
اخیرا رضا پهلوی به بهانه ائتلاف چند حزب و سازمان کرد دوباره به خط و نشان کشیدن علیه “تجزیه طلبان” پرداخته است. از نظر ایشان هر نیرو و سازمان سیاسی که خواهان رفع تبعیض ملی باشد “تجزیه طلب” است و باید با نیروی “ارتش ملی-میهنی” سرکوبش کرد. ایشان هنوز به هیچ جا نرسیده ارتش ناموجودش را به رخ نیروهای “تجزیه طلب” کرد کشیده است. ظاهرا جدائی طلبی هر جنایتی را توجیه میکند. باید این تابو را شکست. در ایران هیچ حزب و سازمان جدائی طلبی وجود ندارد ولی اگر هم چنین حزبی وجود میداشت جرمی مرتکب نشده بود. همچنان که در دموکراسی های غربی احزاب جدائی طلب فعال هستند و بعضا در پارلمانها و دولتها نیز نماینده دارند. جدایی طلبی تنها برای دیکتاتورهای عظمت طلب تابو است؛ باید این تابو را بر سرشان خرد کرد.
حمله به نیروهای غیر فارس با پرچم تمامیت ارضی یک خصیصه عظمت طلبی فارس و همه دیکتاتورهای حاکم بر ایران در صد سال اخیر بوده است. جناب رضا پهلوی نیز میخواهد قدم در همین راه بگذارد. توسل به زور علیه مردم و نیروهای سیاسی که بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی خواهان رفع تبعیض ملی خواهند بود جزئی از افق و چشم انداز پادشاهی خواهان برای سلطه بر جامعه انقلابی بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی است. حفظ “نظم و امنیت” بعد از سقوط جمهوری اسلامی، برپایی حکومت نظامی در شهرهای “ناآرام”، استفاده از سپاه و بسیج و ادغام آنها در ارتش برای “حفظ امنیت”، و در کنار اینها سرکوب نیروهای خواهان رفع تبعیض ملی به بهانه تجزیه طلبی و نقض تمامیت ارضی؛ اینها همه اجزای برپائی نوعی قدرت سلطه گر در شرایط پسا جمهوری اسلامی است. این سناریوئی برای “مدیریت دوره گذار” نیست بلکه تلاشی برای نجات بخش هر چه بیشتری از دیکتاتوری و ابزارهای سرکوب موجود در برابر پیشرویهای انقلابی است که جمهوری اسلامی را سرنگون کرده است. آنچه از نظر پادشاهی خواهان اهمیت دارد اقدام علیه نیروی انقلابی مردمی است که جمهوری اسلامی را بزیر کشیده اند؛ تلاشی برای دور زدن مردم و سرکوب و بخانه فرستادن آنهاست.
رضا پهلوی رویای سناریوئی شبیه مقابله خمینی با پس لرزه های قیام بهمن تا ٣٠ خرداد ٦٠ را در سر میپروراند. اما اگر سناریوی خمینی یک تراژدی بود سناریوی پهلوی کمدی رقت انگیزی بیش نیست. جامعه امروز ایران، از جمله به یمن جنبش ژن ژیان ئازادی، بسیار آگاه تر، متشکل و سازمانیافته تر، و متحد تر از آنست که اجازه بدهد یکبار دیگر به اسم انقلاب، انقلاب را در هم بکوبند. تهدیدات و خط و نشان کشیدنها علیه احزاب و نیروهای اپوزیسیون چپ و جمهوریخواه در کردستان و مناطق مرزی و در سراسر ایران، در جامعه ای که با شعار “کرد بلوچ آذری آزادی و برابری” بمیدان آمده است، نتیجه ای بجز رسوائی و انزوای عاملین آن نخواهد داشت.
حمید تقوائی
٦ اسفند ١٤٠٤، ٢٥ بهمن ٢٠٢٦
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران