کارکرد مشابه ناسیونالیسم و مذهب در دوره‌های متفاوت- مهران محبی

مذهب و اسلام در مدت ۴۶ سال حاکمیت جمهوری اسلامی مکتب فکری و هویت سیاسی آن بوده و روابط سیاسی، حکومتی و اجتماعی خود را با مردم داخل و با جوامع و دولت‌های خارجی بر اساس آن تنظیم کرده است. ولی این هویت که برای رژیم یک اصل اساسی و قالب است، در برخی دوره‌ها قابل عدول بوده است.

جمهوری اسلامی هر گاه که احساس کرده مشکلات داخلی و بین‌المللی خود را نمی‌تواند با فراخواندن مردم به حمایت از خود از طریق رجوع به تعلقات کذائی اسلامی، احساسات بخش قابل‌توجهی را تحریک و به پیاده‌نظام خود تبدیل کند، ناچار شده تا از اسلام و قرآنش فاصله بگیرد و برای تحریک احساسات قومی و ملی به قوم‌گرایی و ناسیونالیسم چنگ بیندازد.

این زیگزاگ‌های فرصت‌طلبانه و فریبکارانه رژیم برای مردم آشنا هستند و بارها از زمان جنگ ۸ساله با عراق و در همه خیزش‌ها و برآمدهای اعتراضی شاهد چهره عوض‌کردن‌های رژیم بوده‌اند و امروز که زیر ضربات شکننده اسرائیل به استیصال و درماندگی مطلق گرفتار شده است، اجبار آن به رقیق کردن اسلام‌گرایی و تمرکز بر روی تحریکات ملی و قومی را با وضوح بیشتری مشاهده می‌کنند.

البته رنگ عوض‌کردن و زیگزاگ کردن‌های تاکتیکی و حتی استراتژیکی در میان مکاتب و ایدئولوژی‌های ارتجاعی فقط منحصر به جمهوری اسلامی نبوده و نیست. تاریخاً قدرت‌ها و دولت‌ها و حتی اپوزیسیون ارتجاعی از این اقدامات کرده‌اند و تا زمانی که نظام‌های سرمایه‌داری و منطبق بر تبعیض و نابرابری بر جوامع بشری حاکم باشند به این نوع مانورها ادامه خواهند داد.

از انگلیس زادگاه اقتصاد سرمایه‌داری کلاسیک گرفته تا فرانسه مهد دمکراسی و سکولاریسم که با انقلاب کبیر آخرین میخ خود را بر مذهب و استیلای کلیسا کوبید و تا آمریکای امروز که دارای مدرن‌ترین سرمایه‌داری موجود و همچنین پرچم‌دار مکتب “نئومحافظه‌کاری” و سیاست جهانی‌سازی بازار است، امروز دولت‌هایشان بعد از گذشت بیش از دو قرن از انقلاب مدرن و ضد قید و بندهای مذهبی و محدودیت‌های اجتماعی و آزادی‌های فردی، “دست‌وپا بوس” پاپ هستند و کسی مانند ترامپ مدعی بازسازی عظمت ناسیونالیسم است.

واضح است که هیچ‌یک از این ادا و اطوارها و چپ و راست شدن‌ها به‌طرف ناسیونالیسم و مذهب‌گرایی، ربطی به تعلقات و احساسات شخصی ندارند، بلکه ضرورت حفظ و حراست از منافع یک‌درصدی‌های مفت‌خور و صاحب سرمایه از تعرض ۹۹ درصدی‌های تحت ستم و استثمار ایجاب می‌کند که به هویت‌های کاذب برای تفرقه‌افکنی و نفرت‌پراکنی در بین مردم و در میان جوامع رجوع کنند. این تغییر چهره‌ها، ویژه همه دولت‌ها و حکومت‌های ارتجاعی است که بر اساس شرایط و موقعیت‌های متفاوت از خود نشان می‌دهند. در مورد جمهوری اسلامی امروز ضرورت ایجاب می‌کند که اسلامش را فعلاً تا حدی در سایه ببرد و دفاع از آب‌وخاک و میهن و ناموس ایرانی را زیر نور قرار دهد. برای کسی مثل رضا پهلوی که به‌اصطلاح خود را اپوزیسیون جمهوری اسلامی با هویت ناسیونالیسم عظمت‌طلب ایرانی – آریایی می‌داند نیز شرایط اجتماعی در داخل تعیین‌کننده است که چه وقت ناسیونالیست آریایی باشد و چه وقت اسلام‌گرا و شیعه دوازده‌امامی و چه وقت در میانه هر دو یعنی در میانه خدا و میهن قرار بگیرد.

برای خامنه‌ای و بقیه سران جمهوری اسلامی امروز شرایط حکومت شکست‌خورده‌شان ایجاب کرده که برای نجات از سرنگونی برای تحریک احساسات قومی و ملی در میان مردم به نمادهای ملی و قومی نزدیک شوند و تبلیغاتشان را بر روی دفاع از خاک و میهن متمرکز کنند. فعلاً مجبورند که از شعارها و هویت اسلامی و مبارزه با اسرائیل و شیطان بزرگ فاصله بگیرند تا شاید در داخل آب‌ها از آسیاب اعتراضات بیافتند و دوباره بتوانند جامعه را مرعوب و تحت کنترل در آورند.

تا دیروز خامنه‌ای از اسلام و امت اسلامی حرف می‌زد و بر طبل نابودی اسرائیل و آزادی قدس به‌عنوان قبله اول مسلمانان جهان می‌کوبید و امروز که همه ابزارها و نیروهای تروریستی خود را ازدست‌داده و برای حفظ جان خودش به سوراخ‌موش خزیده و مطمئن است حتی در صورت جان به‌دربردن از حمله موشکی و ترورشدن به دست موساد، حکومتش با انقلاب مردم سرنگون خواهد شد و خودش هم به دست مردم خواهد افتاد، دیگر از جهاد در راه خدا و تقویت جبهه مقاومت و غیره حرف نمی‌زند، بلکه از ملت و دفاع از تمدن کهن ایرانی و دیگر هویت‌های قومی صحبت می‌کند.

به‌این‌ترتیب است که مذهب و ناسیونالیسم کارکردهای مشابه خود را حتی اگر به طور هم‌زمان و به طور ترکیبی توسط حکومت‌ها بروز ندهند، در دوره‌ها و شرایط متفاوت و به طور مجزا آن را آشکار می‌کنند. هر دوی این مکاتب برای مغزشویی و تحمیق افراد جامعه کاربرد دارند و می‌توانند طبق خاصیت تفرقه‌افکنانه و نژادپرستانه‌ای که در ماهیت و ساختار فکری خود دارند در جوامع متفاوت به نسبت درجه آگاهی سیاسی و اجتماعی و رشد فرهنگی مردمش تأثیر مخرب و گمراه‌کننده بگذارند و انسان‌ها را از هویت انسانی و جهان‌شمول خود تهی کرده و با قرار دادنشان در قالب هویت‌های کاذبی که در ضدیت با منافع و خواست‌های انسانی‌شان قرار دارد، آن‌ها را تبدیل به نیروهایی کور و دنباله‌رو برای حفظ منافع و بقای قدرت‌های مافوق جامعه کنند.

اما خوشبختانه و به یمن ۴۶ سال مبارزات توده‌ای علیه یک حکومت فوق ارتجاعی اسلامی که در نتیجه شکست انقلابی که توانست یک دیکتاتوری با مقدسات ملی و قومی را سرنگون کند، به قدرت رسید، دیگر نه جمهوری اسلامی و نه هیچ جریانی مانند سلطنت‌طلبان “دوروبری” رضا پهلوی نمی‌توانند، مقدسات جعلی ملی و مذهبی و اسلامی را به مردمی بفروشند. مردمی که در تازه‌ترین تجمع اعتراضی وسیع خود به مناسبت خاک‌سپاری دو جوان که چند روز پیش با شلیک مزدوران بسیجی از یکی از پست‌های ایست و بازرسی برای به‌اصطلاح مقابله با پروژه جاسوسی اسرائیل در همدان به قتل رسیده بودند، شعارهای “می‌کشم، می‌کشم، آنکه برادرم کشت”، “دشمن ما همین‌جاست، دروغ می‌گن آمریکاست”، “مرگ بر ستمگر” و “محاکمه نه اعدام، حق مسلم ماست” را سر دادند.

این پاسخ، پاسخ عموم مردم ایران به رژیم در حال فروپاشی و سرنگونی است که فکر می‌کند با رقیق کردن اسلام‌گرایی و متوسل‌شدن به ناسیونالیسم و مقدسات قومی و ملی می‌تواند خود را نجات دهد و همچنین پاسخی به هر جریانی است که قصد دارد با رجوع به گذشته به قدرت برسد.

جامعه از همه مقدسات و تعلقات جعلی ملی و مذهبی عبور کرده و دیگر فضا و مجالی برای هیچ حکومت و جریان ارتجاعی متکی بر مذهب، اسلام، پرچم و خاک و غیره برای ادامه بقا یا عروج مجدد را نخواهد داد.

به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۳۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *