شکست مذاکرات، چشم انداز جنگ، چه باید کرد؟

بیانیه حزب کمونیست کارگری ایران 

جنگ ۳۹ روزه  جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، به آتش بسی ۱۵ روزه منجر گردید که بلافاصله مذاکراتی مستقیم، طولانی و در سطوح بالا بین آمریکا و جمهوری اسلامی را در پی داشت بی آنکه به توافقی بیانجامد. اکنون تهدید آغاز مرحله نوینی از جنگ در حالی بر منطقه سایه افکنده است که دو طرف ضمن تهدید و رجزخوانی علیه یکدیگر در عین حال احتمال از سرگیری دور جدیدی از مذاکرات و دستیابی به توافق را منتفی ندانسته‌اند.

موضوع اصلی دعوا و تهدید متقابل، اینبار عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز است که در جریان جنگ اخیر توسط جمهوری اسلامی اساسا متوقف شد و عملا به سلاح جنگی تبدیل گردید. اگر پیش از جنگ اخیر خطر دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای تهدیدی استراتژیک و بالقوه برای صلح و ثبات منطقه محسوب می‌شد، اکنون جمهوری اسلامی با بستن تنگه هرمز این مهمترین شریان صدور نفت و برخی کالاهای کلیدی دیگر، سازوکار روزمره اقتصاد جهان را به گروگان گرفته و تهدیدی فوری و بالفعل برای تمام دنیا محسوب می‌شود.

بدین ترتیب اکنون بحران بقاء جمهوری اسلامی ابعادی تماما جهانی یافته است. رژیمی که برای سرکوب مردم ایران و بقاء خویش ۴۸ سال است مرگ بر آمریکا و اسرائیل را فریاد زده،  و تروریسم اسلامی را در منطقه بسیج کرده، اکنون که ضربات سنگین همه‌جانبه و متعددی متحمل شده و حتی قتل عام خیابانی دهها هزار نفر در دی‌ماه گذشته نیز نتوانسته وحشت‌اش از تهدید انقلاب مردم را برطرف کند، چنگ به گلوگاه اقتصادی جهان در تنگه هرمز انداخته تا مگر ادامه حیات ننگین خود را تضمین کند. به عبارت دیگر باج‌گیری علنی از دنیا به اعدام، زندان، ترور، موشک، پهپاد، غنی‌سازی و دیگر اجزاء زرادخانه جمهوری اسلامی برای بقاء اضافه شده است.

این بهیچ وجه اقدامی از سر قدرت و ناشی از داشتن چشم‌اندازی روشن برای بقاء نیست. برعکس، این چنگ کشیدن به روی دنیا حکایت از اوج استیصال و بی‌افقی جمهوری اسلامی دارد. اگر کشتار و قتل عام دی‌ماه اعلام آشکار این بود که جمهوری اسلامی در برابر مردم انقلابی ایران تماما به آخر خط رسیده و جز با اتکاء به اعدام و زندان و حمام خون قادر به بقاء نیست، اکنون با حمله به کشورهای منطقه و بستن تنگه هرمز در واقع به جهان نیز اعلان جنگ داده است. جمهوری اسلامی آخرین مراحل حیات خود را می‌گذراند. اما این رژیم ابایی ندارد که در دست و پا زدن‌هایش برای بقاء به ایران، منطقه و جهان بیش از پیش خون بپاشد. جمهوری اسلامی اکنون حکم تروریست استشهادی را دارد که تنگه هرمز را چون کمربند انتحاری به خود بسته و جهان را تهدید می‌کند که اگر بقاء اش تهدید شود ضامن را خواهد کشید. 

اکنون دیگر همه جهان باید با تمام وجود در کنار مردم ایران و انقلاب‌شان برای سرنگونی جمهوری اسلامی قرار گیرد. وقایع اخیر حقیقتی که مردم ایران سال‌هاست با گوشت و پوست خود و با از دست دادن بهترین فرزندانشان تجربه کرده‌اند را بار دیگر اثبات کرد. سرنگونی تام و تمام جمهوری اسلامی شرط اول دستیابی به صلح و آزادی و رفاه در ایران و در منطقه است. 

متاسفانه یک مانع بزرگ بر سر انقلاب ایران و تلاش مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی، حمایت و برخورد اغماض‌گرانه‌ای است که جمهوری اسلامی همواره از آن برخوردار بوده؛ نه فقط از سوی قدرت‌هایی چون چین و روسیه که حامی پیگیر جمهوری اسلامی و جنایاتش بوده‌اند، بلکه از سوی بلوک غرب و آمریکا که گرچه موضع انتقادی داشته‌اند اما خواهان مماشات با این رژیم و نهایتاً استحاله تدریجی آن به رژیمی قابل تحمل برای غرب از طریق اعمال تحریم‌های اقتصادی و غیره بوده‌اند. حتی در دو جنگ اخیر سیاست اصلی پشت جنگ از سوی آمریکا به تسلیم کشاندن و رام کردن و “تغییر رفتار” جمهوری اسلامی  بوده است.  

 اکنون زمان آن رسیده است که تمام دنیا این واقعیت را به رسمیت بشناسد که جمهوری اسلامی هیچ مشروعیتی بعنوان دولت ایران ندارد. جمهوری اسلامی قاتل مردم ایران است و فاقد هرگونه صلاحیتی است که در هر مرجع جهانی مردم ایران را نمایندگی کند. اگر ذره‌ای شک در این زمینه باقی بود قاعدتاً حمام خون دی‌ماه و اعدام‌ها و دستگیری‌های هزاران نفره در طی جنگ و حزب‌الله و حشدالشعبی چرخانی در خیابان‌ها باید آنرا مرتفع کرده باشد. در یک کلمه این‌ها مشتی آدم‌کش و جلاد هستند که برای بقاء خود نه فقط جان و زندگی و آزادی ایرانیان را به گروگان گرفته‌اند که حالا پنجه بر گلوی جهان نیز می‌فشارند.

 بنابراین آتش‌بس فعلی نه فقط شکننده است و هر آن ممکن است آتش جنگی  پردامنه‌تر از قبل زبانه کشد، بلکه  اگر هم آتش‌بس تمدید شود و حتی اگر طرفین به توافقاتی هم برسند، این سازش فضای جنگی و پر تنش در منطقه و احتمال جنگهای آتی را مرتفع نخواهد کرد. چرا که جمهوری اسلامی برای بقاء خود در برابر انقلاب مردم به غرب‌ستیزی، کوبیدن بر طبل اسلام سیاسی و سازماندهی تروریسم در منطقه نیاز دارد و همین زمینه‌ساز تقابل‌ها و جنگ‌های بعدی و تبدیل کردن هرچیزی به سلاحی برای بقاء خواهد بود. لذا چنانکه مکرراً اعلام کرده‌ایم سرنگونی جمهوری اسلامی شرط لازم کنار زدن سایه جنگ و دستیابی به صلح است. اما شرط کافی آن قدرت‌گیری مستقیم مردم یا همان پیروزی انقلاب زن زندگی آزادی است که صلح و همکاری و برابری بر مبنای رعایت کرامت انسان را بشارت می‌دهد.

اگر جنگ ۳۹ روزه درسی داشته است این است که سرنگونی جمهوری اسلامی کار انقلاب مردم ایران است.  در این میان بهترین اقدامی که آمریکا و سایر دولتها و ارگانهای بین المللی میتوانند انجام دهند نه جنگ و سازش و مماشات بلکه، چنانکه همواره بر آن تاکید داشته‌ایم، بایکوت همه جانبه و طرد تمام و کمال جمهوری اسلامی از تمام نهادها و مراجع بین‌المللی است.  جمهوری اسلامی باید مانند رژیم آفریقای جنوبی از جهان طرد شود و بعنوان رژیم مرتکب جنایت علیه بشریت و علیه مردم ایران شناخته و سران آن به دادگاه فراخوانده شود. 

موفقیت در این راه بدون جلب حمایت گسترده افکار عمومی دنیا به مبارزه مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی و بویژه جنبش انقلابی زن زندگی آزادی ممکن نیست. بویژه باید جنبش‌های مترقی حاضر در دنیا، نظیر جنبش “نه به شاه” در آمریکا با زن زندگی آزادی در ایران پیوند و همبستگی یابند. اینها اجزاء یک کل واحد برای پاک کردن دنیا از وجود جنایتکاران حاکم است.

البته  در این راه موانع جدی در برابرمان وجود دارد که لازم است بر آنها فائق آمد. بویژه تا آنجا که به وظایف حزب ما بر میگردد با دو گرایش ارتجاعی و بازدارنده  که هر دو بنفع جمهوری اسلامی عمل میکنند، باید مقابله کرد. اول گرایش دفاع‌طلب و آشکار و نهان پرو جمهوری اسلامی است که از ضدآمریکائی گری پوسیده تحت لوای “مبارزه با امپریالیسم” و مهمتر از جنبش وسیع پاسیفیسم غیرسیاسی علیه جنگ تغذیه می‌کند. بسیاری از چپ‌های سنتی و گرایشات مختلف جنبش ملی اسلامی به این جریان پیوسته‌اند.

دوم گرایش جنگ‌طلب پرو ترامپ و پرو نتانیاهو است که ترامپیست‌های وطنی یعنی سلطنت‌طلبان آنرا نمایندگی می‌کنند. اینها می‌کوشند نفرت به حق مردم ایران از جمهوری اسلامی و قاتلان حاکم بر ایران را به امید بستن به ترامپ و نتانیاهو کانالیزه کنند و با شمشیر شیر و خورشیدشان مگر سر از تن   انقلاب زن زندگی آزادی جدا کنند و کاری را به سرانجام برسانند که جمهوری اسلامی با ده‌ها هزار کشته و زخمی و زندانی موفق به انجام آن نشد. این هردو گرایش عملا هر  کدام یک ‌طرف جنگ حاضر را تقویت می‌کنند و هردو در عمل به نفع  جمهوری اسلامی یعنی تداوم زمینه اصلی جنگ عمل می‌کنند. تاکید می‌کنیم، سریعترین و قاطع‌ترین راه پایان دادن به جنگ و وضعیت جنگی حاضر و دستیابی به صلح پایدار همانا سرنگونی جمهوری اسلامی و پیروزی زن زندگی آزادی در ایران است. 

انقلاب زن زندگی آزادی در ادامه و محصول تکامل مبارزات چند دهه مردم ایران فقط پاسخ مردم ایران به جمهوری اسلامی و جنایاتش نیست. بلکه هدیه‌ای است به دنیا و مشخصا راه حل مردم ایران برای مقابله با خطری است که جنگ‌طلبی جمهوری اسلامی اکنون بالای سر دنیا قرار داده است. این انقلاب در ایران زنده و قدرتمند است. کافی است به اعدام‌های چپ و راستی که جمهوری اسلامی از زندانیان سیاسی در همین جنگ ۳۹ روزه انجام داد دقت کنید. کافی است به تهدیدهای علنی و وقیحانه اژه‌ای و رادان و خط و نشان کشیدن‌هایشان برای مردم دقت کنید. کافی است تعداد کثیر و رو به تزایدی که همین روزها به جرم “جاسوسی” و “خیانت به وطن” دستگیر شدند را بشمارید. کافی است به صف اوباش حیدر حیدر گو و ایست‌های بازرسی خیابانی که بدنبال هر بمب و موشکی بر سر مردم فرود آمد نگاه کنید. کافی است به تلاش سرآسیمه رژیم برای آوردن اوباش حشدالشعبی و زینبیون به خیابان‌ها و نمایش پر سر و صدای آن دقت کنید. همینطور کافی است به رقص سوگ مردم بر مزار عزیرانشان پس از کشتار دیماه و همچنین شادی خیابانیشان پس از هلاکت خامنه ای توجه کنید.  کافی است به همیاری و همکاری وسیع مردم در طول جنگ و به منظور تخفیف دادن مصائب آن دقت کنید. به کمک‌های پزشکی و به رسیدگی به کسانی که قادر به تامین خود نیستند. کافی است به جنبش ادامه‌دار سه شنبه‌های نه به اعدام حتی در دل جنگ نظر افکنید. این‌ها همه نشانه‌های حضور و تداوم و قدرت انقلابی ریشه‌دار است و مردمی انقلابی  که در مهلکه موشک‌ها و بمب‌ها و افسوس از خرابی‌ها و جان‌های عزیزی که از دست رفت، کشته‌های قاتلان و جانیان حاکم بر ایران را با خوشحالی می‌شمارد تا به وقت مناسب با قدرت به خیابان برگردد و رژیم اسلامی را برای همیشه به گورستان تاریخ بسپرد و جهانی را از شر تروریسم اسلامی رها کند. این انقلاب در مقابل این جنگ و جهنمی که برپا شد عقب ننشست بلکه آبدیده شد و آموخت و تا دوباره با قدرت به پا خیزد و به بن‌بست فعلی پایان دهد. 

سرنگون باد جمهوری اسلامی

زنده باد انقلاب زن زندگی آزادی

حزب کمونیست کارگری ایران

۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴ آوریل ۲۰۲۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *