی طلب باشد. و هر نیروی انقلابی مدعی دفاع از مردم، باید در عمل حتی در دل شرایط جنگی نیز سرنگونی جمهوری اسلامی را مضمون و هدف سیاستهای خود قرار بدهد.

٦ – جمهوری اسلامی به شرایط آمریکا و اسرائیل تن نمیدهد چون آمریکا-اسرائیل ستیزی با سیاستهای هویتی و وجودی رژیم درهم تنیده است. آمریکا و اسرائیل ستیزی از یک موضع فوق ارتجاعی و ضد انسانی اساس هویت حکومت و ابزار سرکوب” اغتشاشگران داخلی” است. دقیقا به همین دلیل توده مردم و نیروهای انقلابی مخالف سیاستهای غربستیزانه حکومت هستند. شعار “دشمن ما همین جاست دروغ میگن آمریکاست” بخوبی این تمایل و گرایش جامعه را نمایندگی میکند.

٧- با توجه به نکات فوق باید گفت سرنگونی جمهوری اسلامی راه حل نهائی و پایه ای و با دوام ختم جنگ جاری و کل جنگهائی است که در آینده ممکن است علیه جمهوری اسلامی رخ بدهد. بدون سرنگونی رژیم، ایران و منطقه روی صلح و آرامش نخواهد دید. بهترین شکل ختم این جنگ از نظر منافع مردم از هم پاشی کامل رژیم است. در صورتی که به هر دلیلی این امر صورت نگیرد دومین سناریو مطلوب از نظر منافع مردم تسلیم حکومت، یعنی پذیرش بی قید و شرط شرایط آمریکا است. در صورتی که در دل جنگ جاری رژیم از هم نپاشد، دست کشیدن حکومت از سیاستهای غربستیزانه اش گام مهمی در جهت تسریع سرنگونی رژیم بقدرت انقلاب مردم خواهد بود.

١٧ فروردین ١٤٠٥، ٦ آوریل ٢٠٢٦

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *