دستور به بسیج دروغ‌گویی برای مقابله با تبعات مکانیسم ماشه- مهران محبی

چند روز پیش فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت با ادعای اینکه بار روانی مکانیسم ماشه از بار اقتصادی آن بیشتر است و همچنین با یادآوری فعال‌بودن دستگاه دیپلماسی و وزارت خارجه در زمینه مکانیسم ماشه خواستار فعال‌شدن دستگاه رسانه‌ای در زمینه مذکور شد تا به‌زعم خودش تصویری واقعی را به مردم ارائه دهند. طبق معمول که هر وقت اتفاقات و تحولات تعیین‌کننده و مهمی چه در داخل و چه در عرصه بین‌المللی حول مسائل مربوط به جمهوری اسلامی رخ می‌دهد، خیلی از رسانه‌ها و مهره‌های رژیم در شیپور تبلیغات و تحلیل‌های دروغین و وارونه می‌دمند، این روزها خیلی‌های دیگر مانند مهاجرانی شدیداً سرگرم تبلیغات وارونه برای به قول خودشان خنثی‌سازی بار روانی فعال‌سازی مکانیسم ماشه در جامعه هستند.

قالیباف که ارتباط تنگاتنگی با خامنه‌ای دارد و در این‌گونه مواقع و موارد زبان او و تکرارکننده حرف‌های اوست، در جلسه سه‌شنبه ۱۱ شهریور مجلس ضمن امیدبستن به چین برای کاستن از تأثیرات مکانیسم ماشه بر اقتصاد و اذعان به اینکه مکانیسم ماشه “کاغذپاره نیست” به طور منسجم‌تر و فراگیرتر از همه مسئولان مخصوصاً دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی و وزارت‌خانه‌های دولت و تحلیل‌گران و کارشناسان حکومتی در حوزه بین‌الملل و اقتصاد، خواست تا روایت حکومتی مبنی بر کم‌اثر بودن مکانیسم ماشه را به جامعه القا کند تا به دشمن اجازه به اصطلاح وی “برساخت” (ذهنیت‌سازی غیرواقعی) رسانه‌ای داده نشود و بتوان آثار روانی منفی آن را مدیریت کرد.

این اوضاع درماندگی عمیق است که جمهوری اسلامی را به این حد از فرومایگی کشانده است. همگی متفق‌القول بر دروغ‌گویی به‌عنوان راه‌حلی برای جان به‌دربردن از بحران‌های اقتصادی مهلکی که در راه است، تأکید می‌کنند. به گفته خودشان از تأثیرگذاری هر سخنی بر افکار عمومی در داخل و همچنین رصدشدن سخنان و تحلیل‌ها توسط دشمن در شرایط حساس موجود حرف می‌زنند و هشدار می‌دهند که هر حرف و تحلیلی باید سنجیده و حساب شده باشد. تلاش می‌کنند به مردم القا کنند که اگر مکانیسم ماشه فعال شود اتفاق بزرگی رخ نخواهد داد، می‌گویند: “این که می‌گویند فاجعه در راه خواهد بود، بخشی از پروپاگاندای رژیم صهیونیستی است” و بر این مبنا همه دستگاه‌های دروغ‌پردازی حکومتی با دستور از بالا مأموریت یافته‌اند که هیچ خبر و گزارش و مصاحبه‌ای غیر از روایت‌ها و تصویرهای ساخته شده حکومتی از موضوعات مرتبط با مکانیسم ماشه را رسانه‌ای نکنند.

به‌موازات این دروغ‌پردازی‌های رسانه‌ای و تحلیل‌های بی‌اساس مهره‌ها و کارشناسان حکومتی، سران رژیم درعین‌حال که همچنان به رجزخوانی‌هایشان ادامه می‌دهند، با درماندگی و دستپاچگی تمام در تقلای منصرف‌کردن سه کشور اروپایی از فعال‌کردن مکانیسم ماشه هستند. پزشکیان که برای شرکت در اجلاس “شانگهای” (نمایش رژه نظامی چین) به چین رفته، بیهوده به دنبال ایجاد وفاق با چین و روسیه برای ممانعت از فعال‌سازی مکانیسم ماشه و راضی‌کردن آمریکا به ادامه مذاکرات هسته‌ای است. لاریجانی از باز بودن راه مذاکره با آمریکا حرف می‌زند و درعین‌حال از آمریکا شاکی شده که در مذاکره جدی نیست، بقایی سخنگوی وزارت خارجه هم تقصیر را گردن آمریکا می‌اندازد و دیگر مقامات مرتبط نیز با چنین زبانی در مورد مکانیسم ماشه و مذاکره با آمریکا حرف می‌زنند و در واقع التماس می‌کنند تا طرف‌های درگیر و دیگر دولت‌ها، آمریکا را مجاب به ازسرگیری مذاکره کنند.

نتیجه همه تقلاهای تاکنونی رژیم برای منصرف‌کردن کشورهای اروپایی از فعال‌سازی مکانیسم ماشه که می‌تواند حمله نظامی مجدد آمریکا و اسرائیل را به دنبال داشته باشد منفی بوده و سران حکومت را به‌یقین بازگشت همه تحریم‌های بین‌المللی و حمله مجدد نظامی رسانده است. کشورهای اروپایی سه شرط را برای انصراف از فعال‌کردن مکانیسم ماشه یا به تعویق‌انداختن آن در مقابل جمهوری اسلامی گذاشته‌اند که باید بر سر آن‌ها با آمریکا به توافق برسد و سران رژیم تا حالا از تسلیم‌شدن و پذیرش شروط مطروحه سر باززده‌اند. گرچه معلوم نیست که در آخرین لحظات پایان مهلت فعال‌سازی مکانیسم ماشه خامنه‌ای تن به تسلیم بدهد یا نه، ولی دستگاه دیپلماسی به همراه دیگر سران حکومت فعلاً به دنبال یافتن راهی هستند که کار به آنجا نکشد و در این بازه زمانی نیاز به کنترل اوضاع پر التهاب داخلی دارند. ازاین‌رو بخشی از تلاش اساسی‌شان برای آرام نگه‌داشتن اوضاع در داخل را بر القای روایت‌ها و تصاویر دروغین و غیرواقعی از نتایج فعال‌شدن مکانیسم ماشه بر اقتصاد و زندگی مردم گذاشته‌اند.

واضح است که سران رژیم از خشم و نفرت مردم نسبت به حکومتشان که بارها توسط همین مردم تا لبه سرنگونی رانده شده است، آگاه هستند و می‌دانند گوش شنوایی برای شنیدن اراجیف و دروغ‌گویی‌های آن‌ها ندارند. اما بااین‌حال در کمال بی‌شرمی می‌خواهند با اعلام رسمی بسیج دروغ‌گویی به جنگ با واقعیات بروند و به خیال خودشان خشم جامعه را از طریق دروغ‌درمانی کاهش دهند. جالب است که کسانی که اعلام بسیج برای دروغ گفتن به مردم می‌کنند نه‌تنها خودشان دچار تناقض‌گویی می‌شوند که این خود نشانه عدم باورشان به کارساز بودن ترفندشان برای فریب مردم است، بلکه بسیاری از نزدیکانشان را هم نمی‌توانند با خود همسو کنند. قالیباف که در سخنان قبل از دستور مجلس از زبان خامنه‌ای دستور بسیج همگانی وزارتخانه‌ها و رسانه‌ها و کارشناسان حکومتی به دروغ‌گویی را صادر می‌کند، در همین سخنرانی به تأثیرگذار بودن فعال‌شدن مکانیسم ماشه بر اقتصاد و همچنین بر معیشت جامعه اعتراف می‌کند. بقیه سران رژیم هر روز و هر بار که در زمینه مکانیسم ماشه زبان می‌گشایند، نمی‌توانند اثرات و به‌ویژه تبعات آن که وقوع خیزشی بزرگ برای پایان‌دادن به حکومتشان خواهد بود را انکار کنند. ولی چاره‌های ندارند و باید کاری “هر چند عبث” بکنند و آنچه که این روزها در تلاش برای کم‌اهمیت جلوه‌دادن تأثیرات فعال‌شدن مکانیسم ماشه بر سر زبان‌های سران حکومت و صداوسیمای آن و بر صفحات روزنامه‌هایشان جاری و چاپ می‌شود در راستای همان تقلای بیهوده است. این بار با اعتراف به آوار کردن منتهادرجه فقر و فلاکت قابل‌تصور بر جامعه طی ۴۶ سال که تنها می‌تواند کمتر از بلایایی باشد که بر سر یک جامعه جنگ‌زده مانند غزه بیاید، می‌خواهند به مردم به‌اصطلاح قوت قلب بدهند و بگویند مطمئن باشید که اوضاع بدتر از این نخواهد شد و بدبخت‌تر از این نمی‌شوید، به‌اصطلاح “بالاتر از سیاهی رنگی نیست”.

روشن است که دیگر هیچ درجه‌ای از دروغ‌گویی سران نظام نمی‌تواند حتی باور یک نفر را نسبت به واقعیات جاری عوض کند و این خود باعث به وحشت افتادن سران رژیم به حدی شده که در سطح عالی به فکر راه‌اندازی بسیج دروغ‌گویی بیافتند و رسماً چنین تصمیمی را به‌عنوان یک دستور حکومتی اعلام کنند.

مردم درک خود را از گرانی و فقر تاکنونی و فاجعه‌ای که در راه است نه از طریق تبلیغات و به‌زعم سران رژیم تحت‌تأثیر جنگ روانی، بلکه از تجاربی ملموس در نتیجه درگیرشدن با آن در زندگی روزمره گرفته‌اند و حالا که در معرض تهدید فعال‌سازی مکانیسم ماشه به‌خاطر سیاست‌های جنگ‌افروزانه و ماجراجویی‌های هسته‌ای و منطقه‌ای جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند، به‌خوبی درک می‌کنند که چه فاجعه‌ای در انتظارشان است.

جامعه، حکومت را با تمام ویژگی‌های ضدانسانی که یکی از آن‌ها دروغ‌گویی و وارونه‌انگاری حقایق و وقایع است می‌شناسند و تا سرنگونش نکنند، دست از سرش بر نمی‌دارند.

دروغ‌گویی یا به تعبیری سیاست دروغ‌درمانی برای جمهوری اسلامی کارساز نیست و باعث نجاتش از مرگ نخواهد شد.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۴۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *