احتمال شعله‌ورشدن مجدد آتش جنگ- مهران محبی

سیر تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی مرتبط با مناقشات جمهوری اسلامی با غرب و اسرائیل حکایت از نزدیک بودن بروز مجدد جنگ دارد. دولت اسرائیل، حزب‌الله لبنان را به‌خاطر اینکه بعد از یک سال از زمان تعیین شده هنوز سلاح‌های خود را زمین نگذاشته و همچنان با حمایت‌های مالی و جنگ‌افزاری جمهوری اسلامی در حال احیای توان نظامی خود است، مدام مورد حمله قرار می‌دهد و مصمم است همچنان به حملاتش ادامه دهد. به‌علاوه وزارت دفاع اسرائیل از استقرار سامانه پدافند لیزری “پرتو آهنین” تا یک ماه دیگر خبر داده است که توانایی خنثی‌سازی سریع موشک‌ها و پهپادهای جمهوری اسلامی با هزینه بسیار کم را دارد.

ترامپ هم چند روز پیش به دنبال حمله پهپادی تروریست‌های تحت حمایت جمهوری اسلامی در عراق به یک تأسیسات گازی در اقلیم کردستان قول بررسی ارائه پدافند هوایی به اقلیم کردستان برای حفاظت از تأسیسات نفتی و گازی را داده و پهپادهای انتحاری به خلیج‌فارس ارسال کرده است. از سوی دیگر آلمان که یکی از دولت‌های تروئیکای اروپایی مؤثر در فعال‌سازی مکانیسم ماشه است و می‌تواند در صورت وقوع جنگ میان اسرائیل و آمریکا؛ و جمهوری اسلامی مورد حمله موشکی جمهوری اسلامی قرار بگیرد، سامانه پدافند موشکی بالستیک خریداری کرده از اسرائیل را فعال کرده است. علاوه بر این اقدامات میدانی، ترامپ از نتانیاهو دعوت کرده به‌زودی به آمریکا سفر کند که بدون شک باتوجه‌به آنچه که شرح داده شد، بررسی حمله نظامی مجدد به جمهوری اسلامی یکی از اصلی‌ترین موضوعات دیدارشان خواهد بود. نتیجتاً سیر اوضاع منطقه‌ای و بین‌المللی در راستای تنگ‌تر کردن حلقه فشارهای نظامی بر جمهوری اسلامی پیش می‌رود.

در مقابل، جمهوری اسلامی هم همچنان به حمایت‌های مالی و نظامی از حزب‌الله و حوثی‌ها و بقیه تروریست‌های وابسته‌اش ادامه می‌دهد. همین اخیراً ارسال یک میلیارد دلارش برای حزب‌الله و ارسال تجهیزات نظامی برای حوثی‌ها افشا شده‌اند و به دخالت‌هایش در سودان برای پیوندزدن حکومت در بحران سودان به محور شکست‌خورده مقاومت از طریق حمایت‌های مالی ادامه می‌دهد. در سطح داخلی نیز به فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی‌اش بر اساس انتشار تصاویر ماهواره‌ای که حکایت از اقدامات رژیم برای بازسازی مراکز هسته‌ای دارد، ادامه می‌دهد. خود مقامات حکومت هم صراحتاً به ازسرگیری فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی بعد از جنگ دوازده‌روزه اذعان می‌کنند و به این معنا طرفین در حال تکرار اوضاع قبل از جنگ دوازده‌روزه با شدت بیشتری هستند.

ازاین‌رو و بر این مبنا است که طرفین، تهدیدات علیه یکدیگر را تشدید کرده‌اند. نتانیاهو به‌تازگی گفته است که زمان کوتاه است و شاید دیگر تکرار نشود! و در نامه‌ای به رئیس‌جمهور اسرائیل تقاضای عفو خود در پرونده فساد را کرده تا آن‌طور که در این نامه از به‌زعم خودش تحولات خارق‌العاده در خاورمیانه در آینده نوشته است زمان کافی برای متحقق کردن تحولات مدنظر خود بخرد.

از این‌طرف هم جمهوری اسلامی است که به رجزخوانی‌ها و هارت و پورت‌هایش شدت بخشیده است. خامنه‌ای در رأس حکومت که خود جرئت ندارد از سوراخ‌موش بیرون بخزد، به مناسبت هفته بسیج از همان سوراخ‌موش سروصدا راه انداخته که آمریکا و اسرائیل در جنگ دوازده‌روزه شکست خوردند و جمهوری اسلامی پیروز شد؛ و از این گفت که جنگ دوازده‌روزه باعث تقویت وحدت میان حکومت و مردم شد و چرندیاتی ازاین‌قبیل به زبان آورد. به انکار ارسال نامه پزشکیان به ترامپ که با توافق خودش انجام‌گرفته بود پرداخت و باز هم بر ماندن بر سر موضع ادامه غنی‌سازی هسته‌ای و پروژه ارتقای برد موشک‌های بالستیک و حمایت از تروریست‌های وابسته به حکومت تأکید کرد. سرداران و فرماندهان نظامی و سپاه همسو با مقامات حکومتی حلقه‌به‌گوشش مانند علی لاریجانی و عراقچی و پزشکیان هم از آمادگی برای مقابله با حملات نظامی اسرائیل و آمریکا حرف می‌زنند و یاوه می‌گویند.

براین‌اساس و باتوجه‌به اقدامات انجام‌گرفته حکومت بعد از جنگ دوازده‌روزه، جمهوری اسلامی راهی غیر از حمله نظامی برای اسرائیل و آمریکا و احتمالاً متحدان غربی دررابطه‌با حل موضوعات مورد مناقشه باقی نگذاشته و با اقدامات ماجراجویانه خود هر روز طرف‌های مقابل را به حمله نظامی راغب‌تر می‌کند. در نتیجه تهدیدات جنگی بالا گرفته و طرفین بر طبل جنگ می‌کوبند، ولی یک تفاوت اساسی میان موقعیت دو طرف وجود دارد. آمریکا و اسرائیل از موضع قدرت تمایل به حمله نظامی دارند و تهدید می‌کنند، اما جمهوری اسلامی از موضعی کاملاً ضعیف رجز می‌خواند. و این چیزی نیست که آن‌طور که مخالفانی مانند حسن روحانی ادعا می‌کنند، خامنه‌ای به‌خاطر دریافت اطلاعات غلط از آن بی‌اطلاع باشد، یا به‌زعم مفسران سطحی‌نگر دچار توهم شده باشد. خامنه‌ای بهتر از همه مخالفانش در حکومت واقف به ضعف و ناتوانی نظامی در رویارویی با اسرائیل و آمریکا است و به‌خوبی می‌داند که عموم مردم جامعه در آرزوی سرنگونی جمهوری اسلامی لحظه‌شماری می‌کنند و می‌داند نه با تن‌دادن به تسلیم در برابر غرب و نه با پذیرش جنگ، حکومتش از سرنگونی نجات نخواهد یافت. ازاین‌رو مجبور است دروغ بگوید و بر پایه دروغ‌هایش تهدید توخالی کند تا شاید فرجه‌ای برای به تعویق‌انداختن حمله اسرائیل و آمریکا به دست بیاورد.

البته این تقلای خامنه‌ای برای به تعویق‌انداختن جنگ به این معنا نیست که جنگ‌افروز و خواهان جنگ نیست، بلکه می‌خواهد با به تعویق‌انداختن جنگ اگر بتواند به بمب هسته‌ای برسد و توان مقابله نظامی حکومتش را ارتقا دهد.

ساختار حکومتی جمهوری اسلامی بر بنیان جنگ و ماجراجویی‌های جنگ‌افروزانه بنا شده است و بدون جنگ‌افروزی و نهایتاً تحمیل جنگ چه بر مردم ایران و چه بر مردم منطقه نمی‌تواند ادامه حیات دهد. همانطور که بعد از جنگ دوازده‌روزه نشان داده است که دست از جنگ و جنگ‌افروزی بر نمی‌دارد، اگر از جنگ آتی هم جان سالم بدر ببرد و سرنگون نشود باز هم شرایط را برای جنگ دیگری مهیا خواهد کرد.

این حکومت باید سرنگون شود تا تهدید جنگ از سر مردم در داخل و کل منطقه برداشته شود. مردم تشنه سرنگونی رژیم در داخل این وظیفه تاریخی را به انجام خواهند رساند.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۵۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *