جنبش زن، زندگی، آزادی و جهانی که میخواهد نفس بکشد
من هم به سهم خودم خوشامد میگویم. همگی خوش آمدید!
از پلنوم قبل تا امروز تحولات زیادی اتفاق افتاده است. بخصوص دررابطهبا شرایط سیاسی ایران. من اینجا فرصت ندارم که این وقایع را بپوشانم؛ ولی سعی میکنم چند محور را توضیح بدهم.
در پلنوم قبل یکی از بحثهای محوری ما این بود که انقلاب زن، زندگی، آزادی را باید تقویت کرد و گسترش داد با اتحاد همه فعالین و دستاندرکاران و با هماهنگی و همراهی آنها، و تلاش حزب برای اینکه این امر هر چه بیشتر اتفاق بیفتد. ما گفتیم که انقلابی که در ۱۴۰۱ شروع شد امروز به یک جنبش عظیم بنیانکن تبدیل شده، در سطوح مختلفی دارد بهپیش میرود و دستاوردهای زیادی دارد: مثل حجاب یا به قول خود حکومتیها خاکریز حجاب که امروز دیگر فتح شده و تثبیت شده. بیحجابی امری فتح شده و ثبت شده است و همچنین عرصههای متعدد دیگری علیه کل آپارتاید جنسیتی که انقلاب زن، زندگی، آزادی یک محورش همین بود؛ و گسترش مبارزه در بسیاری از عرصههای دیگر مثل مسائل معیشتی و غیره. در سومین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی در همین چند هفته قبل، یکبار دیگر روشن شد که چطور جامعه با تمام قدرت خودش، و چطور مردم با عزم و اراده استوارتر از گذشته، دارند این جنبش را ادامه میدهند. شرایط سیاسی ایران بعد از سال ۱۴۰۱ برای همیشه تغییر کرده است. این مردم هستند که به همه حرکتها حتی ارتباط میان بهاصطلاح بالاییها، رابطه دولتها با جمهوری اسلامی، شکل میدهند، و این جنبش انقلابی عظیم جاری است که به هر تحول، موضعگیری و هر مانور سیاسی دررابطهبا ایران و دنیا مهر خودش را زده است. این را داریم به عینه مشاهده میکنیم.
بنابراین، تا جایی که به جنگ مردم با حکومتها مربوط میشود، آنچه انقلاب زن، زندگی، آزادی نامیده میشود همچنان دارد حکومت را هرچه بیشتر تحتفشار قرار میدهد و به سراشیب سقوط میراند. حتی اتفاقاتی که در سطح بین دولتها و موقعیت منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی هم رخ میدهد تماماً تحتتأثیر این جنگ اول است. جنگ مردم با حکومت. اگر کمی عمیق شوید میبینید که پایه تنشها و کشمکشهایی که در این دوره شدت گرفت این است که جامعه حکومت را نمیخواهد و این حکومت به درودیوار میزند که علیرغم نفرت عمومی و آتشفشانی که علیهش به پا شده خودش را همچنان در قدرت آویزان نگه دارد. به نظرم اگر بشود در یک عبارت وضعیت سیاسی ایران را بیان کرد باید گفت جامعهای با تمام قدرت نهتنها حکومت را نمیخواهد، بلکه وارد عمل شده آستین، بالا زده، و الان سه سال است که دارد در تمام جبههها برای به زیر کشیدن حکومت میجنگد و این حکومت تمام حرکتهایش، موضعگیریهایش، و ارتباطاتش با غرب در منطقه و غیره تابعی است از این نخواستن و نفرت عمومی. حکومتی که میخواهد بر دریای طوفانی جامعه خودش را نگه دارد و به هر طریق و تختهپارهای متوسل میشود که غرق نشود. این تصویر کلی وضعیت حاضر است.
اگر مشخصتر بخواهیم صحبت کنیم، میبینیم که در این دوره استراتژی و سیاست حیثیتی و هویتی حکومت که عبارت بود از غربستیزی و مرگ بر شیطان بزرگ و نابودی اسرائیل، اکنون به ضعیفترین موقعیت خودش افتاده و دیگر حکومت هیچ اهرمی برای پیشبرد این سیاست در دست ندارد. جمهوری اسلامی از ابتدا با این سیاست خودش را سر قدرت نگه داشته است. نکته مهم این است که تمام غربستیزی حکومت، از روز اول، از سال ۵۸ که سفارت آمریکا را تسخیر کرد، اساسش و شأن نزولش و علت اتخاذش این بود که جامعه انقلابی آن زمان ایران میخواست انقلاب ۵۷ را ادامه بدهد. جامعه با آمدن خمینی نهتنها از پا ننشست؛ بلکه آن انقلاب را گسترش داد. شوراها همهجا سربلند کردند: در دانشگاهها، در کردستان، در کارخانهها، در ترکمنصحرا، و در تمام سطوح جامعه. راهی که حکومت پیدا کرد این بود که پرچم مرگ بر آمریکا را بلند کند و بعدش بیرق مرگ بر اسرائیل، و جنگ عراق با شعار “فتح قدس از طریق کربلا”! اینها باعث شد که حکومت بتواند بالاخره انقلاب را بعد از حدود سه سال درهم بکوبد و بعد همین اسلحه را به کار گرفت علیه اعتراضات و انقلابی که علیه خودش شکل میگرفت تا به امروز.
این بازی، این خط، این گفتمان و این پارادایم – هر اسمی رویش بگذارید – امروز تمام شده. به لطف جنگ مردم با این حکومت این بازی به انتها رسیده. حکومت میگوید غنیسازی هستهای مردم میگویند غنیسازی زندگی! مردم میگویند نه به جنگ نه به پروژه هستهای، ما خواهان غنیسازی زندگی هستیم.
اتفاقی که در این دوره افتاد این بود که مخالفت جامعه با استراتژی حکومت که مردم همیشه علیهش بودند – از جمله با شعار دشمن ما همینجاست دروغ میگن آمریکا است که در واقع میگوید غربستیزی ابزار سرکوب حکومت است – از این سطح فراتر رفت. مردم به چالش کشیدن استراتژی و سیاست هویتی و حیثیتی حکومت را تبدیل کردند به جنگ خیابانی و شعارهای خیابانی. بازنشستگان، کارگران در خیابانها و در بیانیهها، فراخوانها، اطلاعیههای خودشان، در طومارهای خودشان، پرچم غنیسازی زندگی را در برابر غنیسازی هستهای حکومت بلند کردهاند. مردم میگویند این جنگ، جنگ ما نیست. میگویند جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل آتشبس شد؛ اما ما آتشبسی نداریم. جنگ ما با جمهوری اسلامی آتشبس بردار نیست و تا پیروزی ادامه دارد. این را مردم، این را خیابان اعلام کرد. بهعبارتدیگر یک ویژگی شرایط حاضر این است که استراتژی حکومت، سیاست حیثیتی حکومت، در خیابانها زیر حمله قرار گرفت و انعکاس این را در خود صفوف حکومت میبینید. میبینید دو خردادیها و اصلاحطلبان دوباره فعال شدهاند. میگویند غربستیزی را تمام کن و این پارادایم را تغییر بده. میگویند دیگر نمیشود اینطور ادامه داد. میگویند جامعه دارد منفجر میشود. سر مکانیسم ماشه این کشمکش بود و سر جنگ ۱۲ روزه هم همینطور. از مدتها قبل از جنگ ۱۲ روزه این بحثها شروع شد و زمین زیر پای همهشان داغ شد. میدانیم که همیشه اصلاحطلبان حکومتی در این نوع مواقع به جلو میآیند که رژیمشان را نجات بدهند، با خطی مخالف خط خامنهای. ولی بعد از جنگ ۱۲ روزه، بعد از سقوط بشار اسد در سوریه، بعد از شکستی که حماس و حزبالله و غیره متحمل شدند و بساط و دستگاه محور مقاومت حکومت در منطقه قطع شد، اتفاقی که افتاد این بود که خامنهای و خط خامنهای که نماینده این قضیه بود کاملاً زیر فشار قرار گرفت. نه از طرف جامعه – از نظر جامعه که کل حکومت زیر فشار است، مردم کل رژیم را نمیخواهند – ولی در خود صفوف حکومت عمود خیمه اسلام افقی شد و دیگر کسی این سیاست ورشکسته را قبول ندارد. دو خردادیها و صاحبنظران دوخردادی، آنهایی که واقعبینتر و آیندهنگرترند، الان دارند استراتژی خامنهای را زیر سؤال میبرند. حتی سرداران سپاه اعلام کردند که میلیاردها دلار که خرج سوریه کردیم چه شد؟ چرا عکسالعملی نشان ندادیم؟ روسیه کجاست؟ روسیهای که قرار بود از ما دفاع کند کجاست؟ اینها بحثهای درون خود حکومت نه فقط از جانب دو خردادیها، بلکه از جانب بخشهایی از خود سران سپاه و بسیج و نیروهای اصولگرا است. بهاینترتیب خامنهای به موضعی کاملاً دفاعی افتاد و به نعل به میخ زدنها شروع شد که مذاکره شرافتمندانه نیست، بعد مذاکره میکنیم و نمیکنیم و غیره. از یکسو عراقچی و پزشکیان را میفرستد قاهره و نیویورک و از سوی دیگر سخنرانی میکند که مذاکره ضرر است و توافق بدرد نمیخورد و غیره. اینها همه نشاندهنده این بلاتکلیفی و سردرگمی و نوسانات حکومت است.
اساس قضیه این است که آنچه هر دو جناح از آن هراس دارند حمله اسرائیل یا تحریمها نیست؛ بلکه این است که جامعه منفجر شود و همه بساطشان را جمع کند. راهحل جنگ اول، جنگ حکومت با دولتها، هم جنگ دوم، جنگ مردم با رژیم است. این جنگ برای آنهم تعیین تکلیف میکند. وگرنه این شرایط تنش و این شرایط درگیریهای نظامی و جنگهایی که امروز دوباره احتمال تجدیدش بالا رفته، ادامه خواهد داشت. ما در همین دوره اعلام کردیم که هر صلحطلب واقعی باید سرنگونیطلب باشد و این واقعیت را داریم با چشم میبینیم. تا وقتی جمهوری اسلامی هست، این شمشیر جنگ هم بر فراز جامعه هست و حملههای ۱۲روزه و پسفردا چندین و چندروزه و غیره اتفاق خواهد افتاد؛ بنابراین باید از ریشه قضیه را حل کرد، و از ریشه فقط جامعه ایران میتواند با سرنگونی جمهوری اسلامی مسئله را حل کند.
در مورد اهمیت جهانی انقلاب زن، زندگی، آزادی و سرنگونی حکومت به قدرت انقلابی مردم خیلی صحبت کردهایم. در پلنومها و کنگرهها، در بیانیههای حزب و غیره و هنوز هم باید بر این تأکید کرد. الان طرح بیست مادهای ترامپ مطرح شده است. کسانی که دستشان تا آرنج در خون مردم غزه است ناگهان شدهاند قهرمان صلح! اینکه مذاکرات به کجا میرسد بحث دیگری است. ولی قضیه این است که برای اینکه صلح واقعی، صلح به معنی روابط انسانی و عادلانه در منطقه، برقرار شود باید جمهوری اسلامی را از منطقه حذف کرد و فقط انقلاب زن، زندگی، آزادی این قدرت را دارد، این خواست را دارد، این توان را دارد. ما همیشه گفتهایم که جواب کل جنبش تروریستی اسلام سیاسی – برای اینکه این جنبش را کاملاً حاشیهای و از صحنه سیاست خارج کنید – این هست که جمهوری اسلامی سرنگون شود. همه میدانند محور این جنبش جمهوری اسلامی است. در یک کشور ۹۵ میلیونی اسلام سیاسی قدرت را در دست دارد و هیچ جای دیگری اینطور نیست. تکلیف این را باید انقلاب ایران روشن کند. با سرنگونی جمهوری اسلامی جنبش اسلام سیاسی ضربه مهلکی میخورد و راه باز میشود برای حل انسانی مسئله فلسطین. طرح دو دولت و یا هر طرحی که بالاخره بر مبنای بهرسمیتشناسی سرزمین فلسطین و تشکیل دو دولت متساویالحقوق و سکولار در منطقه باشد. به اینها همه انقلاب ایران و جنبش زن، زندگی، آزادی میتواند جواب بدهد.
ولی من میخواهم امروز در یک سطح وسیعتری از نقش جهانی انقلاب ایران صحبت کنم. تأثیر انقلاب زن، زندگی، آزادی فقط این نیست. شما اگر به نقشه سیاسی دنیا نگاه کنید، در غرب و شرق، در بهاصطلاح جهان سوم و جهان اول و هر تقسیمبندی که داشته باشید، میبینید یک نقطه درخشان در کره ارض وجود دارد و آن ایرانی است که در آن جنبش عظیمی علیه نه فقط یک دولت بلکه علیه همه ارزشهایی که امروز بورژوازی جهانی در دست گرفته، و یا در واقع ضد ارزشها، شکلگرفته است. در آمریکا هم شما امروز احترام به زن، زندگی، آزادی را نمیبینید. الان دولت آمریکا تعطیل شده. چرا؟ چون ترامپ و دولتش میخواهند بودجه بهداشت رایگان و بسیاری از خدمات بهداشتی و درمانی را قطع کنند. مردم و دموکراتها دارند در برابر این سیاست مقاومت میکنند، در کنگره بر سر بودجه به توافق نرسیدهاند و کل دولت تعطیل شده است. ولی فقط قضیه این نیست. یک فاشیسم رسمی، ترامپیسم در دنیا دارد حاکم میشود. راست افراطی در اروپا، در انگلیس و فرانسه و ایتالیا دارد زیر بیرق ترامپیسم پا میگیرد و این ترامپیسم نازیسم قرن بیست و یک است. خوب کجای دنیا، کدام جنبش جواب این هست؟ من میگویم جنبش زن، زندگی، آزادی در ایران. زن، زندگی، آزادی فقط ضد جمهوری اسلامی نیست، ضد راسیسم است، ضد مذهب بهعنوان یک صنعت است و این یعنی نقد سوسیالیستی مذهب. این را دارند مردم ایران در خیابانها فریاد میزنند. منظورم این نیست که لزوماً خودشان را سوسیالیست میدانند؛ بلکه عملاً همان نقدی را به مذهب دارند، همان نقدی را به حکومت دارند، همان نقدی را به فاصله عمیق بین فقر و ثروت دارند که نقد سوسیالیستها است. وقتی مردم شعار میدهند غنیسازی زندگی به ترامپ هم جواب میدهند. آنچه ترامپ دارد میزند و قطع میکند همین غنیسازی زندگی در آمریکا است. به نظر من وضعیت طوری است که سرمایهداری جهانی، بورژوازی بینالمللی، حتی از لیبرال دموکراسی هم عقب نشسته و پرچم آزادیها در دست ما است. در دست کمونیسم کارگری است. سوسیالیسم ما یعنی آزادیهای بیقیدوشرط، یعنی جامعه باز، یعنی تعهد به احترام و کرامت همه انسانها مستقل از رنگ پوست، نژاد، مذهب محل تولد و غیره. ترامپیسم درست عکس این است.
ترامپ دارد تمام مقرراتی که در آمریکا مبنی بر پذیرش همه بخشهای جامعه مستقل از نژاد و مذهب و گرایش جنسیتی و غیره وجود داشت را یکبهیک لغو میکند و تأکید را برده است بر سر نژاد آنگلوساکسون و حتی طرفداران خودش. تمام رسانههایی که حتی با زبان طنز از او انتقاد میکنند را دارد به دادگاه میکشد. برخی از این برنامههای تلویزیونی را تعطیل کرده و قصد دارد همه اینها را ببندد. پرچم آزادی بیان در دست سوسیالیستها است و این سوسیالیستها در ایران در خیاباناند. جای دیگری من سراغ ندارم. وقتی مردم ایران علیه فاصله بین فقر و ثروت شعار میدهند در واقع علیه آن الیگارشی مالی آمریکا که زندگی مردم آمریکا را تباه کرده است هم شعار میدهند و علیه تمام جهان سرمایهداری که الان مالتی میلیاردرهای یکدرصدی قدرت را در دست دارند.
جمهوری اسلامی نماینده وحشیترین حکومت سرمایه در ایران است و در نتیجه انقلابی که در برابرش شکلگرفته، میشود گفت بنا به قانون عمل و عکسالعمل، نماینده پیشروترین دستاوردهای بشریت است و این دستاوردها در خود جهان غرب که مثلاً پیشرفتهترین جوامع امروز هستند، زیر سؤال رفته. دارد یکبهیک پس گرفته میشود. دارد به قهقرا میرود و تنها شمع و مشعلی که در این دوره فروزان است، انقلاب زن، زندگی، آزادی است. به این معنی باید گفت گرچه مردم ایران دست به انقلاب زدهاند که از شر جمهوری اسلامی و همه مصائبی که این حکومت به مردم تحمیل کرده رها شوند؛ اما این فقط یک انقلاب سیاسی نیست، بلکه یک انقلاب اجتماعی – فرهنگی عمیق است که همه دنیا به آن نیاز دارد. نه فقط در جمهوری اسلامی بلکه در همه دنیا، نه فقط در منطقه بلکه حتی در خود غرب، همچنین علیه پوتین، علیه چین و هر جا که به اسم کمونیسم دارند ارتجاعیترین سیاستهای سرمایهداری را بهپیش میبرند، انقلاب زن، زندگی، آزادی جواب است. البته نه آگاهانه. بسیاری از فعالین انقلاب اینطور فکر نمیکنند؛ ولی مکان عینی و ابژکتیو جنبش زن، زندگی، آزادی این است.
انقلاب زن، زندگی، آزادی در کنه خودش به چالش کشیدن سوسیالیستی جوامع به قهقرا رفته سرمایهداری جهانی است. وحشیترین نماینده این قهقرا جمهوری اسلامی است و با زدن این وحشیترین نمانده سد شکسته میشود و طوفان و سیل آزادیخواهی، برابریطلبی، اینکه قدرت باید در دست مردم باشد، اینکه قدرت بالای سر مردم نمیخواهیم، سر بلند میکند و جنبش اشغال دوباره زنده میشود در شکل سیاسی و اجتماعی و خیابانی درستش. پیشروی و پیروزی انقلاب زن، زندگی، آزادی دروازهای را در برابر جهان باز میکند، امیدی میبخشد نه فقط به کارگران نه فقط به محرومان بلکه به همه بشریتی که میبیند حتی دموکراسی لیبرالی را ازدستداده است. میبیند حتی نمیتواند علیه رئیسجمهورش طنز بکار ببرد. میبیند بهخاطر رنگ پوستش از توی خیابانها میگیرندش و سوار هواپیمایش میکنند و به ناکجاآباد میفرستند. اتفاقی که دارد در آمریکا میافتد. ارتشی مثل گشتاپو درست کردهاند و افتادهاند بجان مکزیکیها و مهاجرین و از مغازه و اداره و خیابان دستگیرشان میکنند و دیپورتشان میکنند. این جواب میخواهد و این جواب در دست ما است. در دست حزب ما و مهمتر از آن در دست جامعه بپا خاسته ایران است. به نظر من این مکان عینی انقلاب زن، زندگی، آزادی در دنیا است.
در این پلنوم در این مورد بیشتر صحبت خواهیم کرد که ضعف بیسابقه حکومت باعث شده است مسائلی نظیر آینده ایران چه میشود و دوره گذار چه میشود روی میز بیاید. ما جواب تاکتیکی و جواب استراتژیک داریم. دوره گذار دورهای است که باید انقلاب زن، زندگی، آزادی، با تشکلهای امروزش، و با تشکلهایی که تا زمان سرنگونی ایجاد خواهد شد، در تعیین تکلیف جامعه نمایندگی بشود. فعالین انقلاب باید متحد شوند و در یک شبکه چتری سراسری سازمان پیدا کنند. بدون مردم ایران نمیشود و نباید قانون اساسی نوشت. بدون دخالت مردم ایران نمیشود دوره گذار را مدیریت کرد. این مردم ایران هستند که باید نقش مهم خودشان را ایفا کنند و این مردم در روند انقلاب زن، زندگی، آزادی متشکل شدهاند.
این یک بخش پاسخ ما به شرایط بعد از سرنگونی است. بخش دیگر در مورد ایران آینده است. ایران آینده سوسیالیستی است. به این معنی که غنیسازی زندگی، محور قرار میگیرد، آزادیهای بیقیدوشرط محور قرار میگیرد. بهرسمیتشناختن حق شهروندی برای هر کس که هر جای دنیا به دنیا آمده و در جغرافیای ایران کار و زندگی میکند محور قرار میگیرد. یعنی درست نقطه مقابل تمام گفتمانها و ضد ارزشهایی که سرمایهداری جهانی بیرقش را بلند کرده است. ما ایران سوسیالیستی را تبدیل میکنیم به الگویی برای دنیایی که واقعاً میخواهد به آزادی برسد، به قول جنبش اعتراض به مرگ جرج فلوید، میخواهد نفس بکشد. مردم دنیا میخواهند نفس بکشند و انقلاب زن، زندگی، آزادی این امکان را فراهم میکند. حزب ما با تمام امکانات و قدرت خودش تلاش میکند که نهتنها در دوره گذار بلکه در نظام آینده ایران یک سوسیالیسم انسانی آزادیخواهانه و برابریطلبانه شاد و مدرن با تمام خواستهایی که امروز مردم ایران مطرح میکنند پا بگیرد و مستقر بشود و نویدبخش آزادی و رهایی برای مردم جهان باشد و راه را باز کند برای خلاصی از شر ارتجاعی که امروز در حکومتهای سرمایهداری همه دنیا را به زیر سلطه خود گرفته است.
۱۷ مهر ۱۴۰۴، ۹ اکتبر ۲۰۲۵
به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۵۰
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران