۱۲ فروردین ۱۳۵۸، روز رفراندوم «آری یا نه»، نه آغاز «جمهوریت»، بلکه نقطه آغاز تثبیت شکل تازهای از استبداد بود؛ استبدادی که اینبار با نام دین، اما با همان ماهیت سرکوبگر و استثمارگر، به قدرت رسید. خمینی برای تحکیم موقعیت خود، پس از انقلاب مردمی، با برگزاری رفراندومی فاقد حداقلهای یک انتخاب آزاد، کوشید اراده واقعی مردمی را که برای آزادی، برابری و رفاه به میدان آمده بودند، مصادره کند.
در همان ماههای نخست، مسیر واقعی این حکومت آشکار شد: فتوای خلع سلاح عمومی، حمله به تشکلهای کارگران، و نهادهای مردمی، نهادهای زنان، و حمله به مراسم روز جهانی زن، و اعلام «غیرشرعی» بودن اعتصابات و اعتراضات، حمله به کردستان، سرکوب خونین نیروهای انقلابی، یورش به دانشگاهها، بستن فضای سیاسی و تحمیل قانون اساسیای که پایههای یک حکومت مذهبی استبدادی را تثبیت کرد. آنچه شکل گرفت، نه گسستی از گذشته (دوره پهلوی)، بلکه تداوم و تشدید سنت استبداد بود؛ اینبار در قالبی ایدئولوژیک و با ابزارهای گستردهتر سرکوب.
امروز، در سال ۱۴۰۴، جمهوری اسلامی همچنان ادامه همان پروژه است. پروژهای که زیر رهبری خامنهای تداوم یافته است. کارنامه این نظام چیزی جز اعدام، تبعیض جنسیتی، فقر گسترده، فساد ساختاری و تعمیق شکافهای طبقاتی نیست. از سرکوبهای دهه ۶۰ تا جنایات سالهای اخیر، از جمله وقایع خونین دیماه ۱۴۰۴، همگی نشاندهنده تداوم همان منطق حکمرانیاند: بقا به هر قیمت، حتی به بهای جان هزاران انسان.
در عرصه بینالمللی نیز، سیاستهای تقابلجویانه و جنگافروزانه، همراه با شکلدهی به نیروهای نیابتی در منطقه، کشور را در معرض تنشها و درگیریهای ویرانگر قرار داده است. تقابل با قدرتهایی چون ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای منطقه، هزینههایی سنگین بر مردم تحمیل کرده است: از تخریب زیرساختها و بحران معیشت تا ناامنی و آوارگی.
با اینحال، تفاوت تعیینکننده امروز با ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ در سطح آگاهی و تجربه جامعه است.
اگر در آن زمان بخشهایی از جامعه، بهدلیل فقدان شناخت و تحت تأثیر وعدهها، به این رفراندوم تن دادند، امروز جامعه ایران با تجربهای عینی از ماهیت این نظام، دیگر کسی از مردم دچار آن توهم نیست.
خیزش «زن، زندگی، آزادی» نقطه عطف این تحول است. جنبشی که نهتنها جمهوری اسلامی را به عنوان یک حکومت تماما ضد مرمی به چالش کشید، بلکه نشان داد پایههای اجتماعی این نظام بهشدت فرسوده شده است. این خیزش، همراه با اعتصابات، اعتراضات کارگری، مبارزات زنان و جوانان، و نارضایتی عمیق اقتصادی، بیانگر ورود جامعه به مرحلهای تازه از تقابل با حاکمیت است.
امروز جمهوری اسلامی در موقعیتی شکننده قرار دارد: از یکسو بحرانهای عمیق اقتصادی و اجتماعی، و از سوی دیگر انزوای بینالمللی و شکاف درونی در ساختار قدرت.
برخلاف سال ۵۸ که حکومت در مسیر تثبیت خود بود، اکنون با روندی معکوس روبهرو هستیم: فرسایش، بیاعتباری و از دستدادن کنترل اجتماعی.
۱۲ فروردین ۱۳۵۸ نماد فریب و تحمیل بود. اما فروردین ۱۴۰۴ میتواند نماد آگاهی، مقاومت و پایان این چرخه باشد. جامعهای که یکبار تجربه کرده، اینبار با شناخت، سازمانیافتگی و ارادهای روشنتر به میدان آمده است.
سخنی کوتاه با مردم کردستان
۱۲ فروردین ۱۳۵۸ در کردستان، روز «نه» بزرگ شما مردم مبارز به خمینی و جمهوری اسلامی بود؛ «نه»ای که در حافظه اجتماعی و مبارزاتی مردم کردستان ثبت شده است. این ایستادگی، تنها یک موضعگیری سیاسی نبود، بلکه به دورهای از سازمانیابی گسترده و تجربهای کمنظیر از قدرت مردمی انجامید.
در فاصلهای نزدیک به دو سال، با ایجاد سازمانها و نهادهای محلی، تشکلهای مردمی، شبکههای محلات مقاومت و امدادرسانی، و با اتکا به سازماندهی تودهای، اشکالی از خودمدیریتی و اداره جمعی در شهرها شکل گرفت. سازماندهی زنان، جوانان، دهقانان و شوراهای مردمی، همراه با برگزاری همایشها و مشارکت گسترده اجتماعی، تجربهای پر افتخار از دفاع از دستاوردهای سوسیالیستی و اجتماعی و تلاش برای رفع ستم ملی را رقم زد.
مردم مبارز!
امروز جامعه در آستانه تغییرات عمیق و سرنوشتساز قرار دارد. برای تضمین نقشآفرینی شما تودههای مردم در آینده، ضروری است سازمانهای مستقل و قدرتمند خود را بیش از پیش تقویت و گسترش دهیم. از «نه» بزرگ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ تا خیزشهای سراسری دیماه ۹۸، خیزش ۱۴۰۱ «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات گسترده دیماه ۱۴۰۴، روندی شکل گرفته که جامعه را بهسوی دگرگونی بنیادین سوق میدهد.
با اتکا به یکی از مهمترین دستاوردهای این دوره یعنی گسترش جنبش «زن، زندگی، آزادی» و افقهای ترسیمشده برای گذار و آینده میتوان گامهای مؤثرتری در جهت سازمانیابی، همبستگی و تحقق اراده جمعی برداشت.
نسان نودینیان
۲۵ مارس ۲۰۲۶
۵ فروردین ۱۴۰۵
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران