
به یکسالگی انقلاب شکوهمندی که نام زیبای انقلاب زن زندگی آزادی را بر خود دارد، نزدیک میشویم. انقلابی که با خشم عمومی مردم از قتل مهسا (ژینا) امینی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ کلید خورد و فوران گسترده و سراسری اعتراضات زنان و جوانان و بخشهای مختلف مردم را به دنبال داشت.طیششماهه اول این انقلاب در سراسر کشور در بیش از ۲۰۰ شهر و منطقه، تظاهرات و خیزشهای گسترده و هزاران نفرهای با شعارهای سرنگونی و مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنهای و زن زندگی آزادی، به جریان افتاد. این انقلاب بنام انقلاب زنانه نیز شهرت یافت و در دنیا موردتوجه و حمایت و همراهی بسیارگستردهای قرار گرفت و دنیا را متوجه مردمی نمود که بسیار پیشرو و مدرن خواستهایشان را مطرح میکنند و برای عملیکردن آنها جسورانه و متحدانه تلاش و مبارزه میکنند.
امروز فضای جامعه نشان میدهد که مردم وسیعاًدر تدارک برپایی سالگرد انقلاب هستند و سالگرد انقلاب جز با ادامه انقلاب و تعرض به حکومت و گرامی داشت قربانیان و جانباختگان انقلاب معنایی ندارد.
طی یک سال گذشته تحولات مهمی در جامعه به نفع مردم و انقلاب و سرنگونی حکومت رخداده است که سنجش ارزش آنها ساده نیست. همبستگی سراسری و گفتمان سرنگونی و فضای مدرن و پیشرو و خواستهای شفاف و روشن و تشکل و سازمانیابی،عمیقتر و وسیعتر شده است. یک نمونه آشکار و بارز آن فتح سنگر حجاب است که پرچم حکومت اسلامی است و برای حکومت امکان مقابله با آن عملاً وجود نداشته و ندارد. جنگ بر سر حجاب در درون حکومت شکاف جدی ای انداخته است. گشت ارشادشان را خزنده به میدان فرستادهاند؛ اما از اعلام رسمی آن وحشت دارند. صداهایی مدام از درون حکومت و حوزههای علمیه و مراجع اسلامیشان هشدار میدهند که دست از تحمیل حجاب و گسیل گشت ارشاد بردارید؛ چون خطرناک است. آیه و حدیث برای اجباری نبودن حجاب پیدا میکنند!به زنان بیحجاب تذکر میدهند و تهدید میکنند؛ اما ویدئوهایشرا با صدای تغییریافته منتشر میکنند. پزشکان، هنرمندان، نویسندگان، دانشجویان، کارگران، بازنشستگان، زندانیان سیاسی و همه مردم روحیه و فضایی رزمنده و تعرضی را در برابر حکومتیان نشان میدهند و حکومت و مزدورانش در حالت تدافعی قرار گرفتهاند. فضای ضداسلامی و ضد مذهبی کل جامعه را فراگرفته است. حتی در ماه محرم و عاشورایشان جوانان دختر و پسر علناً در برابر سرکوبگران رقص و شادی میکنند. یک رنسانس گسترده ضد مذهبی در جامعه شکلگرفته است.
در سطح بینالمللی نیز جنایتکاران حکومت جرئت علنی شدن ندارند و هرجا خبر حضورشان افشا میشود، تجمعات و اعتراضات گستردهای برای دستگیری و محاکمهشانبه جریان میافتدکه یک نمونه زنده را همین اکنون در مورد حسینعلی نیری قاضی مرگ حکومت در سال ۶۷ شاهد هستیم که خبر حضورش در آلمان به یک بحران سیاسی برای حکومت این کشور تبدیل شده است. کمیته حقیقتیاب برای بررسی جنایات جمهوری اسلامی در خلال اعتراضات در سطح بینالمللی تشکیل شده است و شواهد جنایات حکومت علیه بشریت را جمعآوریمیکند و گفتمان بایکوت جهانی جمهوری اسلامی بسیار گسترده است.
جمهوری اسلامی با جنایات بسیار تلاش کرد جامعه را عقب براند؛ اما علیرغماینکه انقلاب افت کرد؛ اما گفتمان و فضای سرنگونی عقب ننشسته است. برعکس جنبشهای مردمی و مردم معترض به سران حکومت تعرض و اعتراض میکنند و بسیار مصمم و امیدوارند که بتوانند از شر حکومت جنایت و چپاول و تحجر خود را خلاص کنند. جنبش دادخواهی به طورگستردهای با شعار نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم کل حاکمیت را به چالش کشیده است. این جامعه دارد آشکارا میگوید که دیگر حکومت اسلامی را بر نمیتابد و به هیچ قیمتی حاضر به ادامه حاکمیت این حکومت نیست. اقتصاد بهگلنشسته حکومت نیز که گرانی و تورم و بیکاری و فقر و تباهی فزاینده را برای مردم به ارمغان آورده، راهی جز سرنگونی را به حکومت نشان نمیدهد.
هستند جریانات و کسانی که با افت خیزشهای خیابانی، آیه یاس و ناامیدیمیخوانند و خود را مغبون و انقلاب را تمام شده میدانند. اما بحث بر سر این است که جامعه طعم پیشروی را چشیده است، و نمیتواند و نمیخواهدیکقدم عقب بنشیند و نخواهد نشست. گفتمان، گفتمان سرنگونی است.
انقلاب زن زندگی آزادی، دوره دیگری را رقم زده است. دورهای که اتحاد سراسری و همگانی مردم و خواستهای پیشرو و مدرن و انسانی و ضد مذهبی عملاًچشمانداز پیروزی را در برابر مردم گشوده است و ضعف و تزلزل و وحشت حکومت را جلوی چشم مردم گذاشته است. این اتحاد و همبستگی سراسری است که بدون تردید ضامن ادامه انقلاب است و مردم تشنه آزادی و برابری و امنیت و رفاه را در تکوتا و جنبوجوش انداخته است که انقلابشان را ادامه دهند، به دوره تاریک حاکمیت اختلاسگران و مافیای جنایتکار حاکم پایان دهند و جامعه دیگری را رقم بزنند.
لرزهای که خیزشهای مردمی در یک سال گذشته به جان حکومت انداخته است از چشم هیچکس پوشیده نیست. حکومت هنوز سرنگون نشده؛ اما نشانههایبسیاری وجود دارد که نشان میدهد به رعشه مرگ افتاده و قابل سرنگونی است. هرچه بیشتر رجزخوانی میکنند، ترس و وحشت خود را بیشتر عیان و آشکار میکنند. مردم خشمگیناند، دادخواهاند، حق طلبند و زخمهایی که از این حکومت خوردهاند نه فقط آنها را مرعوب نکرده؛ بلکه متعرضتر و خشمگینتر و مصممتر کرده است که دست به کاری بزنند کارستان. انقلاب مهسا، انقلاب ژینا، انقلاب زنانه، انقلاب زن زندگی آزادی دارد باز سربلند میکند و حاکمین را به وحشت مرگ میاندازد. این بار باید کارشان را تمام تمام کرد. زندهباد انقلاب!