نامه پزشکیان به بن سلمان هم‌زمان با تصویب طرح صلح ترامپ- مهران محبی

روز دوشنبه ۲۶ آبان شورای امنیت سازمان ملل در قالب یک قطعنامه مرحله دوم طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ برای صلح در غزه را به رأی گذاشت و با ۱۳ رأی موافق و ۲ رأی ممتنع چین و روسیه به تصویب رساند.

مرحله دوم طرح ترامپ که در سازمان ملل به تصویب رسیده شامل ایجاد یک “نیروی بین‌المللی ثبات” از طریق اعزام نیروهای بین‌المللی است که از جمله اختیاراتش خلع سلاح منطقه‌ای و جمع‌آوری تجهیزات نظامی حماس است. حماس و جهاد اسلامی با این قطعنامه مخالفت کرده‌اند، اما تشکیلات خودگردان فلسطین به رهبری محمود عباس از قطعنامه استقبال و اعلام آمادگی برای مشارکت در اجرای آن کرده است. از طرف دیگر دولت اسرائیل با این قطعنامه به‌خاطر اینکه در آن به امکان ایجاد کشور مستقل فلسطین اشاره شده به‌شدت مخالفت کرده است. ترامپ هم که خود را در رأس این ماجرا می‌بیند با ذوق‌زدگی به‌خاطر به گفته خودش “رأی باورنکردنی شورای امنیت برای تشکیل شورای صلح غزه” که خودش ریاست آن را بر عهده خواهد داشت به جهانیان تبریک گفته است.

سران و مقامات جمهوری اسلامی تاکنون (زمان آماده نمودن این نوشته) که چهار روز از تصویب قطعنامه می‌گذرد، هیچ واکنشی نشان نداده و موضع روشنی اعلام نکرده‌اند. تنها روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های رسمی به بازنشر اخبار مرتبط با تصویب قطعنامه و اعلام خرسندی از اینکه روسیه و چین به‌زعم خودشان موضعی منفی داشته‌اند، بسنده کرده‌اند. جالب این است که این خرسندی رسانه‌های حکومتی نسبت به موضع منفی چین و روسیه در حالی است که این دولت‌ها حق وتو دارند و اگر رأی منفی می‌دادند قطعنامه تصویب نمی‌شد و خواست جمهوری اسلامی را متحقق می‌کردند. نماینده روسیه در شورای امنیت از جمله دلائل روسیه که نمی‌تواند به‌سادگی از طرح ترامپ حمایت کند را این دانسته که قطعنامه با راه‌حل دو کشور مغایرت دارد! و این یعنی نقطه مقابل موضع جمهوری اسلامی در مدت ۴۶ سال دشمنی‌اش با اسرائیل و تلاش برای نابودی آن، ولی رسانه‌های حکومتی همچنان سعی می‌کنند با سیلی صورت خود را سرخ نگه دارند.

ببینید جمهوری اسلامی به چه وضع فلاکت باری افتاده که رأی ممتنع متحدان استراتژیکش به قطعنامه مذکور به دلیلی که ذکر شد را مایه مباهات خود می‌داند. راه‌حل دو کشور اسرائیل و فلسطین که همواره مورد مخالفت شدید جمهوری اسلامی بوده و ۴۶ سال است این رژیم برای نابودی اسرائیل طرح و برنامه می‌ریزد و برای اجرای آن هزینه‌های صدها میلیاردی صرف تجهیز تروریست‌های اسلامی می‌کند حالا مورد حمایت چین و روسیه است؛ ولی رسانه‌های حکومتی سعی در وارونه‌نمایی از پشت‌کردن متحدان به رژیم دارند. خواست ایجاد دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیلی برای پایان‌یافتن جنگ و ناآرامی میان اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها از جنبه ناسیونالیسم عربی همواره خواست دولت‌های عربی منطقه‌ای بوده و امروز آن را یک شرط اساسی پیوستنشان به پیمان ابراهیم و برقراری روابط با دولت اسرائیل قرار داده‌اند و چین و روسیه ترجیح دادند در این مناقشه کنار آن‌ها باشند، نه کنار جمهوری اسلامی.

چین روابط وسیع اقتصادی با کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس داشته و بعد از بازگشت تحریم‌های سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ناچار است نفت موردنیاز خود را به‌جای جمهوری اسلامی از آن‌ها خریداری کند و از طرف دیگر چین کشوری است که بیشترین روابط تجاری و اقتصادی را با آمریکا دارد و حاضر نیست به‌خاطر نفت ارزان‌قیمت جمهوری اسلامی از آن چشم‌پوشی کند و از مواضع و منافع حکومت ایران دفاع کند. صادرات چین به آمریکا طی شش‌ماهه اول سال ۲۰۲۵ بالغ بر ۲۱۵ میلیارد دلار و به اتحادیه اروپا هم در سال ۲۰۲۴ معادل بیش از ۵۱۷ میلیارد یورو بوده درحالی‌که در همان سال ۲۰۲۴ حجم صادراتش به ایران ۹۲۸/۸ و متقابلاً حجم وارداتش ۴۴۴/۴ دلار بوده است.

روسیه نیز روابط استراتژیکی اقتصادی با کشورهای دارای منابع اقتصادی و مالی بزرگ عربی منطقه دارد و ناچار است با خواست‌های سیاسی و منطقه‌ای آن‌ها همسو شود. جمهوری اسلامی دیگر از نظر تأمین منافع اقتصادی برای چین و روسیه ارزش ریسک‌پذیری ندارد و از نظر سیاسی و منطقه‌ای و ایجاد نقش مؤثر در بلوک شرق نیز جایگاهی ندارد. رژیم اسلامی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی منزوی و بی‌اعتبار شده و در داخل در آستانه فروپاشی و سرنگونی قرار گرفته و دیگر هیچ دولتی حاضر به ماندن در کنارش و حتی به‌مانند گذشته حاضر به حمایت‌های روی کاغذ هم از آن نیست. همانطور که توضیح داده شد چین و روسیه حق وتو دارند و می‌توانستند با دادن رأی مخالف از تصویب قطعنامه جلوگیری کنند، ولی این کار را نکردند؛ چون امروز تأمین منافع اقتصادی و حتی سیاسی خود در منطقه را به گسترش روابط با دولت‌های عربی منطقه و حوزه خلیج‌فارس می‌بینند. چین و روسیه همچنین نمی‌خواهند روابط سیاسی‌شان با آمریکا را به‌خاطر جمهوری اسلامی دچار کدورت کنند و مخصوصاً روسیه که رابطه باثباتی با آمریکا ندارد، آن را بیشتر بی‌ثبات کند. این دو کشور به‌خاطر جلب رضایت جمهوری اسلامی در ازای استفاده‌های خود از او در مناقشات سیاسی هرگاه مانند رأی‌گیری برای تصویب قطعنامه‌های سازمان ملل و شورای حکام که رأی منفی‌شان به رویارویی با غرب منجر نمی‌شود، ممکن است رأی منفی بدهند، ولی آنجا که احساس کنند ممکن است با چنان موقعیتی مواجه شوند رأیی می‌دهند که خود را مبرا کنند.

خود سران جمهوری اسلامی هم می‌دانند که چین و روسیه حاضر به پذیرش ریسک و به خطر انداختن منافع سیاسی و اقتصادی خود در سطح جهانی به‌خاطر جمهوری اسلامی نیستند. و اگر برخی ندانند یا بخواهند خود را به حماقت بزنند، بخش بزرگی از سران حکومت اما می‌دانند که این دولت‌ها فقط استفاده ابزاری برای بهره‌گیری‌های اقتصادی و نظامی از رژیم در پشت بحران‌آفرینی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی‌اش می‌کنند. ولی باز هم ناچارند دست‌به‌دامنشان شوند که حداقل در حد عربستان و پیش‌تر در حد امارات برای حل مسئله هسته‌ای نقش میانجیگری و ردوبدل کننده درخواست‌ها و پیام‌ها میان خود و آمریکا را ایفا کنند.

به موضوع نامه پزشکیان به بن سلمان بپردازیم؛ پزشکیان یک روز قبل از سفر محمد بن سلمان ولیعهد عربستان به آمریکا نامه به او می‌فرستد و سخنگوی دولت و رسانه‌های حکومتی به‌خاطر پنهان‌کردن اصل موضوع نامه، تبلیغات راه انداخته‌اند که موضوع نامه راجع به تقدیر پزشکیان از عربستان به‌خاطر همکاری این کشور دررابطه‌با تسهیل امور حجاج در سال گذشته بوده است!

اما بازتاب این ادعاهای مهاجرانی سخنگوی دولت و رسانه‌های رژیم مثل همیشه در افکار عمومی به طنز و تمسخر گرفتن بوده است. برخی در رسانه‌های اجتماعی نوشته‌اند: “آقای رئیس‌جمهور ۵ ماه از زمان حج گذشته، چرا حالا تقدیر می‌کنید؟! “

گذشته از این دروغ‌گویی‌های حکومتی و برخوردهایی که جامعه چه در فضای زنده و چه در رسانه‌های اجتماعی با موضوع نامه پزشکیان به بن سلمان می‌کنند، اما واقعیت را باید با رجوع به تحولات صورت‌گرفته و در حال جریان در منطقه توضیح داد.

عربستان در حال تبدیل‌شدن به دومین متحد آمریکا و ناتو در منطقه خاورمیانه است. وعده سرمایه‌گذاری یک تریلیون دلاری‌اش در آمریکا با سفر بن سلمان در حال تحقق است و قراردادهای کلان اقتصادی و نظامی در حال انعقاد هستند و این‌ها همه حاصل یک رابطه طولانی و تقریباً باثبات از پیش هستند. آمریکا نه‌تنها به چنین سرمایه‌گذاری‌های کلانی برای توسعه و رشد اقتصادی‌اش در برابر خطر تبدیل‌شدن چین به اقتصاد اول دنیا و همچنین کنترل بحران اقتصادی در داخل نیازمند است، بلکه شدیداً به توافق عربستان با پیمان ابراهیم برای ایجاد یک ثبات منطقه‌ای و ایجاد روابط به‌دوراز تنش با متحد اول خود یعنی اسرائیل با دولت‌های عربی و اسلامی و همچنین تنگ‌تر کردن میدان تاخت‌وتاز جمهوری اسلامی نیاز دارد. موافقت نه‌چندان قاطع و واضح آمریکا با تشکیل دو دولت فلسطینی و اسرائیلی که به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسیده، در راستای راضی نگه‌داشتن دولت‌های عربی بخصوص عربستان است.

جمهوری اسلامی این موقعیت عربستان را درک کرده و همچنان که قبلاً بارها از آن درخواست میانجیگری در مناقشه هسته‌ای‌اش با آمریکا کرده، نامه پزشکیان به بن سلمان درست یک روز قبل از سفرش به آمریکا هم یقیناً حاوی پیام جمهوری اسلامی به ترامپ برای حل مسئله هسته‌ای بوده است. خود ترامپ هم در حضور بن سلمان گفت: “فکر می‌کنم آنها (جمهوری اسلامی) به‌شدت خواهان دستیابی به توافق هستند”.

اما ترامپ همچنان بر تسلیم جمهوری اسلامی اصرار دارد و سران رژیم نیز همچنان بر سر دوراهی شکست و سرانجام سرنگونی حکومتشان درمانده و معطل مانده‌اند.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۵۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *