قطعنامه مصوب پلنوم ۶۰ کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری در مورد
بنبست جمهوری اسلامی
۱- نظام جمهوری اسلامی بر پایه یک تناقض بنا شده است: تناقض میان غربستیزی با ملزومات جهانی کارکرد سرمایه در ایران و تأمین ابتداییترین نیازهای معیشتی مردم. ویژگی اصلی شرایط سیاسی امروز ایران این است که این روند که از بدو بهقدرترسیدن جمهوری اسلامی تا امروز ادامه داشته است اکنون به انتهای خود رسیده است و دیگر قابل ادامه نیست. این تناقض تنها با سرنگونی جمهوری اسلامی میتواند حل شود.
۲- با سقوط رژیم اسد و ضربه خوردن و تضعیف شدید نیروهای نیابتی رژیم، اکنون پروژه هستهای و غنیسازی اورانیوم به محور تنش بین دول غرب و جمهوری اسلامی تبدیل شده است. این کشاکش میتواند به تسلیم جمهوری اسلامی و تندادن به شرایط دول غربی، و یا برعکس، به مقاومت در برابر شرایط غرب و تداوم برنامه هستهای و موشکی، و در نتیجه تشدید تحریمها و تهاجم نظامی دیگری منجر شود. مواضع و گفتههای ضدونقیض خامنهای و سایر مقامات حکومتی نشانه بلاتکلیفی و کشاکش جناحهای حکومتی بر سر این دوراهی است. در هر دو حالت رژیم در مقابله با جنبش انقلابی مردم به موقعیتی ضعیفتر و درماندهتر و بحرانزدهتر رانده خواهد شد.
۳- تنندادن جمهوری اسلامی به شرایط تروئیکا و آژانس اتمی و فعالشدن مکانیسم ماشه نشانه دست بالا پیداکردن خط مقاومت در برابر دول غربی و ادامه سیاست غربستیزی در جمهوری اسلامی است. این امر از یکسو با تشدید تحریمهای اقتصادی شرایط معیشتی توده مردم را بهمراتب وخیمتر و غیرقابلتحملتر میکند و از سوی دیگر به انزوای بیشتر حکومت در دنیا منجر میشود، به فضا و تنش جنگی دامن میزند و حمله نظامی را محتملتر میسازد.
۴- از یکسو حکومت قادر نیست از استراتژی غربستیزی و ملزومات آن، پروژه هستهای و تقویت نیروهای اسلامی ضد غربی – ضد اسرائیلی در منطقه و موشکهای بالستیک و کلاً برنامه موشکی خود، دست بکشد. این امر هم بهخاطر نفی هویت و مبانی استراتژیک حکومت و هم از نظر تناقض با منافع باندهای مافیایی حکومت که در شرایط تحریم و انزوای اقتصادی رژیم شکلگرفته و ثروت نجومی و سلطه خود بر بخش اعظم اقتصاد ایران را مدیون غربستیزی حکومت هستند، با نفس موجودیت و ساختار جمهوری اسلامی مغایر است.
از سوی دیگر شکست و ورشکستگی نظامی – سیاسی خط مقابله با آمریکا و اسرائیل، و فلج کامل و ابربحرانهای اقتصادی، بیآبی و بی برقی و تورم و گرانی فزاینده، ادامه این شرایط را برای حکومت بسیار دشوار کرده است. رژیم در موقعیت باختباخت قرار گرفته است.
۵- تناقضات پایهای رژیم در کشمکشهای جناحی حکومت نیز بازتاب مییابد. از نظر خامنهای و اصولگرایان وفادار به او، همانطور که اخیراً عراقچی اعلام کرد، جنگ در مقایسه با دست شستن از پروژه هستهای زیان کمتری دارد. جناح خامنهای امیدوار است و تلاش میکند جنگ و فضای جنگی و تشدید تحریمها جامعه را به استیصال و تلاش برای قوت لایموت بکشاند و اعتراضات و مبارزات را تحتالشعاع خود قرار دهد. در مقابل، اصلاحطلبان بقای نظام را با ادامه سیاستهای ضد غربی ناممکن میدانند. این جهتگیری در تأکید ظریف بر تغییر پارادایم ضدآمریکایی، در بیانیه موسوی و جبهه اصلاحات، و حتی سخنان روحانی بهروشنی اعلام شده است. این عملاً به معنی گذار از خامنهای است.
۶- تحولات پس از ۷ اکتبر موقعیت خامنهای در میان صفوف حکومت را بسیار تضعیف کرده است. این امر به نوبه خود عامل مهمی در بههمریختگی و بی افقی حکومت و عدم انسجام اظهارات و موضعگیریهای مقامات حکومتی است.
۷- فلج و بنبست اقتصادی که خود را در ابربحرانهای بیآبی و بی برقی و تورم نجومی و سقوط آزاد ارزش ریال و تعطیلی گسترده فعالیتهای تولیدی نشان میدهد گرچه در نتیجه شرایط جنگی و تشدید تحریمها حادتر شده است؛ ولی حاصل سیاستهای جمهوری اسلامی است. جنگ و تحریم خود در سیاستهای ضدغربی حکومت ریشه دارد. بحران اقتصادی معیشتی امروز نتیجه سرمایهداری دزد سالار و فاسدی است که خود در انزوای جهانی حکومت شکلگرفته است. هر نوع سازش و یا تسلیم به شرایط غرب در بنبست اقتصادی حکومت و وضعیت فلاکتبار معیشتی توده مردم بهبودی نخواهد داد.
۸- در شرایط حاضر هدف غرب توقف پروژه هستهای و آمریکا – اسرائیلستیزی و روآوری حکومت به تعامل با غرب است. آمریکا و اسرائیل و کل دول غربی میتوانند به یک جمهوری اسلامی هرس شده از سیاست و جهتگیری ضدآمریکایی – ضد اسرائیلی رضایت بدهند. اما آنچه این تغییر جهت اساسی را برای حکومت بسیار خطرناک و دشوار میکند موقعیت رژیم در خود ایران است. استراتژی مرگ بر شیطان بزرگ برای حکومت از همان مقطع تسخیر سفارت آمریکا اساساً کاربرد سرکوب و عقب راندن مبارزات مردم را داشته است و بهویژه امروز که رژیم با جنبش عظیم زن، زندگی، آزادی مواجه است این تغییر ریل عملاً تیرخلاص به پیکر نیمهجان حکومت و نظام حاکم خواهد بود.
۹- در چنین شرایطی انقلابی که با جانباختن مهسا ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد در ابعاد یک جنبش سرنگونیطلبانه رادیکال و گسترده با پرچم زن، زندگی، آزادی ادامه دارد. انقلاب و جنبش زن، زندگی، آزادی تا همینجا نقش تعیینکنندهای در شکلدادن به روند تحولات، رابطه جمهوری اسلامی با غرب، موقعیت منطقهای رژیم، و کشاکش جناحها داشته است و این جنبش است که در نهایت جمهوری اسلامی را زیر بار تناقضاتش خرد خواهد کرد و به آینده جامعه شکل خواهد داد. منشورها و بیانیهها و شعارها و تشکلها و نهادهای فعال در جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی، نیروی تعیینکننده نهتنها در سرنگونی جمهوری اسلامی، بلکه در دوره گذار و در شکلدادن به آینده ایران خواهند بود.
با توجه با نکات فوق حزب بر نقش تعیینکننده انقلاب زن، زندگی، آزادی، دستاوردهای سیاسی و تشکیلاتیاش و برافراشته نگاهداشتن پرچم این انقلاب تأکید میکند و برای هماهنگ و همراهکردن فعالین و نهادهای کوشنده در جنبش زن، زندگی، آزادی در همه عرصههای مبارزه در خارج و داخل کشور و حمایت این نهادها از بیانیهها و فراخوانهای یکدیگر و انتشار بیانیههای مشترک تلاش میکند.
حزب با تمام توان خود برای نمایندگی شدن صف انقلاب در دوره گذار و تعیین تکلیف نظام بعدی میکوشد و تشکیل یک سازمان چتری سراسری از جمعها و نهادها و شوراها و شبکههای فعال در انقلاب زن، زندگی، آزادی را بهمنظور تقویت هرچه بیشتر این جنبش در روند سرنگونی حکومت و تضمین نقش مستقیم مردم در دوره گذار و آینده سیاسی جامعه در دستور کار خود قرار میدهد.
حزب با تأکید بر خلعید اقتصادی از باندهای مافیایی حکومت و سپردن کنترل و اداره سرمایهها و منابع و مراکز تولیدی و اقتصادی آنها به مردم متشکل در شوراها و تشکلهای نوع شورایی در فردای سرنگونی حکومت، اعلام میکند سوسیالیسم تنها راه ازبینبردن شکاف عظیم طبقاتی بین فقر و ثروت و برقراری آزادی و برابری و رفاه در ایران بعد از جمهوری اسلامی است.
کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری ایران
۱۳ مهر ۱۴۰۴ – ۵ اکتبر ۲۰۲۵
به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۵۰
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران