شهلا دانشفر: کارگران در هفته ای که گذشت

 

کارگران و ٨ مارس                                                                                               

در آخرین روزهای سال ٩٤ اتفاقات مهمی را پشت سر میگذاریم. یک روز مهم در هفته ای که گذشت هشت مارس روز جهانی زن بود. به مناسبت این روز تشکلهای کارگری چون اتحادیه آزاد کارگران ایران و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری،  جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان و بهنام ابراهیم زاده از چهره های شناخته شده کارگری  در زندان بیانیه دادند و این روز را گرامی داشتند. بیانیه های هشت مارس امسال بطور واقعی کیفرخواستی علیه آپارتاید جنسی جمهوری اسلامی و توحش سرمایه داری بود. یک نمونه جالب از برگزاری مراسم های ٨ مارس امسال برگزاری آن در کارخانه آریاک دکور در شهر صنعتی آمل بود. این حرکت کارگران نشانی دیگر از چهره نوین جنبش کارگری در ایران است.

هشت مارس روز همه کارگران است و انتظار است که در تمامی مراکز کارگری این روز را گرامی بداریم. در کارخانه آریاک دکور در این روز جمعی از کارگران زن با دادن کارت تبریک که رویش نوشته شده بود هشت مارس مبارک و با ٱرزوی یک دنیای بهتر، با پخش شیرینی در مورد روز جهانی زن صحبت کردند. بدنبال این برنامه زنان كارگر شاغل در کارخانه از برگزاری این مراسم چنین روزی در دنیا وجود دارد که در مورد مشکلات و تبعیض علیه زنان صحبت میشود، ابراز خوشحالی کردند.

٨١٢ هزار تومان حداقل دستمزد ، اعلام جنگی دیگر به کارگران

سرانجام شورایعالی کار تصمیم خود را گرفت و بعد از کلی غور و تفحص حداقل دستمزد سال آتی کارگران ٨١٢ هزار تومان رقم زده شد. بدین ترتیب کلی جار و جنجال بر سر رفع تحریم ها و شکوفاتر شدن اقتصاد و غیره به راه انداختند و این بود جوابشان به مساله مزد و معیشت کارگران و کل مردم. البته نتیجه از قبل نیز روشن بود. اوضاع بعد از برجام است و برای جلب سرمایه داران به سرمایه گذاری در ایران، برای اینکه بتوانند حداقل نفسی به اقتصاد در هم شکسته شان بدهند، بر طبل اقتصاد مقاومتی کوبیدند و یک رکن مهم آن نیز طبعا تحمیل دستمزدهای چند بار زیر خط فقر به کارگران است. گفتند که میزان دستمزد امسال را فقط بر اساس “نرخ تورم” تعیین خواهند کرد و ریالی هم بالاتر نخواهند رفت. گفتند کاری به سبد هزینه و خط فقر و غیره ندارند و بر سر آن جنگ زرگری به پا کردند. ادعا کردند که با رفع تحریم ها نرخ تورم نیز کاهش یافته است و از تورم ١٣ تا ١٥ درصدی دم زدند و وعده تک رقمی شدن آن را دادند و با این مقدمه چینی ها در شورایعالی کارشان نشستنند و از بالای سر کارگران تصمیم گرفتند و بر قیمت نیروی کار چوب حراج زدند. الان هم علی ربیعی وزیر کار با خرسندی تمام میگوید که “افزایش” ١٤ درصدی دستمزدها هم به نفع کارگران، هم کارفرمایان و هم کشور است. معنی واقعی این گفته به تباهی کشاندن زندگی و معیشت کارگر برای بهبود بخشیدن به اقتصاد ورشکسته شان است.

تعیین حداقل دستمزد ٨١٢ هزار تومان یک تعرض دیگر به زندگی و معیشت کارگران و کل جامعه است. این جانیان بیشرمانه به چشم میلیونها کارگر و خانواده کارگری نگاه کردند و دستمزدی که پایین تر از یک چهارم همان خط فقری است که از یکسال قبل دارند در موردش هشدار میدهند، تعیین کردند. با وقاحت تمام نیز از “افزایش” ١٤ درصدی مزد کارگران خبر میدهند. در حالیکه معنی واقعی آن افزایش ١٤ درصد بر ٧١٢ هزار تومان دستمزدی است که خود چند بار زیر خط فقر است.   و یک موضوع جنگ کارگران با حکومت در طول سال ٩٤ بوده است. این درحالیست که نه خبری از درمان رایگان هست و نه تحصیل رایگان و هیچگونه تامین اجتماعی دیگر و قیمت ها نیز هر روز افزایش بیشتری می یاید و ادامه اجرای طرح “هدفمند کردن یارانه ها”یعنی گران کردن قیمت کالاهای حامل انرژی و متعاقب آن افزایش قیمت دیگر کالاها نیز در دستور دولت قرار دارد

تعیین ٨١٢ هزار تومان حداقل دستمزد، اعلام جنگی دوباره به کارگران و کل جامعه است. با این تفاوت که این بار سنگربندی ها از قبل صورت گرفته است. کارگران چه در قامت تشکلهایشان و چه در مبارزات هر روزه شان اولتیماتوم خود را داده اند. اعلام کرده اند که حداقل دستمزد باید به رقمی بالای خط فقر افزایش یابد و به بالاتر از سه میلیون و پانصد هزار تومان برسد. و این خواست  نه تنها کارگران، بلکه معلمان، پرستاران، بازنشستگان و بخش عظیمی از حقوق بگیران جامعه است.

تصمیم بیشرمانه دولت مبنی بر حداقل دستمزد ٨١٢ هزار تومان باید جواب درخور خود را بگیرد. باید کارگران و بخش های مختلف جامعه اعتراض و انزجار خود را به این تصمیم جنایتکارانه حکومت اسلامی که معیشت و زندگی میلیونها خانواده کارگری را به تباهی میکشد و در عین حال حمله ای به استاندارد زندگی در کل جامعه است، اعلام دارند. هم اکنون جنبشی حول خواست افزایش دستمزدها به مبلغ سه میلیون و پانصد هزار تومان جاری است. باید وسیعا به صف این جنبش پیوست. در تشکلهایی که پرچمدار این خواست هستند، متشکل شد. باید خواهان لغو فوری تصمیم شورایعالی کار و افزایش دستمزدها،  بالاتر از سه میلیون و پانصد هزار تومان شد. جنبش برای خواست افزایش دستمزدها یک عرصه مهم نبرد ما بر سر معیشت و زندگی مان در سال آتی خواهد بود. صف خود را برای این نبرد متحد و قدرتمند کنیم.

محیط های کار همچنان قربانی میگیرد

یک خبر تکان دهنده درهفته ای که گذشت واژگونی سرویس ایاب ذهاب کارگران پتروشیمی مخازن سبز عسلویه  در ١٧ اسفند است که ٤٠ نفر کشته و زخمی برجای گذاشت. به سهم خودم به خانواده هایی که عزیزانشان را در این اتفاق ناگوار از دست دادند و به همه کارگران و مردم این فاجعه را  تسلیت میگویم. علت این سانحه نقض فنی در سیستم ترمز ذکر شده است. این همان علتی است که بارها برای بسیاری از تصادقات و فجایع دیگر هم ذکر کرده اند. بدین ترتیب این کارگران قربانی سودجویی مشتی سرمایه دار شدند. جمهوری اسلامی و صاحبان سرمایه مسئولین مستقیم این اتفاق ناگوار هستند. گفتنی است که پیش از این هم در سال گذشته، فرسوده بودن سرویس حمل و نقل کارگران شاغل در فاز ۱۲ پارس جنوبی به مصدومیت ۲۱ نفر انجامید. عسلویه امروز یک کانون داغ اعتراضات کارگری است. واژگونی اتوبوس حامل کارگران پتروشیمی مخازن سبز عسلویه به زمزمه های اعتراضی در میان کارگران دامن زده است.

عدم ایمنی محیط کار هر روز قربانی میگیرد. به گفته هفده تن معاون روابط کار وزارت کار در دی ماه گذشته در سال ٩٣ در مجموع ١٣ هزار و ٩٠٠ حادثه ناشی از کار در ایران اتفاق افتاده است، که ١٥٠ نفر از این کارگران جان خود را از داست داده اند. این آمار ها که طبعا از جانب دست اندرکاران حکومت بسیار پایین تر از رقم واقعی بیان میشود فقط یک رقم نیستند. این آمارها سخن از جان و زندگی هزاران هزار انسان است که قربانیان محیط کارند و سال به سال بر تعدادشان اضافه میشود. این شرایط برده وار کار و این سطح از بی تامینی و محرومیت در محیط های کار را بطور واقعی سرمایه داران و دولت به یمن محروم كردن كارگران از پایه‌ای‌ترین حقوقشان برقرار كرده‌اند. دست کارگر را بسته‌اند، اعتصابش را ممنوع کرده‌اند، او را از حق تشکل محروم کرده اند تا امکان حداکثر سودجوئی را پیدا کنند. در واقع دولت به کمک نیروی سرکوب و زندان و قانون و غیره، دست کارفرما را باز گذاشته است که جان كارگر را بگیرد، خون كارگر را بمكد و هر بلائی خواست سر کارگر بیاورد، اما سود کارفرما و صاحبان سرمایه محفوظ بماند . این در حالیست که خود دولت و ارگانهای سرکوبش بزرگترین کارفرما هستند.

اما در مقابل این تصویر ما شاهد این هستیم که کارگران ایستاده اند و جنگی روزانه در جنبش کارگری در جریان است. از جمله تشکلهای کارگری ای که به همت خود کارگران تشکیل شده اند، بارها و بارها ابراز انزجار کرده اند و با بیانیه های مشترک خود به این وضعیت صدای اعتراض خود را بلند کرده اند.  ٤ آپریل برابر با ١٦ فروردین روز جهانی اعتراض علیه کشتار در محیط های کار است و فرصت خوبیست که اعتراض خود را به این شرایط برده وارکار در محیط های کار که هر روز قرباانی میگیرد، تبدیل کنیم. با اعلام خواستهایمان، با خواست ایمنی فوری محیطهای کار به استقبال این روز اعتراضی برویم.

بازنشستگان صنایع فولاد اصفهان و شعار سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن

یک خبر مهم و پر سر و صدا در هفته گذشته تجمع اعتراضی بازنشستگان صنایع فولاد اهواز در مقابل استانداری بود. اتفاقی که  راستی فضای اعتراض در کل جامعه را به نمایش میگذارد.

روز ١٥ اسفند این کارگران در اعتراض به تعویق سه ماه دستمزدشان در مقابل استانداری شهر جمع شدند و با فریاد “سوریه را رها کن، فکری به حل ما کن” صدای اعتراض خود را بلند کردند. کارگران بازنشسته صنایع فولاد که بارها و بارها برای حق و حقوقشان تجمع اعتراضی کرده اند، با این شعار، صدای اعتراض کل کارگران را علیه حکومت بلند کرده اند. کارگران بازنشسته صنایع فولاد با این شعار اعتراضشان را به پولهای میلیاردی ای که جمهوری اسلامی صرف جریانات تروریست منطقه و از جمله رژیم سرکوبگر بشار اسد میکند و فقر وفلاکتی که به کل جامعه تحمیل کرده است، بلند کردند. این شعار و این اعتراض یک اتفاق سیاسی مهم در جنبش اعتراضی کارگری است که انعکاس وسیعی در شهر اصفهان داشت. گفتنی است زیر فشار این اعتراضات روز ١٦ اسفند یک ماه دستمزد عقب افتاده  کارگران پرداخت شد و مقرر شد باقی طلبهای آنان تا آخر هفته پرداخت شود.

از دیگر اخبار مهم کارگری در هفته ای که گذشت

روزهای پر جنب و جوشی از اعتراض در محیط های کارگری را پشت سر میگذاریم. روزی نیست که اخبار دهها حرکت و اعتراض کارگری خبرساز رسانه ها نباشد. هر اعتراض کارگری روزهای متوالی تداوم می یابد، تا وقتی که پاسخی به کارگران داده شود. مقابل مجلس اسلامی، و مراجع دولتی به مراکز تجمع هر روزه کارگران تبدیل شده و فضای سیاسی شهرها را تغییر داده است. از جمله ١٥٠٠ کارگر مجتمع کشت و صنعت هفت تپه و هزاران کارگر در فازهای مختلف عسلویه در این هفته هر روزه در اعتراض بودند. بخشی از اعتراضات این هفته از سوی کارگران بازنشسته صورت گرفت که طلبهایشان را مطالبه میکردند و خواستار افزایش سطح مستمری خود بودند. از نمونه های مهم آن اعتراضات کارگران بازنشسته صنایع فولاد اصفهان، وزارت جهاد شاورزی، بازنشستگان پیش از موعد تامین اجتماعی، بازنشستگان البرز شرقی و معلمان  بازنشسته است، که بعضا موفق شدند بخشی از معوقات خود را بگیرند. موارد قابل توجه اعتراضی دیگر که اخبارشان به صدر رسانه ها کشیده شده است عبارتند از:  تجمع اعتراضی کارگران کاشی ایرانا ، تجمع اعتراضی رانندگان سازمان اتوبوسرانی شهرضا، اعتصاب کارگران کارخانه فولاد کاشان، اعتصاب کارگران سنگبری محمودآباد اصفهان، تجمع اعتراضی کارگران شرکت پیمانکاری پتروشیمی در ایلام، تجمع اعتراضی کارگران ماشین سازی تبریز مقابل فرمانداری، تجمع اعتراضی کارگران کارخانه تولید ماشین آلات کشاورزی هپکو در اراک، تجمع اعتراضی جمعی از کارگران شرکت افق پلاست ، تجمع اعتراضی کارگران شرکت سپید شور، تجمع اعتراضی کارگران شرکتی شهرداری منطقه ۵، تجمع اعتراضی معلمین حق التدریسی در ایلام، تجمعات اعتراضی کارگران سپنتا بین الملل

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *