مصوب سی و یکمین پلنوم کمیته مرکزی حزب باتفاق آرا
۱- مبارزه سوسیالیستی مبارزه ای سازمانیافته است و حزب سازمان رهبری و پیشبرد این مبارزه است. برای کمونیسم کارگری حزب و حزبیت امری هویتی و جزء لاينفک مبارزه برای برانداختن سرمایه داری و تحقق سوسیالیسم است.
۲- حزب و مبارزه سازمانیافته حزبی یک پیش شرط کسب قدرت سیاسی بوسیله طبقه کارگر است. حزب مظهر و نماینده طبقه کارگر در مبارزه برای خلع ید سیاسی از بورژوازی و تجسم عملی شعار “کارگران جهان متحد شوید” در مبارزه بر سر قدرت سیاسی است.
۳- در شرایط حاضر سرنگونی جمهوری اسلامی و خلع ید سیاسی و اقتصادی از بورژوازی در گرو تامین رهبری حزب کمونیست کارگری بر جنبشهای اعتراضی و جنبش سرنگونی طلبانه مردم است.
۴- بدون اتکا به حزب و گسترش سازمان حزب و شبکه های فعال حزبی در میان کارگران و توده مردم و در جنبشهای اعتراضی، تامین رهبری حزب در جامعه ممکن نیست. حضور مستقیم حزب در میان مردم یک پیش شرط مهم گسترش محبوبیت توده ای حزب بعنوان یک نیروی رهبر و توانا برای سرنگونی حکومت و ایجاد و پا گرفتن تمایل و شور و اشتیاق عمومی برای پیوستن به سازمان حزب و کمپینهای حزبی است.
۵- تلقی رهبری و کادرهای حزب از حزب و حزبیت بعنوان یک اصل پایه ای و یک جزء هویتی کمونیسم کارگری و مبارزه کمونیستی برای رهائی، و انعکاس این بینش در تبلیغ و ترویج و سازماندهی و کلیه وجوه فعالیتهای حزبی یک جزء تعیین کننده در رشد و گسترش و تقویت حزب و تامین رهبری آن در جامعه است.
۶- وجود دیکتاتوری و اختناق طولانی در ایران، ضعف تاریخی سنت و فرهنگ تحزب در جامعه، تجربه منفی مردم از سیاستها و عملکرد معدود احزابی که بعنوان اپوزیسیون و حتی باسم کمونیسم شناخته میشده اند اما بطور واقعی نماینده آرمانها و خواستهای انسانی و برابری طلبانه مردم نبوده اند، در افکار عمومی به یک بيتفاوتی به حزبيت منجر شده و يک نوع حزب گریزی و تقدس فعالیت فردی و مستقل از احزاب را درمیان برخی از روشنفکران و فعالین جنبشهای اعتراضی دامن زده است.
۷- حزب عامل اتحاد و همبستگی مردم است. اتحاد مردم در اعتراضات و مبارزاتشان برای سرنگونی جمهوری اسلامی تنها حول اهداف و سیاستهای وحدت بخش حزب، یعنی سیاستهای رادیکال و آزادیخواهانه و برابری طلبانه ای که انسان و انسانیت و حرمت انسانی را محور قرار میدهد ممکن است.
۸- حزبی میتواند رهبر باشد که بعنوان یک سازمان و نیروی سیاسی در جامعه و در میان بخش هر چه وسیعتری از مردم محبوب و با نفوذ باشد. نه تنها برنامه و سیاستهای حزب، بلکه خود حزب و سازمان حزبی و شخصیت های علنی و شناخته شده حزب باید در انظار مردم به مظهر و تجسم آرمانهای انسانی و سوسیالیستی تبدیل شود و عضویت در حزب و تداعی شدن با حزب در میان مردم عزیز و محترم شمرده شود.
با توجه به نکات فوق پلنوم به جهت گیری و وظایف عمومی زیر تاکید میکند:
۱- تبلیع و اشاعه ضرورت و مطلوبیت حزب و پیوستن به حزب بعنوان یک جزء دائم تبلیغات و آگاهگری حزبی. در کنار تبلیغ سیاستها و اهداف و شعارهای حزب، تاکید بر نفس حزبیت و سازمانیافتن در حزب باید یک جزء تعطیل ناپذیر فعالیت تبلیغی حزب باشد.
۲- نقد و طرد حزب- پروسه به معنی تلقی از جذب به حزب و عضوگیری حزبی بعنوان یک نتیجه خودبخودی و اتوماتیک فعالیتهای حزبی، و یا بعنوان آخرین پله پروسه توضیح و تبلیغ و ترویج سوسیالیسم و سیاستهای حزبی. تبلیغ و اشاعه بلاواسطه ضرورت و مطلوبیت حزب و پیوستن به حزب باید یک جزء همیشگی تبلیغات و روشنگریهای حزبی باشد.
۳- سازماندهی شبکه ای از فعالین حزبی در محل کار و زندگی کارگران و توده های مردم و تامین حضور حزب در جامعه و در جنبشهای اعتراضی و امکانسازی برای حزب در یک سطح گسترده از طریق این شبکه فعالین.
۴- تبلیغ حزب و سازمانیابی حزبی بعنوان راه عملی متحد و منسجم کردن اعتراضات و مبارزات مردم در شرایط حاضر و یک حلقه تعیین کننده در سرنگون کردن جمهوری اسلامی.
مطرح کردن حزب و فعالیت حزبی در پاسخ به سئوال چه باید کرد مردم. سازماندهی مردمی که از طریق تلویزیون و یا طرق دیگر با حزب تماس میگیرند در جهت پیشبرد فعالیتهای پایه ای حزب نظیر مطالعه ادبیات حزب و تکثیر و توزیع آنها، جمع آوری کمک مالی برای حزب، عملی کردن رهنمودهای مبارزاتی حزبی و غیره.
۵ – تلاش برای شناخت وسیعتر مردم از ضرورت و مطلوبیت حزب و مبارزه حزبی. یک هدف و نتیجه و حاصل دخالتگری و تاثیرگذاری حزب بر مبارزات کارگری و جنبشهای اعتراضی جاری باید اشاعه وسیع مطلوبیت حزب و مبارزه حزبی و گسترش شبکه ای از فعالین حزبی در دل این مبارزات باشد. قبول و پیشبرد سیاستها و شعارهای معین تاکتیکی حزب بوسیله فعالین اعتراضات و جنبشهای جاری امری بسیار مهم و حیاتی است، اما بهیچوجه کافی نیست. نباید به مقبولیت تاکتیکی حزب در میان فعالین جنبشهای جاری بسنده کرد. فعالین و رهبران عملی جنبش کارگری و دیگر جنبشهای اعتراضی باید عرصه فعالیت خود را بعنوان جبهه مشخصی از یک جنگ سراسری و همه جانبه که حزب با کل بورژوازی به پیش میبرد ببینند و خود را متعلق به این مبارزه بدانند.
۶- تقویت حزبیت و سنتهای فعالیت حزبی و مقابله با تقدیس فعالیت مستقل که بعنوان یک عارضه دیکتاتوری و ناکامیهای سازمانهای چپ در گذشته هنوز بر اذهان بخشی از فعالین و حتی در افکار عمومی جامعه سنگینی میکند. پاسخ اجتماعی ما به این گرایش در یک سطح عمومی سیاستها و فعالیتها و پیشرویهای حزب کمونیست کارگری است اما مشخصا و بویژه در میان فعالین چپ “مستقل” باید صریحا این گرایش را نقد و طرد کرد.
۷- تاکید بر حزبیت و تعلق و تعهد به حزب بعنوان یک رکن اصلی کادریت. تعلق و تعهد حزبی باید بعنوان یک معیار مهم در انتخاب کادر در نظر گرفته شود. عضو حزب میتواند بدلایل تاکتیکی و کمپینی به حزب جذب شود و با پذیرش شعارها و یا سیاستها و عرصه های معینی به حزب بپیوندد، ولی کادر حزب کسی است که هدف و امر سیاسی اش برانداختن سرمایه داری و تحقق سوسیالیسم است و برای حزب و مبارزه حزبی جایگاهی همتراز آرمان سوسیالیسم قائل است. درک و شناخت این جایگاه و ضرورت و مطلوبیت استراتژیک حزب در مبارزه با کل نظام سرمایه داری جرئی از رشد اعضای حزب و یک پیش شرط ارتقای آنان به کادر است.
۸ تلاش بی وقفه و هرروزه برای جذب تعداد هرچه بیشتری از فعالین و رهبران عملی جنبش کارگری و رهبران سایر جنبش های اعتراضی حق طلبانه به حزب. شخصیت های شناخته شده حزب چه در سطح سراسری و چه محلی نقش مهمی در ملموس کردن حزب برای مردم، گسترش دامنه نفوذ حزب در میان مردم و بردن سیاست های حزب به درون مبارزات و جذب توده وسیعتری از کارگران و مردم به حزب دارند.
پلنوم بر انجام پیگیر وظایف فوق بعنوان محور فعالیت حزب در جهت اتحاد و تقویت صف مبارزات مردم علیه جمهوری اسلامی، شکل دهی به یک جنبش انقلابی توده ای و تامین رهبری و سازماندهی انقلاب علیه جمهوری اسلامی تاکید میکند و از رهبری حزب میخواهد نقشه عملها و نتایج مشخص عملی این سیاست را مشخص کند و در دستور کار کمیته ها و ارگانهای مختلف حزب قرار دهد.*