این روزها اتفاقات جالبی در ایران میافتد. اتفاقاتی که دیگر اتفاق نیست و به قاعده تبدیل شده است. زنان پشتسرهم گامهای بزرگتری به جلو برمیدارند، از خطقرمزهای بیشتری عبور میکنند و دردسرهای تازهای برای حکومت میآفرینند. ابتکار دست زنان و مردم پیشرو است که به پایههای پوسیده حکومت هجوم میبرند و حکومت به دنبال هر تعرضی، تلفات خودش را میشمارد. مسئولان شروع به افشای یکدیگر میکنند و مسئولانی هم تهدید یا دستگیر میشوند.
ماراتن بیحجاب در کیش یکی از این اتفاقات است که در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه مردم ماندگار میشود، همانطور که صحنههای هفته دیزاین تهران در دانشکده هنرهای زیبا، کنسرت کاروانسرا، جشنوارهها، مراسمهای متعدد هنرمندان و جشنهای عید نوروز که بیشتر به آکسیونهای ضدحکومتی تبدیل شده. درست در روزهای قبل از رژه بیحجابی در کیش، خامنهای با شنیدن گزارش تکاندهنده! برخی نهادها در مورد برهنگی! و خارجشدن کنترل از دست حکومت، تنش لرزیده بود و به دولت ابلاغیه داده بود که بلکه کاری بکنند. اما حتی جرئت نکرد ابلاغیه یا دستوراتش را علنی کند. احتمالاً اینقدر از سر ضعف و احتیاط ابلاغیه داده که علنی شدنش را به حال خودش و حکومتش مفید ندانسته است. دولت هم مانده بود چه جوابی به آقا بدهد. اما بجای دولت زنان در کیش جواب درخوری به آقا دادند و گفتند بهتر است از این غلطها نکند.
دستگاه قضایی حکومت به دنبال هر کدام از این رویدادها شروع به تهدید میکند و برای تعدادی از مسئولین و دستاندرکاران پرونده درست میکند که نتیجه نهاییاش هم جایی درز نمیکند؛ یعنی در واقع به جایی نمیرسد. قبلترها در مقابل اتفاقی هزار بار کوچکتر از ماراتون کیش دستگاه قضائی و سپاه و بسیج و اطلاعات و رئیس مجلس و دولت و گله ائمه جمعه شروع به رجزخوانی و تهدید میکردند و قمهکشها را به خیابان میکشاندند، اما حالا حتی قوه قضائیه هم حالوروز خوبی ندارد. اژهای امروز پس از واقعه کیش گفته است که «اگر بقیه همراه نشوند و فقط قوه قضائیه با قوه قهریه وارد شود، کفایت نمیکند». همین یک جمله به حد کافی گویا است. در واقع دارد به آقا میگوید که آن ۲۶ ارگانی که قبلاً همکاری میکردند دیگر حاضر به همکاری نیستند و ما تنها ماندهایم! انتظاری از ما نداشته باشید!
جالب این است که از استاندار تا مقامات مختلف هر شهر و سپاه و اطلاعات و مسئولین قضائی همه از قبل در جریان تکتک این رویدادها هستند و میدانند قرار است چه اتفاقی بیفتد؛ اما جلواش را نمیگیرند. همه از قبل خبر دارند، اطلاعاتیها هم مثل سابق از همه چیز از قبل مطلعاند، گزارش هم میدهند؛ اما ارگانها و مقامات و مسئولینی که قرار است جلوی آن را بگیرند خودشان دستشان در کار است. در مورد ماراتن کیش اعلام کردهاند که دو نفر بازداشت شدهاند، اما بلافاصله سروصدای طرف مقابل درآمده و علیه قوه قضائیه و مقامی از بیت رهبری دست به افشاگری زده است که «پس چرا فرزند یکی از مقامات عالیرتبه، سیدعلیاصغر حجازی که نزدیک بیت رهبری است، و مدیریت یک مجموعه تجاری و تفریحی به نام «رواق» را در تهران دارد، میتواند رویدادهایی برگزار کند که در آن شرکتکنندگان پوششی بهمراتب آزادانهتر از «ماراتن کیش» داشتند؛ اما در مورد ماراتن کیش باید با اقدام قضائی مواجه شود؟»
واقعیت مهم این است که پیشروی زنان و کل جامعه به دنبال انقلاب زن، زندگی، آزادی ازیکطرف شکاف در میان بالاییها را تشدید کرده و از طرف دیگر بدنه اجرایی حکومت را پاسیو و بعضاً با خود همراه کرده و بازوهای حکومت را به درجه زیادی از کار انداخته است. حتی بخشی از زندانبانان هم دیگر با خامنهای و بالاییها همدل و همراه نیستند. بدنه اجرایی حکومت که قرار است قوانین و دستورات حکومتی را اجرا کنند باوری به آنها ندارند و از اجرای قوانین سرپیچی میکنند. خیالشان هم راحت است که حکومت در مقابل آنها دستش بسته است. بخشی از آنها که دستور صادر میکنند نیز اعتقادی به دستورات خود ندارند. بدنه این را بو میکشد و نمیخواهد خود را بیش از این در مقابل شهروندانی که شامل فرزندان خودشان نیز میشود و بهخاطر رژیمی که تشتش از بام افتاده، خراب و بدنام کند. قبلاً در مطلبی نوشته بودم که در ایران قدرتی دوگانه شکلگرفته است، جمهوری اسلامی ازیکطرف و زنان بیحجاب، با قدرتی نهادینه شده، علنی و گسترده و غیرقابلحذف که یک دنیا شاهد آن است از طرف دیگر و این قدرت هر روز به زیان حکومت و به نفع زنان و جامعه در حال تغییر است. این روند هر روز شتاب بیشتری میگیرد، حکومت ریزش میکند، مردم قدرتشان بیشتر میشود.
خودشان هشدار داده بودند که خاکریز حجاب که بریزد سایر خاکریزها هم میریزد. به این امید عبث نشسته بودند که جلوی بیحجابی را میگیرند. اما آنچه شاهدش هستند پتکهایی است که بر خرابههای خاکریز حجاب و آپارتاید جنسیتی و پیکر فرتوت حکومت و بنیادهای آن زده میشود. دنیا هم متوجه خردشدن استخوانهای حکومت شده است. ته دل مقامات خالی است و کار چندانی از دستشان ساخته نیست. میدانند که طرف مقابل قویتر شده و چنان جلوآمده که دیگر نمیتوان راحت عقبش راند. آنهم توسط حکومتی که نه آبرویی دارد نه انسجامی، نه توان اقتصادی برای مانور دارد و نه دورنمایی برای کاهش بحرانهایش و کاهش خشم و نارضایتیهای مردم.
صحنه زیبای ماراتن کیش درعینحال یک حقیقت دیگر را هم نشان داد: آینده زیبای ایران را. میتوان تصور کرد که با سرنگونی جمهوری اسلامی چه انرژیهایی آزاد میشود و چه استعدادهایی شکفته میشود. استعدادها و انرژیهایی که در دل مقاومتها و مبارزات هر روزه مردم دارد جان میگیرد و فردا به شکلی انفجاری شروع به ساختن جامعهای نمونه خواهد کرد.
انقلاب زنانه
زن، زندگی، آزادی
به نقل از نشریه انترناسیونال ۱۱۵۸
حزب کمونیست کارگری ایران وب سایت رسمی حزب کمونیست کارگری ایران