ترامپ بعد از یازده ماه در پُست ریاست جمهوری به صرافت افتاد که شرحی از جزئیات قهرمانیهای خودش به اهالی کشور بدهد. سخنان ترامپ که سرشار از دروغ و تکرار و مبالغه بود این سوال را مطرح میکند که او چه چیزی را میخواست برساند و هدفش چه بود؟
این روزها برای بسیاری از اهالی آمریکا ایام شادی بخشی نیست، زیرا قیمت مواد غذایی و برق و هدایای کریسمس و سایر نیازمندیهای مردم بالا رفته است. بنا به گزارش شبکۀ تلویزیونی ان.بی.سی. نیوز مردم از نحوۀ ادارۀ اقتصاد کشور ناراضی هستند. بیکاری متجاوز از ۴ درصد است، تورم در این اواخر بالا رفته و تعرفههای ترامپ، بر عکس ادعای او، هزینۀ زندگی مردم را افزایش داده است. همین معضل گرانی و عملکرد سرکوبگرانه ترامپ در اینمدت میزان محبوبیت او در میان طرفدارانش را کاهش داده است. یک نظرسنجی نشان میدهد که میزان محبوبیت ترامپ از نظر عملکرد اقتصادی به ۳۶ درصد نزول کرده، و نظرسنجی دیگری به ۳۱ درصد کاهش اشاره دارد.
ترامپ در خطابیهاش ابتدا به فهرستی از مسائل و مشکلاتی که به زعم وی محصول عملکرد دولت بایدن بوده اشاره کرد، از جمله به: مرزهای باز، ورود ۲۵ میلیون نفر مهاجر غیرقانونی و بزهکار، مواد مخدر، حضور ترانسجندرها در تیم ورزشی زنان، افزایش جرائم و جنایات، بدترین قراردادهای تجاری با کشورهای دیگر، دولت فدرال بیمار و فاسد. در مقابل اینها، ترامپ مدعی است که بعد از بازگشت به کاخ سفید در عرض فقط چند ماه آمریکا به بهترین وضع رسیده است! او از معضلات امروز مردم هیچ حرفی نمیزند.
ترامپ در مورد تعرفه ها، که سیاست اصلی او در تجارت با کشورهای دیگر است، بر موفقیت آمیز بودن آن تأکید کرد. گرچه او به منظور بهبود اقتصاد آمریکا و کاهش کسری موازنۀ تجاریاش تعرفه وضع کرد، اما بعد مجبور شد بعضی از آنها را پس بگیرد و خیلیهایش را نیز کاهش دهد. علیرغم دروغها و هیاهوی ترامپ، نتیجۀ تعرفه ها، چه در خود آمریکا و چه در همه کشورهائی که آمریکا به کالاهای صادراتی آنها تعرفه بسته، گرانی و فشار اقتصادی بیشتر به مردم کارکن بوده است.
ترامپ مجدداً در مورد اینکه به جنگها پایان داده وصلح را بازگردانده صحبت کرد و مدعی شد که به هشت جنگ ظرف ۱۰ ماه پایان داده است. اولاً، چنین چیزی واقعیت ندارد. وقتی که موضوع برسر ارقام است، ترامپ همیشه آمار غیر واقعی ارائه میدهد. ثانیاً، چیزی که او به آن اشاره نکرد این است که در بعضی از این موارد صلح پایدار نماند و درگیریها دوباره شعلهور شد. به اضافۀ اینکه خودش جنگ به راه انداخت.
سیاست داخلی ترامپ در همین یازده ماه بسیار مسألهساز بوده است. هر فرمانداری که با ترامپ مخالف بود، او نیروهای ارتش را در آن ایالت مستقر کرد و واحدهای مختلف ارتش و پلیس را به کمک مأموران اجرایی ادارۀ مهاجرت (آیس) فرستاد. اینها با دست باز در خیابانها و محیطهای آموزشی به جان مردم افتادند. برای مثال، در ساعت ۴ صبح خوابگاه دانشجویان دانشگاه بوستون را محاصره کردند و از روی فهرستی که داشتند مخالفان عقیدتی ترامپ و فعالان سیاسی را به اتفاق دانشجویان اهل خاورمیانه و چین از رختخواب بیرون کشیدند و در حدود ۱۵۰۰ نفر را، که همگی ویزای دانشجویی داشتند، دیپورت کردند. تا کنون گزارشهای هولناکی از نحوۀ بازداشت و ضرب و شتم افراد بیگناه به دست مأموران اجرایی ادارۀ مهاجرت منتشر شده است. مقامات دولتی گفتند که این بگیر و ببندها مسألهای مربوط به امنیت ملی بوده است، اما در حقیقت حملهای عریان به آزادیهای مدنی و مصونیت سیاسی محیطهای دانشگاهی بود که از سال ۲۰۲۴ شروع شده بود. شایان ذکر است که بودجۀ سالانۀ آیس در حدود یک میلیارد دلار است.
ترامپ از اشغال شدن آمریکا توسط ارتش ۲۵ میلیونی خارجیان فاقد اقامت صحبت میکند، که این نیز صحت ندارد، طبق گفتۀ منابع رسمی آمار این عده جمعاً ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر بوده است. به علاوه، نیازی به گفتن نیست که صادرات محصولات کشاورزی آمریکا به جهان در گروی کار ارزان همین کارگران غیررسمی بوده است و حتی قوانین شدیدی که بعد از واقعۀ یازدهم سپتامبر در زمان جرج بوش پسر وضع شد، ورود این کارگران به خاک آمریکا را نفی نکرد.
درباره بیمه درمانی هم ترامپ ازسیاست واگذاری بیمه درمانی مردم به شرکتهای خصوصی دفاع کرد. او میخواهد سهم بیمۀ هر کس را به دست خودش بدهد تا او برود بیمه درمانیاش را خودش بخرد. به این ترتیب دولت مردم را از سر خود باز میکند و مسئولیت به خود فرد واگذار میشود و دولت نقشی در آن نخواهد داشت. به این ترتیب، فرد مریض بدون حفاظ در مقابل کرگدن هائی بنام شرکت بیمه قرار میگیرد!
حرفهای ترامپ در این سخنرانی چیزی نبود جز روزآمد کردن سیاستهای تاکنونی او. این سیاستها همان مضامین عمده تبلیغات راست افراطی (چه در کارزار انتخاباتی و چه در قدرت) است. رئوس این سیاستها در دورۀ حاضرتقریباً در همۀ کشورها عبارت اند از: تأکید بر نظم و قانون، مبارزه با جرم و جنایت، و دشمنی با مهاجران. معنی اولی این است که اقتدار مراجع دولتی بر حقوق و آزادیهای مدنی تقدم دارد! دومی بهجای اصلاحات و حل مشکلات اجتماعی، اولویت را به سرکوب خشنتر میدهد، برای مثال زندانی کردن نوجوان پانزده ساله را مجاز میشمارد. مهاجران هم سپر بلا در حفظ نظم موجودهستند، یعنی همان مرغ عزا و عروسی. ترامپ نیز عیناً همین موضوعات را در مبارزۀ انتخاباتیاش پیش کشیده بود.
سیاست ترامپ در مورد مهاجران خارجی صرف نظر از اینکه بر دروغ و اخراج و سرکوب اتکا دارد، حربۀ مهمی در ایجاد تفرقه بین مردم آمریکا است و تلاش میکند که کارگران و مردم آمریکا را در مقابل کارگران مهاجر بسیج کند. او قبلاً درباره پائین آمدن درآمد کارگران و از بین رفتن شغلها سه عامل را ذکرکرده بود که ناشی از سیاستهای دولتهای قبلی است: یکی انقلاب تکنولوژیک، یعنی رواج کامپیوتر و بعد روبات و سپس هوش مصنوعی. دوم، حذف مشاغل به وسیلۀ وارد کردن کالا از خارج کشور، یعنی بیکار کردن کارگران آمریکایی از طریق انتقال خط تولید به چین و هند و برزیل و جاهای دیگر. و سوم، وارد کردن کارگر مهاجر برای جایگزین کردن آنان، که در تفکر راست افراطی به تئوری جایگزینی عظیم معروف است.
اما این توسعۀ تکنولوژیک و انتقال مشاغل به خارج و جایگزین کردن مهاجران، در اصل، برای حل مشکلات بورژوازی طراحی شده بود و به نحو چشمگیری باعث رشد و ثروت به هم زدن طبقۀ سرمایه دار شد، و از طرف دیگر به خانه خرابی کارگران آمریکایی انجامید. اکنون ترامپ اینرا به صورت حربهای بر ضد کارگران مهاجر و پیشبرد سیاستهایش به کار میگیرد. او خطاب به کارگران میگوید که همۀ ما را فریب داده اند، به همۀ ما لطمه زده اند، از همۀ ما سوءاستفاده کرده اند. من به عنوان رهبر مقتدر شما تمام اینها را بر عکس میکنم. شعار ترامپ این است که ایالات متحده سالها و نسلها است که قربانی سایر کشورهای خبیث شده است. این سیاستش را فرموله میکند و بنیاد ریاست جمهوریش هم همین است. او گمان میکند که عامل بقایش در قدرت نیز همین است: انگیختن آمریکاییان برضد خارجیان و کشورهای دیگر.
بنابراین، در پاسخ به سوال فوق میتوان از میان دلایل مختلف دو جنبۀ مهمرا برشمرد. اول اینکه افت محبوبیت ترامپ در میان طرفدارانش او را وامیدارد که بیش از پیش تصویر مثبتی از خود ارائه دهد تا این روند را سد کند. به علاوه، انتخابات میان دورهای نزدیک است و حفظ اکثریت در دو مجلس آمریکا مسألۀ مهمی هم برای حزب جمهوریخواه و هم برای ترامپ است. لذا او باید به مردم چنین وانمود کند که او رئیس جمهوری است که دارد خرابیها را ترمیم میکند و تا به حال رکوردهای متعددی را شکسته است!او میداند که مردم ناراضی و نگران وضع اقتصادیشان هستند، از بالا رفتن قیمتها و اجاره بها و مواد غذایی نگران هستند. برای همین مضمون خطابیهاش توجیه سیاستهائی بود که او در پیش گرفته و هدف آن آرام کردن آمریکاییها و اطمینان خاطر دادن به آنان بود. او تلاش کرد کنترل روایت رسمی را خودش در دست داشته باشد و همان را در افکار عمومی تثبیت کند.
جنبۀ دیگر که مسألهای فراتر از این سخنرانی هم هست و ترامپ سعی میکند به آن اهمیت ندهد موقعیت چپها و سوسیالیستها در آمریکاست که ابراز وجودشان در سطح اجتماعی و توجه مردم به آنها تغییر مهمی کرده است. انتخاب شدن زوهران ممدانی به عنوان شهردار نیویورک و کیتی ویلسون سوسیالیست به عنوان شهردار سیاتل و داخل شدن دو نماینده ازحزب سوسیالیستهای دمکراتیک در شورای شهر جرزی (واقع در دومین ایالت ثروتمند آمریکا) و مانند اینها پدیدۀ جدیدی در آمریکاست که توجه طیف وسیعی از جوانان و کارگران را به خود جلب کرده است. این موضوع مستقیماًبه وضعیت سرمایه داری در آمریکا و افزایش نابرابریهای اجتماعی مربوط است، که به طور طبیعی نارضایی و خشم اجتماعی و بیاعتمادی به نظام موجود را افزایش میدهد و پاسخ قطعی و واقعی به آن در خود سرمایه داری نیست. و گرچه ترامپ فعلاً نمیخواهد به آن توجه کند، اما آنرا به صورت یک مانع مهم در مقابل خود میبیند. خلاصه اینکه فضای سیاسی و اجتماعی امروز آمریکا در جهت افزایش نارضایی اجتماعی و بی اعتمادی نسبت به ترامپیسم سیر خواهد کرد، که عاقبت آن طبعاً بستگی به تحرک و تشکل سوسیالیستها و طبقۀ کارگر آمریکا دارد.*
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران