اعتراضات جاری و سرنگونی جمهوری اسلامی- شهلا دانشفر

یک سؤال از شهلا دانشفر

انترناسیونال: بعضاً با خواندن مکرر اطلاعیه‌های خبری حزب و سایر اخباری که از اعتراضات داخل، اعم از کارگری و غیره می‌رسد، تصویری از یک جامعه در حال جوش‌وخروش به دست داده می‌شود. جامعه‌ای که اعتراض و اعتصاب از سر و کول آن بالا می‌رود و هر روز مشغول مبارزه با شرایط موجود است. اولین سؤالی که با مشاهده این تصویر به ذهن خطور می‌کند این است که چرا علی‌رغم این شرایط، جمهوری اسلامی هنوز سر پا است؟ چرا این حجم بالای از اعتراض برای سال‌های متمادی نتوانسته موجب سقوط نهایی حکومت شود؟ گره اصلی کجاست؟

شهلا دانشفر: جمهوری اسلامی سرپا است؛ اما در سراشیب سقوط. همانطور که اشاره کردید اعتراض و اعتصاب از سر و کول جامعه بالا می‌رود و برای اینکه به سؤال شما برسم لازم است ابتدا تصویری از همین فضای اعتراضی‌ای که صحبتش را کردید بدهم.

به نظر من سومین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی و شعاردهی‌های شبانه مرگ بر دیکتاتور و زن، زندگی، آزادی نبض اعتراضی جامعه را به‌روشنی تصویر کرد. همه متفق‌القول هستیم که خاکریز حجاب فتح شده و اکنون این کل بساط آپارتاید جنسی حاکم است که مورد چالش هر روزه مردم است و از جمله هر روزه اخبار قهوه‌پارتی‌ها و رقص مختلف زن و مرد در این شهر و آن شهر و آوازخوانی زنان در خیابان و اعتراضاتی ازاین‌دست را می‌شنویم. این‌ها همه به معنای نابودی زیرساخت اساسی این حکومت است. درعین‌حال جامعه می‌رود که خاکریز اعدام را نیز فتح کند. از جمله اعتصاب غذای هزار و پانصد زندانی جرایم عادی در هفته‌ای که گذشت آن‌چنان ابعادی پیدا کرد که موجی از حمایت در ایران و در کشورهای مختلف جهان را همراه داشت و به نقطه عطفی در جنبش علیه اعدام تبدیل شد. قدرت این اعتراض به حدی بود که حکومت ناگزیر شد قدمی عقب بنشیند و با وعده توقف چندماهه اعدام‌ها و بررسی قانون مجازات اعدام در مجلس، زندانیان به اعتصاب خود پایان دادند. این موفقیت یک‌قدم مهم در جهت فتح خاکریز اعدام بود که امروز زندانیان و کل جامعه بر آن هم‌عهد هستند و در بیانیه “کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام” که هفته نود و یکم خود را در پنجاه و دو زندان کشور پشت سر گذاشت، با تأکید بر تداوم کارزار تا توقف کامل اعدام‌ها، نوشته شد: “حکومت اعدامی ترسان از قیام و انقلاب با سرکوب بی‌رحمانه تلاش می‌کند صدای فریاد و خیزش مردم در شهرهای ایران را خاموش کند. اما زهی خیال باطل! زندانیان محکوم‌به‌اعدام قزل‌حصار و خانواده‌هایشان نشان دادند که چیزی برای ازدست‌دادن ندارند و اراده کرده‌اند چوبه‌های دار و مناسبات استبدادی را یک‌جا واژگون کنند.”

جدالی چنین اجتماعی علیه اعدام و زندان تلاشی از سوی مردم برای نجات جان انسان‌ها و درعین‌حال عقب زدن حکومت و هموارکردن مسیر پیشروی اعتراضات و به پیروزی رساندن انقلاب ناتمام ماست.

از سوی دیگر جنبش بر سر معیشت ابعادی اجتماعی پیدا کرده و نه فقط علیه فقر و بی‌تامینی بلکه علیه کل بساط چپاول و غارت و تبعیض طبقاتی سرمایه‌داری وحشی حاکم است و طبقه کارگر یک رکن مهم این جنبش برای جمع‌کردن این بساط توحش و بردگی است. برای مثال امروز شعارهایی چون فاصله طبقاتی لغو باید گردد، مدارس طبقاتی لغو باید گردد از نمونه شعارهایی است که در کف خیابان فریاد زده می‌شود. کارگر بازنشسته در تجمع اعتراضی‌اش فریاد می‌زند و می‌گوید اعتراض ما نه فقط علیه فقر بلکه برای شادی، رفاه و آزادی است و اعتراض علیه این سیستم سراپا تبعیض و نابرابری به مضمون سخنرانی‌های اعتراضی کف خیابانی آنها و کیفرخواستشان علیه ستم و استثمار و نابرابری‌های حاکم تبدیل شده است.

در همین راستا نهادهای کارگری و اجتماعی با بیانیه‌های مشترک و مستقل خود دررابطه‌با حادترین مسائل سیاسی نقش مهمی در تعمیق گفتمان‌های جامعه داشته‌اند. از جمله بازنشستگان با شعارهای کوبنده خود در اعتراض به بساط آپارتاید جنسی حاکم و علیه بساط مافیایی و فساد حاکم و اعدام و زندان یک سنگر مهم حفظ دستاوردهای انقلاب زن، زندگی، آزادی بوده و در جایی مثل کرمانشاه بخش‌های مختلف آنان با تجمع مشترک و بزرگ هفتگی خود به فریاد اعتراض کل جامعه تبدیل شده‌اند.

معلمان نیز علی‌رغم قرارداشتن دائم زیر فشار سرکوب و زندان، در مناسبت‌های مختلفی جلوآمده و برای مثال از فراخوان‌دهندگان تجمعات روز جهانی کارگر بودند و در مبارزه علیه امنیتی‌کردن مبارزه و برپایی کارزارهای اجتماعی علیه سرکوب و اعدام نقش‌آفرین بوده‌اند. از سوی دیگر هم اکنون در صنعت نفت این مرکز کلیدی کارگری از سوی کارگران رسمی کارزار اعتصابات ساعتی شکل‌گرفته است و اعتراضات به سمت سراسری شدن در حرکت است. بازنشستگان نفت نیز با تجمعی که در همین هفته در مقابل وزارت نفت داشتند با فریاد “شاغل و بازنشسته اتحاد اتحاد” بار دیگر پرچم اتحاد طبقاتی کارگر را برافراشتند و این اتفاقات توجه‌ها را به‌سوی خود جلب کرده است.

همچنین نانوایان که قبل از جنگ دوازده‌روزه حکومت با اسرائیل در کنار رانندگان کامیون با اعتراضات قدرتمند خود گفتمان اعتصابات سراسری را تقویت کردند، دارند دوباره به میدان می‌آیند و در اعتراض به مشکلات معیشتی و مافیای چپاولگر نانینو در این شهر و آن شهر شاهد تجمعاتشان هستیم و در اعتراضی که همین هفته در مشهد داشتند، علیه تبلیغات تفرقه‌افکنانه حکومت شعار دادند و مردم را به حمایت از اعتراضات خود فراخواندند. پرستاران و رانندگان کامیون نیز همین‌طور و با اولتیماتوم‌هایشان و تجمعاتشان در شهرهایی تحرکات دوباره‌ای پیدا کرده و اخطار به ازسرگیری اعتراضاتشان را داده‌اند. در کنار همه اینها تحرکات جدید اعتراضی در کانون‌های داغی چون نیشکر هفت‌تپه، فولاد اهواز، آلومینیوم‌سازی اراک و… توجه‌ها را به خود جلب کرده است و اینها مراکزی هستند که اعتراضات کارگران تأثیر مستقیم بر فضای شهر دارد.

طبعاً این اعتراضات محدود به بخش‌های مختلف کارگری نیستند. بلکه بخش‌های مختلف جامعه را در بر می‌گیرند. از جمله با آغاز سال تحصیلی جدید اعتراضات در دانشگاه‌ها استارتش زده شد و دامنه‌اش بیشتر شده است. در اخبار از مدارس نیز می‌شنویم که در این مدرسه و آن مدرسه مدیری به‌خاطر پخش موزیک و رقص و شادی دانش‌آموزان مورد اخطار و یا اخراج قرار گرفته است و یا به طور مثال جنبش مال‌باختگان در این بساط دزدسالار حاکم به اعتراضی هر روزه تبدیل شده که کل بیت رهبری و باندهای مافیایی حاکم را به چالش می‌کشد. از طرف دیگر تخریب و نابودی محیط‌زیست را شاهدیم و اعتراضات بر سر آن و تجمعات مردم به‌خاطر بی‌آبی و بی‌برقی و ابربحران‌های اقتصادی‌ای که دامن‌گیر مردم شده است.

بنابراین، اگر به این تصویر نگاه کنید، می‌بینید که جمهوری اسلامی در چه حال و هوایی قرار دارد. به دنبال انقلاب مهسا جامعه یک‌لحظه آرام و قرار نداشته و بحث مردم به پیروزی رساندن انقلابشان است. جمهوری اسلامی در برابر فشار جامعه و شکست‌های سختی که متحمل شده و تشدید انزوای جهانی‌اش تا جایی که مکانیسم ماشه نیز فعال شد، در نقطه بسیار ضعیفی قرار گرفته و صفوفش از هر وقت در هم ریخته‌تر است. خود حکومتیان بر وضع نزار خود واقف‌اند و این وضعیت موضوع نزاع‌های هر روزه‌شان و نطق‌ها و خطابه‌هایشان است. پزشکیان در همین سخنرانی‌های اخیرش بود که گفت وضعیت آب و برق، پول ملی و گاز و همه این‌ها در لبه سقوط است و این گفته را بارها بر زبان آورده است.

با این تصویر برمی‌گردم به تأکید اولم که جمهوری اسلامی حکومتی در سراشیب سقوط است و جامعه در نقطه انفجار. یک انفجار اجتماعی که می‌خواهد به کل این بساط استثمار و بربریت و اعمال قدرت از بالای سر خود خاتمه دهد و در هر شعار و اعتراضش به طور واقعی سوسیالیسم را فریاد می‌زند. طبعاً زمان قیام را کسی نمی‌تواند از پیش تعیین کند. اما جامعه به آن سو در حرکت است.

اما برسم به سؤال اصلی شما و اینکه چرا این حجم بالای از اعتراض برای سال‌های متمادی نتوانسته موجب سقوط نهایی حکومت شود؟ گره اصلی کجاست؟ پاسخ من این است که درست است که حکومت سرنگون نشده؛ اما در خیزش‌های انقلابی که صورت‌گرفته همانطور که اشاره کردم ارکان هویتی این حکومت ضربات سنگینی خورده و امروز جامعه در یک جنگ هر روزه برای به زیر کشیدن این حکومت است. اینکه چرا سقوط نهایی این حکومت طول کشیده اولین دلیل آن سرکوبگری‌های این حکومت آدم‌خوار و کودک‌کش و جنایت‌کار است. همچنین محرومیت از حق تشکل، تحزب، اجتماع و اعتصاب موانع بزرگی برای اتحاد مبارزاتی سراسری کارگران و کل جامعه بوده و هستند. اما هر کدام از خیزش‌های مردمی که پشت سر گذاشتیم سکوی پرشی برای جنبش سرنگونی بوده است. برای مثال فریاد شعار “اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمامه ماجرا” یک نقطه عطف در جنبش سرنگونی و پالایش آن از هر گونه تردید و شکافی بود. شعاری که در سال ۹۸ به فریاد جمهوری اسلامی نابود گردد تبدیل شد و در ۱۴۰۱ مردم به خیابان آمدند و گفتند “این دیگه انقلابه به آن نگید اعتراض” و انقلاب زن، زندگی، آزادی نام گرفت و امروز جامعه راه به پیروزی رساندن آن را دنبال می‌کند. بعد از فوران انقلاب ۱۴۰۱ نیز ما شاهد سازمان‌یابی بیشتر جنبش زن، زندگی، آزادی و تعمیق آن هستیم و این سیر حرکت جامعه برای کنارزدن موانع و به پیروزی رساندن نهایی سرنگونی جمهوری اسلامی است.

تأکید من برای سرعت‌بخشیدن به این روند، سازماندهی صفوف انقلاب است. اتحاد مبارزاتی فعالین و اکتیویست‌های جنبش کارگری، اجتماعی و فعالین انقلاب زن، زندگی، آزادی حول خواست‌های رادیکال و پیشرو از جمله حول منشورهایی چون منشور بیست تشکل و علیه جنگ‌افروزی‌های حکومت و علیه اعدام و زندان است، همچنین تأکید من بر تحزب است که به این اتحاد مبارزاتی و مضمون آن غنا می‌بخشد و دورنمای روشنی را مقابل مبارزات ما قرار می‌دهد. این سازمان‌یابی و اتحاد مبارزاتی مسیر آماده‌شدن جامعه برای شکل‌دادن به اعتصابات سراسری و رفتن به‌طرف فراخوان‌های سراسری اعتراضی است و مهم‌تر اینکه این حرکتی است که نه فقط صف انقلاب را قدرتمندتر می‌کند، نه فقط توان جامعه را در مقابله با بساط سرکوب و کشتار حکومت بالا می‌برد و آن را عقب می‌زند؛ بلکه جلوی آلترناتیوسازی‌ها از بالای سر جامعه و به بیراهه بردن مسیر انقلاب را هم می‌گیرد و در حرکت به‌پیش خود آلترناتیو اعمال اراده مستقیم خود مردم و حاکمیت شورایی را فراهم می‌کند.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۵۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *