مانور موشکی رژیم، نمایش استیصال- مهران محبی

روز اول دی مردم در چند شهر از جمله تهران شاهد پرتاب موشک‌های سپاه بودند و طبق معمول خیلی سریع خبر این مشاهدات مردمی در رسانه‌های اجتماعی انتشار یافت. در واکنش به اخبار منتشر شده از طریق رسانه‌های اجتماعی، رسانه‌های حکومتی با سراسیمگی وارد میدان تقابل شدند تا با تاکتیک تأیید و تکذیب اوضاع را به خیال خود به نفع حکومت مدیریت کنند. ابتدا خبرگزاری فارس وابسته به سپاه رزمایش موشکی را تأیید کرد و بعد از آن صداوسیما و بقیه خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها دست بکار تکذیب شدند. اما با همه تقلاها و به‌کارگیری تاکتیک‌های ابهام‌آفرینی مذبوحانه نتوانستند افکار عمومی را فریب دهند و نهایتاً مجبور شدند لب به اعتراف بگشایند و بگویند که نخواسته‌اند مانورشان را علنی کنند.

این بار جمهوری اسلامی برخلاف استراتژی پیشین خود قصد علنی کردن مانورش برای مردم را نداشته و می‌خواسته است به‌اصطلاح توان بازدارندگی بازسازی‌شده‌اش بعد از ضرباتی که در جنگ دوازده‌روزه متحمل شده بود را به رخ اسرائیل و آمریکا بکشد تا شاید مانع از حمله نظامی مجدد آن‌ها شود. مقامات رژیم می‌خواستند این نمایش مذبوحانه خود را از دید جامعه پنهان کنند، چون اعتراض به سیاست‌های جنگ‌طلبانه و جنگ‌افروزی‌هایشان مدت‌ها است که در اعتراضات اجتماعی مخصوصاً در تجمعات بازنشستگان به یکی از رئوس مطالبات و شعارهای اعتراضی تبدیل شده است. به همین خاطر صداوسیما باوجوداینکه پیش‌تر خبرگزاری فارس مانور موشکی سپاه از غرب تا شرق ایران را تأیید کرده بود، از زبان مقامات سپاه اعلام کرد که هیچ مانور موشکی‌ای اجرا نشده و “رد سفید” مشاهده شده در آسمان مربوط به عبور هواپیما‌ها در ارتفاع بالا است.

سرداران سپاه وقتی که دیدند نمی‌توانند با ترفند تأیید و تکذیب، افکار عمومی را به خیال خود با ایجاد فضای تردید و ابهام تحت کنترل خود در آورند، نهایتاً مجبور به اعتراف شدند که آنچه را که مردم دیده‌اند و ادعا می‌کنند، واقعیت دارد و مانور موشکی انجام داده‌اند. اما ازآنجاکه حسابی رسوا شده بودند، دست به یک شیادی برای جمع‌کردن رسوایی‌شان زدند. خبرگزاری بسیج از خبرگزاری‌های وابسته به سپاه برای جمع‌کردن این رسوایی حکومت، تیتر زد: “رزمایش موشکی سپاه، فراتر از تأیید و تکذیب” و در ابتدای تحلیل خود دررابطه‌با گزارش اولیه خبرگزاری فارس و تکذیبیه صداوسیما نوشته: “این وضعیت بیش از آنکه نشانه ابهام باشد، بازتاب ملاحظات امنیتی و محاسبات بین‌المللی جمهوری اسلامی در مدیریت پیام قدرت است”.

همین ادعای خبرگزاری بسیج به‌وضوح نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی و سرداران سپاهش در چه وضعیت استیصالی قرار گرفته‌اند و نشان می‌دهد که چه وحشتی از مردم در داخل دارند. اول انکار و تکذیب می‌کنند و بعد زیر فشار افکار عمومی مجبور به اعتراف می‌شوند. ادعا می‌کنند که پنهان‌کاری و انکارشان به‌خاطر ملاحظات امنیتی و محاسبات بین‌المللی حکومتشان در مدیریت پیام قدرت بوده است؛ و جالب این است خبرگزاری بسیج که مدعی است که این تأیید و تکذیب‌ها بازتاب ملاحظات امنیتی و محاسبات بین‌المللی رژیم است، در ادامه گزارش خود به‌صراحت اعتراف می‌کند که ماهواره‌های آمریکا و اسرائیل همه چیز را رصد می‌کنند! با این اوصاف حالا سؤال این است که پس جمهوری اسلامی می‌خواسته چه چیزی را و از انظار کدام دشمنی پنهان کند؟ واقعیت این است که جمهوری اسلامی همه چیز را باخته و این وضعیت نشانه درماندگی عمیق داخلی و منطقه‌ای و بین‌المللی‌اش است.

بنابراین، واضح است که ملاحظات امنیتی‌شان کاملاً داخلی و از ترس شدت‌گیری اعتراضات اجتماعی علیه سیاست‌های جنگ‌طلبانه و اقدامات جنگ‌افروزانه حکومت است. رژیم می‌خواهد جنگ‌طلبی و اقدامات جنگ‌افروزانه از روی درماندگی‌اش را از دید مردم در داخل پنهان کند و درعین‌حال به خیال خود نمایش بازدارندگی برای جلوگیری از حمله نظامی اسرائیل اجرا کند. می‌خواهد به ترامپ و نتانیاهو که به‌زودی در آمریکا با هم دیدار و در مورد حمله نظامی به جمهوری اسلامی گفتگو خواهند کرد، به‌اصطلاح هشدار بدهد و خبرگزاری بسیج در گزارش تحلیلی خود صراحتاً به این موضوع اشاره کرده است.

اما چنین نمایش‌هایی فقط بلوف‌هایی برای قدرت‌نمایی است و خود سران رژیم هم می‌دانند که بازدارنده نیستند و اسرائیل باز هم حمله نظامی خواهد کرد. قدرت واقعی نظامی و موشکی جمهوری اسلامی در جنگ دوازده‌روزه در رویارویی مستقیم با اسرائیل و پیش‌تر نیز قدرت نیابتی‌هایش بعد از حمله هفتم اکتبر حماس در منطقه به نمایش گذاشته شد و معلوم گردید که ادعاهایی که طی ده‌ها سال هزاران تریلیون تومان از دسترنج و ثروت متعلق به جامعه را خرجشان کرده بود، پوچ و توخالی بوده‌اند. جمهوری اسلامی از نظر نظامی نتوانست بقای تروریست‌های منطقه‌ای خود را حفظ کند و در نتیجه آن شکست‌های نظامی در منطقه، اقتدار سیاسی و ایدئولوژیکی‌اش هم در برابر باقی‌مانده‌های جبهه موسوم به مقاومتش را به میزان بسیار زیادی ازدست‌داده و دیگر نمی‌تواند تروریسم منطقه‌ای‌اش را بازسازی کند. نفوذ خود را در غزه و سوریه ازدست‌داده و در حال ازدست‌دادن باقی‌مانده حزب‌الله و تروریست‌های اسلامی در عراق است. دیگر امکان رساندن پول و جنگ‌افزار کافی به حزب‌الله را ندارد تا خود را بازسازی کند و همچنان دربست تحت فرمانش باشد و به این خاطر حزب‌الله دارد برای تأمین مالی خود مستقلاً قاچاق مواد مخدر می‌کند که نتیجه سیاسی‌اش خارج‌شدن آن از زیر اتوریته جمهوری اسلامی است. دولت عراق هم زیر فشارهای سیاسی و اقتصادی و تهدیدات نظامی آمریکا مجبور به اعمال فشار بر گروه‌های تروریستی وابسته به جمهوری اسلامی برای خلع سلاح و خودداری از اقدامات نظامی علیه آمریکا و اسرائیل شده است و در نتیجه این فشارها تا کنون چهار گروه تروریستی زیر مجموعه حشدالشعبی عصائب اهل حق، کتائب امام علی، کتائب سیدالشهدا و کتائب انصارالله الاوفیاء اعلام کرده‌اند سلاح‌هایشان را به دولت عراق تحویل خواهند داد.

به‌این‌ترتیب جمهوری اسلامی هم در داخل و هم در منطقه با بن‌بست مواجه شده و بقای خود را روبه‌پایان می‌بیند. کارش به جایی رسیده که تلاش می‌کند نمایشات بی‌حاصل به‌زعم خودش بازدارنده در برابر اسرائیل و آمریکا را از دید جامعه پنهان کند و این بار عملاً نشان داد که چه وحشتی از مردم دارد. می‌ترسد قبل از اینکه شکست سنگین دیگری از اسرائیل و آمریکا بخورد و با شتاب بیشتری به‌سوی سرنگونی برود، مردم مخالف جنگ و سیاست‌ها و اقدامات جنگ‌افروزانه‌اش به خیابان بیایند و کارش را تمام کنند.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۶۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *