سال ۱۴۰۴؛ سال اعتصابات، خیزش دی ماه و امید به پیروزی- نسان نودینیان

سال ۱۴۰۴ را در حالی پشت سر گذاشتیم که یکی از نفس‌گیرترین و پرتحول‌ترین دوره‌های معاصر ایران را رقم زد. سالی سرشار از سرکوب و کشتار، اما هم‌زمان سالی از مقاومت، همبستگی و پیشروی اجتماعی
این سال، سال تشدید سرکوب‌های حکومتی بود؛ سال اعدام‌های گسترده، بازداشت‌های وسیع و تلاش سازمان‌یافته برای خاموش کردن صدای اعتراض. در جریان خیزش‌های دی‌ماه، ده‌ها شهر صحنه اعتراضات گسترده مردمی شد؛ اعتراضاتی که با مطالبات معیشتی، علیه فقر، گرانی و فساد شکل گرفت و به سرعت رنگی سیاسی و سراسری به خود گرفت. پاسخ حاکمیت، اما چیزی جز خشونت عریان، سرکوب خونین و قطع ارتباطات و اینترنت نبود.
با این حال، خیابان تنها به صحنه سرکوب تبدیل نشد؛ بلکه به نماد ایستادگی و امید بدل شد. مراسم‌های گرامیداشت جان‌باختگان، به شکلی گسترده و خلاقانه برگزار شد و فرهنگ اعتراض، جایگزین آیین‌های تحمیلی حکومتی گشت. صدای ترانه‌های اعتراضی و همبستگی مردمی، بر فضای سوگ غلبه کرد و نشان داد که جامعه نه‌تنها عقب ننشسته، بلکه در حال بازتعریف اشکال مبارزه است.
خیابان در ۱۴۰۴ تنها صحنه اعتراض نبود؛ میدان نبردی واقعی میان کارگران و مردم زحمتکش و دستگاه سرکوب بود. خون جان‌باختگان بر زمین ریخت، اما جواب این سرکوب جنایتکارانه به تداوم مبارزه تبدیل شد. مراسم‌های گرامیداشت، از سوگ منفعل و ساکت به کنش اعتراضی بدل شد؛ ترانه‌های انقلابی و جمعی، جایگزین آیین‌های ارتجاعی شدند و فرهنگ اعتراضی، بیش از پیش ریشه دواند.
سال ۱۴۰۴ همچنین سال گسترش اعتصابات و اعتراضات سازمان‌یافته بود. کارگران، به‌ویژه در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، با اعتصابات گسترده و طولانی‌مدت، نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشبرد مبارزات ایفا کردند. حضور هزاران کارگر در اعتصابات و راهپیمایی‌ها، نشان‌دهنده ظرفیت بالای سازمان‌یابی و تبدیل شدن طبقه کارگر به یک نیروی تعیین‌کننده اجتماعی بود
در کنار آن، بازنشستگان، معلمان و سایر مزدبگیران نیز با اعتراضات پی‌درپی، مطالبات معیشتی و کرامت انسانی را به محور اصلی مبارزات تبدیل کردند.
بحران‌های عمیق اقتصادی، از جمله تورم، بیکاری، و کمبود آب و برق، بیش از پیش ناتوانی ساختار حاکم را آشکار ساخت.
در همین حال، تجربه اعتصاب عمومی در کردستان و گسترش همبستگی میان شهرها، نشان داد که امکان شکل‌گیری اعتراضات هماهنگ و سراسری بیش از هر زمان دیگری وجود دارد. دستاوردهای خیزش «زن، زندگی، آزادی» همچنان در بطن جامعه زنده است و به اشکال مختلف خود را بازتولید می‌کند.
دانشجویان نیز به‌عنوان بخشی از نیروی پیشرو، دانشگاه‌ها را به سنگرهای مبارزه تبدیل کردند. پیوند جنبش دانشجویی با طبقه کارگر و مطالبات عمومی، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این سال بود؛ پیوندی که می‌تواند در تعیین مسیر تحولات آتی نقش کلیدی ایفا کند.
در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی، تشدید تنش‌ها و درگیری‌های نظامی، از جمله حملات متقابل میان جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل، وضعیت را پیچیده‌تر کرد. این تحولات، هرچند هزینه‌های انسانی و مادی سنگینی به همراه داشت، اما هم‌زمان نشانه‌هایی از تضعیف موقعیت حاکمیت و افزایش فشارهای چندجانبه بر آن را نیز نمایان ساخت.
سال ۱۴۰۴، اگرچه سالی تلخ و پرهزینه بود، اما در عین حال سال آزمون و بلوغ جنبش‌های اجتماعی نیز بود. جامعه‌ای که بارها سرکوب شده، اکنون با تجربه‌تر، آگاه‌تر و مصمم‌تر به مسیر خود ادامه می‌دهد.
امروز، بیش از هر زمان، نشانه‌های فرسایش حاکمیت و قدرت‌یابی جامعه قابل مشاهده است. سال شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت بود.
اعتراضات گسترده، اعتصابات سازمان‌یافته، و پیوند میان اقشار مختلف، نویدبخش افقی متفاوت است.
اما جنگ افروزی جمهوری اسلامی با حملات آمریکا و اسرائیل به مراکز نظامی و نیروهای سپاه پاسداران، بسبج و ارتش جهنم را برای ده ها کشته شده از این نظام جنایتکار از جمله خامنه ای تنکتر کرد. در اين حملات صدها تن از فرماندهان و مسئولان جنایتکار جمهوری اسلامی کشته شدند، به این اعتبار سال ۱۴۰۴ سال سر به نیست شدن بخشهایی از سران حکومت اسلامی بود. سال نابودی هسته سخت نظام به سر کردگی خامنه ای قاتل بود. ما این رویداد را بعنوان رویدادی مهم درتاریخ و بعنوان خوشحالی مردم و میلیون ها خانواده جان‌باختگان و دادخواهان ثبت کرده ایم. و نفرین می‌فرستیم به این حاکمیت جنایتکار. مصمم‌تر از همیشه برای نابودی و سرنگونی در میدان خواهیم ماند.
سال ۱۴۰۴، سال افول اقتدار سیاسی حاکمیت و در مقابل، سال بلوغ و خودآگاهی نیروهای اجتماعی بود.
جامعه‌ای که تجربه سازمان‌یابی، اعتصاب و مقاومت را در مقیاسی گسترده از سر گذرانده، دیگر به وضعیت پیشین بازنخواهد گشت.
امروز، بیش از هر زمان، چشم‌انداز سرنگونی نه یک شعار، بلکه یک امکان مادی و تاریخی است.
نیرویی که در کارخانه، خیابان، دانشگاه و محلات شکل گرفته، می‌تواند با اتکا به تشکل‌یابی سراسری و شوراهای مردمی، قدرت سیاسی را به دست گیرد
سال ۱۴۰۴ را می‌توان سالی دانست که در آن، توازن قوا بیش از پیش به نفع مردم در حال تغییر است.
سالی که نشان داد، با وجود تمام سرکوب‌ها، امید به پیروزی نه‌تنها زنده است، بلکه به یک نیروی مادی در جامعه تبدیل شده است.
سال ۱۴۰۴ نشان داد: پایان جمهوری اسلامي ممکن است و این پایان، تنها از مسیر سازمان‌یابی، همبستگی طبقاتی و مبارزه انقلابی خواهد گذشت.
ما در آستانه‌ی دوره‌ای تعیین‌کننده ایستاده‌ایم؛ دوره‌ای که در آن، کارگران و مردم با بدست گرفتن منشور زن زندگی آزادی می‌توانند با اتکا به قدرت جمعی خود، نه‌تنها این حاکمیت، بلکه کلیت نظم استثمارگر را به چالش بکشد.
پیروزی، نه یک آرزو، بلکه افقی است که در دل همین مبارزات در حال ساخته شدن است.
ما با اتکا به این تجربه‌ها، مصمم‌تر از همیشه، برای آزادی، برابری و سرنگونی جمهوری اسلامي به مسیر خود ادامه خواهیم داد.
انترناسیونال 1168

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *