گفتوگو با شهلا دانشفر
انترناسیونال: سه سال از آغاز انقلاب مردم در سال ۱۴۰۱ میگذرد و گفتمان آن انقلاب همچنان در جامعه زنده است. به نظر شما مهمترین شعارها و خواستهای انقلاب کدام موارد بودند؟
شهلا دانشفر: سومین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی فرامیرسد. انقلابی زیبا و نمونه در جهان. انقلابی عمیقاً انسانی، برابریطلبانه، آزادیخواهانه، سکولار، مدرن، ضد خرافه که جامعه را به لحاظ طبقاتی، فرهنگی و باورهای اخلاقی شخم زد. انقلابی که تصویر ایران امروز را ساخت و مهر خود را بر سیر تحولات سیاسی ایران فردا زد. انقلابی که اولین انقلاب زنانه تاریخ خوانده شد و چشم جهانیان را به خود خیره کرد. انقلابی که با فتح خاکریز حجاب، پرچم آپارتاید جنسیتی حکومت را بر زمین زد.
انقلاب ۱۴۰۱ با فریاد ” زن، زندگی، آزادی” فوران پیدا کرد. شعاری که به شناسنامه انقلاب تبدیل شد و آنچنان پژواکی در سطح جهان پیدا کرد که بر بیلبوردهای شهرهای بزرگ جهان نقشبست. همانطور که در همان آغاز گفتیم زن؛ یعنی احترام به زندگی، یعنی برابری همگان و رفع هر گونه تبعیض، یعنی پایاندادن به آپارتاید جنسیتی در ایران با همه قوانین و مظاهرش که پرچم اصلی آن حجاب است.
زندگی یعنی پایاندادن به استثمار و بردگی مزدی و نابرابری اقتصادی در جامعه، یعنی رفاه و شادی و برخورداری از معیشتی در شأن انسان، یعنی زندگی شایسته برای کودک، یعنی برخورداری از هوای سالم و محیط زیست سالم و یعنی لغو مجازات اعدام و محاکمه همه آمران و عاملان کشتار و جنایت علیه مردم. آزادی یعنی پایاندادن به جهنم جمهوری اسلامی و سلطه مذهب بر زندگی و جان مردم، یعنی آزادی همه زندانیان سیاسی و انحلال تمامی نیروها و نهادهای سرکوب، یعنی آزادی بدون قیدوشرط سیاسی و در یککلام یعنی حاکمیت مستقیم مردم و پایاندادن به هر نوع اعمال قدرت از بالای سر جامعه.
مردم در این انقلاب همچنین در کف خیابان و شبها بر بامها با شعارهای “جمهوری اسلامی نمیخوایم نمیخوایم”، “مرگ بر حکومت کودککش”، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد”، “مرگ بر دیکتاتور” ، “مرگ بر خامنهای”، “یاشاسین کردستان، بژی آذربایجان”، “نترسید، نترسید ما همه با هم هستیم” متحد و یکپارچه نابودی حکومت را فریاد میزدند.
در این انقلاب دانشآموزانی را میدیدیم که با فریاد “آزادی، آزادی، آزادی” ، حجابهایشان را آتش میزدند. شعاری که همین روزها در خیابانهای شیراز در اعتراض به شرایط جهنمی که حکومت بر پا کرده سر داده شد.
بدین ترتیب انقلاب زن، زندگی، آزادی انقلابی برای رهایی از ستم و استثمار، رهایی از زندان و ناامنی و برای نابودی کل بساط توحش و بربریت حاکم بود. انقلاب برای ایجاد جامعهای که در آن برخورداری از رفاه، برخورداری بدون چونوچرا از آزادی بیان و عقیده و کلیه آزادیهای سیاسی و داشتن کرامت انسانی حق مسلم همه مردم باشد. جامعهای که در آن فقر و محرومیت نباشد. اعدام و ناامنی نباشد و هیچکس به جرم بیان عقیده و دفاع از حق و حقوقش تهدید به زندان نشود.
تلاش بسیاری از سوی جریانات راست صورت گرفت که با رنگ قومی و ملی زدن به این شعار، آن را از محتوا تهی کنند و با این کار مسیر انقلاب را به انحراف بکشانند. از جمله پسوند “مرد، میهن، آبادی” را بر آن افزودند. اما راه به جایی نبردند و این شعار تا اعماق جامعه ریشه دواند و بازتابی جهانی پیدا کرد. بعد هم بیانیهها و منشورهایی که با امضای مشترک تشکلهای کارگری – اجتماعی- دفاع از حقوق زن، دادخواهان و شبکه فعالین انقلاب زن، زندگی، آزادی طی این سه سال انتشار یافتند بر سه وجه مهم این شعار روشنایی بخشیدند. دو نمونه درخشان این اسناد مهم تاریخی انقلاب زن، زندگی، آزادی، “منشور خواستهای حداقلی بیست تشکل” و “منشور مطالبات پیشرو زنان” بهعنوان وجه مکمل آن بود.
انترناسیونال: در دل انقلاب ۱۴۰۱ و در ادامه آن شاهد انتشار منشورها و بیانیههای اعتراضی مهم و تأثیرگذاری از سوی فعالین اجتماعی بودیم. به نظر شما مهمترین این منشورها و فراخوانهای رو به جامعه کدام بودند؟ لطفاً کمی دررابطهبا دلیل اهمیت خواستها و مطالبات مطرح شده در این بیانیهها برای ما بگویید.
شهلا دانشفر: همانطور که اشاره کردم بیانیهها و منشورهای اعتراضی که در جریان انقلاب زن، زندگی، آزادی و در جدال شجاعانه مردم در این سه سال برای به پیروزی رساندن انقلاب، انتشار پیدا کردند، نشانگر عمق و تعینیافتگی جنبش زن، زندگی، آزادی است. در رأس آنها “منشور خواستهای حداقلی بیست تشکل” قرار دارد که در دوازده بند بر خواستهای بنیادی مردمی نقطه تأکید گذاشته بود. منشوری که به طور واقعی به مانیفست انقلاب زن، زندگی، آزادی تبدیل شد و طی این سه سال نیز در مناسبتهای مختلف بر روی میز فعالین این جنبش قرار گرفت و با آن تجدید عهد شد و در کنار آن “منشور مطالبات پیشرو زنان” را داشتیم. اینها دو سند تاریخی انقلاب که بر خواستهای انقلاب و به شعار زن، زندگی، آزادی روشنایی و عمق بخشیدند. این بیانیهها و این منشورها نشان دادند که “زن، زندگی، آزادی” فقط یک شعار نیست. بلکه بیان شفاف و موجز اعتراض جامعه علیه کلیت جهنم جمهوری اسلامی و تصویری از جامعه فردا است.
منشور بیست تشکل با نام “زن، زندگی، آزادی” بر پایاندادن به صدسال استثمار و ستم و بربریت و بر پایاندادن به حاکمیت از بالای سر جامعه نقطه تأکید گذاشت و بر آلترناتیو حاکمیت مستقیم خود مردم و شوراها دست گذاشت. به عبارت روشنتر این اسناد در واقع پلاتفرم اتحاد مبارزاتی جامعه برای به پیروزی رساندن انقلاب و مانیفست انقلاب زن، زندگی، آزادی برای آینده هستند. اسنادی که بهوضوح عمق و زیبایی این جنبش را بیان میکند و امروز که جمهوری اسلامی در نقطه سرنگونی قرار گرفته و بیش از هر وقت بحث آلترناتیو آینده در دو جبهه مردم و جریانات راست و حتی در میان خود حکومتیان داغ است و حتی از جانب بخشی از حکومتیان بیانیهای بنام “جبهه اصلاحات” و برای حفظ نظام تحت لوای آشتی ملی انتشار مییابد، اتحاد مبارزاتی حول دو سند تاریخی منشور بیست تشکل و منشور مطالبات پیشرو زنان ضرورتی صدچندان پیدا میکند. همین امروز نیز ما شاهد بیانیههای اعتراضی از سوی تشکلها و شبکههای مبارزاتی زن، زندگی، آزادی با همین گفتمانها هستیم و امروز نیز پیشقراولان صف انقلاب زن، زندگی، آزادی با تأکیدی بیشتر بر اعمال اراده مستقیم مردمی و پایاندادن به هرگونه اعمال قدرتی از بالای سر جامعه صفآرایی میکنند و این جنبشی است سازمانیافته، متحد که راه به پیروزی رساندن انقلاب را طی میکند.
این منشورها و مشخصاً منشور خواستهای حداقلی بیست تشکل در کوران انقلاب زن، زندگی، آزادی نیز نقش مهمی در کنارزدن گفتمانهای راست و منشورها و ائتلافهای رنگارنگشان از بالای سر جامعه داشت و دیدیم چگونه ولولهای در صف جریانات راست ایجاد کرد. بهگونهای که این منشورها بهعنوان اسنادی تاریخی ماندگار شدند. اما منشوری چون منشور جرج تاون با کل ائتلافی که پشت آن شکلگرفته بود کنار زده شد و از هم پاشید. این اتفاقات نیز به نوبه خود بیانگر جایگاه و نقش تاریخی این منشورها هستند.
اما علاوه بر همه این اسناد و نوشتهها که به انقلاب تعین میبخشند، اشکال اعتراضی مردمی، آهنگهای مدرن و زیبایی که سمبل انقلاب شدهاند، شعارها و اکتهای هنری و هزار شکل و روش دیگر که در مبارزات مردمی به کار برده میشوند نیز بیانگر ابعاد و عمق و همهجانبگی انقلاب زن، زندگی، آزادی هستند و در تاریخ کمنظیرند.
تعمیق و تقویت این روند و ایجاد صفی متحد از اکتیویستهای جنبش زن، زندگی، آزادی در قامت تشکلها و نهادهای مبارزاتیشان یک گام مهم در شکلگیری اعتراضات و تظاهراتهای مردمی در کف خیابان و خیزش قدرتمندتر مردم برای به پیروزی رساندن انقلاب ناتمام زن، زندگی، آزادی است.
انترناسیونال: مهمترین دلایل فروکشکردن فاز خیابانی اعتراضات به نظر شما چه بود؟ شرایط کنونی و فضای اعتراضی حال حاضر جامعه را چگونه ارزیابی میکنید؟
شهلا دانشفر: شکی نیست که مهمترین عامل، سرکوب وحشیانه انقلاب از سوی حکومت و کشتار بیرحمانه مردم بود.
بنا بر گزارشات تنها در فاصله زمانی ۲۶ شهریور تا ۲۰ دی ۱۴۰۱، بیش از ۵۴۰ نفر از مردم، از جمله ۷۴ کودک (زیر ۱۸ سال) به دست جنایتکاران جمهوری اسلامی به قتل رسیدند و بنا بر برآوردی بیش از ۱۸ هزار نفر در همان بازه زمانی بازداشت شدند. حکومت برای سرکوب خیابان به چشم مردم مستقیماً شلیک کرد. دستگیر کرد و بساط تجاوز و شکنجه را در زندانها به راه انداخت و جنایتها کرد. اما در مقابل این ددمنشی، زندان خود به یک کانون داغ اعتراض مردم تبدیل شد و از درون آن کارزار سهشنبههای نه به اعدام سربلند کرد که اکنون دامنهاش به ۵۰ شهر کشیده شده است.
خلاصه کلام اینکه ابعاد جنایت حکومت در سرکوب انقلاب ۱۴۰۱ به حدی بود که کمیته حقیقتیاب سازمان ملل در گزارش خود “تبعیض و سرکوب زنان در ایران” را مصداق جنایت علیه بشریت خواند و در گزارش ۲۵۰ صفحهای این کمیته بسیاری از موارد جدی نقض حقوق بشر بهویژه جرایم قتل، حبس، شکنجه، تجاوز و سایر اشکال خشونت جنسی، آزار و تعقیب، ناپدیدسازیهای قهری و سایر اعمال غیرانسانی بهعنوان بخشی از یک حمله گسترده و سازمانیافته علیه جمعی از غیرنظامیان، یعنی زنان و دختران و سایر افراد حامی حقوق بشر، مصادیق آشکار جنایت علیه بشریت خوانده شدند.
در این گزارشات همچنین به نقض شدید حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی از جمله کردها و بلوچها و بهائیان اشاره شده است که یک نمونه آن جمعه سیاه و کشتار مردم در شهر زاهدان در هشت مهر ۱۴۰۱ است که در جریان آن صد نفر به قتل رسیدند.
اما علیرغم همه این جنایات جامعه با شعار “به عقب بر نمیگردیم، ایستادهایم تا پایان” به اشکال مختلف تداوم انقلاب را فریاد زد.
بنابراین همانطور که اشاره کردهاید اگر چه حکومت با قساوت تمام انقلاب را سرکوب کرد و بدینگونه توانست دامنه آن را در شکل تظاهراتها و اعتراضات خیابانی محدود کند و اجازه ندهد که با همان شتاب اولیه تا سرنگونی حکومت بهپیش رود، اما بههیچوجه نتوانست این جنبش عظیم بنیانکن را متوقف کند و یا عقب بنشاند. طی سه سالی که گذشت جنبش زن، زندگی، آزادی در قامتی شفافتر و سازمانیافتهتر و در جدالی سخت و هر روزه به جلو گام برداشته و گفتمان انقلاب همچنان در جامعه زنده مانده است و این کابوس دائمی حکومت طی این سه سال بوده است. فراتر از این امروز به دنبال جنگ با اسرائیل و شکستهای سختی که طی یکساله اخیر و در این جنگ بر حکومت وارد شد، مردم در موقعیتی قدرتمندتر و امیدوارتر به سرنگونی قرار دارند و بهعکس، این حکومت است که خود را بازنده میبیند. صفوفش در هم ریختهتر از هر وقت است. اقتصادش به نقطه نابودی رسیده، زیر بیشترین فشارهای بینالمللی قرار دارد و خود حکومتیان از اینکه همهجانبه به لبه پرتگاه رسیدهاند سخن میگویند. در چنین شرایطی است که با موج جدیدی از اعتراض در سطح جامعه روبروییم. این وضعیت و مصر بودن جامعه بر به پایان رساندن پیروزمند انقلاب بیش از بیش حکومت را وحشتزده کرده است. خصوصاً اینکه اقتصاد داغان حکومت و ادامه سیاستهای جنگافروزانهاش سایه شوم جنگ را روی سر مردم قرار داده و زندگی و معیشت کل جامعه را به لبه پرتگاه کشانده است. در نتیجه جامعه به نقطه انفجار رسیده و از هر گوشهاش اعتراض میبارد. اعتراضات علیه بیبرقی و بیآبی فضای شهرهای بسیاری را گرفته است. در جایی مثل شیراز فریاد آزادی بلند میشود. اعتراضات کارگران در نفت، این صنعت کلیدی در اقتصاد جمهوری اسلامی دارد هر روزه میشود و شاهد تجمع و راهپیمایی این کارگران با فریاد “کارگر میمیرد، ذلت نمیپذیرد”، هستیم. بازنشستگان تجمعات هفتگی خود را بر پا کرده و با فریاد غنیسازی زندگی حق مسلم ماست، علیه جنگافروزیهای حکومت قد علم کردهاند و این شعار به شعار اعتراضی مردمی در همهجا تبدیل شده است. از سوی دیگر درحالیکه در هراس از فوران دوباره انقلاب، حکومت دیوانهوار سرکوب میکند جنبش علیه اعدام و زندان قدرتمندتر از هر وقت سربلند کرده و فریاد رسای “شریفه محمدی آزاد باید گردد” در همراهی با همبستگی بزرگترین اتحادیههای کارگری، قدرت بزرگ این جنبش را برای نفی عملی اعدامها به نمایش میگذارد. این تصویری گذرا از اوضاع سیاسی امروز جامعه در آستانه سومین سالگرد انقلاب است.
اما اجازه بدهید در پایان به دو نکته دیگر در پاسخ به همین سؤال شما اشاره کنم. علاوه بر سرکوبگریهای حکومت، بعضاً گفته میشود که درست است حکومت سرکوب میکند، اما در این میان نقش احزاب و نیروهای اپوزیسیون چیست؟ حزب کجا قرار دارد؟
پاسخ من این است که در جامعهای که تحزب جرم است، طبعاً اعضای احزاب و سازمانهای سیاسی نماد علنی ندارند. اما بر اساس نقشی که هر حزبی در جریان مبارزات مردمی ایفا میکند نماد اجتماعیاش قابلمشاهده است. از این منظر که نگاه کنیم حزب کمونیست کارگری نقش مهمی در کشیدهشدن اوضاع به شرایط انقلابی امروز و نهادینهشدن گفتمانهای چپ و رادیکال در جنبش زن، زندگی، آزادی داشته است. جالبتوجه اینکه امروز ما با یک چپ اجتماعی قدرتمند در ایران روبروییم که مرکز ثقل اصلی انقلاب زن، زندگی، آزادی است و حزبی مثل حزب ما و احزاب و جریانات چپ و نیروهای رادیکال در تقویت این قطب چپ در جامعه نقش مهمی داشتهاند. “منشور خواستهای بیست تشکل” و بیانیه و منشورهای دیگری که جلوتر اشاره کردم بازتاب صدای رسای این چپ و این رادیکالیسم است. اینگونه است که امروز چپ اجتماعی بزرگترین قطب اجتماعی در جامعه است. نیرویی که با منشورهایش و با حضور هر روزه میدانی خود پاسخ محکمی به جریانات راست و طرحهای مهندسیشدهشان برای آلترناتیوسازی از بالای سر جامعه است. حزب ما همواره بر سازمانیابی گستردهتر چپ اجتماعی و اتحاد مبارزاتی آن حول پلتفرمهایی چون منشور خواستهای حداقلی بیست تشکل کرده است. از نظر من اگر کمبودی هست در همینجاست. به باور من این ابعاد از سازمانیافتگی و اتحاد خصوصاً در میان اکتیویستها و فعالین اجتماعی این چپ که بتواند جوابگوی شرایط خطیر سیاسی امروز باشد هنوز ایجاد نشده است و باید با تمام قوا برای آن تلاش کرد. برای این کار تأکید من بر ایجاد شبکهای سراسری از فعالین و اکتیویستهای جنبش زن، زندگی، آزادی و فعالین کارگری و اجتماعی است. با چنین نیروی متحدی میتوان بهسوی سازماندهی سراسری کارگری و تمامی بخشهای جنبش کارگری و جنبشهای اجتماعی خیز برداشت، میتوان به تدارک اعتصابات و تجمعات سراسری اعتراضی برخاست، میتوان برای لغو عملی اعدامها نیروی بزرگی بسیج کرد و ابزار زندان و سرکوب را از دست حکومت خارج ساخت و بدین ترتیب مسیر پیشروی پیروزمند انقلاب را هموار کرد. ما هنوز این کارها را نکردهایم و یک مانع بزرگ انجام آن خطکشیهای سکتاریستی و ایدئولوژیک و ندیدن این وجه مشترکهاست. این سکتاریسم و فرقهگرایی به درجهای در میان اکتیویستها و فعالین چپ در جامعه در دل نبرد سخت با حکومت نیز بازتاب مییابد و بهعنوان یک مانع از قدرت سراسری مبارزات مردمی میکاهد، این موانع را باید کنار زد.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران