به دنبال فشار سناتورهای جمهوریخواه کنگره آمریکا بر رئیسجمهور برای روشن ساختن موضعش درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی، ترامپ روز یکشنبه گذشته اعلام کرد که هدف او برچیدن کامل برنامه هستهای رژیم اسلامی است.
این موضع ترامپ در مورد برنامه هستهای جمهوری اسلامی تا حد زیادی آب پاکی را روی دست سران حکومت ریخته و فعلاً امیدشان به اینکه با ترامپ به توافقی برسند که به قیمت تسلیمشدن کاملشان تمام نشود را به یأس تبدیل کرده است. چنین تغییر موضعی توسط ترامپ قابلپیشبینی بود. او نمیتوانست یکتنه و با نادیدهگرفتن منافع و مواضع دولتهای اروپایی دخیل در برجام و همچنین اسرائیل با جمهوری اسلامی به توافقی مشابه برجام برسد. بعلاوه با تنشهایی در کابینه خود هم مواجه شده بود و علیرغم اینکه ناچار به کنارگذاشتن برخی از اعضای کابینهاش شد که خواهان برچیدهشدن کامل غنیسازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی بودند، در نهایت مجبور به پذیرش خواست مخالفان خود شد.
خامنهای و ترامپ میتوانستند به یک توافق در حد برجام برسند، درصورتیکه فشارهایی که ترامپ فکر نمیکرد بر سرش آوار شوند، او را تا این حد در منگنه نمیگذاشتند. او هنوز کمی بیشتر از ۱۰۰ روز است که ریاست دولت آمریکا را بر عهده گرفته و با نارضایتیها و اعتراضات عمومی نسبت به سیاستها و اقدامات ضدمهاجرتی، ضد LGBTQ، ضد معیشتی و ایجاد گرانی و اعمال سانسور و خفقان با حذف بودجههای رسانهها و لغو کمکهای مالی به دانشگاههایی که حاضر به پذیرش شروط وی مبنی بر تأیید و حمایت از سیاستهای راسیستی و فاشیستیاش نشدند، مواجه شده است. وعدهای هم که به میلیاردرها و الیگارشیهای آمریکایی داده بود که رونق اقتصادی ایجاد خواهد کرد و آمریکا را به مقام اول در جهان خواهد رساند، در نتیجه جنگ تعرفهای که به راه انداخت نهتنها محقق نشد، بلکه در همین مدت کوتاه باعث سقوط بازار سهام و افزایش نگرانیها از رکود اقتصادی شده و زیر این فشار ناچار به عقبنشینیهایی در کاهش و تعلیق برخی از تعرفههای وارداتی شده است. وعده پایاندادن به جنگ روسیه و اوکراین در مدت یک ماه نیز که همچنان معلق مانده و نتوانسته است کاری از پیش ببرد.
بهاینترتیب وعدههای انتخاباتی ترامپ تا امروز یا عملی نشدهاند یا معضلات جدیدی را به دنبال آوردهاند و حالا او مانده است و آخرین وعده و شاید آخرین شانسش که بتواند با متحقق کردن آن اندکی از فشارهای ناشی از ناکامیهای اقدامات گذشتهاش را بکاهد. به همین خاطر ترامپ اگر میتوانست به تنهایی با جمهوری اسلامی به توافق برسد، خیلی مایل به اعمال فشار برای گرفتن امتیازاتی فراتر از محدودکردن پروژه هستهای جمهوری اسلامی بهطوریکه قادر به ساخت هستهای نباشد، نبود. او همیشه گفته است که فقط رژیم اسلامی بمب هستهای نداشته باشد و دیگر هیچ نمیخواهد. ولی روند مذاکره مطابق خوشبینیهای ترامپ و خامنهای پیش نرفت و حالا هر دو طرف زیر فشار دولتهای اروپایی و اسرائیل قرار گرفتهاند. ترامپ موضعش را تغییر داده و خامنهای هم باید تکلیفش را روشن کند که به نظر میرسد راهی جز تندادن به همه خواستهای دولتهای اروپایی و مخالفان امتیازدادن به جمهوری اسلامی در آمریکا و اسرائیل نداشته باشد.
ترامپ پس از نشست سوم بر سر توافق هستهای بهشدت زیر فشار برای تغییر موضعش نسبت به توافق هستهای با جمهوری اسلامی قرار گرفته بود و قبل از اینکه رسماً اعلام کند، عملاً با لغو نشست چهارم به خامنهای و سران رژیم اعلام کرده بود. لغو نشست عراقچی با نمایندگان انگلیس، فرانسه و ایتالیا هم که قرار بود یک روز قبل از نشست چهارم با هیئت مذاکرهکننده آمریکایی برگزار شود در نتیجه تأثیرگذاری دولتهای اروپایی از جمله فرانسه، انگلیس و آلمان بر تغییر موضع ترامپ بود. در این اثنا انفجار کانتینرهای حاوی مواد شیمیایی برای تهیه سوخت موشکی در بندر رجائی و به دنبال آن کشف شبکه تروریستی جدید رژیم در انگلیس نیز بنزینی بودند که بر آتش مواضع ضدهستهای و موشکی و ضد حمایتهای جمهوری اسلامی از گروههای تروریستی در منطقه ریخته شد.
حالا مسئله توافق هستهای به برچیدهشدن کامل غنیسازی اورانیوم، توقف کامل حمایت رژیم از تروریستها و گروگانگیری از اتباع خارجی و دو تابعیتیها که در قالب رعایت حقوق بشر طرح شده، گرهخورده است و اینها شروطی هستند که دولتهای اروپایی مصمم به تحمیلشان بر جمهوری اسلامی هستند.
اینجا جمهوری اسلامی است که باید تن به تسلیم بدهد. دیگر زیاده از حد دردسرساز شده و بهویژه دولتهای اروپایی تاب تحملش را ازدستدادهاند. سیاستها و اقدامات گروگانگیری رژیم “داد” مردم اروپا را درآورده و فشارهای اجتماعی و افکار عمومی در غرب متأثر از انقلاب “زن، زندگی، آزادی” بر دولتهایی که همواره سعی کردهاند راه مماشات را پیشه کنند، شدت گرفته است و دیگر نمیتوانند بدون درنظرگرفتن خواستهای اجتماعی وارد معامله و توافق با جمهوری اسلامی شوند. از طرف دیگر اختلافات بر سر منافع سیاسی و اقتصادی میان آمریکا و اروپا بعد از بهقدرترسیدن ترامپ باعث شده تا موضوعاتی مانند حمایت از تروریسم و بهاصطلاح حقوق بشر و گروگانگیری که برای ترامپ دررابطهبا توافق هستهای موضوعیت ندارد، بهعنوان اهرمهایی علیه وی به شروط توافق اضافه شوند. اسرائیل نیز حاضر به کنارآمدن با ترامپ دررابطهبا جمهوری اسلامی نیست و مخصوصاً بعد از انفجار سوخت موشکی در بندرعباس و اصابت موشک حوثیها به نزدیکی فرودگاه اسرائیل خود را بیشتر از گذشته محق میداند که نباید به رژیم اسلامی هیچ ارفاقی کرد.
تا اینجا، موضوع به موقعیت جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی دررابطهبا مسئله توافق هستهای و موشکی و غیره مربوط است. موضوع اساسیتر و بنیادیتر برای رژیم، اوضاع داخلی است. خامنهای و سران رژیم از ترس شکلگیری یک خیزش انقلابی سهمگین و نابودکننده علیه حکومتشان که بروزات آن در سطح جامعه در حال گسترش است، بیش از ترامپ مشتاق رسیدن به توافق هستند. حکومت علاوه بر اینکه از نظر سیاسی و اجتماعی مورد نفرت عمومی است، در بنبست سهمگین اقتصادی گیر افتاده و اعتراضات مردم به شرایط معیشتی و کمبودهای آب، برق، گاز و دارو و غیره هر روز وسیعتر و عمومیتر میشود.
جمهوری اسلامی زیر این فشار عمومی و سراسری است که علیرغم همه هارت و پورتهای بیخاصیت و توخالی، همه تلاشش را بکار گرفته تا این توافق عملی شود. تازهترین تقلایش برای جلب رضایت غرب و ترامپ دستور توقف حمله حوثیها به کشتیها در دریای سرخ است و بعلاوه قرار است پزشکیان برای دستبوسی ترامپ به عربستان برود. همچنین سران حکومت طبق خبری که صداوسیمای رژیم منتشر کرد و سپس تکذیب شد، در حال تدارک بازگشایی سفارت آمریکا در تهران هستند.
بااینحال و با وجود همه تقلاهای زبونانه و مستأصلانهای که حکومت برای نجات خود در برابر ترامپ میکند، خود امیدی به بقایش ندارد.
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران