حمید تقوایی – بر مبنای مصاحبه با برنامه پاسخ در کانال جدید
حسن صالحی: اعدامها در ایران نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است. تنها در سال میلادی جاری ۸۲۹ نفر اعدام شدهاند که ۷ مورد آن در ملأعام صورتگرفته است.
گسترش اعدامها علیرغم اعتراضات وسیعی است که علیه این جنایت در جریان است. قبل از هر چه میخواهم از شما سؤال کنم که اعدام برای جمهوری اسلامی و همچنین مردمی که علیه آن مبارزه میکنند چه جایگاهی دارد؟
حمید تقوایی: ما و همه فعالین سیاسی و کسانی که تحولات ایران را دنبال میکنند بارها اعلام کردهایم که اعدام برای جمهوری اسلامی یک ابزار است. ابزار سرکوب و مرعوبکردن جامعه. ابزار عقب راندن اعتراضات. اعدامهای جمهوری اسلامی به موازین حقوقی و قضایی در حتی کشورهایی که اعدام در آنها قانونی است هیچ ربطی ندارد. جمهوری اسلامی به همان دلایلی اعدام میکند که در خیابانها به مردم شلیک میکند، و یا دختران دانشآموز را مسموم میکند، و یا به هواپیمای مسافربری شلیک میکند؛ یعنی برای مرعوبکردن مردم و مقابله با اعتراضات و مبارزات. بخشی از این اعدامها به دلایل و با پروندهسازیهای سیاسی صورت میگیرد. ولی حتی اعدام زندانیان غیرسیاسی نیز جزئی از نمایش قدرقدرتی حکومت در برابر جامعه است. رژیم به این وسیله اعلام میکند که مرگ و زندگی افراد در دست من است و هر که را بخواهم میکشم. علت اعدام درملأعام دقیقاً همین نمایش قدرقدرتی است. مسئله فقط اجرای یک حکم قضایی نیست؛ بلکه برپاکردن نمایش وحشت در برابر چشم مردم و بهرخکشیدن قدرت جهنمی حکومت است.
این استفاده از ابزار اعدام، درعینحال نشاندهنده جایگاه و اهمیت مبارزه علیه اعدام نیز هست. مبارزه علیه اعدام نهتنها فیالنفسه و بهعنوان تلاش برای نجات جان انسانها اهمیت بسزایی دارد؛ نهتنها در ایران هم، مانند دیگر کشورهایی که اعدام در آنها قانونی است، باید در برابر این قتل عمد دولتی قاطعانه ایستاد و به آن اعتراض کرد، بلکه این مبارزه ارزشمند و مهمی برای خلع سلاح حکومت از ابزار سرکوب و ارعاب نیز هست. بهویژه امروز که حکومت بیش از همیشه تیغ اعدام را علیه اعتراضات و مبارزات گستردهای که نزدیک به سه سال است ادامه دارد به کار گرفته است، باید مبارزه علیه اعدام را بیشازپیش تقویت کرد و گسترش داد. اعدام فقط امر خانوادههایی که عزیزانشان را ازدستدادهاند نیست، بلکه امر کل جامعهای است که این حکومت را نمیخواهد. به این معنا مبارزه علیه اعدام یک جبهه مهم مبارزه علیه کلیت نظام حاکم و برای سرنگونی رژیم کشتار و اعدام جمهوری اسلامی است.
حسن صالحی: شما در نوشتهها و مقالات متعددی از ویژگیهای اعدام در ایران صحبت کردهاید. اعدامها در ایران طبق قوانین قصاص و مجازات اسلامی صورت میگیرد. این اسلامی بودن چه ویژگیهایی به اعدام در ایران میبخشد؟
حمید تقوایی: من همیشه تأکید کردهام که اعدام در ایران جنایت به توان دو است. اعدام در ایران و در همهجا قتل عمد دولتی است. نفس مجازات اعدام در هر کشور و به هر دلیل و یا بهانهای جنایت است و باید به موزه توحش تاریخ بشری سپرده شود. مدتهاست در بسیاری از کشورهای پیشرفته غربی اعدام ممنوع اعلام شده است و باید تلاش و مبارزه کرد تا در دیگر کشورها هم اعدام ممنوع بشود. اعدام کیفر نیست؛ بلکه جنایتی است که دولتها مرتکب میشوند. همه اینها در مورد جمهوری اسلامی هم صادق است؛ اما ویژگی اعدامها در ایران این است که جمهوری اسلامی بیگناهان را اعدام میکند. در جمهوری اسلامی بخش عمدهای از محکومین به اعدام – مثل زندانیان سیاسی و یا همجنسگرایان و بهائیان و دراویش – اصلاً جرمی مرتکب نشدهاند؛ ولی بر مبنای پروندهسازی رژیم و اتهامات و کیفرهایی که در جوامع عشیرتی ١٤٠٠ سال قبل رواج داشته و از قرآن و احادیث و آیات و فقهی بیرون کشیده شده است به اعدام محکوم میشوند. این نوع جرمها در هیچ کشور دیگری – شاید بهاستثنای افغانستان – جرم محسوب نمیشود، یعنی حتی کیفر دو روز زندان هم نباید داشته باشد. اعدام فیالنفسه یک جنایت است؛ ولی وقتی در حق کسانی اعمال میشود که حتی بر اساس ابتداییترین قوانینی که کمترین بویی از انسانیت و تمدن برده باشند جرمی مرتکب نشدهاند، این دیگر جنایت اندر جنایت است. جنایت به توان دو است. حتی اعدامهای افراد غیرسیاسی و متهمین به جرائم عادی مثل قاچاق و توزیع مواد مخدر و قتل و سرقت و غیره نیز اعتبار و وجاهت قانونی ندارد چرا که در سیستم قضایی اسلامی اصولاً هیچ جرمی قابلاثبات نیست. در این سیستم هیچ نوع آیین قضایی مدرن و متمدنانه، اعم از روند بازداشت و بازجویی، حقوق متهم و زندانی، جرمشناسی، روند محاکمات، اصول قضاوت، ملزومات اثبات جرم، قوانین کیفری و غیره و غیره رعایت نمیشود. حتی از نظر یک دانشجوی سال اول حقوق در هر کشوری پروندهها و محاکمات جمهوری اسلامی از اساس بیاعتبار است. احکام اعدام در ایران برای جرمهایی صادر میشود که یا جرم نیستند و یا اثبات نشدهاند. ازاینرو باید گفت در جمهوری اسلامی همه محکومین به اعدام بیگناه هستند و نهتنها اعدام بلکه هیچ نوع مجازات دیگری نباید در حق آنها اعمال شود. کل سیستم قضایی و قوانین فقهی که چنین اعدامهایی را توجیه میکند تماماً جنایتکارانه است و باید بهدور ریخته شود.
درهرحال تا آنجا که به ابتداییترین موازین جوامع بشری در قرن بیست و یکم مربوط میشود همه محاکمات در جمهوری اسلامی بیاعتبار و غیرقانونی است و این فاجعه است که جنایت دولتی در هر جای دنیا را به ماشین کشتار بیگناهان در ایران تبدیل میکند. حتی بر اساس قوانین کشورهایی که هنوز مجازات اعدام را ممنوع نکردهاند، اعدامهای جمهوری اسلامی جنایت محسوب میشود. هیچ یک از اعدامها هیچ نوع وجاهت قانونی ندارد و هر کس اندک آشنایی با حقوق جزا در دنیا داشته باشد میتواند این را تشخیص بدهد. خانوادهها قربانیان اعدام در ایران همیشه اعلام کردهاند که فرزندان و وابستگانشان بیگناه اعدام شدهاند و کاملاً درست میگویند. سازمانهایی مثل عفو بینالملل نیز همیشه بر همین واقعیت تکاندهنده تأکید کردهاند. سیستم قضایی جمهوری اسلامی، با همه قوانین و محاکمات و قضات و کیفرهایش، یک ماشین کشتار است. باید در مبارزه علیه اعدام بهعنوان قتل عمد دولتی کل این ماشین کشتار را نیز هدف گرفت و بر این هم تأکید کرد که همه قربانیان این ماشین کشتار بیگناه هستند.
حسن صالحی: اشاره کردید که اعدام در جامعه ایران ابزار سرکوب و مرعوب ساختن مردم است. به نظر شما جمهوری اسلامی در استفاده از این ابزار تا چه حد موفق بوده است؟
حمید تقوایی: طبعاً اعدام هم مثل دستگیریها و زندان و شکنجه و شلیک به مردم و غیره مانند یک مانع و عامل بازدارنده در روند مبارزات و اعتراضات مردم عمل میکند. ولی نکته مهم این است که علیرغم تمام خشونت و توحش اعدام درملأعام و تعداد زیاد اعدامها که در ابتدا اشاره کردید، رژیم نتوانسته است به هدف سیاسیاش برسد. هدف اعدامها در نهایت گسترش اختناق و خفه کردن هر نوع اعتراض و مبارزه در نطفه است و روشن است که رژیم به این هدف نرسیده است.
شما اگر موقعیت جمهوری اسلامی و توازن قوا بین مردم و رژیم در شرایط امروز را با سه سال قبل و حتی سه ماه قبل مقایسه کنید میبینید که حکومت بسیار ضعیفتر و درماندهتر و فضای اعتراضی و سرنگونیطلبی بسیار گستردهتر و تعرضیتر شده است. شرایط طوری است که حتی دو خردادیها که زبان در کام کشیده بودند از آزادی زندانی سیاسی و تغییر قانون اساسی و تغییر پارادایم آمریکاستیزی و نظایر آن صحبت میکنند. حکومت حتی جناح اصلاحطلب خودش را نتوانسته ساکت کند چه برسد به مردمی که شعار میدهند جنگافروزی را رها کن، غنیسازی زندگی حق مسلم ما است، آب برق زندگی حق مسلم ماست، دشمن ما همینجاست، و شعارهای نظیر اینها که کل سیاستهای استراتژیک حکومت را به چالش میکشد. اینها شعارهای اعتراضات خیابانی بعد از آتشبس در جنگ ۱۲ روزه است و نشان میدهد که حتی فضای جنگی که حکومت تلاش میکند بر جامعه حاکم کند بجایی نرسیده است؛ بنابراین علیرغم اینکه اعدامها تأثیر بازدارندهای بر جامعه و سطح اعتراضات مردم دارد؛ ولی باعث تقویت موقعیت رژیم و توقف و حتی تضعیف اعتراضات نشده و رژیم از این نقطهنظر شکستخورده است.
حسن صالحی: امروز جنبش علیه اعدام به جنبش گستردهای در داخل و خارج کشور تبدیل شده است. نهادهای مدنی در ایران خیلی با صراحت علیه اعدام بهعنوان قتل دولتی صحبت میکنند و خواهان لغو مجازات اعدام به هر دلیل و بهانهای میشوند. مثلاً شورای تشکلهای صنفی معلمان صریحاً اعدامها را محکوم میکند و علیه اعدام بیانیه میدهد و در خارج کشور هم تظاهرات و اعتراضات زیادی علیه اعدام برگزار میشود. بااینهمه این مبارزات هنوز به توقف اعدامها و حتی کاهش تعداد اعدامها منجر نشده است. فکر میکنید مبارزات علیه اعدام به چه سمتی باید برود و چه چشماندازی دارد؟ عدهای معتقدند تا جمهوری اسلامی هست نمیشود اعدام را برانداخت. شما چه فکر میکنید؟ به نظر شما مبارزه علیه اعدام به چه نتایجی میتواند منجر شود؟
حمید تقوایی: مبارزه علیه اعدام در دو سطح جریان دارد. یکی اعتراض به پروندهها و موارد مشخص حکم اعدام است؛ به این شکل که وقتی کسی به اعدام محکوم میشود و پروندههای مشخصی مطرح میگردد اعتراضات و کارزاری برای لغو احکام اعدام و آزادی محکومین شکل میگیرد. نمونه کارزار جاری برای لغو حکم اعدام شریفه محمدی و پخشان عزیزی و وریشه مرادی از زمره این مبارزات علیه موارد مشخص اعدامها است. این کارزارها در موارد متعددی موفق بوده است و توانسته است جلوی حکم اعدام را بگیرد. ازاینرو یک جنبه و دستاورد مهم مبارزه علیه اعدام نجات جان انسانها است. اگر اعتراض و جنبشی برای آزادی افراد محکومبهاعدام وجود نمیداشت ماشین کشتار حکومتی قربانیان بیشتری از مردم میگرفت. دهها نفر از محکومین به اعدام (نظیر افسانه نوروزی و کبری رحمانپور و نازنین فاتحی در دهه ۷۰ و ۸۰ شمسی، و در سالهای اخیر امیرحسین مرادی، محمد رجبی و سعید تمجیدی، معترضین در خیزش ۹۸ و توماج صالحی در ۱۴۰۳) در اثر اعتراضات و مبارزات مردم از اعدام نجات یافتهاند. اما حتی نجات جان یک نفر از طناب دار کافی بود تا ضرورت و اهمیت حیاتی مبارزه علیه اعدام را به همگان نشان دهد و یادآوری کند.
نجات جان محکومین به اعدام یک جنبه مهم از دستاوردهای جنبش علیه اعدام است؛ ولی هدف سیاسیتر و درازمدتتر مبارزه علیه اعدام عقب راندن جمهوری اسلامی و پرهزینه کردن اعدامها برای رژیم است. بله، نمیتوان تصور کرد که جمهوری اسلامی قانوناً مجازات اعدام را لغو کند، ولی میتوان عملاً کاری کرد که اجرای احکام اعدام برای رژیم هر روز سختتر و زیانبارتر بشود. دررابطهبا سنگسار این اتفاق افتاد. بعد از لغو حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی در اثر کارزار گستردهای که اساساً در خارج کشور بهپیش رفت، رژیم ناگزیر شد عملاً احکام سنگسار را متوقف کند. مبارزه علیه اعدام هم میتواند به چنین نتیجهای برسد.
مثال دیگر لغو عملی حجاب اجباری است. البته مبارزه علیه حجاب اساساً با نافرمانی مدنی زنان بهپیش رفت و از این نقطهنظر کاملاً با مبارزه علیه اعدام متفاوت است؛ ولی باید توجه داشت که حجاب هم برای حکومت امری حیثیتی و بهاصطلاح ناموسی بود. حجاب هم ” مشت محکمی بر دهان شیطان بزرگ” و ابزار ارعاب زنان و کل جامعه بود. از همین رو رژیم حجاب را خاکریز اول میدانست و نمیخواست اجازه بدهد این خاکریز به دست مردم بیفتد. هنوز هم دارد بهعبث علیه بیحجابی تلاش میکند؛ ولی خودش هم میداند که در این عرصه شکستخورده است. این خاکریز فتح شده است؛ اما هنوز قانوناً حجاب اجباری است و هنوز در اظهارات مقامات و امامجمعهها از ضرورت و مطلوبیت حجاب صحبت میشود.
در مورد اعدام هم میتوان حکومت را به چنین موقعیتی راند. نباید لغو اعدام را بهخاطر اینکه تا جمهوری اسلامی هست اعدام هم خواهد بود به سرنگونی رژیم گره زد. این را تقریباً در مورد تمام عرصههای مبارزه میتوانید بگویید. میتوان گفت تا جمهوری هست زندانی سیاسی هم هست، بی حقوق مفرط زنان و آپارتاید جنسیتی هم هست، فقر و گرانی و دستمزدهای یکپنجم خطفقر هم هست؛ ولی در همه این عرصهها مبارزه گستردهای در جریان است. این مبارزات عبث نیست چرا که علاوه بر این که در هر عرصه مشخص میتواند لااقل بخشی از خواستهای خودش را تحمیل کند، جزء مهمی از مبارزات عمومی مردم برای سرنگونی کل حکومت محسوب میشود. اینها عرصههای مشخصی است که در واقع مطلوبیت و ضرورت سرنگونی حکومت را در برای چشم همگان قرار میدهد. جنبش علیه اعدام یکی از مهمترین این عرصهها است. ما میتوانیم به قدرت اتحاد و مبارزه خود نهتنها محکومین به اعدام را نجات بدهیم؛ بلکه کلاً چنان فشاری به حکومت اعمال کنیم که نتواند بهسادگی و در این ابعاد دست به اعدام بزند.
حسن صالحی: آخرین سؤال من همین است که چطور میتوانیم جنبش گسترده جاری علیه اعدام را تقویت کنیم. این جنبش بسیار گسترده است و شاید در هیچ کشوری بهاندازه ایران اعتراض به اعدام چنین قوی و گسترده نباشد. از درون زندانها تا بیرون زندان نمونههای فراوانی از اعتراض به مجازات اعدام وجود دارد. چطور میشود این مبارزه را طوری تقویت کرد که به لغو عملی مجازات اعدام منجر بشود؟
حمید تقوایی: اولین نکته این است که در ایران جنبش علیه اعدام یک حرکت عمومی است. یعنی تنها به اکتیویستهای ضد اعدام و یا خانوادههای محکومین به اعدام و یا دادخواهان محدود نمیشود. اعدام در ایران دامن همه را میگیرد. مسائل بخشهای دیگر جامعه چنین خصوصیتی ندارند. مثلاً دستمزدهای زیر خطفقر مشکل کارگران و دستمزدبگیران است، یا آپارتاید جنسیتی مسئله زنان است و یا دادخواهی مسئله خانوادههای جانباختگان است و غیره. گرچه کل جامعه نسبت به این مسائل حساس است؛ ولی به طور مشخص هر یک بخش معینی از جامعه را مورد تعرض قرار میدهد. اعدام اینطور نیست. شما در هر عرصهای و برای هر خواستی اعتراض کنید با خطر اعدام مواجه میشوید. حتی اگر فعال سیاسی نباشید ممکن است با هر اظهارنظری که به مذاق رژیم خوش نیاید به اعدام محکوم شوید. حتی کسی که اعتراضی نمیکند، فقط به جرم اینکه بهائی است، یا درویش است یا همجنسگراست و یا حداکثر در جایی “سب نبی” کرده است ممکن است به اعدام محکوم شود. اعدامهای زیادی بهخاطر این نوع “جرمها” صورت میگیرد. به این معنی اعدام یک مسئله عمومی در جامعه است.
از اینجا به این نتیجه میرسیم که مبارزه علیه اعدام میتواند بسیار بیش از سطح فعلی عمومی و تودهگیر بشود. شما فعال هر عرصهای هستید باید خواست اعدام را جزو خواستههایتان بگذارید. در بیانیهها و فراخوانها و شعارهای خیابانی همه جنبشهای اعتراضی باید پرچم لغو مجازات اعدام را برافراشت.
نکته دیگر این است که همانطور که اشاره کردید ایران، هم از نظر آمار اعدامها و هم از نظر گستردگی جنبش علیه اعدام، یک مورد استثنایی است. من کشوری را سراغ ندارم که زندانیان به طور پیگیر هر هفته علیه اعدام دست به اعتصاب بزنند. به همت آنها امروز در ایران “سهشنبههای علیه اعدام” یک سنگر مهم و نقطه اوج جنبش علیه اعدام است. به همین خاطر به نظر من این جنبش این پتانسیل و قابلیت را دارد که حمایت فعالین و کنشگران همه عرصههای اعتراضی و توده مردم در ایران و افکار عمومی جهانی را به خود جلب کند. مثلاً این انتظار کاملاً بجای است که فعالین همه جنبشهای اعتراضی از سهشنبههای علیه اعدام حمایت کنند و حتی اعتصاب زندانیان میتواند با اعتصاب بخشهای مختلف جامعه در بیرون زندان همراه بشود و اعتصاب در سهشنبههای علیه اعدام همه جامعه را در بر بگیرد. این ممکن است. باید این را در چشمانداز داشت. جا دارد همه فعالین آستین بالا بزنند و به حمایت از اعتراض مستمر زندانیان علیه اعدام برخیزند. جا دارد؛ مثلاً معلمان یا پرستاران یا کارگران در این و یا آن بخش تولیدی و خدماتی اعلام کنند در حمایت از اعتصاب زندانیان علیه اعدام سهشنبهها دست از کار میکشند. بهاینترتیب این حرکت میتواند ابعاد گستردهای پیدا کند.
در خارج کشور هم زمینه فعالیت بسیار بیشتر فراهم است. میتوانند فعالین علیه اعدام همایش و گردهمایی داشته باشند و کارزارها و فعالیتهایی که فیالحال علیه اعدام جاری است را تقویت کنند. این نکته را هم باید تأکید کرد که در روشنگری افکار عمومی و کارهای لابیئیستی و کلاً تبلیغات گفتمانسازی در خارج ایران این ویژگی که در ایران اعدام جنایت به توان دو است و اینجا بیگناهان اعدام میشوند بسیار تکاندهنده است و میتواند اعتراض و خشم جهانیان را علیه جمهوری اسلامی برانگیزد. باید با اتکا بر این واقعیت سعی کنیم در سطح هر چه وسیعتری توجه و حمایت نهادهای حقوق بشری، چهرهها و نهادهای ضد اعدام، کارزارهای جهانی علیه اعدام و حتی دولتها را جلب کنیم تا در حمایت از مبارزات مردم ایران علیه اعدام و حکومت اعدام فعال شوند و مشخصاً خواستار لغو مجازات اعدام در ایران باشند.
اینها عرصههایی است که به نظر من میشود فعالانه جنبش علیه اعدام را بهپیش برد و عملاً اعدامها را در ایران متوقف کرد.
۷ شهریور ۱۴۰۳، ۲۹ اوت ۲۰۲۵
به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۴۴
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران