یک سؤال داغ این روزها این است که چرا خامنهای همچنان مخفی است، چرا جایی ظاهر نمیشود؟
به نظر من حتی اگر ناامنی یک دلیل آن باشد، دلیل اصلی این نیست. حرفزدن و مصاحبهکردن در یک پناهگاه نگرانی امنیتی ندارد. او فرمانده کل قوا و همهکاره این مملکت بوده و مسئولین برای آبخوردن هم باید از او اجازه میگرفتند، چرا در مورد آتشبس، مذاکره، غنیسازی و اسرائیل و ترامپ و غیره چیزی نمیگوید؟
به نظر من دلیل آن سیاسی است. ناشی از موقعیت جدید او در بالای نظام است. او حرفی برای گفتن ندارد وگرنه حضورش از همیشه برای نظام حیاتیتر است. در شرایطی که حکومت شکستهای سختی از «دشمن صهیونی» خورده است، فرماندهان اصلیاش کشته شدهاند، تأسیسات اتمیاش ضربات جدی خورده و ناتوانی دفاعی و تعرضیاش کاملاً عیان شده، سازمانهای جاسوسی اسرائیل در تاروپود نظامش ریشه دوانده، دولت سر کارش کارهای نیست، دیپلماسیاش شکستخورده و دولتهای اروپایی بیش از همیشه علیهش با دولت آمریکا یکدست شدهاند، قبل از جنگ نیروهای نیابتیاش زمینگیر شده و در داخل سنگر استراتژیک حجابش را ازدستداده و اقتصاد فلجی هم دارد، وجود یک اتوریته در بالای نظام که رهبری این دوره را تأمین کند، به نظام افقی بدهد، مقامات باقیمانده را دور هم جمع کند و اعتمادبهنفس ازدسترفته را به آنها برگرداند، بیش از همیشه حیاتی است و تنها کسی که تا کنون چنین اتوریتهای در میان حکومتیان داشته خامنهای است؛ بنابراین امنیت جواب نیست. مسئله عمیقاً سیاسی است.
واقعیت این است که همه سیاستهایی که خامنهای مسئول اصلیاش بوده شکستخورده است. نه از گذشته میتواند دفاع کند و نه توان رجزخوانی برای آینده دارد. نه توان ادامه جنگ دارد و نه تسلیم راهگشایش خواهد بود و اگر هم راهگشا باشد این خامنهای نیست که میتواند چنین جام زهر کشندهای را سربکشد. پس صلاح دیده یا دیدهاند که فعلاً در پناهگاه بماند. در واقع خامنهای از نظر سیاسی مرده است و روی دست نظام مانده است. نه توان حذفش را دارند نه حفظش را.
این فاکتوری حیاتی است و در کنار سایر شکستهای نظام، آن را بهسرعت بحرانیتر میکند. افق دیگری مقابل نظام نیست. دمیدن دوز ناسیونالیسم در تبلیغات حکومتی و ادعای یکپارچگی بهتماممعنی پوچ است و به سهم خود مشکلات هویتی حکومت را عمیقتر میکند.
به نقل از ژورنال شماره ۱۰۷۹
۱۲ تیر ۱۴۰۴
مندرج در نشریه انترناسیونال ۱۱۳۶
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران