جعفر پناهی پس از دریافت جایزه نخل طلایی در جشنواره کن برای فیلم” یک تصادف ساده” به ایران بازگشت و با استقبال گرم دوستان و همراهانش روبهرو شد. در مراسم استقبال از جعفر پناهی در تهران، شماری از حاضران شعار «زن، زندگی، آزادی» سر دادند.
جعفر پناهی به دلیل همراهیاش با مردم و نقد حکومت جمهوری اسلامی ایران، از حمایت گسترده مخالفان این نظام برخوردار است و درعینحال با واکنش خشمآلود حکومتیان مواجه شده است. بهعنوان نمونه میتوان به واکنش خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، روزنامه فرهیختگان، وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی، و خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج دانشجویی، اشاره کرد که همگی بهنوعی به تحقیر و تکفیر جایزه نخل طلایی جعفر پناهی پرداختهاند.
از کسانی که زبان مخالف خود را میبرند و بسیاری را بهپای تیغ اعدام میفرستند، انتظاری جز این نیست. آنچه خشم و نفرت این جماعت را برانگیخته، سخنان صریح و بیپرده جعفر پناهی در انتقاد از سرکوب آزادیهای سیاسی و اعمال تبعیض علیه زنان است.
جعفر پناهی در سخنرانی خود پس از دریافت جایزه نخل طلایی گفت:
“به امید اینکه هرچه زودتر برسیم به آزادی. برسیم به جایی که دیگر کسی به ما نگوید چی بپوش، چی نپوش، چه بخوان، چه نخوان… و سینما که عشق ماست، کسی به ما نگوید چی بساز، چی نساز.”
او پیش از دریافت این جایزه و در واکنش به انتقادها از فیلم یک تصادف ساده که بازیگران زن آن بدون حجاب ایفای نقش کردهاند، گفته بود:
“اگر مردم را در خیابان یا خانههایشان باحجاب در فیلمها نشان دهیم، یعنی دروغ گفتهایم.”
من فیلم “یک تصادف ساده” را ندیدهام، اما درباره موضوع آن چندین نقد و بررسی خواندهام. عمیقاً معتقدم که جنبش دادخواهی در ایران نباید بر محور انتقامجویی باشد. همه جنایتکاران و شکنجهگران جمهوری اسلامی باید در دادگاههایی با استانداردهای انسانی، عادلانه و بدون حکم اعدام محاکمه شوند. هدف از این کار نه انتقام، بلکه روشن ساختن ابعاد جنایات جمهوری اسلامی و جلوگیری از تکرار آنهاست. اگر فیلم جعفر پناهی به این امر خدمت میکند بسیار انسانی و ارزشمند است.
بااینحال همانطور که قبلاً نیز در جایی دیگری نوشتم این تنها جایزهای برای یک فیلم نیست. این نخل طلا، صرفنظر از هر برداشتی که از فیلم داشته باشیم، نماد تکریم از هنرمندانی است که در برابر دیوارهای سانسور، سرکوب و آپارتاید جنسیتی قد علم میکنند و در برابر استبداد و خشونت حکومتی سر تسلیم فرود نمیآورند.
این جایزه تنها سهم سینماگران نیست؛ بلکه ادای احترامی است به زنان ایران، زنانی که در برابر قوانین زنستیز، تهدید دائمی و خطر زندان، مبارزهای پرهزینه و شجاعانه را پیش بردهاند. زنانی که با مقاومتشان در برابر تحمیل حجاب اجباری و برای کسب حقوق انسانی، یکی از بنیادیترین ستونهای سرکوب را به لرزه درآورده و حکومت آپارتاید جنسیتی اسلامی را به عقبنشینی واداشتهاند.
اما این موفقیت در فستیوال کن، فراتر از زنان و سینماگران است. این جایزه، در حقیقت، تجلی ارجگذاری به مردمانی است که سالهاست با شجاعت و پایداری در برابر یکی از وحشیترین حکومتهای سرمایهداری ایستادهاند. این نخل طلا، سمبلی است از امید، ایستادگی، و صدایی که جهان دیگر نمیتواند آن را نشنیده بگیرد.
حکومت اسلامی کوشید با تشدید سرکوب، افزایش شمار اعدامها و گسترش فضای رعب و وحشت، صدای مردم ایران را در گلو خفه کند. با دولت آمریکا وارد مذاکره شد، به این امید که از رهگذر سازش با “دشمن خارجی”، بتواند در سایه بیتوجهی به حقوق بشر، فشار بر مردم را ادامه دهد.
اما جهان، اینبار در جشنواره فیلم کن، صدای مردم ایران را شنید. با اهدای نخل طلا به جعفر پناهی ــ هنرمندی که زخمهای جمهوری اسلامی را بر تن و جان خود دارد ــ جامعه جهانی همبستگیاش را با مردمانی زخمخورده و مبارز اعلام کرد. این جایزه، پژواک رنج، امید و ایستادگی مردمی است که همچنان در برابر تاریکی ایستادهاند و جهان را نیز به تماشای آن فراخواندهاند.
این مردم، تشنه آزادی، شایسته تجلیلاند. از زندانیانی که در «سهشنبههای نه به اعدام» فریاد زندگی سر میدهند، تا کارگران، معلمان، دانشجویان، دادخواهان و زنانی که برای کرامت انسانی میجنگند، همه سزاوار همبستگی جهانیاند. اینان نماینده واقعی جامعه ایراناند، نه رژیمی که دشمن مردم است و باید بایکوت شود.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران