جهانی بدون خشونت علیه زنان: کمپین «نارنجی کردن جهان»- عطیه نیک‌نفس

خشونت علیه زنان در سراسر جهان ابعادی گسترده و عمیق دارد؛ موضوعی که برای پرداختن به آن باید ساعت‌ها سخن گفت، مقاله‌های فراوان نوشت و با متخصصان این حوزه به گفت‌وگو نشست. بااین‌حال، روشن است که در کشورهایی که مذهب همچنان در ساختار قدرت حضور پررنگ دارد، این بحث با شدت و ژرفای متفاوتی بروز پیدا می‌کند.

من، به‌عنوان زنی خداناباور و برآمده از جامعه‌ای مذهب‌زده و تحت سرکوب در ایران، می‌خواهم از خشونتی سخن بگویم که سیستماتیک و با محوریت مستقیم مذهب، عامدانه و برنامه‌ریزی‌شده بر زنان تحمیل می‌شود؛ خشونتی عریان که به باور من دیگر تنها “خشونت” نیست، بلکه توحش است.

زنان در ایران و افغانستانِ اسلام‌زده، هر روزه زیر بار ظلم و تبعیض قرار می‌گیرند. حکومت اسلامی سازوکار نظام را به‌گونه‌ای طراحی کرده که بیشترین فشار را بر زنان وارد کند و با استناد به موازین شرعی ــ که بستر اصلی قوانین را تشکیل می‌دهند ــ زنان عملاً از حقوق پایه‌ای محروم می‌شوند؛ حقوقی که باید امکان طلب و استیفای آن را داشته باشند.

اما این موضوع برای من، که از بیم جان مجبور به فرار شده‌ام و امروز در کشوری به‌اصطلاح “مدرن” زندگی می‌کنم، پایان نمی‌یابد. زیرا با قدرت‌گرفتن جناح راست افراطی در اروپا ــ جناحی که به طرزی شرم‌آور زن‌ستیزی، نگاه ابزاری به زن، نژادپرستی و گفتمان ضد مهاجر و ضد همجنس‌گرایان را شعار سیاسی خودکرده و زن‌کشی‌ها را کم‌اهمیت یا حتی قابل‌چشم‌پوشی می‌داند ــ همچنان امنیت، آزادی و حقوق برابر من و بسیاری از زنان دیگر در معرض تهدید قرار دارد.

من از اختلاف حقوق ماهانهٔ خود با همکار مردم حرف نمی‌زنم؛ من از زخمی عمیق، چرکین و کشنده سخن می‌گویم که رژیم اسلامی بر تن و روح زنان ایران و افغانستان گذاشته است. از رنج‌هایی که در بی‌حقوقی مطلق تحمل کردم: از “جرم زن بودن”، از شرم تحمیلی نسبت به بدن زنانه‌ام، از احساس گناه به دلیل میل به رابطهٔ جنسی، از وحشت مادر شدن در کنار مردی که دوستش داشتم، از نگاه جنسیت‌زده‌ای که مرا صرفاً یک “اندام جنسی” می‌دید، و از مقصر دانسته شدن حتی در زمان‌هایی که قربانی تجاوز بودم.

این‌ها رنج‌هایی هستند که گلو را می‌فشارند و مرا به این باور می‌رسانند که برای ساختن جهانی امن برای زنان، شانزده روز نارنجی، از ۲۵ نوامبر تا ۱۰ دسامبر، به‌هیچ‌وجه کافی نیست. جهان باید در برابر این جنایت‌های روزمره، سیستماتیک و متوحش بایستد و دست مذهب را از زندگی زنان کوتاه کند؛ مذهبی که از قدرت زنان چنان می‌ترسد که آنان را “جادوگر” می‌نامد و همهٔ توان خود را برای حذف آنان از جامعه به کار می‌گیرد.

و البته ما زنان، با روحی زخمی و بدنی شکسته؛ اما اراده‌ای استوار، زخم‌هایمان را با مبارزه علیه این بربریت التیام می‌دهیم. ما پوتین‌های مقاومت را به پا کرده‌ایم و تا نابودی مذهب در قدرت، مردسالاری نهادینه و زن‌ستیزی سیستماتیک، هر روز فریاد می‌زنیم: «جهان را نارنجی کنیم» و مبارزهٔ جسورانه و خلاقانهٔ خود را ادامه می‌دهیم.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۵۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *