انترناسیونال: طبقه کارگر ایران باوجود همه سرکوبها، در خط مقدم اعتراضات در سطح جامعه ایستاده است. اما همه میدانیم که قدرت تودهای، بدون یک شبکه سازمانی گسترده، پایدار نمیماند. باتوجهبه اینکه فعلاً امکان ایجاد تشکلهای مستقل کارگری وجود ندارد پاسخ شما به این نیاز مبرم جنبش کارگری چیست؟
شهلا دانشفر: با قسمت اول سؤال شما و تأکید بر یک شبکه سازمانی گسترده بهعنوان نقطه قدرت تودهای کارگران کاملاً موافقم. اما شما در قسمت دوم سؤال خود با تأکید بر اینکه در حال حاضر امکان ایجاد تشکلهای مستقل کارگری وجود ندارد، خواستهاید به اینکه چگونه میشود به این نیاز مبرم جواب داد، پاسخ دهم.
در پاسخ به این سؤال اولین نکتهای که لازم است تأکید کنم این است که ممنوع بودن ایجاد تشکل مستقل کارگری به معنای عدم امکان ایجاد آنها نیست. قوانین ضد کارگری و سرکوبگرانه حکومت امر ایجاد تشکلهای کارگری را ممنوع کرده و در نتیجه هرگونه تلاشی در این راستا با موانع امنیتی روبرو شده و جرم محسوب میشود و هزینه سنگینی هم دارد. از جمله بسیاری از کارگران، معلمان، بازنشستگان و بخشهای مختلف مردم معترض با همین جرم با انواع فشارهای امینتی روبرو شده، حکم زندان گرفتهاند و یا در زنداناند. اما علیرغم همه این موانع وقتی به تجربه جنبش کارگری و مبارزات مردمی نگاه میکنیم در طول سالهای بسیاری که پشت سر گذاشتهایم شاهد شکلگیری انواعواقسام تشکلها و نهادهای مستقل کارگری و مردمی هستیم. میبینیم که کارگران و مردم معترض در دل اعتراضات هر روزه خود در اشکال مختلفی متشکل شدهاند و هزینهاش را هم دادهاند. یعنی درحالیکه که تجمع و اعتصاب طبق قانون ممنوع است؛ اما در زمین واقعی به شکل اعتراض هر روزه کارگران و جامعه تبدیل شده است، انواعواقسام تشکلهای کارگری و اجتماعی نیز شکلگرفتهاند. بدین ترتیب کارگران و مردم معترض عملاً در اعتراضات رو بهپیش خود قوانین حاکم را زیر پا له کرده و از آنها عبور کردهاند و تلاش برای متشکل شدن یکی از عرصههای نبرد جنبش کارگری و مردم با این حکومت و قوانین ارتجاعی آن بوده است.
در ادامه چنین جدال سختی امروز جنبش زن، زندگی، آزادی قدرتمند و هر روز متحدتر و سازمانیافتهتر به جلو در حرکت است و یکی از دستاوردهای انقلاب زن، زندگی، آزادی پیشروی جنبش کارگری و کل جامعه در زمینه سازماندهی بوده است. در این دوره ما شاهد سر برآوردن “شورای کارگران پیمانی نفت و ارکان ثالث” و همینطور “شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران” بودیم. ما شاهد شکلگرفتن تشکلها و نهادهایی چون “دادخواهان” و “اعدام نکنید” در جنبشهای دادخواهی و علیه اعدام بودهایم. ما شاهد شکلگیری انواع شبکههای مبارزاتی فعالین انقلاب زن، زندگی، آزادی بودهایم و در همین اعتراضات اخیر مردم در شهر سنندج بر سر محیطزیست، شاهد سر بلندکردن دهها تشکل و نهاد مدافع محیطزیست و قدرت بسیج آنها در مبارزات مردمی در این شهر بودیم. قبل از اینها نیز نمونه درخشان “شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان” را داشتیم که از نمایندگان تشکلهای صنفی معلمان در شهرهای مختلف در دل مبارزاتی قدرتمند و سراسری از سوی معلمان شکل گرفت. همچنین تشکلهایی در عرصه دفاع از حقوق زن و حقوق کودک و بازنشستگان ایجاد شدهاند.
مدیای اجتماعی نیز نقش مهمی در سازماندهی جنبشهای اعتراض کارگری و مردمی داشته است. در بستر آن انواعواقسام گروههای مبارزاتی از بخشهای مختلف کارگری و مردمی شکلگرفته و در قالب نهادها و انجمنهای مستقل مبارزاتی قد علم کرده و هر روز شاهد ابراز وجود مبارزاتی آنها بر سر مسائل حاد جامعه هستیم. به طور مثال بازنشستگان یک نیروی فعال مبارزاتی در جامعه هستند و در همین چند سال در شهرهای مختلف نهادها و گروههای مبارزاتی مستقل خود را ایجاد کردهاند. نهادها و گروههایی که فراخواندهنده اعتراض هستند و توانستهاند کارزارهای مبارزاتی گستردهای را شکل دهند و خیابانها را به صحنه اعتراض خود تبدیل کنند.
به این اعتبار به باور من جنبش کارگری و بهطریقاولی جنبش زن، زندگی، آزادی یک جنبش سازمانیافته و قدرتمند در ایران است.
بنابراین، همانطور که اشاره شد بحث بر سر عدم امکان ایجاد تشکل مستقل کارگری و یا مردمی نیست. بحث حتی بر سر عدم وجود این تشکلها نیست، و این تشکلها به درجاتی وجود دارند و شکلگرفتهاند. بلکه سؤال اصلی این است که آیا این درجه از سازماندهی میتواند به نیاز مبرمی که شما در سؤالتان به آن اشاره کردهاید پاسخ دهد؟ روشن است که پاسخ من به این سؤال مشخص منفی است. اما برای اینکه به پاسخ روشنی برسیم باید تمام پیشرویها و دستاوردهایمان را مقابل خود بگذاریم و از تجربیاتش برای سازماندهی در میان همه بخشهای کارگری و مردمی در سطح جامعه سود جوییم و سراسری تکثیرش کنیم. به طور مثال نهادها و تشکلهای مختلف در جنبش بازنشستگان شکلگرفتهاند و الگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان و گردآمدن نمایندگان این تشکلها در ظرفی مشترک میتواند به اعتراضات آنان قدرت سراسری بدهد و یا میشود تجربه ایجاد دو شورای سازماندهی کارگران پیمانی و ارکان ثالث در نفت را در میان کارگران رسمی نفت بسط داد و شورای سراسری نفت را ایجاد کرد. همین راهکار را میشود دررابطهبا اعتراضات در عرصه زیستمحیطی و دیگر عرصهها بکار برد. علاوه بر اینکه در عرصههایی که هنوز امر متشکل شدن صورت نگرفته است، دست به کارش شد و ایجادشان کرد و به باور من باتوجهبه ابعاد اجتماعی اعتراضات در سطح جامعه توازن قوا برای انجام این کار فراهمتر از هر وقت است.
طبعاً خواستهای مشترکی عرصههای مختلف مبارزه در میان بخشهای مختلف کارگری و حتی فراتر از آن در سطح جامعه را به هم پیوند میدهد. از جمله اعتراض علیه فقر، بیتامینی، تبعیض و نابرابری، اختلاسها و دزدیها و علیه سرکوبگریها موضوعات اعتراضات ۹۹ درصدیهای جامعه است. اکنون که در نتیجه بنبست اقتصادی حکومت جامعه به تعطیلی کشیده شده و آب و برق به روی مردم قطع میشود، تشکلهای بخشهای مختلف کارگری – اجتماعی میتوانند بهصورت شبکهای مرتبط با هم عمل کنند و فراخواندهنده اعتراضات سراسری باشند. بیانیههای مشترک بخشهای مختلف کارگری – اجتماعی بستر چنین اتحادی را فراهم کرده است و ممکن بودن چنین سطحی از سازماندهی و مبارزه را نشان میدهد؛ بنابراین یک تأکید من بر اتحاد مبارزاتی تمامی تشکلها و نهادهای کارگری و مردمی، تمامی فعالین کارگری و فعالین جنبش زن، زندگی، آزادی در عرصههای مختلف مبارزه حول خواستهای رادیکال و روشن و ایجاد شبکههای سراسری مبارزاتیشان است. چنین سطحی از اتحاد و همبستگی مبارزاتی بستر ایجاد شوراها این ابزار اعمال اراده مستقیم کارگری و مردمی را نیز فراهم میکند و این مسیر قدرتیابی تودهای کارگری و مردمی است که مورد سؤال شماست. در بستر چنین حرکتی است که اعمال اراده مستقیم خود مردم معنا پیدا میکند و میتوان به هر گونه تصمیمگیری از بالای سر جامعه پایان داد؛ بنابراین میبینید که کارهای زیادی در دستور ما قرار میگیرد و این تأکیدی بر نقش رهبران و فعالین کارگری اکتیویست رادیکال است.
انترناسیونال: اعتراضات کارگران گسترده است. اما عمدتاً واکنشی به فشارهای حکومت است. چگونه میشود این اعتراضات را در حد اتحاد حول خواستهای مشخص مانند دستمزد، قرارداد، امنیت شغلی و آزادی تشکل، ارتقا بخشید؟
شهلا دانشفر: اعتراضات کارگری در ایران را نمیشود با همان شاخصهایی که اعتراضات در کشورهای متعارف جهان موردبررسی قرار میگیرند، مورد ارزیابی قرار داد. اگر به عمق اعتراضاتی که در جنبش کارگری و در سطح جامعه ایران جریان دارد، توجه کنیم، واکنشی خواندن آنها در مقابل فشارهای حکومت، بههیچوجه روشنگر مکان و جایگاه این اعتراضات نیست و تبیین روشنی هم به دست نمیدهد.
سال ۱۴۰۱ شاهد فوران انقلاب زن، زندگی، آزادی بودیم و امروز همچنان فضای انقلابی بر جامعه حاکم است و جنبش کارگری یک رکن مهم آن است.
اعتراضات کارگری خود نقش مستقیمی در کشیدن اوضاع به شرایط انقلاب داشته است و امروز نیز نقش تعیینکنندهای در زنده نگاهداشتن فضای انقلاب در جامعه ایفا میکنند.
همانطور که اشاره شد بهخاطر بحران اقتصادی عمیق حکومت و جنگافروزیهایش جامعه به تعطیلی کشیده شده و زندگی مردم در لبه پرتگاه نابودی قرار گرفته است.
تحت حاکمیت این رژیم فقر، گرانی، بیکاری، بیخانمانی، و محرومیت از هر گونه تأمینی بیداد میکند. حکومت از تأمین اولیهترین نیازهای زیستی مردم، آب، برق و هوای سالم ناتوان است. در برابر همه این مصائب جدال سختی بر سر معیشت در سطح جامعه جریان دارد که تبلور آن را در فریاد شعارهای “آب، برق، زندگی، حق مسلم ماست”، “غنیسازی زندگی حق مسلم ماست” در کف خیابان شاهدیم و کارگران در صف مقدم این اعتراضات قرار دارند. گفتمانهای جاری در این اعتراضات فراتر از واکنشی ساده به مشکلات معیشتی است، در این اعتراضات کارگران و مردم معترض سیاستهای جنگافروزانه حکومت و بساط اختلاس و چپاول حاکم را دارند به چالش میکشند.
بدین ترتیب امروز جنبش کارگری با شعارهای اعتراضی خود بر گرهایترین مسائل سیاسی جامعه دست میگذارد. علیه حجاب و در دفاع از حقوق زن فریاد اعتراضش بلند است. یک ستون مهم جنبش علیه زندان و اعدام است. در مقابل جنگافروزیهای حکومت قد علم کرده و با بیانیهها و قطعنامههای اعتراضیاش و با فریاد “نه جنگ میخوایم، نه کشتار، رفاه میخوایم ماندگار”، اعتراضش را هر روزه بیان میکند. به تبعیضها و نابرابریها معترض است و اینها همه ابعادی از عمق اعتراضات کارگری در ایران را نشان میدهد.
در سطح مطالبات اخص کارگری نیز باتوجهبه اینکه اقتصاد حکومت اساسش بر رانتخواری و چپاول بنا شده، یک محور مهم مبارزات کارگری مبارزه با بساط مافیایی رانتخوار حاکم و به چالش کشیدن نهادهای حکومتی همچون بنیاد تعاون و بیت رهبری و غیره است.
و یا به طور مثال ساختار سیاسی – اقتصادی حکومت در محیطهای کار بر کار پیمانی و موقت استوار است و الان اعتراضات در نفت در این مرکز کلیدی کارگری با خواست حذف پیمانکاران چالش مستقیم این ساختارهاست. بازنشستگان و معلمان نیز بهعنوان بخشی از طبقه کارگر نقش مهمی در جلو آوردن خواستهای سراسریای چون درمان رایگان، تحصل رایگان و حق داشتن یک معیشت شایسته انسان را داشتهاند.
بعلاوه به دنبال جنگ دوازدهروزه حکومت با اسرائیل و تسلیم آن به آتشبس، شرایط سیاسی جامعه تفاوت کیفی کرد و جدال حکومت با مردم وارد مرحله تازهای شده است. حکومت که در جنگ دوازدهروزهاش با اسرائیل و نیز در این یکساله شکستهای سختی خورده و صفوفش بهشدت درهمریخته و اقتصادش داغان است، خود را در نقطه سرنگونی میبیند. از همین رو در هراس از سر بلندکردن قدرتمندتر انقلاب بر سرکوبگریهای خود شدت داده و شمار اعدامها افزایشیافته است. ضمن اینکه با ادامه سیاستهای جنگافروزانه حکومت، سایه شوم جنگ و ناامنی همچنان بر روی سر مردم است. اما در مقابله با این شرایط جامعه ایستاده است و بر به پیروزی رساندن انقلاب ناتمام خود تأکید دارد. از همین رو ما شاهد موج جدید و گستردهای از اعتراضات کارگری و بخشهای مختلف مردمی هستیم. به این معنا مبارزه بر سر معیشت از سوی کارگران و مردم ادامه همان فریاد “زندگی” است که در شعار “زن، زندگی، آزادی” سر داده شد. بدینگونه است که همه شواهد از شکلگیری انقلابی قدرتمند برای به پیروزی رساندن انقلاب زن، زندگی، آزادی حکایت میکند و جنبش کارگری نقش برجستهای در این اوضاع دارد.
به این معنا که جنبش کارگری امروز یک ستون مهم اعتراضات بر سر معیشت و علیه سرکوب و زندان و اعدام در سطح جامعه است. در نتیجه اساس آن صرفاً واکنشی به فشارهای حکومت نیست، بلکه دارد ارکان پایهای حکومت را به چالش میکشد و کاملاً سیاسی است.
با این مقدمات میخواهم به سؤال شما و اینکه چگونه میشود این اعتراضات را در حد اتحاد حول خواستههای مشخص مانند دستمزد، قرارداد، امنیت شغلی و آزادی تشکل، ارتقا بخشید بپردازم. به لحاظ استراتژیک پاسخ و تأکید من بر گردآمدن حول خواستهای حداقلی است که در منشور بیست تشکل در بهمن ۱۴۰۱ منتشر شد. منشوری که تأکید میکند که ما میخواهیم به صدسال استثمار و بربریت و اعمال قدرت از بالای سر خود پایان دهیم و بر شوراها و اعمال قدرت مستقیم خود کارگران و مردم تأکید داشت. بر لغو آپارتاید جنسی و هرگونه ستم و استثمار و بر بنیادگذاشتن جامعهای مدرن برابر و انسانی تأکید داشت. اما به لحاظ مبارزات جاری محورهای موردتأکید من از جمله عبارتاند از:
– اتحاد کارگران و مردم در مقابله با بحران آب و برق که کار و زندگی کل جامعه را مختل کرده است، با فریاد آب، برق، زندگی، حق مسلم ماست. مبارزهای که ظرفیت به میدان آوردن کل جامعه را دارد.
– تکثیر شعارهای اعتراضی علیه جنگافروزیهای حکومت در تمامی اعتراضات در شرایطی که خطر جنگ جامعه را تهدید میکند، با فریاد “غنیسازی زندگی حق مسلم ماست”
– همصدایی سراسری علیه زندان و اعدام و پیوستن به کارزارهای مبارزاتیای چون سهشنبههای نه به اعدام در برابر موج اعدامهایی که حکومت به راه انداخته و همین امروز بلندکردن فریاد اعتراض علیه حکم جنایتکارانه اعدام شریفه محمدی این فعال کارگری بهعنوان یک سمبل مهم این مبارزه.
– تکثیر خواستهای معیشتی در اعتراضات هر روزه در سطح سراسری از جمله متحدشدن حول خواست افزایش دستمزدها با خواست مشخص افزایش آن به بالای نرخ سبد معیشت شصت هفتادمیلیونی، و خواستهای رفاهیای چون درمان رایگان، و تحصیل رایگان و تأکید بر حذف پیمانکاران در سطح سراسری در نفت و همه مراکز کارگری و حمایت و تقویت مبارزاتی که بر سر این مطالبه ساختاری در مرکز کلیدیای چون نفت شکلگرفته است.
– تأکید بر حق تشکل، اعتراض و اعتصاب، با فریاد تجمع، اعتراض، تشکل حق مسلم ماست و در دستور گذاشتن اقدامات عملی سراسری در جهت متشکل شدن.
– تأکید بر اتحاد سراسری همه تشکلها و فعالین کارگری و فعالین انقلاب زن، زندگی، آزادی حول خواستهای مشترک سراسری و ایجاد شبکههای قدرتمند مبارزاتی بر سر معیشت و برای رهایی از جهنم جمهوری اسلامی است.
سخن آخر اینکه امروز در آستانه سالگرد انقلاب مهسا جا دارد که منشور خواستهای حداقلی دوازدهبندی، این سند تاریخی انقلاب زن، زندگی، آزادی را بهعنوان پلاتفرم مبارزاتی خود روی میز بگذاریم و حول آن متحد شویم. جمهوری اسلامی نابود باید گردد.
به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۴۳
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران