سران جمهوری اسلامی علیرغم اینکه می دانند روسیه در همین یک سال گذشته چندین بار پشت رژیم و متحدان و نیابتی های رژیم شان را خالی کرده، همچنان سعی می کنند دولت روسیه را مجاب و ترغیب به داشتن گوشه چشمی به حکومت شان کنند.
روسیه در سال گذشته چند بار در سخت ترین شرایط به حکومت اسلامی پشت کرده یا حتی علیه منافع اش همسو با غرب شده که مهمترین شان از این قرار هستند: ۱- همراهی آشکار با آمریکا و متحدان منطقه ای اش در امر باز گذاشتن مسیر پیشروی نیروهای اسلامی سنی “تحریر شام” به رهبری احمد الشرع برای رسیدن به دمشق که به سرنگونی دولت اسد و از دست رفتن سوریه به عنوان قلب “محور مقاومت” منجر شد. ۲- در جریان جنگ ۱۲ روزه که سران حکومت پیشتر روی حمایت نظامی روسیه در صورت وقوع حمله نظامی اسرائیل حساب ویژه باز کرده بودند، هیچ اقدام بازدارنده ای نکرد. ۳- همراه با چین به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در رابطه با صلح غزه و خلع سلاح حماس رأی ممتنع داد، در حالیکه حق وتو داشتند و می توانستند در راستای تأمین منافع سیاسی جمهوری اسلامی و تقویت موقعیت نیابتی هایش قطعنامه را وتو کنند.
این عدم حمایت های منطقه ای و بین المللی و همچنین همسوئی اقدامات چین و روسیه با دشمنان استراتژیک جمهوری اسلامی وقایع پنهانی از نظر سران رژیم نبوده و بارها در جریان یقه گیری های درون حکومتی افشاء شده اند، ولی خامنه ای و پزشکیان و باندهای مختلف اصولگرا و اصلاح طلب همچنان در عین استیصال و ناامیدی از حمایت روسیه، کورسوی امیدی دارند که شاید روسیه بتواند حداقل اسرائیل و آمریکا را از حمله نظامی مجدد منصرف کند.
معلوم است روسیه موقعیت و ویژگی های منحصری از نظر نظامی و رهبری سیاسی در بلوک شرق دارد. باور دارند که هنوز دارای دومین قدرت نظامی جهان بعد از آمریکا است و بعلاوه شاهد هستند نزدیک به چهار سال است که روسیه از طریق حمله به اوکراین به طور غیر مستقیم درگیر جنگ با دولت های غربی است. پایان یافتن این جنگ که برای ترامپ جنبه ای حیثتی پیدا کرده، علیرغم همه وعده ها و تهدیدات برای پایان دادن به آن، جنگ هنوز ادامه دارد ولی او همچنان در تلاش است تا از طریق معامله بر سربخش هائی از خاک اوکراین با پوتین به توافق برای پایان جنگ برسد. از اینرو بخش از سران جمهوری اسلامی فکر میکند هنوز می توان با امتیاز دادن و ادامه کمک های پهبادی و غیره، روسیه را راضی به گرفتن تعهد از آمریکا برای جلوگیری از حمله نظامی اسرائیل به عنوان یک شرط در معاملات احتمالی خود با غرب بر سر اوکراین و دیگر مناقشات بین المللی کرد.
اما این انتظار رژیم از روسیه، تا آنجا که به روابط جمهوری اسلامی و روسیه مربوط میشود، همسو با واقعیات و تحولات منطقه ای نیست، نه در زمان حال و نه در گذشته. روسیه خود را متحد استراتژیک جمهوری اسلامی نمی داند. از نظر روسیه، جمهوری اسلامی یک ابزار کاربردی و تاکتیکی در میدان کشمکش ها و رقابت های منطقه ای و بین المللی است و نمی خواهد ریسک های پر هزینه ای در حمایت از آن کند. سران رژیم اگر در گذشته متوجه این واقعیت نشده اند، از زمانی که در برابر حمله تحریر شام تحت حمایت آمریکا و ترکیه به دمشق روسیه پشت بشار اسد را خالی کرد، دیگر تردیدی برای شان باقی نمانده است. ولی با اینحال جمهوری اسلامی برای بقاء چاره و تکیه گاهی در برابر خود نمی بیند. هر قدر هم روسیه پشت اش را خالی کند و استفاده تاکتیکی ازش بکند، باز هم مجبور است دست گدائی به سویش دراز کند. صحبت عباس عراقچی وزیر خارجه رژیم در دیدار با وزیر خارجه روسیه دقیقا مصداق این التماس و گدائی از روسیه برای جلوگیری از حمله مجدد اسرائیل است. او می گوید: “جمهوری اسلامی روی رایزنی با روسیه در زمینه تکرار نشدن حمله نظامی اسرائیل تکیه می کند” و در پایان از روی استیصال به چاپلوسی از روسیه بیافتد و پشت کردنش در جنگ دوازده روزه به جمهوری اسلامی را حمایت تعبیر کرده و بابت اش قدردانی کند.
این گدائی کردن ها از روسیه برای جلوگیری از تکرار حمله نظامی اسرائیل، دارد واقعیت اوضاع خطرناکی که از سوی اسرائیل و آمریکا برای جمهوری اسلامی در حال رقم خوردن است را آشکار می کند که سران رژیم را اینچنین به وحشت انداخته تا باز هم به پای پوتین بیافتند و برایش خوش رقصی کنند.
اما گرفتاری مهمتر رژیم مربوط به داخل است. مردم در داخل هم پا روی گلویش گذاشته و مدام بر فشار خود می افزایند. حکومت طی ۴۶ سال هزاران ترلیون تومان از منابع متعلق به جامعه که باید هزینه بهبود زندگی و رفاه و معیشت مردم می شد را صرف پروژه های ماجراجویانه هسته ای، موشکی و نیابتی هایش کرده است. حالا بعد از درهم شکسته شدن حماس و حزب الله توسط اسرائیل، و سرنگونی بشار اسد توسط نیروهای تحریر شام و شکست مستقیم خود رژیم در جنگ دوازده روزه، مشت اش برای مردم باز شده و سران اش دیگر نمی توانند مانند گذشته توجیهات هر چند عوامفریبانه و بی اعتبار از نظر عموم مردم برای بلایائی که بر سر زندگی جامعه آورده بکار ببرند. مردم به حق دادخواه زندگی هستند و زبان اعتراض شان علیه حکومت تند و تیزتر شده است. می گویند شما که مدعی تأمین امنیت مردم در برابر به زعم خودتان دشمنان خارجی بودید و هزاران ترلیون از پول و ثروت جامعه را هزینه و بر باد دادید، چرا در جنگ دوازده روزه به سوراخ موش خزیدید؟ و چرا مدعی بودید که از طریق جنگ در سوریه می توانید امنیت در داخل را برای توسعه و تولید و ارتقاء سطح زندگی مردم تأمین کنید و شکست خوردید؟ و همین باعث به جان یکدیگر افتادن سران رژیم شده است. منتقدان خامنه ای تلاش می کنند باند در قدرت را به خیال خود وادار به اقدام پیش دستانه برای بازپس گیری دو میلیارد دلاری کنند که قبلا در راستای تقویت پایگاه تروریستی خود به “نیکلاس مادورو” رئیس جمهور ونزوئلا داده اند و فکر می کنند با این ژست می توانند خود را به مردم نزدیک کنند. در این ارتباط هشدار حشمت الله فلاحت پیشه رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس جالب توجه است که می گوید:” بر اساس تجربه سوریه می گویم؛ تکلیف قانونی بازگشت بیش از دو میلیارد دلار طلب ایران از ونزوئلای مادورو را از الآن روشن کنیم”!
این هشدار از سر استیصال فلاحت پیشه که تشریح کننده حال و وضع بخش قابل توجهی از سران و کارگزاران گذشته و حال رژیم است، نمود دیگری از نگرانی آنان از سرنگونی جمهوری اسلامی را آشکار می کند. از زمان شروع تهدیدات و حملات ترامپ علیه حکومت مادورو به نتیجه رسیده اند که مادورو نیز به سرنوشت بشار اسد دچار خواهد شد و سرنوشت دو میلیارد دلاری که صرف مادورو کرده اند هم مثل ۳۰ میلیارد دلاری که برای بقاء بشار اسد هزینه کردند از بین خواهد رفت. کسانی مانند فلاحت پیشه به عبث سعی می کنند با این ژست ها از فشار اعتراضات و افکار عمومی نسبت به صرف ترلیون ها تومان برای ماجراجوئی هائی که مابه ازایش برای مردم طی ۴۶ سال در فقر و فلاکت زندگی کردن بوده، بکاهند و سرنگونی حکومت شان رابه تعویق بیاندازند. این طیف از درماندگان حکومتی در تقلا هستند تا شاید چهره متفاوتی با خامنه ای و اصولگرایان و بقیه خدم و حشم ذوب شده در خامنه ای از خود نشان دهند و چنین القاء کنند که نگران پول ها و سرمایه هائی هستند که بیهوده صرف بقاء حکومت شده اند. می خواهند به مردم قول بدهند که اگر سرنگون شان نکنند و اگر مردم مجال دیگری بدهند، دیگر چنین هزینه هائی نخواهند کرد.
اما کور خوانده اند، جامعه دیگر به کمتر از سرنگونی تمام و کمال رژیم و جارو کردن تمام دستگاه و ماشین سرکوب و کشتارش رضایت نخواهد داد، و در فردای گرفتن قدرت به دست خود و اعمال اراده اجتماعی از طریق شوراها همه جانیانی که از ابتدای استقرار نظام متحجر و ضد انسانی اسلامی مسؤلیت داشته اند را مطابق با مدرن ترین روش های قضائی بدون بکارگیری روش های ضد انسانی مانند شکنجه و اعدام محاکمه و مجازات خواهند کرد.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران