hasjemi

اسقاطی ها

یاشار سهندی

hasjemi
امیر کبیر صبح روزی که در حمام فین کاشان چشمش به میرغضبهای شاه جوان (ناصرالدین) افتاد باورش نمیشد شاهی که خود کمک کرد تا موقعیتش مستحکم شود اکنون حکم به “سیاست” او داده است. امیر کبیر دوران، (این لقبی است که سردار سازندگی، هاشمی رفسنجانی سخت به آن علاقه دارد!) هم فکر نمیکرد روز بعد از مرگ خمینی و زمانی که هنوز جسد امام به گور سپرده نشده بود با دستان خودش “علی روزه خوان” را کرده بود “رهبر” و “آقا”، اکنون چنین تحقیر آمیز ستون خیمه نظام را با عدم “احراز صلاحیت” باطل کند. میگویند رفسنجانی بازی را برده، از اول هم وارد بازی “برد برد” شده بود. اما حقیقت این است که جمهوری اسلامی بازی را باخته و خیلی وقت هم است که باخته است. این را هم همه کسانی که در جمهوری اسلامی سمتی داشتند (از معاونت وزیر کشور در دهه ۶۰ بگیر تا معاونت وزیر ارشاد در دوره خاتمی) میدانند. برای همین به هر خاشاکی چنگ میزنند تا هر جور شده جمهوری اسلامی را سرپا نگه دارند.
با ثبت نام رفسنجانی در همین ده روزه آخر ایشان خودشان را کشتند که نشان بدهند رفسنجانی تغییر کرده. طلبکارانه پرسیدند: مگر همه تغییر نمی کنند!؟ و گفتند باید کارنامه سیاه رفسنجانی را فراموش کرد چرا که دردی از مردم درمان نمی کند: “سوابق سیاه هاشمی بر کسی پوشیده نیست ولی جوانان نسل حاضر با تاریخ زندگی نمی کنند. آن ها امروز و در لحظه ی حاضر زندگی می کنند …
فهرست کردن جنایت ها و سرکوبها و غارتگری دسترنج زحمتکشان و اموال مردم در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی دردی از مردم درمان نمی کند. اگر جوانان به حمایت از هاشمی بر می خیزند نه به خاطر عدم آشنایی با کارنامه ی سیاه او که به خاطر بر پا کردن اجتماعات و ستادهایی ست که می توان حرف خود را علیه حکومت در آن ها زد. جوانانمان را درک بکنیم. “(ف م سخن) این “جوانان” مورد اشاره، اسم رمز خود عالیجنابانی است که تا دیروز در دستگاه جمهوری اسلامی یک کاره ای بودند و امروز همگی یا مثلا فعالیت رسانه ای میکنند، یا فعال سیاسی مستقل هستند یا کلا سیاست را بوسیدند و گذاشتند کنار وشدند فعال حقوق بشری!! و همه اینها در جهت حفظ جمهوری اسلامی است منتها بدون ولی فقیه.
اما با مهر “باطل شد” شورای نگهبان بر استوانه نظام، آنچنان که ابراهیم نبوی میگوید در شرایط “عصب زده” تشریف دارند: “در راستای اینکه ما در حال حاضر مقادیر معتنابهی عصب زده و دارای مشکلات شدید در تصمیم گیری شرایط بعد از حذف هاشمی می باشیم و منتظریم که هاشمی رفسنجانی و خاتمی یک تصمیمی بگیرند و ببینند این آقای عارف زیادی متعارف یا آن روحانی کاملا فریدون مورد توافق قرار می گیرند…” تا ایشان باز ده دلیل (حالا یکی بیشتر و یک کمتر!) برای حمایت از ایشان جور کند. اکبر گنجی میگوید: خامنه ای نمی فهمد، رفسنجانی باید بفهمد! عصب زدگی گنجی ها بی دلیل نیست، ایشان دوباره در ماه یک چیزهای دیده اند، اما از بزرگترشان (رفسنجانی) گرفته تا نبوی همکار مرحوم لاجوردی جلاد از “آقا” رودست خوردند و باید هم عصب زده باشند. و دراین عالم پریشانی اپوزیسیون طرفدار رژیم، یکی هم گفته “اعتقاد دارم که ما در آینده نزدیک از سوی اقشار جامعه شاهد یک نوع قهر سیاسی با حکومت خواهیم بود” (مهرزاد بروجردی) یکی دیگر هم در جایی نوشته: “انتخابات مرده است زنده باد سیاست” و آرزو کرده یکی پیدا شود و ایشان را گرد هم آورد تا از دست ولی فقیه راحت شوند!
اگر خامنه ای مهر باطل بر پیشانی یاور قدیمی اش میزند از ترس این است که میداند رفسنجانی برای توده مردم به جان آمده میتواند بهانه باشد و کل نظام نشانه روند. نیروهای امنیتی و نظامی حکومت ماهها است که دارند هشدار میدهند شورش گرسنگان در راه است و اینبار مردم به راحتی به خانه نخواهند رفت. اگر اکبر گنجی آسمان و زمین را بهم بافته تا ثابت کند که امریکا و اسرائیل دنبال حمله به ایران هستند و خامنه ای بهانه کافی به دست آنها میدهد و بازیچه سیاست آنهاست هدفش ایجاد هراس و رعب در دل مردمی است که اینچنین “یاوران خمینی” را به جان هم انداختند. همه کسانی که این ده روز گذشته در حمایت رفسنجانی گفتند و نوشتند بیش از آنکه از خامنه ای هراس داشته باشند از قدرت مردم میترسند. ایشان هم هشدار رهبران سپاه را جدی میدانند و خطر بالقوه قدرت مردم را حس میکنند و میدانند چه قدرتی مهیبی است و یک بار هم تجربه کردند که با یاری امثال لاجوردی ها چه کشتاری راه انداختند تا مردم را ساکت کنند. خامنه ای اما از ترسش نه تنها بر رفسنجانی مهر باطل زد، بلکه این مزدوران بی جیره و مواجب حکومتش (نه الزاما شخص خودش) را نیز اسقاط کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *