در ترکیه چه میگذرد؟ تدوین شده بر مبنای مصاحبه با کانال جدید- حمید تقوایی

حسن صالحی: دو هفته است که اعتراضات توده ای در ترکیه علیه دولت اردوغان شروع شده. مردم و بویژه دانشجویان و جوانان بعد از دستگیری اکرم امام اوغلو شهردار استانبول به خیابانها آمده اند و اکنون این اعتراضات ابعد میلیونی یافته و ده ها شهر ترکیه را در بر گرفته است. ارزیابی شما از این خیزش توده ای چیست؟ میدانید اکرم امام اوغلو از رهبری حزب دموکراتیک خلق رقیب اردوغان در انتخابات قبلی بود و دوباره بعنوان کاندید این حزب در انتخابات آتی نیز معرفی شده است. چقدر این حرکتهای اعتراضی به رقابتهای انتخاباتی میان احزاب مربوط است؟

حمید تقوائی: برای هر کس تحولات اخیر ترکیه را دنبال کرده باشد روشن است که مساله فقط دستگیری اکرم امام اوغلو نیست. حرکت با این اتفاق شروع شد. اما در واقع این یک فرصت و بهانه ای بود برای اینکه مردم با خواست های عمیق سیاسی اجتماعی خودشان، که دولت اردوغان همیشه در مقابلش ایستادگی کرده ، به خیابان ها بیایند.

این جنبش بیسابقه نیست. اعتراضات موسوم به پارک گزی در ١٢ سال قبل یکی دیگر از موارد سر بلند کردن این جنبش بود. حزب دموکراتیک خلق دستگیری امام اوغلو را، با توجه به اینکه یک روز بعد از معرفی او بعنوان کاندید انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت، یک کودتای سیاسی علیه خود میداند و میخواهد اینطور وانمود کند که اعتراضات مردم پاسخی به این کودتا است. اما فرصت و بهانه یک جنبش اعتراضی را نباید با مضمون آن اشتباه گرفت. به نظر من گرچه خارج کردن امام اوغلو از مبارزه انتخاباتی، با توجه به اینکه همه پیش بینی میکنند شانس بالایی برای پیروزی دارد، باعث بازداشت وی شده اما برای مردم مساله بسیار فراتر از این است. شعارهایی که مردم فریاد میزنند نظیر “اردوغان استعفا استعفا”، “حق حقوق عدالت”، و خواست سکولاریسم و مقابله با فساد حکومتی و بهبود شرایط معیشتی و غیره بروشنی نشان میدهد که این اعتراضات بسیار فراتر از رقابتهای انتخاباتی است.

حسن صالحی: اگر اینطورست این سوال مطرح میشود که زمینه های عینی این اعتراضات چیست؟ همانطور که اشاره کردید این حرکت سابقه دار است. از جمله در سال ٢٠١٣ و در سال ٢٠٢٢ شاهد خیزشهای مشابه بودیم. زمینه این اعتراضات چیست؟

حمید تقوائی: به نظر من فضای عمومی سیاسی در ترکیه، بعنوان کشوری در مرز آسیا و اروپا، مدتهاست حول یک مسئله پایه ای قطبی شده. اگر از منظر جنبش های اجتماعی و یا گرایشات عمومی سیاسی در ترکیه به این تحولات نگاه کنیم می بینیم که بعد از هم پاشیدن امپراتوری عثمانی دو گرایش و یا دو جریان و جنبش فکری- سیاسی در نقطه مقابل یکدیگر به فضای سیاسی ترکیه شکل داده اند. یکی گرایش و جنبشی با پرچم سکولاریسم، مدرنیسم، پیوستن به اروپا و خواست یک جامعه مدرن مدنی. جنبشی که ترکیه را جزئی از اروپا میبنید و خواستار تحقق همان آزادی ها و همان دستاوردها و پیشرویهای مدنی در ترکیه است. این جنبش از زمان کمال آتاتورک در ترکیه شکل گرفته و نفوذ گسترده ای بخصوص در میان جوانان و مردم شهرهای بزرگ دارد.

جهت گیری دیگری که به نظر من با سر بلند کردن اسلامیون، بخصوص قدرتگیری خمینی در ایران و طالبان در افغانستان، در منطقه گسترش یافت و نفوذ پیدا کرد جریان مذهبی نوع اردوغان است با پرچم پان ترکیسم و نئوعثمانیسم و با رویای احیای امپراتوری عثمانی. دولت اردوغان مشخصا این خط را نمایندگی میکند. جنبشی کاملا ارتجاعی حتی به معنای تقویمی کلمه با هدف رجعت به دوران قدرت امپراتوری عثمانی با اتکا به اسلام، شرقزدگی، “فرهنگ خودمان” و غیره.

این دو قطب، قطب سکولاریسم-مدرنیسم در مقابل پان ترکیسم-عثمانیسم، در یک سطح اجتماعی به فضای سیاسی ترکیه شکل میدهند، و امروز مقابله این دو قطب به مقابله توده مردم با دولتی ترجمه میشود که بیش از بیست سال است بر ترکیه حکم میراند. بخش وسیعی از مردم ترکیه، بویژه جوانان و دانشجویان و ساکنین شهرهای بزرگ مثل استانبول، جامعه هنری و فرهنگی، جنبش کارگری، جنبش اعتراضی زنان برای آزادی کامل از قید اسلام در همان حدی که دولت اردوغان نمایندگی میکند، همه خواهان یک ترکیه مدرن و سکولار هستند. در شعار های مردم سکولاریسم یک خواست اساسی است. وقتی سلطه ارتجاع اسلامی بر ترکیه را در کنار بحران اقتصادی این کشور و گرانی و تورمی که بیداد میکند قرار دهید تصویر همه جانبه ای از جنبش جاری خواهید داشت: جنبشی علیه فقر و فساد و اسلامیسم و برای برقراری رفاه، آزادی، عدالت، سکولاریسم، مدرنیسم، و مدنیت. دولت اردوغان کاملا در مقابل همه این ارزش ها است.

مقابله تاریخی مردم و نیروهای مترقی ترکیه با تحجر و عقبماندگی اسلامی- پان ترکیستی امروز در ده ها شهر ترکیه سربلند کرده است. این دیگر یک جنبش میدانی است و این جنبش حتی از سرنگونی یک دولت معین فراتر میرود. این یک نوع تسویه حساب عمیق اجتماعی با گذشته مذهبی-پان ترکیستی-عثمانی و حرکت به سوی یک جامعه مدرن قرن بیست و یکمی است. یک نوع گذار از شرقزدگی مذهب زده به مدرنیسم و سکولاریسم و ارزشهای مدنی که در غرب نمایندگی میشود. مسئله فقط این نیست که اردوغان برود و حزب دیگری حال با پرچم پان ترکیسم و اسلامیسم متعادل تری روی کار بیاید. نظیر خطی که اصلاح طلبان ورشکسته در ایران دنبال میکردند. بر عکس، ما شاهد تحولی هستیم که میخواهد با یک جنبش و گرایش ارتجاعی که جامعه ترکیه را به عقب میکشد تسویه حساب کند و ازینرو ریشه های بسیار عمیق تری حتی از برکناری دولت اردوغان دارد. بعنوان نمونه یکی از فجایعی که پان ترکیسم حاکم در ترکیه ایجاد کرده است سرکوب و کشتار مردم کرد بوده است و اکنون احقاق حقوق مردم کرد هم بخشی از این جنبش است. امیدوارم این حرکت با شعارهای شفاف تر و سازمان یافته تر ادامه پیدا کند و به فرجام برسد.

حسن صالحی: شما به اعتراضات مشابه در گذشته اشاره کردید. مشخصا در سالهای ٢٠١٣ و ٢٠١٦ و ٢٠٢١ اعتراضات خیابانی در ترکیه سر بلند کرد اما متاسفانه با خشونت سرکوب شد و بجائی نرسید. الان هم اخبار حاکی از این است که دولت اردوغان با خشونت تمام به مردم معترض حمله میکند و بیش از ٢٠٠ نفر را تا کنون دستگیر کرده است. چقدر فکر میکنید مردم میتوانند این بار موفق بشوند؟

حمید تقوائی: این بار در مقایسه با سال ٢٠١٣ و حتی ٢٢ دو فاکتور مهم فرق کرده است. یکی مساله ورشکستگی یا بحران عمیق اقتصادی است.در دوره های گذشته بخصوص وقتی که اردوغان تازه بر سر کار آمده بود یک نوع گشایش اقتصادی در جامعه وجود داشت. اردوغان توانسته بود سرمایه گذاری های خارجی را جذب کند و یک رونق نسبی ای در مقایسه با دوران قبل از خودش به اقتصاد بدهد. ولی امروز این روند به سرانجام رسیده و سیر عکسش آغاز شده است. یعنی تشدید بحران و تورم و گرانی و بیکاری در حدی که حتی برخی از سرمایه داران ترکیه ناراضی هستند. برای توده مردم این بحران یعنی شرایط سخت معیشتی که هر روز غیر قابل تحمل تر میشود.

ولی شاید عامل مهمتر سیاسی و جنبشی است. میدانیم که شاخه اسلام سیاسی ای که جمهوری اسلامی محورش هست در سال گذشته ضربه های کاری ای خورده و کاملا تضعیف شده است و همه چیز نشاندهنده آنست که ضعیف تر هم خواهد شد. دولت اردوغان متعلق به اسلام نوع جمهوری اسلامی نیست ولی بالاخره دولتی اسلامی است که همانطور که اشاره کردم در شرایطی که جنبش اسلامی در ایران و افغانستان سر بلند کرده بود اردوغان هم توانست با اسلام نوع خودش به میدان بیاید و قدرت بگیرد. ازینرو این نوع اسلام پان ترکیستی هم نمیتواند از ضربات وارد شده بر شاخه شیعی اسلامیسم مصون باشد. طنز قضیه شاید اینجاست که اردوغان خود در برکنار کردن بشار اسد نقش اساسی ایفا کرد و اکنون ترکش های آن دامن حکومت خودش را هم گرفته است. رقابت های درونی شاخه های اسلامی کل این جنبش ارتجاعی را تضعیف کرده است. البته سقوط اسد خود بر بستر تضعیف شدید و تا حد فروپاشی نیروهائی نظیر حماس و حزب الله صورت گرفت و مجموعه این تحولات بود که نیروهای اسلامی در منطقه را بی نفوذ و منزوی کرد. بطور کلی باید گفت در کشورهای اسلامزده خاورمیانه دوران جولان و افسارگسیختگی نیروهای اسلامی به سر رسیده است. و به این ترتیب در یک چشم انداز عمومی میتوان گفت دوران دولت اسلامی در ترکیه هم به سر رسیده است.

اینها تفاوتهای اساسی دوره حاضر با دوره های گذشته است. و بر این بستر هست که مردم هم خواستهای بسیار رادیکال تر و شعارهای پایه ای تر و فراگیرتری را مطرح میکنند. این را هم باید در نظر داشت که جنبش انقلابی زن زندگی آزادی تاثیرات منطقه ای زیادی داشته است. حرکتهای جاری در ترکیه ملهم از تحولات ایران نیز هست که در دوره های گذشته این فاکتور وجود نداشت.

حسن صالحی: به جنبش زن زندگی آزادی اشاره کردید. میدانید که بسیاری از فعالین اجتماعی و سیاسی در ایران تحولات ترکیه را بدقت دنبال میکنند. و نسبت به این تحولات حساسیت دارند. فکر میکنید اعتراضات در ترکیه و در ایران و در ترکیه چه فصل مشترکی دارد؟ و در این رابطه چه وظایفی در برابر احزاب سیاسی و نهادهای مدنی در ایران قرار میگیرد؟

حمید تقوائی: به نظر من جنبشهای اعتراضی در ایران و در ترکیه کاملا هم جهت و هم سرنوشت هستند. جنبش زن زندگی آزادی در بستر و از منظر تحولات منطقه ای جنبشی است علیه کلیت اسلام سیاسی. جنبش که نه تنها میخواهد حکومتی را در کشوری سرنگون کند بلکه می خواهد بر یک جنبش فوق ارتجاعی که خاک منطقه را به توبره کشیده است نیز نقطه پایان بگذارد.

اعتراضات جاری در ترکیه هم حرکتی در همین جهت است. حرکتی علیه یک شاخه معتدل تر اسلام سیاسی ولی بهمان اندازه ارتجاعی و ضد انسانی.

در دیگر کشورهای منطقه نظیر عراق و سوریه و لبنان هم شاهد جنبشهای توده ای علیه دولتها و نیروهای اسلامی بوده ایم. امیدوارم در همه کشورهای اسلامزده چنین حرکت هایی پا بگیرد. در حال حاضر جنبش زن زندگی آزادی پیشتاز این حرکت است و همه می دانند که سرنگونی جمهوری اسلامی نتایج و دستاوردهایش فقط به ایران محدود نمی ماند و تاثیرات وسیع جهانی و بویژه منطقه ای خواهد داشت. جنبشی که در ترکیه شکل گرفته نیز با توجه به بستر و زمینه تاریخی مقابله سکولاریسم و مدرنیسم با جریانات اسلامی و پان ترکیستی در آن کشور در همین جهت حرکت میکند. مردم ایران و مردم ترکیه یک هدف را دنبال میکنند. ارزشها و آرمانشان یکسان است. نه فقط به این خاطر که آزادی و عدالت و برابر و رفاه میخواهند (این فصل مشترک همه جنبشهای آزادیخواهانه است). بلکه همچنین به این علت که در سطح تاکتیکی و مشخص هم ما شاهد یک حرکت واحد علیه اسلام زدگی و شرقزدگی و واپس گرائی در دو کشور همسایه ایران و ترکیه هستیم با هدف رسیدن به یک جامعه مدرن سکولار انسانی و دموکراتیک.

در اطلاعیه ای که اخیرا حزب ما در این مورد منتشر کرد ما حمایت قاطع خود را از مبارزات جاری مردم ترکیه اعلام کردیم و همه نیرو های سیاسی آزادیخواه و انقلابی و نهادها و تشکلها و چهره های دست اندرکار جنبش انقلاب زن زندگی آزادی را فراخواندیم که از مبارزات مردم ترکیه فعالانه حمایت کنند. امیدواریم شاهد حمایت گسترده فعالین جنبش زن زندگی آزادی و مردم آزاده ایران از مبارزات جاری در ترکیه باشیم.

١٤ فروردین ١٠٤، ٢ آوریل ٢٠٢٥

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *