۲۵ نوامبر، علیه حکومت آپارتاید جنسی- شهلا دانشفر

۲۵ نوامبر روز جهانی اعتراض به خشونت علیه زنان یک روز اعتراض بین‌المللی و یک دستاورد مهم مبارزاتی است و حفظ آن به‌پاس مبارزات شجاعانه‌ای که زنان و همه مردم آزادی‌خواه و برابری‌طلب و مدافع حقوق زن در جهان داشته‌اند، بسیار ارزشمند است. درعین‌حال این برای بشریت باید مایه شرم باشد که هنوز هم یک گفتمان اعتراضی در جهان بر سر خشونت سیستماتیک علیه زنان است و می‌شنویم که هر ۱۰ دقیقه در جهان یک زن به دست اعضای خانواده یا نزدیکان خود به قتل می‌رسد. در ایران اوضاع وخیم‌تر از این است و یک حکومت رسماً ضد زن و آپارتاید جنسیتی رسمی، بر جامعه حاکم است.

از نظر تاریخی روز جهانی اعتراض علیه خشونت علیه زن به سال ۱۹۶۰ و قتل وحشیانه سه دختر جوان یعنی خواهران میرابال توسط دیکتاتوری دومینیکن برمی‌گردد که به‌خاطر مخالفتشان با سیاست‌های ستمگرانه رئیس‌جمهور وقت وحشیانه قربانی شدند. جنایتی که یادآوری آن بعد از ۶۵ سال همچنان تکان‌دهنده است. برای زنان ایران این جنایت یادآور قتل‌ها و جنایات بسیار حکومت اسلامی علیه زنان است. در ۲۵ نوامبر ۱۹۸۱ روز ۲۵ نوامبر به‌عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان برگزیده شد. و در تداوم تلاش‌های جهانی، مجمع‌عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ اکتبر ۱۹۹۹ نام‌گذاری این روز را به‌عنوان روزی جهانی تصویب کرد. ۲۵ نوامبر اکنون به کارزارهای گسترده‌ای در سطح جهان پیوند خورده است. از جمله شانزده روز فعالیت علیه خشونت جنسیتی در ارتباط به این روز به جریان افتاده است که حرکتی بین‌المللی است و هر ساله از ۲۵ نوامبر تا دهم دسامبر روز جهانی حقوق بشر این کارزار جریان دارد. طبعاً باید به فال نیک گرفت که پایان این شانزده روز نارنجی، روز جهانی حقوق بشر است. بگذریم که در بیانیه جهانی حقوق بشر اشاره‌ای به آپارتاید جنسی و جنسیتی و علیه مجازات اعدام دیده نمی‌شود و این یک دستاورد جهانی انقلاب زن، زندگی، آزادی است که این موضوعات را هم به گفتمان‌های اعتراضی این روز جهانی وارد کرده است.

امسال شانزده روز نارنجی در اعتراض به خشونت علیه زن در ایران مصادف با سه‌شنبه چهارم آذر تا نوزدهم آذرماه است.

اما همانطور که جلوتر اشاره کردم در ایران بحث بر سر حاکمیت آپارتاید جنسیتی بر جامعه است که ۴۷ سال است دارد از زنان و در واقع از کل جامعه قربانی می‌گیرد. پرچمی که در لوای آن یکی از وحشی‌ترین اشکال سرمایه‌داری جهان برپا شده و استثمار و بربریت بیداد می‌کند. بدین ترتیب در ایران بحث از خشونت علیه زن فراتر رفته و بحث بر سر جنایتی است که برحسب قوانین الهی و اسلام ناب محمدی هر روزه علیه زنان روا می‌شود. بحث بر سر حکومت کودک‌همسری، حکومت قتل‌های ناموسی، حکومت تجاوز و حکومتی است که هویتش ضدیت با زن است. از همین رو گرامیداشت این روز در ایران و تبدیل آن به یک روز اعتراض گسترده علیه این بساط جهنمی جایگاه ویژه‌ای دارد. به این اعتبار ۲۵ نوامبر مناسبتی مهم برای دادخواهی جامعه علیه همه جنایاتی است که در طول حیات جمهوری اسلامی، این حکومت ضد زن آپارتاید جنسی علیه زنان صورت‌گرفته است. جنایتی که همچنان ادامه دارد.

بعلاوه جنبه مهم دیگر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان در ایران، خیزش عمومی علیه حکومت با انقلاب زن، زندگی، آزادی است. انقلابی که در ۱۴۰۱ با قتل دختر جوان مهسا امینی فقط به‌خاطر حجاب فوران کرد و چهل سال حاکمیت فقر و بی‌تامینی و تبعیض و نابرابری و بساط آپارتاید جنسی حاکم را به چالش جدی کشید. انقلابی که اولین انقلاب زنانه تاریخ نام گرفت. انقلابی که زنان با آتش‌زدن حجاب‌ها پرچم آپارتاید جنسی را بر زمین زدند و این خاکریز اول حکومت فتح شد. و به دنبال آن در چهار سال اخیر شاهد نبردی بی‌امان از سوی زنان و کل جامعه علیه اشکال مختلف آپارتاید جنسی و جنسیتی در جامعه بوده‌ایم.

با این مقدمه ۲۵ نوامبر روز جهانی اعتراض علیه خشونت را به یاد مهسا امینی، که اسم رمز اولین انقلاب زنانه تاریخ است و به یاد ساریناها، نیکاها، حدیث‌ها و غزاله‌ها و آرمیتاها و همه جان‌باختگان انقلاب زن، زندگی، آزادی که با زمین‌زدن حجاب رهایی از حکومت آپارتاید جنسی را فریاد زدند، گرامی بداریم. این روز را به یاد زنان شجاع زندانی سیاسی که به جرم بیان عقیده و اعتراض، در زندان هستند گرامی بداریم و من می‌خواهم این روز را به‌ویژه به زنان زندان اوین و مادران دادخواه که همواره یک صدای رسای انقلاب زن، زندگی، آزادی و سد محکمی در برابر بساط سرکوب و اعدام حکومت بوده‌اند، تبریک بگویم.

یک وجه مهم دیگر چنین مناسبتی در ایران این است که کارگران، بازنشستگان، معلمان و همه مردم می‌دانند که در پرتو حجاب و نمادهای گوناگون جداسازی‌های جنسیتی چگونه زندگی و معیشتشان به تاراج رفته و به یک بحران معیشتی تمام‌عیار تبدیل شده است. و بازتاب آن را در فریاد “روسری را رها کن، فکری به حال ما کن” در کف خیابان شاهد بوده‌ایم. امروز نیز مردم در این جامعه در اشکال مختلف برای فتح تک‌تک خاکریزهای این حکومت و هموارکردن راه به پیروزی رساندن انقلاب ناتمام خود تلاش می‌کنند. و همه اینها نیز بیانگر جایگاه مهم روزی چون ۲۵ نوامبر است که خشونت علیه زن این رکن هویتی حکومت جمهوری اسلامی و قوانین ارتجاعی اسلامی‌اش را به مصاف می‌گیرد. امسال نیز همانند سال‌های گذشته بیانیه‌های اعتراضی پر شوری از سوی نهاد و تشکل‌های کارگری و بازنشستگان و تشکل‌های مدافع حقوق زن و فعالین انقلاب زن، زندگی، آزادی منتشر شده که جوهر مشترک همه آنها کیفرخواستی علیه بساط آپارتاید جنسی حاکم در ایران است. و مهم است که در این شانزده روز کارزار اعتراض علیه خشونت علیه زن یک موضوع مهم سخنرانی‌ها و بیانیه‌های تجمعات اعتراضی کارگران، بازنشستگان و بخش‌های مختلف جامعه بر سر همین موضوع باشد و خود را در فریادهای اعتراضی کف خیابانی بازتاب دهد.

جمهوری اسلامی در این چند ساله برای عقب زدن جامعه اعدام‌ها را افزایش داده و احکام اعدام بیشتری را صادر کرده است. و یک نکته اضطراری این است که هم اکنون زنانی هستند که خطر اعدام تهدیدشان می‌کنند. زنانی که قربانیان آپارتاید جنسی هستند و در زندان‌ها اسیرند. زنان مبارزی چون پخشان عزیزی و وریشه مرادی و شریفه محمدی که اگر چه حکم اعدامش لغو شد؛ اما با سپرده شدن به مرجع قضایی هم عرض هنوز خطر به قوت خود باقی است و در خطر اعدام قرار دارند. تمامی احکام اعدام باید لغو شوند و مجازات شنیع اعدام ممنوع و برچیده شود و این صدا باید در مناسبتی چون بیست و پنج نوامبر بندی از بیانیه‌های اعتراضی کل جامعه باشد.

و بالاخره اینکه باید صف اعتراض خود را برای پایان‌دادن به کل بساط آپارتاید جنسی حاکم و اشکال مختلفی از خشونت سازمان‌یافته و وحشیانه علیه زنان متحد کنیم. از جمله یکی از اشکال جنایت‌کارانه آن کودک‌همسری است که باید منسوخ گردد و تخلف از آن جرم اعلام شود. باید متحد و یکپارچه علیه قتل‌های ناموسی این جنایت وحشیانه که در پناه حکومت و قوانین ارتجاعی اسلامی‌اش هنوز شاهدش هستیم، بایستیم. و علیه حکومت تجاوز و کودک‌کش بپا خیزیم و با همه قدرت به کارزارهای مبارزاتی علیه تجاوز جنسی و صدای رسای جنبش “می تو در ایران” بپیوندیم و صدای قربانیان این جنایت در سطح جامعه و در جهان باشیم. و بالاخره اینکه با کارزارهای مبارزاتی‌مان از جمله گسترش نمونه‌های جالبی نظیر کافی پارتی‌ها و کارناوال‌هایی چون هفته تهران دیزاین و برپایی جشنواره‌ها، موتورسواری‌ها و گروه‌های موزیک مختلط و ابتکارات زیبای دیگر دیوارهای آپارتاید جنسی را در همه‌جا بر سر حکومت خراب کنیم. بدین‌گونه خاکریز آپارتاید جنسی را نیز به تسخیر خود در آوریم.

و سخن آخر اینکه با چنین گفتمان‌هایی شانزده روز نارنجی کارزار جهانی مبارزه با خشونت علیه زن که در بیست و پنج نوامبر آغاز می‌شود را با اجتماعات بزرگ و مختلط خود در تهران و در شهرهای مختلف و در دانشگاه‌ها به دو هفته فشرده اعتراضی علیه آپارتاید جنسی و جنسیتی تبدیل کنیم. باشد که این کارزار به گام مهمی در جهت کسب پیشروی‌های بیشتر تبدیل شود.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۵۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *