جدید ترین

نه به سرود جمهوری اسلامی، نه به حجاب اجباری؛ چرا فوتبالیست‌های زن ایران پناهنده شدند؟ نسان نودینیان

حضور تیم ملی فوتبال زنان ایران در مسابقات جام ملت‌های آسیا از یک رقابت ورزشی ساده فراتر رفت و به یکی از سیاسی‌ترین و پرحاشیه‌ترین رویدادهای سال‌های اخیر در پیوند میان ورزش و سیاست تبدیل شد.

زنان فوتبالیست ایران در مسابقه مقابل کره جنوبی از خواندن سرود جمهوری اسلامی سرباز زدند. این ایستادگی جسورانه و قهرمانانه توجه افکار عمومی و رسانه‌های جهانی را به خود جلب کرد. چند هفته پیش از این اتفاق نیز تعدادی از بازیکنانی که برای تیم باشگاهی خاتون بم بازی می‌کنند، در حمایت از اعتراضات دی‌ماه و به احترام هزاران نفری که در جریان اعتراضات ضد جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده بودند، هنگام جشن قهرمانی تیم از شادی و پایکوبی خودداری کردند. این رفتار اعتراضی بازتاب گسترده‌ای در محل مسابقه و در شبکه‌های اجتماعی داشت و نشان داد که ورزشکاران زن ایران نیز بخشی از جامعه معترض و همدل با مردم هستند.

نخواندن سرود جمهوری اسلامی توسط ورزشکاران ایرانی در سال‌های اخیر به یک نماد اعتراضی تبدیل شده است. این اقدام در میان مخالفان جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور با استقبال و حمایت گسترده روبه‌رو شده است. در مقابل، رسانه‌ها و مقامات حکومتی با واکنش‌های تند، این ورزشکاران را «خائن» معرفی کرده‌اند. در مورد مسابقه با کره جنوبی نیز برخی مقامات حکومتی و رسانه‌های رسمی حتی آنان را «خائن در زمان جنگ» نامیدند؛ ادبیاتی که نشان می‌دهد حاکمیت تا چه اندازه از هر شکل اعتراض مدنی و نمادین هراس دارد.

سرانجام در روز دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ پنج فوتبالیست تیم ملی زنان ایران ــ فاطمه پسندیده، زهرا قنبری، زهرا سریالی، عاطفه رمضانی‌زاده و مونا حمودی ــ از میان کاروان ۲۵ نفره تیم، به دلیل «تهدیدهای آشکار» و «خطر جانی»، درخواست پناهندگی خود را به دولت استرالیا اعلام کردند.

در واکنش به این رویداد، تونی برک وزیر امور داخلی استرالیا اعلام کرد: «استرالیا تیم ملی فوتبال زنان ایران را در قلب خود جای داده است.» این موضع‌گیری بازتابی از همبستگی انسانی و حمایت‌هایی است که بخش‌هایی از جامعه جهانی از مبارزات مردم ایران برای آزادی و حقوق انسانی نشان می‌دهند.

پناهندگی این پنج بازیکن تنها یک تصمیم شخصی یا ورزشی نیست؛ بلکه بازتابی از رابطه پرتنش و تبعیض‌آمیز میان حکومت جمهوری اسلامی با زنان، جوانان و ورزشکاران است. پناهندگی ورزشکاران ایرانی نیز پدیده تازه‌ای نیست. در سال‌های گذشته بارها ورزشکاران در رشته‌های مختلف، در شرایط فشار سیاسی، سرکوب یا اعتراض اجتماعی تصمیم گرفته‌اند در کشورهای دیگر بمانند و برای آینده‌ای آزادتر زندگی کنند.

جمهوری اسلامی در برابر این موارد معمولاً با سازوکارهای امنیتی و سرکوبگرانه واکنش نشان داده است؛ از پروژه‌های مشترک وزارت ورزش و جوانان و سازمان اطلاعات سپاه گرفته تا گرفتن اعترافات اجباری، اعمال محدودیت و حبس خانگی، قطع ارتباط با رسانه‌ها و در مواردی تهدید به محاکمه ملی‌پوشان به اتهاماتی مانند «تبلیغ علیه نظام» یا «همکاری با دولت‌های متخاصم».

اما چرایی پناهندگی زنان ورزشکار تنها به فشارهای امنیتی محدود نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین دلایل، اعتراض آنان به پوشش اجباری و حجاب تحمیلی است؛ سیاستی که سال‌هاست به نمادی از تبعیض جنسیتی در ورزش ایران تبدیل شده است. زنان ورزشکار، مانند میلیون‌ها زن دیگر در جامعه ایران، خواهان حق انتخاب درباره بدن و پوشش خود هستند. خیزش زن زندگی آزادی نقش اساسی در مقابله با حجاب اجباری داشته است.

از سوی دیگر، بسیاری از این ورزشکاران خود را بخشی از جامعه معترض ایران می‌دانند. همبستگی انسانی آنان با مبارزات مردم برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی باعث شده است که در بزنگاه‌های مهم اجتماعی سکوت نکنند؛ چه با نخواندن سرود حکومتی، چه با خودداری از جشن گرفتن، و چه با تصمیم دشوار پناهندگی.

در واقع پناهندگی این بازیکنان بازتاب شکاف عمیق میان نسل جوان و ورزشکاران با ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است. نسلی که خواهان زندگی آزاد، احترام به کرامت انسانی، برابری زنان و مردان و آینده‌ای بدون سرکوب است.

از این منظر، تصمیم این فوتبالیست‌ها تنها یک اقدام فردی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از بحران مشروعیت و فاصله فزاینده میان حاکمیت و جامعه‌ای است که دیگر نمی‌خواهد زیر سایه اجبار، تبعیض و سرکوب زندگی کند.

٢٢ اسفند ١٤٠٤
١٣ مارس ٢٠٢٦

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *