یک سوال از سیامک بهاری
انترناسیونال: فضای جامعه و صف بندی میان مردم و جمهوری اسلامی بعد از جنگ ۳۹ روزه بسیار نا متعین به نظر میرسد. اعتراضات که راکد شده بود از سرگرفته شده است، از سوی دیگر اعدامها توسط حکومت گسترش یافته و تهدید اعدامهای بیشتر نیز بالای سر مردم قرار دارد. همزمان کشاکشهایی در میان حکومتیان آغاز شده است. اوضاع را از این زاویهیعنی از زاویه وضعیت صف بندی مردم در برابر حکومت چگونه می بینید؟
سیامک بهاری:
قبل از هر چیز این را تأکید کنم که پیش از شروع حملات نظامی و جنگ ۳۹ روزه، جنگی به مراتب وحشیانهتر و خونینتر، توسط جمهوری اسلامی علیه مردم، با بستن اینترنت و ایجاد فضای اختناق، به کشتار بیرحمانه چندین هزار نفر از معترضین در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ منجر شد. این جنایت هولناک برای همیشه صحنه مبارزه با حکومت را تغییر داد. جنبش دیماه که با خواست معیشتی و بر سکوی جنبش اعتراضی زن زندگی آزادی به میدان آمده بود و با قتلعام از سوی حکومت پاسخ گرفت، به زیر کشیدن و سرنگونی را به عنوان تنها راه پایان دادن به فجایع بیشمار ۴۷ سال حکومت اسلامی به هدف اصلی مبارزه مردم بدل کرد.
جنگ ۳۹ روزه و فضای نظامی امنیتی حاصل از آن پس از این سرکوب خونین، صرفا دامنه اعتراضات را توانست تنگتر کند و برای حکومت زمان کوتاهی بخرد. جمهوری اسلامی در دل جنگ هم دشمنی خود را با مردمی که بی پناه بدون هیچگونه امکانات ایمنی و پناهگاه به حال خود زیر بمبارانها رها شده بودند، ادامه داد و اختناق اینترنتی را هم به آن اضافه کرد. برپایی ایستهای بازرسی، دستگیرهای گسترده، زندان و برپایی چوبهدار تهدید و ارعاب، ادامه کشتار و سرکوب دیماه در شرایط نظامی و جنگی بود برای حفظ بقا حکومتی که دیگر هیمنهای از آن باقی نمانده است!
در عین حال طی جنگ۳۹ روزه، شدیدترین لطمات و شکستهابر کل ساختار رهبری و نظامی حکومت اسلامی وارد شد. کشته شدن علی خامنهای و سران حکومت عملاً رهبری محوری و اتوریتهای که جنگ را در دل فضای پس از کشتار دیماه مدیریت کند و آرایش بالای حکومت را متحد نگهدارد را از بین برد. به هم ریختگی بیشتر و چند صدایی و کشمکش باقیمانده سران حکومت بسرعت علنی شد و به درجاتی به کلی از کنترل حکومت خارج و به لشکر کشی خیابانی علیه یکدیگر هم منجر شده است.
روشن بود که جانشین سازی عجولانه و مقوایی مجتبی خامنهای، استیصال حکومت برای سرپا نگهداشتن خود در میانه طوفانی است که کل مناسبات داخلی و خارجی آن به هم ریخته است. بر بستر فروپاشی اقتصادی و فلج جامعه، اعتراضات به ضرب کشتار،موقتاً عقب رانده شده اما بارها موجودیت خود را چه در شادی و پایکوبی بر مرگ علی خامنهای و چه در رقصسوگ بر مزار جان باختگان نشان دادکه بسرعت به خیابانها باز خواهد گشت.
در سطح خارجی کل مناسبات منطقهای و جهانیبه سبب سیاستهای جنگ افروزانه و حملات موشکی و پهپادی به شدت به ضرر جمهوری اسلامی تغییر یافته است. جهان جمهوری اسلامی را با ناامنی و تخریب و تروریسم میشناسد و به آن بیاعتماد است. عدم مشروعیت حکومت بویژه پس از قتل عام هولناک دیماه تشدید شده است. جمهوری اسلامی اساساً در جهان متحدی بجز جمعیت کرایهای نیابتیهایش ندارد.
سیاست جنگ افروزانه حکومت اسلامی، ماجراجوییهای هستهای و موشکی و عربده کشیهای تروریستی منطقهایو تقویت نیروهای نیابتی باتأکید بر غربستیزی و اسرائیل ستیزیباجنگ ۳۹ روزه، فروپاشی اقتصادی را شدت بیشتریداد و بحران اقتصادی را به ضرر جامعه بهمراتب عمیقتر و فاجعهبارتر کرد. از جمله بستن اینترنت، مستقیم و غیر مستقیم هزاران فرصت شغلی و معیشتی را نابود و میلیونها بیکار روی دست جامعه گذاشته است.
در نتیجه تخریبهفتاد درصدیصنایع کلیدی فولاد و پالایشگاهها و پتروشیمیهابر اثر بمببارنها، چندین هزار کارگر بدون تأمین معیشت بیکار شدهاند. چیزی حدود ۱۰۰ کارخانه در مراکز کارگری از جمله در شهرکهای صنعتی در تهران، کرج، اراک و ساوه تخریب و یا نابود شده است.
پیمانکاران و کارفرمایان به بهانه وضعیت جنگی از پرداخت حقوقها و معوقات کارگران خودداری میکنند و با اخراج و بیکارسازیهای فلهایدست به تعدیل نیرو زدهاند.در یک قلم فقطشهرداری تهران میگوید: دولت ناتوان از پرداخت و جبران خسارت تخریب نزدیک به ۴۰ هزار واحد مسکونی است.
قربانیان اصلی تداوم این وضعیت، کارگران و مردمی هستند که در چنگال بیکاری وگرانی و بیتأمینی به حال خود رها شدهاند! وخامت معیشتی و رکود تورمی گسترده، امان از مردم بریده و جامعه در حال انفجار است.
بلافاصله در میانه آتشبس اخیر و علیرغم فضای سنگین امنیتی و جو ارعاب، اعتراضات کارگری و دانشجویی و معلمان و بازنشستگان مجددا به صحنه آمده و در چندین شهر خودنمایی کرده است.حقیقت این است که جامعه جز خلاصی از شر جمهوری اسلامی راهی ندارد. برای نمونه در همینچند روز اخیر، تجمع اعتراضی کارگران پالایشگاه گاز ایلام،اعتراض کارگران شهرک صنعتی صفادشت، اعتراض کارگران برق «کلاهزردها» علیه عدم افزایش دستمزدها،تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی شوش، اعتراض به تعطیلی۹۰ کارخانه در ساوه و اراک، اعتراض زندانیان سیاسی و عقیدتی زندان ارومیه، تجمع معلمان کارنامه سبزها، اولتیماتوم دانشجویان دانشگاه شریف به اعتصابو . . . را شاهد بودهایم.
حکومت با حربه اعدام و تهدید طناب دار سراغ اعتراضات مردم آمده است. اما در مقابل با جنبش عظیم دادخواهی روبرو گردید. یکی از مهمترین و بزرگترین کارزارهای جهانی علیه اعدام؛ «اقدام جهانی علیه اعدام» در فراخوانی اضطراری ۱۱ تا ۲۶ آوریل را برای اعتراضات جهانی پیشنهاد داد و تاکنون بیش از ۱۶۰ حزب، سازمان، نهاد و تشکل و شخصیتهای مطرح به آن پیوستهاند در بیش از ۱۰ کشور و بیش از ۲۰ شهر جهان تظاهراتهای مهمی برای توقف فوری اعدامها و با خواست آزادی فوری بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی و دسترسی بیدرنگ مردم به اینترنت برگزار گردید.
همچنان کارزار سهشنبههای نه به اعدام از بهمن ماه ۱۴۰۲ تاکنون، ۱۱۷ هفته در ۵۶ زندان در ایران و دهها شهر در سراسر جهان با اعتصاب و اعتراض برای متوقف کردن ماشین آدمکشی جمهوری اسلامی تجمع اعتراضی برگزار کرده است. فراخوان و سازمان دادن اعتراض علیه اعدام و آزادی دستگیر شدگان و زندانیان سیاسی بخش جدایی ناپذیر تداوم جنبش عظیم زن زندگی آزادی برای خلاصی از شر حکومت اسلامی در ایران است.
مصاف امروز جامعه زخمخورده و خشمگین ایران علیه تمامی مصائب بیشماری است که حکومت تروریستی اسلامی خلق کرده و نمیتواند جز به سرنگونی و به زیر کشیدن این حکومت منجر شود. تنها راه پایان دادن به فقر و فلاکت، تبعیض و نابرابری، زن ستیزی و جنگ افروزی و تروریسم اسلامی نابود کردن جمهوری اسلامی است.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران