گفتوگو با شهلا دانشفر
انترناسیونال: همانطور که در جریان هستید چند روز قبل سالگرد قتل مهسا امینی و آغاز انقلاب ۱۴۰۱ بود. این روز از هفتههای قبل در داخل و خارج از کشور توسط مخالفین جمهوری اسلامی و به اشکال مختلف گرامی داشته شد. لطفاً کمی از حالوهوای اعتراضات در داخل ایران برای ما بگویید. جامعه ایران چگونه به استقبال این روز رفت؟
شهلا دانشفر: امسال در سومین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی بخشهای مختلف جامعه با بیانیههای پرشور، با گرامیداشت یاد جانباختگان انقلاب و با فریاد شعارهای شبانه و مرگ بر دیکتاتور بر زندهبودن انقلاب و بر به پایان رساندن پیروزمند انقلاب نقطه تأکید گذاشتند.
در سالروز انقلاب و در ادامه اعتراضات کارگران رسمی نفت این کارگران در مراکزی چون شرکت نفت و گاز آغاجاری، شرکت مناطق نفتخیز جنوب و در شرکت نفت فلات قاره در سیری تجمع کردند. همچنین در کرمانشاه از سوی بخشهای مختلف بازنشستگان تجمع باشکوهی با فریاد “کارگر اعتصابی حمایتت میکنیم، زندانی سیاسی آزاد باید گردد” جریان داشت. در شب این روز در نقاطی از کرج از جمله کیانمهر کرج و گوهردشت و حداقل در هشت نقطه تهران از جمله صادقیه و شهرک قدس، چیتگر، جردن، قلعهحسنخان، هفتحوض، تهرانپارس، شهرک نفت تهران، جوانان، زنان و مردم با تجمع و راهپیمایی و با فریاد شعارهایی چون “مرگ بر دیکتاتور”، “مرگ بر خامنهای”، ” مرگ بر جمهوری اسلامی”، “خامنهای قاتله، حکومتش باطله”، “مرگ بر حکومت کودککش”، سومین سالگرد انقلاب را گرامی داشتند. در شهرک قدس در تهران با ایستادگی جوانان و مردم شجاع نیروی انتظامی مجبور به ترک محل شد. در مشهد مردم با شعار “نترسید، نترسید ما همه با هم هستیم” بر ادامه انقلاب تأکید داشتند. در صادقیه مردم پرچم جمهوری اسلامی را پایین کشیدند. در گوهردشت مردم با فریاد مرگ بر دیکتاتور و با فریاد “بسیجی بیشرف” با سرکوبگران حکومت درگیر شدند و در این شهر زن جوانی در خیابان با فریاد: “ایران را تبدیل به زندان کردید” دست به اعتراض زد. در شیراز نیز مردم معترض با سرکوبگران درگیر شدند و در میدان مخابرات ساوه، اصفهان و میدان تجریش تهران فضا بهشدت امنیتی بود. جالبتوجه اینکه فریاد مرگ بر دیکتاتور در چند روز بعد از سالروز در جاهایی بلند شد. یک نمونهاش اعتراضات جمعهایی از جوانان در شهر سبزوار بهخاطر گرانیها و مشکلات معیشتی با فریاد مرگ بر دیکتاتور بود.
در سالروز انقلاب همچنین در سنندج جمعی از فعالین حقوق زن در اکتی خیابانی با در دستگرفتن نوشتهای با مضمون “مهسا نماد نسلی است که سکوت را شکست” و قرائت بیانیهای با تأکید بر پیشبرد مبارزه برای دستیابی به حقوق برابر و آزاد زنان سالگرد انقلاب را گرامی داشتند. در سقز نیز علیرغم فضای امنیتی اعتصاب عمومی بود و بخشی از کسبه دیواندره نیز مغازههایشان را تعطیل کرده بودند. ضمن اینکه در سقز شبانه نیز شعاردهیهایی انجام شد.
در این مناسبت خانوادههای دادخواه در همراهی جمعهای قابلتوجهی از مردم با رفتن به مزار عزیزانشان یاد تمامی جانباختگان انقلاب زن، زندگی، آزادی را گرامی داشتند و بر ادامه انقلاب تأکید کردند.
یک اتفاق دیگر در سالروز انقلاب، آزادی ناهید خداجو فعال کارگری و زندانی سیاسی بود که پس از یک سال و هفت ماه حبس از زندان قرچک ورامین آزاد شد. ناهید خداجو بعد از آزادی از زندان در پیامی زیبا و شجاعانه گفت: “زندهباد انقلاب، نه به اعدام، به امید آزادی زندانیان سیاسی و به امید آزادی پخشان عزیزی، شریفه محمدی، وریشه مرادی”. درود بر ناهید خداجو.
در سالروز انقلاب کارزار سهشنبههای نه به اعدام در ۵۲ زندان جریان داشت و بیانیه اعضای این کارزار به گرامیداشت سالگرد اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و یاد مهسا امینی نماد انقلاب زن، زندگی، آزادی اختصاص داشت.
حرکت قابلتوجه اعتراضی دیگر در این روز از سوی زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک صورت گرفت. بنا بر خبر منتشر شده در شبکه اجتماعی ایکس گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی، همزمان با سومین سالگرد کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی و هشتاد و ششمین هفته کارزار “سهشنبههای نه به اعدام”، جمعی از زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین دست به تجمع زدند و با سردادن شعارهایی از جمله “مرگ بر دیکتاتور”، “نه به اعدام” و “تا لغو حکم اعدام ایستادهایم، تا پایان”، اعتراض خود را اعلام کردند.
بدینگونه سالگرد انقلاب مهر شرایط سیاسی امروز را بر خود داشت.
سالگرد انقلاب در حالی فرارسید که حکومت در پی شکستهای سختی که خورده در نقطه سرنگونی قرار گرفته و بهخاطر بحران عمیق اقتصادیاش ناتوان از اداره جامعه است. در مقابل، مردم ضعف حکومت را شاهدند و برای رهایی از این جهنم در اشکال مختلفی دست به اعتراض میزنند. بازتاب این شرایط بهشدت متحول سیاسی را در تدارک گرامیداشت سومین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی و گفتمانها و فضای اعتراضی آن شاهد بودیم.
بازتاب آن را در بیانیههای اعتراضی به مناسبت سالگرد انقلاب چه در بیانیههای جمعی و چه در بیانیههای مستقل از سوی تشکلهای مختلف کارگری – اجتماعی و فعالین انقلاب زن، زندگی، آزادی و در فضای مدیای اجتماعی و پیامهای خانوادههای دادخواه به همین مناسبت بهروشنی میبینیم. یک نمونه آن بیانیه ۲۴ تشکل و جمعهای حمایتی کارگری – اجتماعی است که ۱۷ شهریور چند روز قبل از سالروز انقلاب انتشار یافت. در این بیانیه با اشاره به زندهبودن انقلاب زن، زندگی، آزادی بر دوام بخشیدن به آن تأکید شده و در بخشی از آن چنین آمده بود: “هیچ اصلاحی از بالا قادر به درمان زخمها نیست. هیچ دروغی دربارهٔ دشمن خارجی نمیتواند چشم ما را بر حقیقت ببندد که دشمن ما همینجا و رودرروی ماست، در ساختار سرکوب و تبعیضی که بر گردهٔ مردم سنگینی میکند.” و بعد بر سه رکن بنیادی انقلاب زن، زندگی، آزادی یکی پایان آپارتاید جنسیتی و همة اشکال تبعیض، دیگری تأمین و تضمین رفاه عمومی و غنیسازی زندگی، و سومی آزادیهای بیقیدوشرط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و جامعهای که در آن انسان نه ابزاری برای قدرت، که خالق آزاد زندگی خویش است تأکید کرده است. این بیانیه همچنین بر مفاد همة منشورها و بیانیههایی که در جریان اعتراضات بنیادین مردم شکلگرفتهاند پای فشرده و آنها را سندهای زندهٔ ارادهٔ جمعی خود دانسته است.
در همین راستا نهاد دادخواهان و تشکل شورای سازماندهی اعتراضات پرستاران نیز که خود از امضاکنندگان بیانیه ۲۴ تشکل هستند، بیانیه مستقلی دادهاند. در بیانیه دادخواهان بر پایاندادن به اعدام و زندان و سرکوب یک گام مهم برای هموارکردن راه رهایی و پیروزی و محاکمه حاکمان جنایتکار بهخاطر نابودی زندگی و جوانی چندین نسل و برای پاسخگویی جنایات و سیاستهای نابودگرشان تأکید شده است.
همچنین تشکلهای ندای زنان ایران، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و شورای بازنشستگان و اتحاد بازنشستگان نیز به مناسبت سومین سالگرد انقلاب بیانیههای مستقل خود را داشتند. یک تأکید مهم بیانیه ندای زنان اتحاد و همدلی برای نابودی و جمعکردن بساط آپارتاید جنسیتی، بهعنوان جنایت علیه بشریت و برای ساختن دنیایی بهدور از تبعیض و نابرابری بود. از سوی دیگر ۱۴۰ فعال و تشکل از داخل و خارج کشور به همین مناسبت بیانیه مشترکی تحت عنوان” با پرچم زن، زندگی، آزادی بهپاخیزیم و ضربه نهایی را بزنیم! ” را دادند که در بخشی از آن اتمام حجت کرده و مینویسد: “آنچه مردم میخواهند، درهمکوبیدن کلیت ساختار قدرت حاکم با تمامی مناسبات آن است؛ نه صرفاً استعفای خامنهای، نه تغییر بخشی از نظام، نه اصلاحات، نه رژیمچنج، نه دستبهدست شدن قدرت از بالا، و نه پدرانگی برای انقلابی که اولین انقلاب زنانه تاریخ بشریت است؛ انقلابی برای نابودکردن تمامی قوانین و مناسبت مردسالارانه و ضد زن. پایان جمهوری اسلامی نزدیک است و انجام این امر کار ماست.”
پیام روشن همه این پیامها و گفتمانها تأکید بر زندهبودن انقلاب و تداوم آن تا پیروزی است. پیام آن تأکید بر خواستهای بنیادین انقلاب زن، زندگی، آزادی و پایاندادن به هر نوع اعمال قدرت از بالای سر جامعه است. تأکید آن بر اعمال اراده خود مردم برای ساختن جامعهای آزاد، برابر، انسانی و بهدور از هر گونه تبعیض و ستم و استثمار است.
بیانیههای سومین سالگرد انقلاب بیانگر صفآرایی فعالین انقلاب زن، زندگی، آزادی در اوضاع خطیر سیاسی امروز است و همانطور که اشاره شد حالوهوای اعتراضی جامعه در آستانه سالروز انقلاب زن، زندگی، آزادی را نشان میدهد. بدین ترتیب اتفاقاتی که در این روز شاهد بودیم، حاکی از انفجاری قدرتمندتر از آنچه در سال ۱۴۰۱ شاهد بودیم در چشمانداز نزدیک جامعه است.
انترناسیونال: مراسم امسال چه تفاوتها و تمایزاتی با مراسم دو سال قبل داشت؟ تناسب قوا میان مردم و حکومت نسبت به پیشازاین چه تغییراتی کرده است؟
شهلا دانشفر: تفاوت در اوضاعواحوال سیاسی امروز جامعه است. همانطور که قبلاً هم بحث داشتهایم اوضاع سیاسی بعد از جنگ ۱۲ روزه حکومت با اسرائیل و تسلیم آن به آتشبس و شکستی که خورد اوضاع را نسبت به قبل متفاوت کرد.
بهویژه اینکه بحران عمیق اقتصادی حکومت موجب ابربحرانهای چون بیآبی، بیبرقی و گرانیهای نجومی شده و زندگی مردم در سطح جامعه را به لبه پرتگاه کشانده است. شرایطی که کل جامعه را به نقطه انفجار رسانده است. اجناس هر روز گرانتر میشوند و صعود قیمت دلار به بالای صدهزار تومان آنهم با دستمزدهای چندین بار زیر خطفقر کارگران و بخش عظیم جامعه و حتی پرداختنشدن آن برای ماهها، فریاد همه بخشهای مردم را بلند کرده است و اکنون که در آستانه شروع سال تحصیلی جدید هستیم یک درد بزرگ بخش وسیعی از مردم عدم توانایی فرستادن کودکانشان به مدرسه است. بعلاوه اینکه درد تخریب محیطزیست و فرونشست زمین بهویژه در جایی مثل اصفهان هم مزید بر علت شده و نگرانیها را صدچندان کرده است؛ بنابراین بر سر همه اینها اعتراض هست. هم اکنون بخشهای مختلف کارگری و نود و نهدرصدیهای جامعه در اعتراضی هر روزه بر سر معیشت خود هستند. خود حکومتیها از اینکه همهجانبه در لبه پرتگاه قرار دارند صحبت میکنند. مکانیسم ماشه نیز فعال میشود و تحریمها شدت مییابد؛ بنابراین جمهوری اسلامی بیش از هر وقت در سراشیبی سرنگونی قرار گرفته است. در این شرایط امید مردم به سرنگونی بیشتر شده و هراس و وحشت حکومت از بهپاخاستن قدرتمندتر مردم شدت یافته است.
این اتفاقات معادله تناسب قوا میان مردم و حکومت را نسبت به سال گذشته متفاوت کرده است. از همین رو امروز مسئله آلترناتیو آینده بعد از سرنگونی حکومت بحث داغی است. تحرکات راست برای آلترناتیوسازی و دفترچه “دوران اضطرار” رضا پهلوی، سندی از همین دست تلاشها برای آلترناتیوسازی از بالای سر مردم است که هدفی جز حفظ سیستم موجود ندارد. اما دیدیم که خیلی زود به حاشیه رفت.
این تحرکات حتی در درون خود حکومتیان نیز شدت یافته است. جبهه اصلاحات با کوبیدن بر طبل بازسازی اعتماد ملی و گشودن باب تعامل سازنده با جهان در پوشش التفات نشان دادن به مردم تحت عناوینی چون عفو عمومی و آزادی زندانیان سیاسی بر دست شستن سپاهیان از اقتصاد و بازگشت سپاه و بسیج به پادگانها تأکید کرده است. این بیانیه و تأکیدات آن نشانگر وحشت حکومتیان از انقلاب مردم است و دارند آخرین تلاش خود را برای حفظ نظامشان به کار میبرند. قبلاً هم موسوی و دارودستههای دیگری از اصلاحطلبان حکومتی در برابر انقلاب راهکار رفراندوم و تشکیل مجلس مؤسسان را جلو آوردند. اما چند صباحی نگذشت که همه اینها به فراموشی سپرده شد و امروز تشکلهای مختلف کارگری – اجتماعی و فعالین زن، زندگی، آزادی خیلی قاطع در برابر انواعواقسام آلترناتیوسازیها از بالای سر جامعه ایستاده و با تأکید بر پایاندادن به هر گونه اعمال قدرت از بالای سر مردم میگویند که ما مردم با مبارزاتمان در کف خیابان سرنوشت خود را رقم خواهیم زد و این یک پیام روشن سومین سالگرد انقلاب زن، زندگی، آزادی و پاسخی روشن به شرایط سیاسی حاضر بود و که بازتاب آن را در بیانیههای ویژه این مناسبت شاهد بودیم.
انترناسیونال: در پاسخ به دو سؤال قبل از اعتراضات گسترده در سطح جامعه و بازتاب آن در فضا و حالوهوای سالگرد انقلاب صحبت کردید. تصویر اجمالی شما از این اعتراضات چیست و چه تأکیدات فوریای در این مورد دارید؟
شهلا دانشفر: درست است، همانطور که اشاره کردم جامعه از اعتراض میجوشد و یک انفجار اجتماعی قدرتمند در پیش است.
ما شاهد مقابله هر روزه و شجاعانه زنان برای حفظ خاکریز فتح شده حجاب و جدال جانانهشان علیه آپارتاید جنسیتی حکومت هستیم. دختران جوانی که با موتورسواری و رقص مختلط و آوازخوانی و برگزاری کنسرت بیحجاب در کنار خیابان و در اشکال متنوع و زیبایی هر روزه دیوارهای آپارتاید جنسیتی را میشکنند.
ما شاهد اعتراضات گسترده جامعه علیه فقر و گرانی و بر سر معیشت هستیم. شب بیست و هشتم شهریور بود که بار دیگر مردم در سبزوار در اعتراض به گرانیها دست به اعتراض زدند. همانطور که اشاره کردم بحران عمیق اقتصادی حکومت زندگی و معیشت مردم را به تلاطم انداخته است.
در مقابل، اعتراضات علیه فقر و گرانی و علیه جنگافروزیهای حکومت که اوضاع را به چنین وضعیتی کشانده گسترده است. از جمله بهمحض پخش خبر فعالشدن مکانیسم ماشه گفتمان علیه جنگافروزیهای حکومت با فریاد “غنیسازی زندگی حق مسلم ماست” در مدیای اجتماعی بالا گرفت و هم اکنون اعتراضات کارگران رسمی و ارکان ثالث در صنعت نفت این مرکز کلیدی کارگری سراسری است و چندین روز از هفته را به خود اختصاص داده است. اعتراضات بازنشستگان همچنان در روزهای مختلف هفته جریان دارد. در جایی مثل کرمانشاه ما شاهد برگزاری تجمعات بزرگ بخشهای مختلف بازنشستگان با هم هستیم و این اعتراضات هر روز بیان تعرضیتری به خود میگیرد.
پرستاران با شعار “کرامت، معیشت، رفاه، حق مسلم ماست” اولتیماتوم به ازسرگیری اعتراضاتشان را دادهاند. رانندگان کامیون که قبل از جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل اعتصاب سراسری قدرتمندی را به راه انداختند و گفتمان اعتصابات سراسری در سطح جامعه را داغتر کردند، اکنون با کارزار برای برشمردن کارشان در زمره مشاغل سخت و زیانآور دارند دوباره به میدان میآیند. مراکز بزرگ کارگریای چون زامیاد و فولاد اهواز دوباره به میدان آمدهاند و ما شاهد بیش از چهل روز اعتراض در ایرالکو در اراک بودیم و امروز شعار “کارگر اعتصابی حمایتت میکنیم” به شعار خیابانی بازنشستگان تبدیل شده است.
از سوی دیگر در برابر سرکوبگریهای حکومت و افزایش اعدامها صف مردم متحدتر شده و کارزار سهشنبههای نه به اعدام همچنان ادامه دارد و دامنهاش به ۵۲ زندان کشیده شده است و کارزار علیه اعدام و زندان به کارزار قدرتمند و اجتماعیای تبدیل شده که یکسر آن در کف خیابان، یکسرش در زندانها و سر دیگرش در سطح جهان است.
این شرایط همانطور که قبلاً نیز اشاره کردم برآمد قدرتمندی از اعتراض را در چشمانداز قرار میدهد. اعتراضاتی که تنها راه خلاصی مردم از فقر و بیتامینی و زیر پا گذاشته شدن هر روزه کرامت انسانیشان است. اعتراضاتی که اجتماعی بودن آن بستر سراسری شدن آن را فراهم کرده است. تأکید من بر اتحاد سراسری اکتیویستهای کارگری و اجتماعی و تمامی فعالین انقلاب زن، زندگی، آزادی بر اتحاد مبارزاتی حول خواستهای رادیکال سراسری است. متحدشدن حول همان خواستهایی که در دو منشور خواستهای حداقلی بیست تشکل و مطالبات پیشرو زنان برشمردهشده بود و در همین سالگرد انقلاب موردتأکید بیست و چهار تشکل و جمع حمایتی کارگری – اجتماعی قرار گرفت و مضمون دیگر بیانیهها را نیز تشکیل میداد. با شکلگرفتن چنین اتحاد سراسریای میشود به تدارک تجمعات و اعتصابات سراسری رفت و برای انجام آن متحدانه فراخوان داد. همانطور که اشاره کردم همینالان در نفت اعتراضات کارگران رسمی و یا ارکان ثالث سراسری است. میشود در این صنعت مهم کلیدی به تدارک اعتراضات تمام بخشهای شاغل در آن رفت. میشود در سطح شهرها از جمله جایی مثل اراک یا خوزستان و یا اصفهان که در برگیرنده کانونهای داغ اعتراضات کارگری هستند، اعتصابات سراسری را سازمان داد و دامنهاش را در سطح استانها و کشور گسترش داد و میشود بر سر مسائل سراسریای چون مقابله با جنگافروزیهای حکومت، مقابله با اختلاسها و دزدیها و یا مقابله با زندان و اعدام در سطح کشور اعتصابات سراسری را شکل داد و شهرها را به تعطیلی کشاند. در این میان نقش کلیدی با رهبران و اکتیویستهای کارگری و اجتماعی و فعالین زن، زندگی، آزادی است که در این ابعاد به “چه باید کردها” بیندیشند و در کنار هم بایستند و آن را سازمان دهند و اینها همه قدمهای مهمی در بهبود توازن قوا برای داغشدن فضای اعتراض در کف خیابانها است و باید برای آن متحد شد. اوضاع خطیر و حساس است. در برابر تعرضات معیشتی و سرکوبگریهای حکومت صف قدرتمندی را باید شکل داد و با اعتراض گسترده پاسخ داد. تنها راه رهایی، به پیروزی رساندن انقلاب ماست و باید برای آن با قدرت هرچهتمامتر گام برداشت.
به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۴۷
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران